بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 37

شهادت و سرگذشت ابوطالب پدر آن حضرت و ايمان ابوطالب و نصوص و روايات وارده بر اين‌كه ائمه دوازده تن هستند و احوال گروهى از اصحاب على عليه السّلام‌

جلد دهم (ج 43- 45 چاپ جديد)- در حالات سيده نساء فاطمه زهرا عليها السّلام و امام حسن و امام حسين و خون‌خواهى مختار از قاتلان كربلا.

جلد يازدهم (ج 46- 48 چاپ جديد)- در حالات ائمه چهارگانه امام زين العابدين، امام محمّد باقر، امام جعفر صادق، موسى بن جعفر عليهم السّلام و جماعتى از اصحاب و فرزندان آن پيشوايان.

جلد دوازدهم (ج 49- 50 چاپ جديد)- شرح‌حال امام على بن موسى الرضا، محمّد بن على الجواد، على بن محمّد النقى و امام حسن عسكرى عليهم السّلام و احوال برخى از اصحاب و نزديكان ايشان.

جلد سيزدهم (ج 54- 53 چاپ جديد)- در احوال حجت منتظر.

جلد چهاردهم (ج 54- 63 چاپ جديد)- آسمان و جهان (سماء و عالم و كليات و اجزاء آنها مانند كهكشان‌ها، فرشتگان، جن، انسان، حيوان، عناصر اثبات حدوث جهان و باب‌هايى در صيد و طريق ذبح حيوانات، خوردنى‌ها و آشاميدنى‌ها و احكام ظروف از نظر فقه اسلامى و تمام كتاب طب النبى و طب الرضا.

جلد پانزدهم (ج 64- 72 چاپ جديد)- در ايمان و كفر و صفات مؤمنين و فضايل آنها و كفر و اخلاق رذيله در چهار جزء:

1. در ايمان و شرايط ايمان و صفات مؤمنين و فضايل آنها و فضايل شيعيان و صفاتشان (ج 64 و 65).

2. اخلاق نيك و منجيات (ج 55- 68).

3. اخلاق رذيله، كفر و شعبه‌هاى آن (ج 69- 70).

4. آداب معاشرت (ج 71- 72).

جلد شانزدهم (ج 73 و 76 چاپ جديد)- در آداب و سنن، زينت‌ها، تجملات، نظافت و سرمه كشيدن، استعمال عطريات و روغن‌ها، مسكن، خواب‌


صفحه 38

و بيدارى، سفر، منهيات و نواحى گياهى و حدود آنها.[1]

جلد هفدهم (ج 74 و 75 چاپ جديد)- در مواعظ و حكم.

جلد هجدهم (ج 77- 78 چاپ جديد)- در دو بخش: اول در طهارت و بخش دوم صلات به اضافه رساله «ازاحة العلة» شاذان بن جبرئيل در شناخت قبله و دعاهاى هفته و صلوات مخصوصه و نماز عيد فطر و قربان و كسوف و حاجت.

جلد نوزدهم (ج 89- 92 چاپ جديد)- در دو بخش تنظيم گشته، نخست در فضايل قرآن و آداب و ثواب قرائت آن و اعجاز قرآن و همچنين تمام تفسير نعمانى.

بخش دوم درباره ذكر و اقسام آن و آداب دعا و شروط آن، تعويذات، حرزها، دعا براى رفع دردها، دعاهاى هفته و ماه و سال، صحيفه ادريس پيغمبر عليه السّلام‌

جلد بيستم (ج 93- 95 چاپ جديد)- در زكات و صدقه، خمس، روزه، اعمال سال.

جلد بيست و يكم (ج 96 و تا صفحه 100 ج 97 چاپ جديد)- در حج و عمره و برخى از احوال مدينه و جهاد و رباط و امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر.

جلد بيست و دوم (بقيه ج 97- 99 چاپ جديد)- در آداب زيارت‌ها كه از ائمه معصومين نقل شده است به عنوان «مزار».

جلد بيست و سوم (100 و 101 تا ص 246 چاپ جديد)- در احكام عقود و ايقاعات.

جلد بيست و چهارم (بقيه 101 تا آخر همين جلد از چاپ جديد)- در احكام شرعيه تا كتاب ديات.

جلد بيست و پنجم (ج 102- 107 چاپ جديد) اجازات و تمام فهرست منتجب الدين رازى، منتخب كتاب «سلافة العصر» سيد على خان شيرازى، اوايل كتب اجازات سيد بن طاووس و اجازه كبير علامه حلى براى بنى زهره و اجازه‌

[1]. جلد 15 چاپ قديم بحار در دو جلد تنظيم و به همين جهت در تعداد مجلدات بحار اختلاف پيدا شده است و بعضى آن را 26 جلد پنداشته‌اند.


صفحه 39

شهيد اول و دوم و غير اينان از آنها كه از شيخ طوسى مؤخرند تا زمان آن بزرگوار.

توضيح: جلد 103 چاپ بيروت فهرست بحارالانوار به خط علامه مجلسى مى‌باشد كه به همان صورت افست گرديده است.

رهبر فقيد انقلاب اسلامى حضرت امام خمينى (ره) درباره بحارالانوار مى‌فرمايد:

كتاب بحارالانوار كه تأليف عالم بزرگوار و محدث عالى‌مقدار، محمّد باقر مجلسى مى‌باشد مجموعه‌اى است از قريب چهارصد كتاب و رساله كه در حقيقت يك كتابخانه كوچكى است كه با يك اسم نام برده شده است، صاحب اين كتاب چون ديده كتاب‌هاى بسيارى از احاديث است كه به واسطه كوچكى و گذشتن زمان‌ها از بين مى‌روند تمام آن كتاب‌ها را بدون آنكه التزام به صحت همه آنها داشته باشد در يك مجموعه به اسم بحارالانوار فراهم كرده و نخواسته كتابى عملى بنويسد، يا دستورات و قوانين اسلام را در آنجا جمع كند تا در اطراف آن بررسى كرده و درست را از غير جدا كند. در حقيقت بحار، خزانه همه اخبارى است كه به پيشوايان اسلام نسبت داده شده، چه درست باشد يا نادرست، در آن كتاب‌هايى هست كه خود صاحب بحار آنها را درست نمى‌داند و او نخواسته كتاب عملى بنويسد تا كسى اشكال كند كه چرا اين كتاب‌ها را فراهم كردى؟ پس نتوان هر خبرى كه در بحار است به رخ دين‌داران كشيد كه آن خلاف عقل يا حس است چنانكه نتوان بى‌جهت اخبار آن را رد كرد كه موافق سليقه ما نيست بلكه در هر روايتى بايد بررسى شود و آنگاه با ميزان‌هايى كه علما در اصول تعيين كردند عملى بودن يا نبودن آن را اعلان كرد.[1]

بر اين كتاب فهارس، استدراك‌ها، ترجمه‌ها، معجم‌ها و راهنماهاى گوناگونى‌

[1]. كشف الاسرار، ص 319- 320.


صفحه 40

نگاشته شده كه تعدادشان افزون بر 150 كتاب مى‌گردد.[1]

2. مرآة العقول فى شرح اخبار آل الرسول (شرح كافى)، 25 جلد آن به چاپ رسيده است.

3. ملاذ الاخيار فى فهم تهذيب الاخبار، شرح تهذيب، 16 ج.

4. شرح الاربعين، در حديث.

5. الوجيزة، در رجال.

6. الفوائد الطريفة، شرح صحيفه سجاديه (تا دعاى پنجم).

7. الاعتقادات، به فارسى و اردو ترجمه گشته است.

8. رساله در شكوك.

9. رساله اذان.

10. المسائل الهنديه، پاسخ به پرسش‌هايى كه برادرش ملا عبداللّه مقيم هندوستان از او پرسيده است.

11. حواشى متفرقه بر كتب اربعه.

12. رساله در اوزان، اولين تأليف علامه مجلسى.

ب: كتب فارسى‌

13. حيات القلوب، 3 ج.

14. حلية المتقين، به عربى و اردو نيز ترجمه شده است.

15. عين الحيوة، به عربى و اردو نيز ترجمه شده است.

16. زادالمعاد.

17. تحفة الزائر، به عربى نيز ترجمه شده است.

18. جلاء العيون، به عربى نيز ترجمه شده است.

[1]. مقاله‌اى تحت عنوان« كتابشناسى تأليفات علامه مجلسى» توسط نگارنده تدوين گرديده است.( اين مقاله در مجله مشكوة 29( زمستان 1369 ش) ص 150- 173 به چاپ رسيد).


صفحه 41

19. ربيع الاسابيع.

20. مقباس المصابيح.

21. حق اليقين، آخرين تأليف علامه مجلسى كه به عربى و اردو نيز ترجمه شده است.

22. مفاتيح الغيب (در آداب استخاره).

23. ترجمه توحيد مفضل.

24. رساله در بداء.

25. نظم اللئالى (پرسش و پاسخ در مسائل فقهى).

26. مجموعه رسائل اعتقادى علامه مجلسى (چاپ مشهد).

27. رساله در ديات.

28. رساله‌اى در السابقون السابقون.

و رساله‌هاى بسيارى در اختيارات، اوقات، رجعت، مال ناصبى، نماز شب، بهشت و دوزخ، مناسك حج، صفات ذاتى و فعلى خداوند، كفارات، زكات، نماز، نكاح، جبر و تفويض، بلاء، دفع شبهه از حديث جهل و معرفت، علائم ظهور و امام عصر، فلسفه شهادت امام حسين و ... را مى‌توان از جمله تأليفات فارسى ايشان نام برد و اگر كليه تأليفات او به صورت جديد چاپ شود بر 200 جلد بالغ مى‌شود كه خود دريايى بزرگ از معارف را تشكيل خواهد داد، اميد آنكه صاحب همتى كتب مجلسى را از زواياى كتابخانه‌ها بيرون كشيده و به زيور چاپ بيارايد.

اخلاق علامه‌

مرحوم علامه مجلسى متخلق به اخلاق الهى بود و در كوچك‌ترين كارهايش در پرتو رهنمودهاى ائمه طاهرين عليهم السّلام حركت مى‌كرد. اينك نمونه‌هايى از خصوصيات اخلاقى او:

الف: ياد خدا

علامه در طول عمر پربركت خود لحظه‌اى از ياد خدا غفلت نورزيد و در نتيجه‌


صفحه 42

همين خصوصيت باطنى بود كه توانست منشأ آن همه خيرات و بركات مادى و معنوى گردد.

علامه سيد نعمت اللّه جزائرى در جوهره 9، مقدمه شرح استبصار خويش در رابطه با برخى از حالات علامه چنين مى‌نويسد:

چندين سال با ايشان مصاحبت داشته و شب و روز با وى بودم. در اين مدت طولانى هيچ عمل مباحث از او نديدم تا چه رسد به مكروهات، زيرا علامه از فرموده رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلّم وليكن فى كل شى‌ء نيّة حتّى النّوم و الأكل پيروى مى‌نمود. او تمام اعمال و افعالش طاعت و عبادت بود با وجودى كه در سنين جوانى به نگارش دست يازيد (تأليف بحار را در سن چهل سالگى شروع كرد) تتبع علوم كرده بود بدان حد كه هيچ‌كس از معاصرينش به منزلت او، خصوصا در علم حديث نمى‌رسيد.

حل هيچ حديثى را از او نمى‌پرسيدم مگر آنكه به خبرى مفصل كه حل آن حديث مجمل و سربسته بود جوابم را مى‌داد (كه اين خود نشانگر تبحر سرشار اوست).

در مسجد جامع اصفهان بر اريكه منبر تكيه زده و به وعظ و ارشاد مردم مى‌پرداخت، كسى را گوياتر و زيبا سخن‌تر از او نمى‌ديدم.

حديثى را كه شبانگاه با وى مطالعه مى‌نمودم، صبحگاهان كه مطرح مى‌فرمود گويا هرگز اين حديث را نشنيده بودم از زيبايى بيان و شيرين سخنش.

ب: توجه خاص او به مجامع عبادت‌

آقا مير محمّد صالح خاتون آبادى در حدائق المقربين كه در شرح‌حال سى‌تن از برجستگان علماى شيعه از ثقة الاسلام كلينى تا علامه مجلسى ابو الزوجه و استاد خود نوشته- در توصيف او چنين مى‌نويسد:

اقامه نماز جمعه و جماعت را اهميتى به سزا مى‌داد و برايش ارزش فوق‌العاده قائل بود. اكنون كه پنج سال از فقدانش مى‌گذرد تقريبا مجمعى‌


صفحه 43

براى عبادت و نماز جمعه و جماعات به مانند زمانش تشكيل نگرديده است (و اين خود مى‌رساند كه در اثر اهتمام علامه به مساجد، مردم نيز جلب آنها گرديده و مجامع عبادى رونقى وافر گرفته بوده است) مجامعى كه هزاران تن شركت مى‌نمودند خصوصا در ليالى قدر و از شنيدن مواعظ و پندهاى او بهره‌مند مى‌شدند اينك تعطيل شده و متروك مانده است.

ج: پايدارى و استقامت او در راه اجراى قوانين اسلام‌

1. محو صوفيه‌

بدعت‌هاى صوفيه فضاى ملك و بوم ايران را مسموم ساخته بود. دراويش و خانقاه‌ها در سراسر ايران به وفور يافت مى‌شد. اما عالمى دلسوز و غيور همچون مجلسى بزرگ نمى‌توانست اين انحرافات را تحمل كند و لذا از تمام راه‌ها (چه بيان و چه نگارش) استفاده كرده و صولت و قدرت آنان را در هم شكست و حتى در مراسم تاجگذارى سلطان حسين صفوى اجازه شركت به آنان نداد. (در صورتى كه تا پيش از آن، صوفيان بودند كه تاج شاهى را بر سر شاه جديد مى‌نهادند و خطبه تاج‌گذارى را هم آنان مى‌خواندند).

2. منع باده‌گسارى و شراب‌خوارى‌

يكى ديگر از مفاسد كه در اواخر عهد صفوى دامنگير ايران شده بود، شرابخوارى بود كه اغلب مردم بدان آلوده شده بودند. علامه بزرگ مجلسى در مراسم تاجگذارى سلطان حسين صفوى پس از بستن شمشير سلطنت به كمر سلطان حسين در جواب سؤال شاه كه از او پرسيده بود: در قبال اين خدمت چه انتظارى دارى؟

بدون فوت وقت و اندكى درنگ پاسخ داد: انتظار دارم شاه مى‌خوارگى و جنگ طوايف (حيدرى و نعمتى) و كبوتربازى را با صدور فرمان ممنوع سازد.

شاه نيز با صدور فرمانى، ميگسارى را قدغن نموده و كليه باده‌فروشى‌ها منهدم گشت و تمامى سبوها و خمره‌هاى شراب شكسته شد.


صفحه 44

3. بت‌شكنى‌

در عهد علامه مجلسى، بتى در اصفهان بود كه كفار هند پنهانى آن را مى‌پرستيدند. خبر به علامه رسيد و بدون تأمل فرمان درهم شكستن آن را صادر نمود. بت‌پرستان هند حاضر به پرداخت مبالغ هنگفتى به شاه ايران گشتند تا اجازه دهد بت مزبور سالم مانده و آن را به هندوستان ببرند، اما با مساعى علامه، شاه سليمان نپذيرفته و بت، شكسته شد. خادمى كه مراقب و ملازم آن بت بود ريسمانى به گردن خويش آويخته و انتحار نمود.

خاتون آبادى در وقايع السنين، ص 641 آن را به سال 1098 ق نگاشته است.

4. سفرى از علامه مجلسى‌

ميرزا محمّد تنكابنى در قصص العلماء، ص 208 مى‌نويسد:

روزى علامه در مجلس يكى از اعيان شنيد شخصى از فقهاى كربلا مى‌گويد: شراب پاك است. مجلسى فرمود: غلط كرده. شراب نجس است. سپس از مجلس برخاست و بر مركب خود سوار شد و به كربلا مسافرت نمود، اول به خانه آن فقيه رفت و گفت: من در اين خصوص تراغيبت نمودم، براى آنكه مردم، در خوردن شراب جرأت پيدا نكنند، اينك به عذرخواهى از تو به اينجا آمده‌ام، آنگاه به زيارت امام حسين عليه السّلام مشرف شده و پس از آن به ايران بازگشت.[1]

د: حفظ سنن ائمه اطهار

1. صاحب روضات از سيد نعمت اللّه جزائرى در شرح تهذيب نقل مى‌كند كه:

[1]. اين تواضع، حاكى از تعصب دينى، منع از اشاعه فحشا و دورى از غيبت آن بزرگوار، ولو به قيمت يك مسافرت طولانى است.