بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 101

تأليفات‌

آن فقيه بزرگ، بجز شاگردان بسيارش، صاحب تأليفات فراوان در فقه، حديث، كلام، رجال، تاريخ، شعر و ديگر علوم بود. به قول علامه سيد محسن امين «او پيشواى رجال و حديث با تتبعى گسترده، دانستنيهاى بسيار و حافظه‌اى شگرف بود. هيچ‌كس از او پرسشى نمى‌كرد، مگر اينكه او را به جاى آن مطلب در كتابها با ذكر شماره صفحه حواله مى‌داد.[1]

مهمترين تأليف وى، تتميم عبقات الانوار پدرش مير حامد حسين است. مير حامد حسين خود مجلدات حديث غدير، حديث منزلت، حديث ولايت، حديث تشبيه و حديث نور را نگاشت، اما عمر پربارش به سر رسيد و كار عبقات به اتمام نرسيد، لذا سيد ناصر حسين به تكميل آن همت گماشت و مجلدات حديث الطير، حديث الباب، حديث الثقلين، حديث السفينة و حديث «انا مدينة العلم» را نگاشت.

اين كتابها به زبان فارسى بود و در هند به چاپ رسيد. نيز حديث ثقلين، در شش جلد به اهتمام آيت اللّه علامه سيد محمّد على روضاتى در اصفهان به چاپ رسيد.

همچنين متن همه آنها به وسيله استاد علامه سيد على حسينى ميلانى تعريب و تلخيص شد و به چاپ رسيد. اين كتاب همان كتاب نفحات الازهار فى خلاصة عبقات الانوار است كه تلخيص، تحقيق و تعريب تمام مجلدات عبقات- كه وسيله مير حامد حسين، سيد ناصر حسين و سيد محمّد سعيد نوشته شد- كه در 20 جلد به چاپ رسيد.

از ديگر كتابهاى علامه سيد ناصر حسين، مى‌توان به كتابهاى ذيل اشاره كرد:

1. اثبات رد الشمس لأمير المؤمنين.[2]

2. ما ظهر من الفضائل لأمير المؤمنين يوم خيبر (فارسى).[3]

[1]. امين، اعيان الشيعة، ج 10، 201.

[2]. تهرانى، الذريعة، ج 1، 95.

[3]. صدر الافاضل، مطلع انوار، 671.


صفحه 102

3. نفحات الازهار فى فضائل الائمة الاطهار (16 ج).[1]

4. مسند فاطمة بنت الحسين عليه السّلام.[2]

5. حاشيه اصول كافى.[3]

6. حاشيه كتاب من لا يحضره الفقيه.[4]

7. افحام الاعداء و الخصوم فى نفى تزويج عمر بام كلثوم. اين كتاب به اهتمام مرحوم حجت الاسلام محمّد هادى امينى در تهران به چاپ رسيد.[5]

8. اسباغ النائل فى تحقيق المسائل: مجموعه فتاوا و پاسخ به استفتائات ايشان است كه در نه جلد چاپ شد.[6]

9. المفرد فى مسئلة وجوب السورة فى الركعتين: اين كتاب نخستين تأليف وى است.[7]

10. مفتاح الهداية (اصول دين و فروع دين): سيد شبير حسين هندى آن را به اردو ترجمه كرد و در 1323 ه. ق به چاپ رسيد.[8]

11. الاثمار الشهية فى المنشآت العربية.[9]

12. انشاء و مكاتيب فارسى.[10]

13. ديوان اشعار (فارسى، عربى، اردو).[11]

14. كتاب المواعظ (چند جلد).

[1]. صدر الافاضل، مطلع انوار، 671.

[2]. همان.

[3]. مرعشى، المسلسلات، ج 2، 113.

[4]. همان.

[5]. همان.

[6]. تهرانى، الذريعة، ج 2، 3.

[7]. صدر الافاضل، مطلع انوار، 671.

[8]. مرعشى، المسلسلات، ج 2، 113.

[9]. مرعشى، المسلسلات، ج 2، 113؛ صدر الافاضل، مطلع انوار، 671.

[10]. تهرانى، الذريعة، ج 2، 395.

[11]. همان، ج 9، 1154.


صفحه 103

15. سبائك الذهبان فى الرجال و الاعيان (48 جزء).[1]

16. خطبه‌هاى جمعه و عيدين؛ اين كتاب چاپ شده است.

17. فهرست انساب سمعانى؛ علامه شبلى نعمانى درباره اين كتاب به او نوشته است:

«خدمتى را كه شما براى اسلام انجام داده‌ايد، آنقدر بزرگ است كه به هيچ وجه قابل ارزيابى نيست و براى من، شما واقعا خضر راه بوديد، چون من مدت سه روز بود كه درباره يك موضوع- در انساب سمعانى- سرگردان بودم، ولى شما با يك چشم به هم زدن مرا به منزل مقصود رسانديد».[2]

18. نفحات الانس.[3]

19. النجعة.[4]

20. علم الرجال.[5]

فرزندان‌

از آن فقيه بزرگ، بجز تأليفات متعدد و شاگردان و خدمات فراوانش، فرزندانى شايسته و نام‌آور باقى ماند كه عبارتند از:

1. مولانا سيد محمّد نصير موسوى، معروف به نصير الملة. وى در 9 رجب 1313 ه. ق به دنيا آمد و مورد توجه ويژه پدر بزرگوارش قرار گرفت. فرزند باهوش او نيز در محيطى علمى، استعداد و شايستگى خود را نشان داد و پس از تحصيل قرآن، علومى همچون: تفسير، حديث، فقه و ديگر علوم را در لكهنو آموخت، سپس به عراق رفت و نزد علماى نجف به تحصيل اشتغال داشت و در ضمن، به‌

[1]. مرعشى، المسلسلات، ج 2، 113؛ صدر الافاضل، مطلع انوار، 671.

[2]. صدر الافاضل، مطلع انوار، 669.

[3]. مرعشى، المسلسلات، ج 2، 113.

[4]. همان.

[5]. صدر الافاضل، مطلع انوار، 671.


صفحه 104

امور سياسى هم مى‌پرداخت. او پس از اينكه از علماى بزرگ نجف اجازه اجتهاد دريافت كرد، به زادگاهش بازگشت و به عنوان بازوى تواناى پدر بزرگوارش، به گشايش امور سياسى و مردمى پرداخت.

نصير الملة در سياست كشورى و بين‌المللى شركت مى‌جست و تنها هدفش حفظ حقوق شيعيان بود. تمام راهپيماييها و حركتهاى شيعه در لكهنو، به راهنمايى وى صورت مى‌گرفت. در اين‌باره، سه ماه به زندان افتاد و پس از آزادى، سنّى و شيعه بدو متمايل شدند و مدت 14 سال وكيل مردم در مجلس ايالتى بود.

وى در مجالس ادبى و علمى و در ميدان سياست و مذهب بسيار فعال بود؛ اگرچه او فرد سياسى بود، ولى مقام علمى خود را حفظ مى‌كرد.

در آخرين سالهاى زندگى‌اش در رأس تمام علما قرار داشت ولى تمام علما را برتر از خويش مى‌دانست، به طورى كه برادر جوانترش سيد محمّد سعيد را بر مسند پدرش نشاند و از عزت و احترامش چيزى فروگذار نكرد.

وى در 19 محرم الحرام 1386 ه. ق درگذشت و پيكرش پس از تشييع باشكوه در لكهنو و با شركت دهها هزار نفر، به عتبات عاليات برده و پس از طواف در حرم مطهر امامان عليهم السّلام و استقبال عظيم علماى عراق، در كربلا در حرم امام حسين عليه السّلام نزديك مضجع آيت اللّه ميرزا محمّد تقى شيرازى به خاك سپرده شد.[1]

تأليفات وى عبارتند از: ديوان شعر، مجمع الآداب، التطهير، ترجمه وجوب السورة فى الصلاة، تأليف پدرش به اردو.[2]

2. آيت اللّه سيد محمّد سعيد موسوى، معروف به سعيد الملة. وى در 8 محرم الحرام 1333 ه. ق به دنيا آمد. او در نزد برادرش علامه نصير الملة و خواهرانش، علوم مقدماتى را آموخت، سپس سطوح عاليه را نزد حضرات: امجد حسين، حامد حسين، ظهور حسين، مظفر عليخان و از همه بيشتر نزد پدر بزرگوارش‌

[1]. صدر الافاضل، مطلع انوار، 625- 626.

[2]. ميلانى، نفحات الازهار، ج 1، 150.


صفحه 105

تكميل كرد. وى همزمان با تحصيلات حوزوى، در امتحان «فاضل ادب»- بالاترين امتحان عربى- در دانشگاه لكهنو شركت كرد و مدرك آن را گرفت.

در سال 1351 ه. ق به نجف اشرف رفت و در درسهاى فقه و اصول آيات عظام:

آقا ضياء عراقى، سيد ابو الحسن اصفهانى، ميرزا حسن بجنوردى، سيد جواد تبريزى و شيخ عبد الحسين رشتى شركت كرد و از آنان موفق به اخذ درجه اجتهاد شد.

در 1356 ه. ق به زادگاهش بازگشت و به تأليف، تدريس- كه از جمله شاگردانش: سيد مرتضى حسين، نويسنده مطلع انوار مى‌باشد- تبليغ، اقامه جماعت، اداره مجالس و محافل ادبى و دينى و كمك به كارهاى مختلف پدر بزرگوارش پرداخت. آماده كردن وعظ در هر جمعه و بعضى از سخنرانيها در مسجد كوفه لكهنو، بر عهده‌اش بود و مطابق رسم قديم، خطبه‌ها و سخنرانيها را مى‌نوشت و روى منبر مى‌خواند.

يكى از كارهاى اساسى وى، تلاش براى بازسازى قبرستان بقيع بود. براى اين كار، با سران حكومتهاى ايران، پاكستان، هندوستان و عربستان تماس گرفت و مذاكرات مدبرانه‌اى را آغاز كرد. او به هدف خويش نزديك شده بود كه ناگهان اجلش فرارسيد و در 12 جمادى الثانى 1387 ه. ق بدرود زندگى گفت. مردم لكهنو پيكر پاكش را پس از تشييع باشكوه به آگره حمل كردند و در جوار پدر بزرگوارش صحن حرم قاضى نور اللّه شوشترى به خاك سپردند.

زندگى وى به عمران مساجد، قبر قاضى نور اللّه، آباد كردن بازار نورى و اداره كتابخانه ناصريه و كالج شيعه گذشت. او امتحانات سالانه جامعه سلطانيه را برگزار مى‌كرد و عضو هيئت علمى دانشگاه لكهنو نيز بود.

برخى از تأليفات ارزنده وى عبارتند از:

1. الامام الثانى عشر؛ وى در اين كتاب به ايرادات و اشكالات سبائك الذهب فى معرفة انساب العرب پاسخ گفت كه در نجف و تهران- با تحقيق و تعليق استاد علامه سيد على ميلانى- به چاپ رسيد. همچنين اين كتاب به وسيله سيد مرتضى‌


صفحه 106

حسين، به اردو ترجمه شد و در لكهنو و لاهور چاپ شد.[1]اين كتاب از كتابهاى درسى دانشگاه عليگره است.

2. الايمان الصحيح.[2]

3. حديث مدينة العلم؛ اين كتاب ردى بر ابن عاشور، شيخ الاسلام تونس است،[3]كه با مقدمه علامه سيد هبة الدين شهرستانى چاپ شد.

4. آية التطهير.[4]

5. آية الولاية.[5]

6. شرح خطبه حضرت زهرا (عربى و خطى).[6]

7. خطبه‌ها و مقالات عربى و اردو.[7]

8. مسانيد العصمة: مجموعه‌اى عظيم از احاديث و روايات منقول از هر امام و خطبه‌هاى آنان مى‌باشد كه در 54 جلد آماده شده است. اين كتاب از نظر روايت، درايت و جمع و تدوين حديث، كارنامه‌اى حيرت‌انگيز است.[8]

9. معراج البلاغة: اين كتاب گردآورى خطبه‌هاى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله است.

10. تكميل عبقات الانوار: معظم له حديث رايت «لاعطين الراية غدا رجلا يحب اللّه و رسوله» را از نظر سند و حديث مناصبة «من ناصب عليا الخلافة فقد كفر» را از نظر سند و دلالت به شيوه جد بزرگوارش مير حامد حسين به زبان فارسى نگاشت كه هنوز به چاپ نرسيده است.

[1]. تهرانى، الذريعة، ج 2، 319؛ صدر الافاضل، مطلع انوار، 566.

[2]. تهرانى، الذريعة، ج 2، 514.

[3]. همان، ج 20، 251.

[4]. ميلانى، نفحات الازهار، ج 1، 156.

[5]. همان.

[6]. صدر الافاضل، مطلع انوار، 566.

[7]. همان.

[8]. همان.


صفحه 107

ناگفته نماند كه تمام اين كتابها- كه نامش آمد- در كتابخانه عظيم ناصريه موجود است.

اينك فرزند بزرگش حجت الاسلام سيد على ناصر عبقاتى، وارث شايسته مسند پدر و آباى بزرگوارش شده و مسئوليتهاى بزرگى بر عهده گرفته است. او متولد 1366 ه. ق/ 1946 م است و هم اكنون 55 سال دارد.[1]

3. فرزند ديگرش همسر علامه سيد ابو محمّد جرولى بود كه در تجويد، قرائت، فقه، حديث و تاريخ تبحر داشت. وى دانشمندى بزرگ، خطيب، عابد و زاهد بود.[2]

4. دختر ديگرش مادر مولانا سيد ضياء الحسن موسوى بود. وى نوه پسرى علامه غلام حسين كنتورى و نوه دخترى ناصر الملة است. وى در لكهنو نزد حضرات: سعادت حسين، غلام عباس زيدپورى، حكيم ساجد حسين و دايى‌اش مولانا محمّد نصير، فقه و كلام را فراگرفت و از دانشگاه لكهنو مدرك فاضل ادب را اخذ كرد. او در مطالعه بى‌همتا بود و شاگردانى داشت كه از جمله آنان: سيد مرتضى حسين صدر الافاضل، صاحب مطلع انوار است. وى كتابهايى به عربى، فارسى و اردو دارد كه برخى از آنها عبارتند از: حيات امام زين العابدين، سبب واقعه كربلا، فقه جعفرى، مجموعه نوحه و سلام، مجموعه افسانه و مجموعه مضامين (اك نام هى قلم كاضياء الحسن كانام).

وى در 1338 ه. ق به دنيا آمد و در 60 سالگى در 1398 ه. ق درگذشت.[3]

كتابخانه ناصريه‌

يكى ديگر از آثار ماندگار خاندان مير حامد حسين- كه به وسيله سيد ناصر حسين به اوج عظمت و شكوه رسيد- كتابخانه سترگ «ناصريه» است. اينك اين‌

[1]. صدر الافاضل، مطلع انوار، 564- 567؛ ميلانى، نفحات الازهار، ج 1، 147- 149.

[2]. صدر الافاضل، مطلع انوار، 670.

[3]. همان، 321.


صفحه 108

كتابخانه در ميان كتابخانه‌هاى جهان تشيع، بسان ماه مى‌درخشد. در آغاز، اين كتابخانه با كتابهاى علامه سيد محمّد قلى موسوى شكل گرفت، سپس با كوشش پى‌گير علامه آيت اللّه مير حامد حسين، بر تعداد كتابهاى آن افزوده شد. وى براى تأليف عبقات، نيازمند مداركى بود كه در هند، آسان به دست نمى‌آمد، لذا به همراه برادرش علامه اعجاز حسين براى به دست آوردن كتابهاى مورد نيازش به ديگر كشورهاى اسلامى همچون عراق و عربستان سفر كرد و با خريد هزاران كتاب بر غناى كتابخانه افزود و هم به سفارش او، صدها كتاب نسخه‌بردارى گرديد يا به همت ديگران- و از همه بيشتر مرحوم محدث نورى- برايش خريده و فرستاده شد، كه بدين‌ترتيب هزاران مجلد كتابهاى چاپى و خطى نفيس و بيشتر كتب اهل سنت در اين كتابخانه گرد آمده است.

علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى مى‌نويسد:

اين كتابخانه، يكى از مفاخر جهان تشيع است كه در آن 30 هزار كتاب خطى و چاپى از نفايس كتب- بويژه آثار متقدمان و متأخران اهل سنت- وجود دارد. استادم علامه ميرزا حسين نورى برايم گفت: مير حامد حسين از لكهنو برايم نوشت كه فلان كتاب را برايم تهيه كنيد و بفرستيد، من برايش نوشتم: شگفتا كه اين كتاب در كتابخانه بزرگ و عظيم شما وجود ندارد. مير حامد حسين در پاسخم نوشت: من يقين دارم كه چند نسخه از اين كتاب در كتابخانه‌ام موجود است اما جستجوى اين كتاب و پيدا كردنش وقت بسيارى مى‌گيرد و كتابى كه شما برايم بفرستيد زودتر به دستم مى‌رسد و كمتر وقت مى‌گيرد. يكى از فضلاى هند، فهرست كتابهاى تفسيرى آن را به من نماياند و من از كثرت آن در شگفت آمدم.

خلاصه، اين كتابخانه، از مهمترين كتابخانه‌هاى شرق است.[1]

[1]. تهرانى، نقباء البشر، ج 1، 348.