بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 15

آموزش درسهاى: تفسير، اصول كافى، رجال و درايه پرداخت.[1]علاوه بر آن، در زمان استراحت خود، تأليفات گرانسنگ و با ارزشى را از خويش به يادگار نهاد، كه از آنها نام خواهيم برد.

شاگردان‌

برخى از تلامذه آن فقيه بزرگ شيعه كه از محضر درسش به مقامات عاليه رسيدند، عبارتند از آيات عظام:

1. حاج آقا رحيم ارباب اصفهانى (1297- 1396 ه. ق)

2. سيد عبد الحسين طيب اصفهانى (1310- 1409 ه. ق)، صاحب تفسير اطيب البيان‌

3. سيد محمّد رضا خراسانى (1352- 1393 ه. ق)، رئيس حوزه علميه اصفهان‌

4. سيد محمّد تقى موسوى اصفهانى (1301- 1348 ه. ق)، صاحب مكيال المكارم فى فوائد الدعاء للقائم‌

5. خانم سيده نصرت امين اصفهانى (1308- 1403 ه. ق)، صاحب تفسير مخزن العرفان‌

6. شيخ مرتضى مظاهرى اصفهانى (1316- 1404 ه. ق)، صاحب مقبس الياقوت در فضل سكوت و مسائل الفقهيه‌

7. سيد حسن چهارسوقى اصفهانى (1294- 1377 ه. ق)

8. سيد حسن رضوى كاشانى (1291- 1385 ه. ق)، صاحب العندبيل فى تمييز الصحيح من العليل‌

9. سيد محمّد باقر رجائى اصفهانى (1319- 1411 ه. ق)

10. سيد محمّد مهدى امام جمعه (1310- 1394 ه. ق)، صاحب رساله در ميراث زوجه‌

[1]. مرعشى، المسلسلات فى الاجازات، ج 2، ص 35.


صفحه 16

11. سيد يوسف خراسانى اصفهانى‌

12. سيد عباس حسينى دهكردى (1304- 1394 ه. ق)

13. سيد محمّد باقر امامى دهكردى، برادرزاده معظم له‌

14. ملا على ماربينى اصفهانى (د. 1402 ه. ق)

15. ميرزا آقا امام دهكردى (1313- 1402 ه. ق)، برادرزاده معظم له‌

16. سيد على اكبر هاشمى طالخونچه‌اى (1318- 1388 ه. ق)

17. حاج سيد محمّد جواد نجفى دهكردى، برادرزاده و داماد معظم له‌

18. سيد حسين دهكردى (1317- 1377 ه. ق)، فرزند بزرگ معظم له‌

19. سيد احمد نوربخش دهكردى (1286- 1339 ه. ق)، برادر معظم له و اديب، شاعر و مفسر.

20. سيد كمال الدين نوربخش دهكردى (1320- 1401 ه. ق)، صاحب فقه و شرعيات دوره دبيرستان‌

نيز، گروهى از علماى اعلام و مراجع تقليد شيعه، از آن بزرگمرد به دريافت اجازه روايت مفتخر شده بودند. كه برخى از آنان عبارتند از:

1. آيت اللّه حاج آقا حسين بروجردى‌[1]

2. امام خمينى‌[2]

3. آيت اللّه سيد شهاب الدين نجفى مرعشى‌[3]كه دستخط معظم له در نخستين جلد المسلسلات آمده است.

4. آيت اللّه سيد حسين رضوى كاشانى‌[4]

[1]. مهدوى، تاريخ علمى و اجتماعى اصفهان، ج 2، ص 227.

[2]. امام خمينى، اربعين حديث، ص 3.

[3]. مرعشى، المسلسلات فى الاجازات، ج 2، صص 31- 32؛ مرعشى نجفى، الاجازة الكبيرة، ص 17.

[4]. مرعشى، المسلسلات فى الاجازات، ج 2، ص 274.


صفحه 17

تأليفات‌

از آن فقيه بزرگ، بيش از 20 كتاب در موضوع: فقه، اصول، كلام، اخلاق، حديث و تفسير برجاى ماند، كه جز اندكى از آن، بقيه هنوز به چاپ نرسيده است.

اين آثار عبارتند از:

الف: فقه‌

1. تقريرات درس فقه ميرزا حبيب اللّه رشتى (كتاب المتاجر)

2. كتاب الطهارة: شرح شرايع الاسلام است.

3. كتاب الصلاة: شرح شرايع الاسلام است.

4. هداية الانام: رسالة عملية معظم له است، كه مكرر چاپ شد.

5. حاشيه بر جامع عباسى: اين اثر، به چاپ رسيد.

6. حاشيه بر نخبة حاجى كلباسى اين اثر منتشر شد.

7. حاشيه بر مكاسب شيخ انصارى‌

8. رسالة فى القبض‌

ب: اصول‌

1. تقريرات درس اصول ميرزا حبيب اللّه رشتى: نام آن تنقيح الاصول مى‌باشد كه با نظرات و حواشى معظم له (مباحث الفاظ) همراه است.

2. حاشيه بر فرائد الاصول شيخ انصارى‌

ج: تفسير

1. ينابيع الحكمة

2. حاشيه بر تفسير صافى ملا محسن فيض كاشانى‌


صفحه 18

د: حديث‌

1. شرح من لا يحضره الفقيه: اين كتاب به زبان فارسى و از «كتاب القضا» به بعد است.

2. شرح اصول كافى: نام اين كتاب را در منبر الوسيلة برده است.

3. حاشيه بر وافى ملا محسن فيض كاشانى‌

4. شرح حديث «حقيقت» مروى از كميل بن زياد: نام اين كتاب را در الوسيلة ذكر كرده است.

5. اللمعات فى شرح دعاء السمات: در زندگينامه‌اش، آن را «رساله‌اى نفيس» برشمرده است.

ه: اخلاق و دعا

1. جنة المأوى: در زندگينامه‌اش، از آن به عنوان «رساله‌اى شريفه» ياد كرده است‌

2. بشارات السالكين يا الواردات القلبية

3. الذخيرة: درباره دعاها و ختومات مجرب است‌

و: كلام و عقايد

1. منبر الوسيلة: اين كتاب دو جلدى است، درباره اصول پنجگانه اعتقادى است، كه وسيلة المعاد يا الوسيلة نيز گفته مى‌شود.

نخستين مجلد آن درباره بحثهاى توحيد و عدل الهى است. كه آكنده از مباحث:

تفسيرى، حديثى، اعتقادى، اخلاقى و عرفانى مى‌باشد و در سال 1326 ه. ق به چاپ رسيد. هم اينك، اين اثر گرانسنگ با تحقيق صديق معظم حجت الاسلام آقاى مجيد جلالى دهكردى، در دست چاپ مجدد است.

دومين مجلد آن- كه تاكنون به چاپ نرسيده- شامل مباحث: نبوت، امامت و معاد است، كه به همت و اقدام جناب آقاى جلالى بزودى چاپ خواهد شد. اميد


صفحه 19

است، ديگر آثار اين فقيه بزرگ نيز به همت دانشوران و علم دوستان اصفهان و شهركرد، به چاپ رسد. ذكر اين نكته نيز لازم است كه به گفته حجت الاسلام مجيد جلالى دهكردى، همه اين كتابها نزد نواده گرامى‌اش، حاج آقا محمّد دهكردى، موجود است.

ويژگيهاى اخلاقى‌

آيت اللّه دهكردى، با اينكه تمام وقتش را به تدريس، تأليف، اقامه جماعت- در مسجد سرخى، سفره‌چى، و مسجد شيخ الاسلام خيابان عبد الرزاق- وعظ و ارشاد بويژه شبها و روزهاى ماه مبارك رمضان و پاسخگويى به استفتائات و مراجعات مردم مى‌گذراند، با اين حال از عبادات و فعل مستحبات لحظه‌اى غافل نمى‌بود. او از بدو تحصيل در اصفهان، به بيتوته و شب‌زنده‌دارى در قبرستان متبرك تخت فولاد عادت داشت. از اين رهگذر، وى موفق به مكاشفات و نورانيت دل گرديد. خود او مى‌نويسد:

«... و اين طريقه اين سراپا قصور و تقصير است كه در زمان فرار الى اللّه، در طريق سير به سوى بقعه مباركه تخته فولاد اصفهان به دستگيرى ولى مطلق و كلمه باقيه الهيه، صاحب العصر و الزمان روحى له الفداء و نفسى له الوقاء از بركت توسل به آن بزرگوار ... نورى از مشرق عالم غيب، از افق قلب تابش نموده و خار و خش شكوك و شبهات و ظلمات جهل را بالمرة برطرف نمود».[1]

او در جاى ديگر مى‌نويسد:

«پس، رحمت الهى شامل حالم شد و بر عبادت و قضاى نمازهاى پيشين و اصلاح حال نفس و مجاهدات درونى روى آوردم، پس ديدم آنچه‌

[1]. حسينى دهكردى، منبر الوسيلة، ج 1، ص 110.


صفحه 20

ديدم ... و كوششهاى روزانه را به بيدارى شب متصل كردم. و در تمام حالات، به خداوند متعال و ائمه اطهار عليهم السّلام متوسل بودم».[1]

او در سفر به عتبات عاليات نيز به زيارت مشاهد مشرفه، علاقه و انس فراوان داشت. خود او مى‌نويسد:

«پس از مدتى، به اشاره آن بزرگوار (آخوند ملا فتحعلى سلطان‌آبادى) به زيارت اربعين مشرف به عتبه بوسى خامس آل كسا شده و در حرم ابو الفضل العباس و غير آن، چيزهاى بسيار مشاهده كردم كه دلالت مى‌كرد من از باقيمانده طينت امامان (ع) آفريده شده‌ام ... و با مسجد سهله بسيار مأنوس بودم و در آنجا فيوضات فراوان به من رسيد»[2].

آيت اللّه نجفى مرعشى درباره او مى‌نويسد:

«او را بالاتر از آنچه پيرامون فضايل و محامدش شنيده بودم، يافتم. وى از كسانى بود كه ديدارش تو را به ياد آخرت مى‌انداخت. وى عالمى روزه‌دار، شب زنده‌دار، قارى قرآن، متهجد و زاهد و سالك الى اللّه بود».[3]

مهاجرت به قم‌

در سال 1346 ه. ق/ 1306 ش و پس از تصويب قانون نظام وظيفه، علما و بزرگان شهرها به مخالفت صريح با اعمال ضد اسلامى رژيم رضا خان برخاستند. از جمله آن شهرها، اصفهان بود. علما، تجار و مردم اصفهان در مخالفت با رژيم پهلوى و به رهبرى آيت اللّه حاج آقا نور اللّه اصفهانى، همگى به قم مهاجرت كردند، ماهها در آنجا به سر بردند و خواسته‌هاى خود را به وسيله اعلاميه‌ها و تلگرافها به‌

[1]. مرعشى، المسلسلات، ج 2، ص 33.

[2]. روضاتى، ندگانى آيت اللّه چهارسوقى، ص 193.

[3]. مرعشى، المسلسلات فى الاجازات، ج 2، ص 31.


صفحه 21

ديگر علماى بلاد اعلام داشتند. از جمله اين عالمان- كه در هماهنگى با علماى اصفهان، به قم كوچيد و ماهها خانه و كاشانه‌اش را ترك كرد-، آيت اللّه سيد ابو القاسم حسينى دهكردى بود.

سرانجام با شهادت رهبر نهضت، آيت اللّه حاج آقا نور اللّه اصفهانى، اين قيام به نتيجه نرسيد و هريك به خانه و كاشانه خويش بازگشتند.[1]

در همين سفر، آيات عظام: امام خمينى (ره) و نجفى مرعشى (ره)، از او اجازه روايت حديث دريافت كردند.

هيئت علميه اصفهان‌

يكى از كارهاى اساسى و به يادماندنى حاج آقا نور اللّه اصفهانى، تشكيل هيئت علميه اصفهان بود. اين هيئت با هدف رسيدگى به امور مدارس دينى و روحانيت، و نظارت بر اجراى صحيح احكام و مقررات اسلام در سطح اصفهان و حومه آن، در سال 1342 ه. ق تشكيل شد. يكى از اعضاى اصلى اين هيئت، آيت اللّه سيد ابو القاسم دهكردى بود.

اين جلسه، همه هفته در صبح پنجشنبه در منزل اعضاى مؤسس تشكيل مى‌شد، و به وضع اصفهان رسيدگى مى‌كرد.[2]

فرزندان‌

از آن فقيه بزرگ، بجز شاگردان و تأليفات فراوان، فرزندان شايسته و نيكويى برجاى ماند، كه عبارتند از:

1. حجت الاسلام سيد حسين دهكردى (1317- 1377 ه. ق)، كه جانشين‌

[1]. مهدوى، تاريخ علمى و اجتماعى اصفهان، ج 2، صص 145- 160.

[2]. همان، ص 144.


صفحه 22

منصب پدرش در اقامه جماعت در مسجد سرخى و مسجد شيخ الاسلام بود.[1]

2. آقا سيد صدر الدين‌

3. متعلقه آيت اللّه حاج آقا مرتضى دهكردى (1313- 1402 ه. ق)

4. متعلقه آيت اللّه حاج سيد محمّد جواد نجفى دهكردى‌

5. متعلقه آيت اللّه شيخ يوسف آل ابراهيم‌

وفات‌

سرانجام، آن فقيه بزرگ شيعه پس از 81 سال زندگى كه بيش از 70 سال آن به تحصيل، تأليف، تدريس، عبادت و قضاى حوايج مردم سپرى شده بود، در يكشنبه ششم شوال 1353 ه. ق بدرود حيات گفت. با وفاتش، اصفهان غرق ماتم و اندوه شد. در روز هفتم شوال، با شركت هزاران نفر از علما و مردم، پيكر پاكش از مسجد حكيم به طرف زينبيه منسوب به امامزاده زينب خاتون فرزند امام كاظم عليه السّلام تشييع و در آن مكان مبارك به خاك سپرده شد.[2]مراسم بزرگداشت مقام علمى و عملى او، تا مدت زيادى در حوزه‌هاى علميه اصفهان و قم برگزار، و مراثى فراوان در سوگش سروده شد.

برادرزاده آيت اللّه دهكردى، آيت اللّه سيد محمّد باقر امامى نجفى، در رثاى عمّ خود چنين سرود.[3]:

آن كه بُد مدهوش لطفش عقل و هوش‌

تا چه شد بشنيد او كه ناگه شد خموش؟

آن‌كه همچون شمع نور جمع بود

نوربخش رهروان چون شمع بود

گشت خامش همچون شمع اندر لگن‌

از دم اطف السراج بو الحسن‌

گشت خامش شمع جمع اهل راز

شد جماعت بى‌امام اندر نماز

[1]. معلم حبيب‌آبادى، مكارم الآثار، ج 6، ص 2010.

[2]. مرعشى، المسلسلات فى الاجازات، ج 2، ص 32.

[3]. نيكزاد، شناخت سرزمين چهارمحال، ج 2، صص 20- 21.