بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 19

است، ديگر آثار اين فقيه بزرگ نيز به همت دانشوران و علم دوستان اصفهان و شهركرد، به چاپ رسد. ذكر اين نكته نيز لازم است كه به گفته حجت الاسلام مجيد جلالى دهكردى، همه اين كتابها نزد نواده گرامى‌اش، حاج آقا محمّد دهكردى، موجود است.

ويژگيهاى اخلاقى‌

آيت اللّه دهكردى، با اينكه تمام وقتش را به تدريس، تأليف، اقامه جماعت- در مسجد سرخى، سفره‌چى، و مسجد شيخ الاسلام خيابان عبد الرزاق- وعظ و ارشاد بويژه شبها و روزهاى ماه مبارك رمضان و پاسخگويى به استفتائات و مراجعات مردم مى‌گذراند، با اين حال از عبادات و فعل مستحبات لحظه‌اى غافل نمى‌بود. او از بدو تحصيل در اصفهان، به بيتوته و شب‌زنده‌دارى در قبرستان متبرك تخت فولاد عادت داشت. از اين رهگذر، وى موفق به مكاشفات و نورانيت دل گرديد. خود او مى‌نويسد:

«... و اين طريقه اين سراپا قصور و تقصير است كه در زمان فرار الى اللّه، در طريق سير به سوى بقعه مباركه تخته فولاد اصفهان به دستگيرى ولى مطلق و كلمه باقيه الهيه، صاحب العصر و الزمان روحى له الفداء و نفسى له الوقاء از بركت توسل به آن بزرگوار ... نورى از مشرق عالم غيب، از افق قلب تابش نموده و خار و خش شكوك و شبهات و ظلمات جهل را بالمرة برطرف نمود».[1]

او در جاى ديگر مى‌نويسد:

«پس، رحمت الهى شامل حالم شد و بر عبادت و قضاى نمازهاى پيشين و اصلاح حال نفس و مجاهدات درونى روى آوردم، پس ديدم آنچه‌

[1]. حسينى دهكردى، منبر الوسيلة، ج 1، ص 110.


صفحه 20

ديدم ... و كوششهاى روزانه را به بيدارى شب متصل كردم. و در تمام حالات، به خداوند متعال و ائمه اطهار عليهم السّلام متوسل بودم».[1]

او در سفر به عتبات عاليات نيز به زيارت مشاهد مشرفه، علاقه و انس فراوان داشت. خود او مى‌نويسد:

«پس از مدتى، به اشاره آن بزرگوار (آخوند ملا فتحعلى سلطان‌آبادى) به زيارت اربعين مشرف به عتبه بوسى خامس آل كسا شده و در حرم ابو الفضل العباس و غير آن، چيزهاى بسيار مشاهده كردم كه دلالت مى‌كرد من از باقيمانده طينت امامان (ع) آفريده شده‌ام ... و با مسجد سهله بسيار مأنوس بودم و در آنجا فيوضات فراوان به من رسيد»[2].

آيت اللّه نجفى مرعشى درباره او مى‌نويسد:

«او را بالاتر از آنچه پيرامون فضايل و محامدش شنيده بودم، يافتم. وى از كسانى بود كه ديدارش تو را به ياد آخرت مى‌انداخت. وى عالمى روزه‌دار، شب زنده‌دار، قارى قرآن، متهجد و زاهد و سالك الى اللّه بود».[3]

مهاجرت به قم‌

در سال 1346 ه. ق/ 1306 ش و پس از تصويب قانون نظام وظيفه، علما و بزرگان شهرها به مخالفت صريح با اعمال ضد اسلامى رژيم رضا خان برخاستند. از جمله آن شهرها، اصفهان بود. علما، تجار و مردم اصفهان در مخالفت با رژيم پهلوى و به رهبرى آيت اللّه حاج آقا نور اللّه اصفهانى، همگى به قم مهاجرت كردند، ماهها در آنجا به سر بردند و خواسته‌هاى خود را به وسيله اعلاميه‌ها و تلگرافها به‌

[1]. مرعشى، المسلسلات، ج 2، ص 33.

[2]. روضاتى، ندگانى آيت اللّه چهارسوقى، ص 193.

[3]. مرعشى، المسلسلات فى الاجازات، ج 2، ص 31.


صفحه 21

ديگر علماى بلاد اعلام داشتند. از جمله اين عالمان- كه در هماهنگى با علماى اصفهان، به قم كوچيد و ماهها خانه و كاشانه‌اش را ترك كرد-، آيت اللّه سيد ابو القاسم حسينى دهكردى بود.

سرانجام با شهادت رهبر نهضت، آيت اللّه حاج آقا نور اللّه اصفهانى، اين قيام به نتيجه نرسيد و هريك به خانه و كاشانه خويش بازگشتند.[1]

در همين سفر، آيات عظام: امام خمينى (ره) و نجفى مرعشى (ره)، از او اجازه روايت حديث دريافت كردند.

هيئت علميه اصفهان‌

يكى از كارهاى اساسى و به يادماندنى حاج آقا نور اللّه اصفهانى، تشكيل هيئت علميه اصفهان بود. اين هيئت با هدف رسيدگى به امور مدارس دينى و روحانيت، و نظارت بر اجراى صحيح احكام و مقررات اسلام در سطح اصفهان و حومه آن، در سال 1342 ه. ق تشكيل شد. يكى از اعضاى اصلى اين هيئت، آيت اللّه سيد ابو القاسم دهكردى بود.

اين جلسه، همه هفته در صبح پنجشنبه در منزل اعضاى مؤسس تشكيل مى‌شد، و به وضع اصفهان رسيدگى مى‌كرد.[2]

فرزندان‌

از آن فقيه بزرگ، بجز شاگردان و تأليفات فراوان، فرزندان شايسته و نيكويى برجاى ماند، كه عبارتند از:

1. حجت الاسلام سيد حسين دهكردى (1317- 1377 ه. ق)، كه جانشين‌

[1]. مهدوى، تاريخ علمى و اجتماعى اصفهان، ج 2، صص 145- 160.

[2]. همان، ص 144.


صفحه 22

منصب پدرش در اقامه جماعت در مسجد سرخى و مسجد شيخ الاسلام بود.[1]

2. آقا سيد صدر الدين‌

3. متعلقه آيت اللّه حاج آقا مرتضى دهكردى (1313- 1402 ه. ق)

4. متعلقه آيت اللّه حاج سيد محمّد جواد نجفى دهكردى‌

5. متعلقه آيت اللّه شيخ يوسف آل ابراهيم‌

وفات‌

سرانجام، آن فقيه بزرگ شيعه پس از 81 سال زندگى كه بيش از 70 سال آن به تحصيل، تأليف، تدريس، عبادت و قضاى حوايج مردم سپرى شده بود، در يكشنبه ششم شوال 1353 ه. ق بدرود حيات گفت. با وفاتش، اصفهان غرق ماتم و اندوه شد. در روز هفتم شوال، با شركت هزاران نفر از علما و مردم، پيكر پاكش از مسجد حكيم به طرف زينبيه منسوب به امامزاده زينب خاتون فرزند امام كاظم عليه السّلام تشييع و در آن مكان مبارك به خاك سپرده شد.[2]مراسم بزرگداشت مقام علمى و عملى او، تا مدت زيادى در حوزه‌هاى علميه اصفهان و قم برگزار، و مراثى فراوان در سوگش سروده شد.

برادرزاده آيت اللّه دهكردى، آيت اللّه سيد محمّد باقر امامى نجفى، در رثاى عمّ خود چنين سرود.[3]:

آن كه بُد مدهوش لطفش عقل و هوش‌

تا چه شد بشنيد او كه ناگه شد خموش؟

آن‌كه همچون شمع نور جمع بود

نوربخش رهروان چون شمع بود

گشت خامش همچون شمع اندر لگن‌

از دم اطف السراج بو الحسن‌

گشت خامش شمع جمع اهل راز

شد جماعت بى‌امام اندر نماز

[1]. معلم حبيب‌آبادى، مكارم الآثار، ج 6، ص 2010.

[2]. مرعشى، المسلسلات فى الاجازات، ج 2، ص 32.

[3]. نيكزاد، شناخت سرزمين چهارمحال، ج 2، صص 20- 21.


صفحه 23

آن امام و پيشواى اهل دين‌

اى دريغا گشت پنهان در زمين‌

نى غلط گفتم تنش در خاك شد

ليك جانش برتر از افلاك شد

از قفس آن مرغ قدسى آشيان‌

گشت آزاد و شد او با قدسيان‌

قدسيان از مقدمش شادان همه‌

خاكيان در ماتمش گريان همه‌

از مكان چون رفت اندر لا مكان‌

منقلب كرد اين جهان و آن جهان‌

اين جهان شد آيتى از نفخ صور

آن جهان شد مظهر يوم النشور

خاكيان بر سينه و بر سر زنان‌

قدسيان در رقص بال و پرفشان‌

خاكيان در داده بانگ وااسف‌

قدسيان در شورش و شوق و شعف‌

خاكيان گريان كه بى‌مولا شدند

قدسيان خندان كه اين اولى شدند

يوسفى از چاه و زندانى برست‌

شد عزيز مصر و بر كرسى نشست‌

آفتابى از جهان مستور شد

روز روشن چون شب ديجور شد

منخسف مه منكسف شد آفتاب‌

آفتاب علم چون شد در حجاب‌

گشت ويران مسجد و هم مدرسه‌

در هزار و سيصد و پنجاه و سه‌


صفحه 24

منابع:

1. حسينى دهكردى، سيد ابو القاسم، منبر الوسيلة، تحقيق مجيد جلالى دهكردى، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، قم‌

2. روضاتى، سيد محمّد على، زندگانى آيت اللّه چهارسوقى، اصفهان‌

3. مرعشى، سيد محمود، المسلسلات فى الاجازات، كتابخانه آيت اللّه مرعشى، قم‌

4. مرعشى نجفى، سيد شهاب الدين، الاجازة الكبيرة، كتابخانه آيت اللّه مرعشى، قم‌

5. معلم حبيب‌آبادى، ميرزا محمّد على، مكارم الآثار، اصفهان‌

6. موسوى خمينى، سيد روح اللّه [امام‌] اربعين حديث، قم‌

7. مهدوى، سيد مصلح الدين، تاريخ علمى و اجتماعى اصفهان، نشر الهداية، قم‌

8. نيكزاد، كريم، شناخت سرزمين چهارمحال و بختيارى‌


صفحه 25

آيت اللّه حاج شيخ ابو القاسم كبير قمى‌

[1]مقدمه‌

قم، شهرى است كه در طول 14 قرن، هماره آكنده از عالمان، دانشمندان، فقيهان و محدثان بوده است. اما در اين ميان، قرن چهارم و قرن چهاردهم هجرى، درخشش خاصى داشته، و شمار دانش‌پژوهان در اين دو قرن، بيش از زمانهاى ديگر بوده است. قم در نيمه اول قرن چهاردهم هجرى، شاهد تأسيس حوزه علميه (1340 ه. ق)، رونق بيش از پيش علوم اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام و

[1](*). اين مقاله نخستين بار در مجله مسجد، سال 1379، شماره 52، صص 82- 89، به چاپ رسيده است.


صفحه 26

مهاجرت عده بسيارى از تشنگان معارف شيعى بود. يكى از نام‌آورترين عالمان و مدرسان قم، در آن زمان آيت اللّه حاج شيخ ابو القاسم قمى، معروف به كبير بود؛ فقيهى بزرگ، كه هنوز آوازه سجاياى اخلاقى و مراتب علمى‌اش در شهر قم، شهرت فراوان دارد. اينك، در اين مقال كوتاه به ذكر گوشه‌اى از زندگانى پربارش مى‌پردازيم.

ولادت‌

آيت اللّه حاج شيخ ابو القاسم قمى، در حدود سال 1280 يا 1281 ه. ق، در بيت علم و فضيلت زاده شد. پدرش، شيخ ملا محمّد تقى قمى، يكى از افاضل قم بود.[1]البته، به سال ولادتش در جايى تصريح نشده است، اما از آنجا كه در سال 1353 ه. ق، در سنين بيش از 70 سالگى بدرود حيات گفت، پس سال تولدش در حدود 1280 ه. ق است.[2]

تحصيلات‌

حاج شيخ ابو القاسم، دروس مقدماتى و ادبيات، و سطوح اوليه را در قم، كاشان و اصفهان نزد اساتيد وقت فراگرفت. استادانش عبارت بودند از:[3]

1. شيخ محمّد حسن نادى (د. 1317 ه. ق)، نويسنده رد الشيخية، كه از بزرگان قم و ابو الزوجه‌اش بود.

2. شيخ محمّد جواد قمى (د. 1314 ه. ق)، از اعاظم علماى قم‌

3. ملا محمّد نراقى‌

4. ميرزا فخر الدين نراقى (د. 1325 ه. ق)

5. آقا منير الدين بروجردى (د. 1342 ه. ق)، صاحب الفرق بين الفريضة[4]

[1]. تهرانى، نقباء البشر، ج 1، ص 63.

[2]. امين عاملى، اعيان الشيعة، ج 2، ص 70؛ ريحان يزدى، آينه دانشوران، ص 144.

[3]. مرعشى نجفى، الاجازة الكبيره، ص 19.

[4]انصارى قمى، ناصر الدين، اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير، 2جلد، دليل ما - قم، چاپ: دوم، 1387.