بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 26

كاشانى (م 1091 ق) صاحب الوافى در حديث والصافى در تفسير و مفاتيح در فقه و محجة البيضاء در اخلاق و ... او در كاشان دار فانى را وداع گفت و در همانجا به خاك سپرده شد.[1]

9. شيخ الاسلام ملا محمّد طاهر قمى (م 1098 ق) مؤلف شرح تهذيب، حكمة العارفين (فى رد شبه المخالفين) و الفوائد الدينية در رد حكما و صوفيه و تحفة الاخيار به فارسى در فضايح صوفيه. او در قم چشم از جهان فروبست و در قبرستان شيخان مدفون است.[2]

10. شيخ المحدثين محمّد بن حسن معروف به شيخ حر عاملى (1033- 1104 ق) صاحب تأليفات بس گرانبهايى همچون وسائل الشيعه، اثباة الهداة، امل الامل، الفصول المهمه، الجواهر السنّيه و صحيفه سجاديه ثانيه. وى آخرين كسى بود كه از علامه اجازه روايت گرفته و متقابلا به او اجازه روايت داده است.[3]

البته اساتيد مجلسى به بيش از بيست تن مى‌رسد كه اين مقاله گنجايش ذكر همه آنها را ندارد.

شاگردان و راويان‌

علامه مجلسى از حوزه درسى بسيار وسيعى برخوردار و سيل مشتاقان علم و دانش از سرزمين‌هاى مختلف اسلامى به سوى او سرازير شده بود. ثمره و بازده اين حوزه با بركت، صدها تن از اعلام علما و نام‌آورترين دانشمندان اسلامى بود كه هركدام در ساخت‌وساز فرهنگ با عظمت شيعه نقش مؤثرى داشته‌اند. ميرزا عبد اللّه افندى اصفهانى تعداد شاگردان او را بالغ بر هزار نفر و سيد نعمت اللّه جزائرى بيش از هزار تن به شمار آورده‌اند كه اينك ما با در نظر گرفتن ظرفيت‌

[1]. همان، ص 633- 642.

[2]. فوائد الرضويه، ص 548.

[3]. همان، ص 473- 477.


صفحه 27

نوشتار، به چند تن از آنان اشاره مى‌كنيم:

1. دانشمند بزرگ و رجالى سترگ ميرزا عبد اللّه بن عيسى جيرائى تبريزى (ح 1066- 1130 ق) مشهور به ميرزا عبداللّه افندى مؤلف كتاب كم‌نظير رياض العلماء و صحيفه ثالثه سجاديه‌[1]و حواشى بر تهذيب و فقيه و مختلف و وافى و ...[2]

2. علامه نامدار سيد نعمت اللّه جزائرى (1050- 1112 ق) صاحب قصص الانبياء و انوار النعمانية و زهرالربيع و دو شرح بر تهذيب (صغير و كبير) و شرح بر صحيفه و توحيد صدوق و عيون الاخبار و ...[3]

3. محدث كبير شيخ حر عاملى (1033- 1104 ق) صاحب موسوعه گرانبهاى وسائل الشيعه در احاديث احكام.

4. علامه عاليقدر سيد على خان مدنى شيرازى (1052- 1118 ق).

5. آقا مير محمّد صالح بن عبد الواسع حسينى خاتون آبادى (م 1116 ق) داماد علامه مجلسى و صاحب شرح استبصار، روادع النفس، حدائق المقربين و ...[4]

6. آقا مير محمّد خاتون آبادى (م 1151 ق) فرزند آقا مير محمّد صالح مؤلف خزائن الجواهر در اعمال سال، السبع المثانى در زيارت ائمه سبعه عراق، الواح سماويه در اختيارات ايام و تعليقات بر شرح لمعه و معالم‌[5]و ...

7. مولى ابو الحسن بن محمّد طاهر بن عبد الحميد فتونى عاملى اصفهانى،

[1]. دعاهاى مأثور امام سجاد( ع) در چند نوبت و به وسيله چند تن از محدثين جمع‌آورى شده است كه در زير از آنها نام مى‌بريم:

1- صحيفه سجاديه معروف؛ 2- صحيفه سجاديه ثانيه توسط شيخ حر عاملى؛ 3- صحيفه ثالثه توسط ميرزا عبداللّه افندى؛ 4- صحيفه رابعه توسط مرحوم حاج ميرزا حسين نورى؛ 5- صحيفه خامسه توسط علامه فقيد سيد محسن امين جبل عاملى.

[2]. فوائد الرضويه، ص 253- 255.

[3]. همان، ص 694- 697.

[4]. فوائد الرضويه، ص 546- 547.

[5]. همان، ص 494.


صفحه 28

خواهرزاده آقا مير محمّد صالح خاتون آبادى و جد مادرى صاحب جواهر (م بعد از 1140 ق) كه تفسير مرآة الانوار و ضياء العالمين از آثار اوست.[1]

8. محدث محقق شيخ عبد اللّه بن نور الدين بحرانى، معروف به صاحب عوالم العلوم كه اين كتاب در بيش از صد جلد تأليف يافته است و مجلداتى از آن نيز به چاپ رسيده است.

9. سيد محمّد بن ابو تراب حسينى معروف به ميرزا علاء الدين گلستانه (م 1100 ق) از دانشمندان مشهور عصر خويش و برادر همسر علامه مجلسى بوده و حدائق الحقايق، بهجة الحدائق (در شرح نهج البلاغه)، شرح رساله امام صادق عليه السّلام به نجاشى (والى اهواز) و شرح اسماء الحسنى و ... از تأليفات اوست.[2]

10. سيّد باقر بن علاء الدين گلستانه.[3]

11. شيخ احمد بن محمّد بن يوسف بحرانى (1102 ق) صاحب رياض الدلايل و حياض المسائل و رسائلى در بداء و وجوب عينى نماز جمعه و استقلال پدر و ...

كه علامه مجلسى از او بسيار ستايش كرده است.[4]

12. شيخ سليمان بن عبد اللّه ماحوزى بحرانى (1075- 1121 ق) صاحب حادى عشر، المعراج (شرح فهرست شيخ تا آخر باب تاء) و الاربعين در (امامت) كه بهترين نوشتار او شناخته شده است.[5]

13. آقا سيد على بن سيد محمّد امامى اصفهانى مؤلف التراجيح در فقه، ترجمه شفا و اشارات شيخ الرئيس و كتاب هشت بهشت (ترجمه هشت كتاب از منابع معتبر اماميه مانند خصال و كمال الدين و امالى و عيون اخبار الرضا و ...)[6]

[1]. همان، ص 455- 456.

[2]. همان، ص 382.

[3]. همان، ص 55.

[4]. همان، ص 36.

[5]. همان، ص 204- 205.

[6]. فوائد الرضويه، ص 320.


صفحه 29

14. مولى محمّد بن عبد الفتاح سراب (م 1124 ق) صاحب سفينة النجاة در اصول الدين، ضياء القلوب در امامت، حواشى بر ذخيره و آيات الاحكام‌

اردبيلى و مدارك و معالم و شرح لمعه.[1]

15. فرزند او آقا محمّد صادق.[2]

16. دانشمند رجالى مشهور ملا محمّد بن على اردبيلى صاحب جامع الرواة كه در تأليف و ترتيب آن بيست سال مطالعه و تحقيق نموده است.[3]

17. مفسر محقق ميرزا محمّد بن محمّد رضا مشهدى قمى صاحب تفسير گرانبهاى كنزالدقائق. محدث قمى (ره) در توصيف آن چنين مى‌گويد:

«اين تفسير، احسن تفاسير و اجمع و اتم از همه است. انفع است از تفسير صافى و نور الثقلين»

و او را تأليفات ديگرى است به نام‌هاى احكام صيد و ذباحه، كتابى در اعمال سال به فارسى و تعليقاتى بر كشاف زمخشرى.[4]

18. عالم فاضل محمّد بن مرتضى مدعوبه هادى و مشهور به نور الدين اخبارى، برادرزاده ملا محسن فيض كاشانى و صاحب تفسير الوجيز و دررالبحار و شرحى بر مفاتيح فيض.[5]

19. مولى محمود بن غلامعلى طبسى مؤلف مختصر شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد و رساله‌اى در عروض و اثبات رجعت. او خطى بسيار زيبا داشته است.[6]

20. علامه بزرگوار آقا سيد ابراهيم بن محمّد معصوم قزوينى (م 145 ق) پدر

[1]. همان، ص 550.

[2]. همان.

[3]. همان، ص 557.

[4]. همان، ص 618.

[5]. همان، ص 634.

[6]. همان، ص 662.


صفحه 30

آيت اللّه سيد حسين قزوينى مؤلف معراج الاحكام در شرح مسالك و مستقصى الاجتهاد در شرح ذخيره.

در كتابخانه او بالغ بر 1500 جلد كتاب در موضوعات گوناگون علوم اسلامى وجود داشت كه بر بيشتر آنها تعليقه و حاشيه زده و 70 كتاب از تأليفات خويش و ديگران را به خط خود نوشته و همچنين حاشيه‌اى بر آيات الاحكام اردبيلى زده و رساله‌اى در بداء و سلاح المؤمنين و ... نگاشته است.[1]

خدمات گرانبهاى علامه مجلسى به جامعه تشيّع‌

بدون ترديد علامه مجلسى از نادر كسانى بود كه خداوند او را براى حفظ آثار و معارف مكتب اهل‌بيت رسالت عليهم السّلام برانگيخت، چنانكه تاريخ شيعه مانند او را كمتر به خود ديده است. مسلما اگر خدمات و اقدامات ارزنده او نبود فرهنگ شيعه امروز بدين‌حد از شكوفايى و عظمت نرسيده بود. اينك به منظور آشنايى بيشتر خوانندگان عزيز به پاره‌اى از خدمات و زحمات گرانبهاى اين فقيد علم و فرهنگ نگاهى گذرا مى‌افكنيم.

1. درهم شكستن هيبت و صولت صوفيه: در دوران صفويه، صوفيه قدرتى فراگير به دست آورده بودند و پادشاهان اين خاندان از آنجا كه به هر دليل سياسى يا اعتقادى‌[2]و ... به وجود آنان نياز مبرمى داشتند، گذشته از آن‌كه از پيشرفت و نفوذ

[1]. همان، ص 12- 13 و 381- 382.

[2]. شيخ صفى الدين اسحق اردبيلى( 650- 735 ق) جد سلاطين صفويه، رياست صوفيه اردبيل و آذربايجان را به عهده داشت و خود داماد و مريد شيخ زاهد گيلانى بوده است.

پس از وى صدر الدين- فرزند شيخ صفى- و پس از او خواجه على مقتداى صوفيه گرديد. سپس شيخ ابراهيم( يا شيخ شاه) مسندنشين او شده و آنگاه پسر كوچكترش شيخ جنيد جانشين او شد.

پس از چندى به ديار بكر رفته و مورد توجه پادشاه آق‌قويونلو- اوزون حسن- قرار گرفته و خواهر شاه را به همسرى پذيرفت.- با كشته شدن شيخ جنيد در جنگ با شيروانشاه در( 860 ق)، پسرش شيخ حيدر( كه دختر حسن- عالم شاه بيگم- را به ازدواج خود درآورده بود) به جايش نشسته و امر نمود تا مريدانش كلاه، سرخ رنگ دوازده ترك( به نشانه دوازده امامى بودن) بر سر نهند و بدين‌سبب آنان را قزلباش( سرخ‌سر) ناميدند.

شيخ حيدر در جنگ با يعقوب و شيروانشاه در سال( 893 ق) كشته شد و شاه اسماعيل در( 906 ق، سيزده سالگى) به خونخواهى پدر با پشتيبانى مريدانش قيام كرده و شيروان را تسخير نمود. سپس در سال 907 ق رسما به تخت سلطنت نشسته و سلسله سلاطين صفويه را تأسيس نمود.


صفحه 31

آنان جلوگيرى نمى‌كردند، حتى به آنان پروبالى داده و پشتيبانى شايانى نيز از آنها به عمل مى‌آوردند، زيرا از نفوذ معنوى آنها در ميان مردم بهره‌بردارى سياسى مى‌كردند. درست همان‌گونه كه سلاطين عثمانى از سلسله نقشبنديه و دراويش بكتاشيه استفاده مى‌كردند، ولى گسترش افكار و نفوذ اجتماعى آنان در كشور، اندراس و در نهايت برچيده شدن معارف پربار اهل‌بيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلّم را در پى داشت، درست در همين مقطع خطرناك و حساس تاريخ شيعه بود كه وجود دانشمندى توانا، آگاه، شجاع و داراى احاطه‌اى وسيع و عميق به فرهنگ و آثار ائمه طاهرين، لازم مى‌نمود كه به‌پا خيزد و با اين‌گونه افكار بى‌محتوا و منحرف به مبارزه پرداخته و راه را براى اعتبار بخشيدن دوباره به تشيع و شعائر اسلامى هموار نمايد و در اين راه از هيچ قدرتى اعم از سلاطين وقت و كارشكنى اطرافيان آنان و جهل و تعصب عامه مردم و تحريكات شيوخ صوفيه و ... نهراسد و اين حقيقتى است انكارناپذير كه براى اين امر خطير كسى جز علامه مجلسى ساخته و پرداخته نشده بود كه به خوبى از عهده كار برآمده و صولت روزافزون آنان را درهم شكست.[1]

2. تأليف دائرة المعارف عظيم بحار الانوار و گردآورى و موضوع بندى و تبويب و تقسيم اخبار و احاديث همراه با آيات متناسب با آنها در اين مجموعه حديثى و نقل گفتار مفسرين و جرح و تعديل گفتار حكما و متكلمين در آن و انتقال قرآن‌

[1]. براى اطلاع از گفتار علامه( درباره صوفيه): اول رساله اعتقادات، حق اليقين، صفت هفتم از صفات سلبيه خداوند. عين الحيوة، لمعه هشتم و مصباح پنجم.


صفحه 32

و حديث به نسلهاى آينده. او با اين عمل خود معارف اصيل تشيع را از خطر از بين رفتن و كهنه شدن رهايى بخشيد و به وسيله نقل از جوامع حديثى و يا نسخه‌بردارى و گنجانيدن عين آنها در لابلاى بحار، به احياى آثار سلف صالح اقدام شايسته‌اى نمود و بسيارى از آنها را از خطر فراموشى و انهدام نجات داد.

3. به تدريس كتب حديث و حل مشكلات آنها پرداخت.

4. به تربيت و آموزش بيش از يك هزار تن از علما كه هركدام بعد از وى در بخشى از سرزمين‌هاى پهناور اسلامى، رهبرى دينى مردم را به عهده گرفتند، اقدام نموده و با بيانات و تأليفات خود خلق بسيار را از گرداب هلاكت رهايى بخشيد.

5. در موضوعات گوناگون معارف اسلامى همچون: فقه، تفسير، كلام، حديث، تاريخ، دعا و ... دست به تأليف كتاب‌هاى بسيار زد.

6. با ايراد سخنرانى‌هاى ارزنده و مداوم در مراكز مذهبى و مساجد، شخصا به ارشاد و هدايت عامه مردم اقدام فرمود.

7. با اقامه نماز جمعه و جماعات و رونق مساجد و محافل مذهبى و نوسازى و بناى مساجد توجه شايانى مبذول مى‌داشت.

8. با بيانى ساده و درخور فهم عامه مردم، به سؤالات آنان جواب داده و نكات مبهم و مشكلات آنان را حل مى‌نمود.

9. براى حل معضلات كتب اربعه شيعه كه مدار عمل اماميه بر آن قرار گرفته است توجه و حساسيت خاصى از خود نشان داد چنانكه به كافى و تهذيب، شرح نوشت.

10. ترجمه و نشر معارف اهل‌بيت عليهم السّلام به زبان ساده فارسى براى مردمى كه تازه با تشيع و معارف ائمه هدى عليهم السّلام آشنا شده، ولى به دليل عربى بودن مصادر و منابع از استفاده آنها محروم بودند.

11. جايگزين ساختن مجالس وعظ و امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر با قهوه‌خانه‌ها


صفحه 33

و ميخانه‌ها و بتخانه كه در آن روزگار بسيار شايع و محل تجمع مردم آن عصر شده بود.

12. استفاده از موقعيت و نفوذ خود براى پشتيبانى و دفاع از ستمديدگان در برابر ستمكاران و استيفاء حقوق آنان.

13. تأمين احتياجات مردم و قبول عرايض و رسيدگى به امور آنان.

14. محدود ساختن قدرت پادشاهان و منع حاكمان و واليان از ظلم به عامّه مردم.

تأليفات علامه‌

علامه مجلسى را تأليفات فراوانى است كه هركدام در موضوع خود بى‌نظير يا كم‌نظير است. تأليفات او از نظر جامعيت و استحكام مطالب، شايان توجه و تحقيقات او از نظر عمق و دقت، مورد قبول همه علماى اعلام قرار گرفته است.

جالب توجه اينكه او علوم و فرهنگ بسيار غنى خاندان پيامبر را از كليه آرايه و پيرايه‌هايى كه در طول تاريخ بدان افزوده شده بود به خوبى زدوده و آن را به صورتى روشن به جهانيان عرضه كرده است. كتاب‌هايش هريك بسان شمعى فروزان فرا راه انديشمندان و فرزانگان قرار گرفته و ساليان درازى است كه همانند خورشيدى تابان، نور مى‌پاشد و روح حيات را در اعماق جان آدمى مى‌دمد، عالمان را تذكار و عوام را هدايت‌گر است.

علامه بحر العلوم آرزو مى‌كرد:

اى كاش ثواب يكى از تصنيفات فارسى علامه- كه روشنگر راه مردم ايران و عراق و هندوستان و افغانستان قرار گرفته و در طول قرون متمادى همانند مشعل فروزانى گم‌شدگان وادى حيرت و ضلالت را به شاهراه هدايت فرامى‌خواند- در نامه عمل او ثبت گردد و در مقابل، ثواب كليه تأليفات او در نامه عمل مجلسى نوشته شود.

از مطالعه بحار الانوار روشن مى‌شود كه بدون ترديد علامه يكى از عنايات‌