و الاستشفاء بالتربة الحسينية
2. ميرزا محمّد هاشم چهارسوقى اصفهانى (د. 1318 ه. ق)، صاحب مبانى الاصول و اصول آل الرسول
3. آقا منير الدين بروجردى اصفهانى (1269- 1342 ه. ق)، صاحب منظومه در شرح حال اصحاب اجماع و شرح حال روات
4. سيد محمّد علوى بروجردى كاشانى (د. 1362 ه. ق)
5. آخوند ملا محمّد كاظم خراسانى (د. 1329 ه. ق)، صاحب الفوائد الفقهية و الاصولية، و قضا و شهادات
6. سيد محمّد كاظم طباطبائى يزدى (د. 1337 ه. ق)، صاحب تعادل و تراجيح، و اجتماع امر و نهى
خاطرهاى از دوران تحصيل
آيت اللّه شبيرى زنجانى به نقل از آقاى حاج ميرزا مهدى ولايى، يكى از نويسندگان فاضل فهرست كتب خطى كتابخانه آستان قدس، نقل كرده است:
«زمانى آقاى حاج شيخ ابو القاسم قمى، به نجف اشرف مشرف شد در ضمن سخنانش گفت: وضع شما طلبهها، الان خيلى اعيانى و شاهانه است، در زمانى كه ما تحصيل مىكرديم، طلبههاى معمولى هفتهاى يك نوبت پختنى داشتند، و طلبههاى اعيان هفتهاى دو بار، و طلبههاى فقير ماهى يك وعده. در يكى از سالهاى تحصيل كه دو ماه گوشت نخورده بودم، از كنار حجره طلبهاى رد مىشدم كه ديدم آبگوشت را از درون ديزى در كاسه مىريزد. بوى آبگوشت كه در فضا پيچيده بود، پاى مرا سست كرد. آن طلبه به من تعارف نمود و من قبول نكردم و گفتم: من نهار خوردهام، چون پيشتر با مقدارى تربچه خود را سير كرده بودم».[1]
[1]. باقرى بيدهندى،« آيت اللّه شيخ ابو القاسم كبير قمى» مجله نور علم، سال 1366، شماره 22، ص 84.
بازگشت به قم
سال بازگشت او به قم، دقيقا معلوم نيست. اما اگر مدت توقف و زندگىاش را در قم حدود 30 سال بدانيم، بازگشتش بايد در سال 1322 ه. ق بوده باشد. وى در حالى به قم بازگشت، كه يكى از علماى مشهور و دانشمندان نامآور قمى حوزه نجف به شمار مىرفت. لذا، معظم له در قم با استقبال بسيار مواجه شد، مردم و طلاب گرد او جمع شدند و او را پيشواى دينى خود قرار دادند.[1]وى در قم به اقامه جماعت (ظهر و شب) در مسجد امام حسن عسكرى عليه السّلام، تدريس فقه و اصول، و حل مشكلات مردم پرداخت. همچنين، خزانهدارى نفايس، ضريح و حرم حضرت فاطمه معصومه عليها السّلام- كه منصب آبا و اجدادىاش بود- بر عهده وى قرار گرفت؛ تا بدانجا كه يكى از القاب مشهورش، «خازن الحرم» بود.[2]مردم قم و اطراف آن، تقليد از او را پذيرفتند.[3]
تدريس
معظم له در طول ساليان فراوان تدريس فقه، شاگردان بسيارى را پروراند. پيش از ورود آيت اللّه حائرى به قم و تأسيس حوزه علميه (1340 ه. ق/ 1300 ه. ش)، عموم شاگردانش را طلاب و فضلاى قمى تشكيل مىدادند. البته، ايشان همه روزه براى برخى از بازاريان باسواد، يك درس مكاسب هم داشتند كه حاج سيد على بلورفروش و حاج شيخ على سقطفروش، از آن جمله بودند. پس از ورود آيت اللّه حائرى هم، بسيارى از شاگردان معظم له به حلقه درسى حاج شيخ ابو القاسم قمى پيوستند و از او هم بهره بردند.
[1]. تهرانى، نقباء البشر، ج 1، ص 64.
[2]. مرعشى نجفى، الاجازة الكبيرة، ص 19؛ تهرانى، نقباء البشر، ج 1، ص 64.
[3]. واعظ خيابانى، علماء معاصرين، ص 155.
سبك تدريس ايشان، مبتنى بر دقت بسيار و ژرفنگرى بود. لذا، مسئلهاى را كه عنوان مىكرد، دير به پايان مىرسيد. شاگردانش با وى بسيار بحث مىكردند، و اكثر روزها مباحثة بين الاثنينى مىشد. اين روش، سبك تدريس ميرزاى شيرازى نيز بود؛ كه در پرورش قوه اجتهاد و ملكه استنباط در شاگردان، نقش مؤثرى دارد.
علم، فضل و دانش گسترده وى در قم، تا بدانجا مشهور بود كه حتى آيت اللّه حائرى در درس اصول خويش، به طرح برخى نظرات وى پرداخت و بعضى از آنها را قبول كرد. آيت اللّه اراكى مىفرمودند:
«روزى، آقاى حاج شيخ فرمودند: شيخ انصارى (ره) در رسائل، حديث «رفع» را ظاهر در خصوص رفع مؤاخذه دانسته، ولى از صحيحه بزنطى برمىآيد كه رفع جميع آثار- حكم وضعى و حكم تكليفى- مراد است. بنابراين، بايد از ظاهر حديث رفع دست برداشت؛ و اين، نظر آقاى حاج شيخ ابو القاسم است. ايشان مىفرمود: معلوم نيست سؤال سائل از حكم وضعى باشد، بلكه چون حلف به طلاق و عتاق (به نحو شرط نتيجه) خود حرام تكليفى است، امكان دارد سؤال از اين باشد كه حالا كه كسى مجبور شده به حلف، آيا مرتكب كار حرامى شده است؟ و آيا اين حلف، عقوبت دارد و بايد كفاره بدهد».[1]
از آيت اللّه گلپايگانى هم نقل شده است،
«روزى آقاى حاج شيخ عبد الكريم مطالبى را از حاج شيخ ابو القاسم نقل كردند و دو اشكال از اشكالات ايشان را قبول و دوتاى ديگر را رد كردند».[2]
علامه سيد محسن امين هم دربارهاش مىنويسد:
«وى عالمى فاضل، محقق مدقق، فقيه اصولى، و متقى زاهد، و مشهور
[1]. باقرى بيدهندى، مجله نور علم، شماره 22، صص 85- 86.
[2]. همان.
به فضل، دقت نظر و گستردگى معلومات بود. از نظر علمى، بعضى ايشان را بر آيت اللّه حائرى ترجيح مىدادند، ولى رياست حوزه از آن حاج شيخ عبد الكريم بود. در سال 1353 ه. ق، ايشان را در قم ديدم، پيرامون برخى مسائل فقهى گفتگو كرديم، و فضل و دقت نظرش را از آن فهميدم. فضلاى قم ايشان را مىستودند».[1]
شيخ آقا بزرگ تهرانى هم مىنويسد:
«... طلاب، مجلس درس او را مغتنم و مقام استفاده مىشمردند. و اين، به خاطر وفور علم و كثرت دانش وى بود».[2]
مرحوم واعظ خيابانى هم مىنويسد:
«امام اورع ازهد و حبر فقيه اوحد، آقا شيخ ابو القاسم، شيخ علماى قم و مرجع تقليد ايشان،[3]وى همين عالم مقدس ربانى است كه در قم بر جنازه آيت اللّه ميرزا صادق آقا مجتهد تبريزى با قاطبه علما و مجتهدان، و اهالى قم از زوار و مجاوران نماز خواند».[4]
با اينكه موقعيت علمى ايشان در قم و در اوساط علمى شيعه معروف بود، و طلاب فراوانى در درس او شركت مىكردند، اما فقط به اين تعداد از شاگردانش در كتب تراجم دست يافتيم.
شاگردان
برخى از تلامذه آن فقيه بزرگ، عبارتند از آيات عظام و حجج اسلام:
1. آيت اللّه حاج شيخ عباس محدث قمى (1290- 1359 ه. ق)، صاحب
[1]. امين عاملى، اعيان الشيعة، ج 2، ص 410.
[2]. تهرانى، نقباء البشر، ج 1، ص 69.
[3]. واعظ خيابانى، علماى معاصرين، ص 155.
[4]. همان، ص 387.
مفاتيح الجنان، سفينة البحار، و الكنى و الالقاب[1]
2. امام خمينى (1320- 1409 ه. ق)، رهبر كبير انقلاب اسلامى ايران و صاحب مؤلفاتى همچون: مكاسب محرمه، اربعين حديث، ديوان اشعار و كتاب الطهارة
3. آيت اللّه حاج سيد محمّد رضا موسوى گلپايگانى (1316- 1412 ه. ق)، صاحب كتاب القضاء، كتاب الحج و كتاب الحدود
4. آيت اللّه مير سيد حسن برقعى رضوى قمى (1306-؟)
5. آيت اللّه حاج ميرزا محمّد فيض قمى (1293- 1370 ه. ق)، صاحب كتاب الفيض و نجاة العباد
6. آيت اللّه سيد شهاب الدين مرعشى نجفى (1315- 1411 ه. ق)، صاحب المسلسلات فى الاجازات و تعليقات احقاق الحق كه از معظم له اجازه روايت دارد.[2]
7. آيت اللّه حاج سيد احمد شبيرى زنجانى (1308- 1393 ه. ق)، صاحب الكلام يجر الكلام و افواه الرجال
8. آيت اللّه آخوند ملا على همدانى (1312- 1398 ه. ق)، صاحب شرح حال ابو بصير، اجتهاد و تقليد، و قاعدة لا ضرر
9. آيت اللّه حاج ميرزا عبد اللّه چهلستونى تهرانى (1305- 1391 ه. ق)، صاحب اصول فلسفه، سنن النبى و حاشيه كفايه
10. آيت اللّه حاج ميرزا محمود روحانى قمى (1307- 1381 ه. ق)
11. آيت اللّه حاج ميرزا ابو الفضل زاهدى قمى (1309- 1398 ه. ق)، صاحب مقصد الحسين و منطق الحسين
12. حاج سيد مصطفى صفائى خوانسارى (1321- 1411 ه. ق)، صاحب الديانة الاسلامية و الجواهر المودعة
13. حاج سيد سجاد علوى گرگانى (1322- 1407 ه. ق)
[1]. دوانى، مفاخر اسلام، ج 11، ص 245.
[2]. مرعشى نجفى، الاجازة الكبيرة، ص 13.
14. حاج شيخ مهدى حرم پناهى قمى (1319- 1374 ه. ق)، صاحب كتابى در اصول
15. حاج سيد رضا بهاء الدينى قمى (1322- 1418 ه. ق)
16. حاج شيخ على اصغر اشعرى قمى (1318- 1406 ه. ق)
17. حاج ميرزا محمّد تقى اشراقى قمى (1313- 1368 ه. ق)، صاحب تفسير سوره يوسف و تفسير سوره قلم
18. حاج شيخ عبد الهادى حاج آخوند قمى (ح 1300- 1378 ه. ق)
19. حاج شيخ ابو القاسم نحوى قمى (1300- 1385 ه. ق)
20. حاج سيد عبد الستار محمّدى ميانجى (د. 1421 ه. ق)، كه از معظم له اجازه روايت دارد.
21. حاج سيد محمّد علوى قزوينى (1316- بعد 1380 ه. ق)
22. حاج آقا ضياء استرآبادى تهرانى (1323- 1424 ق.)، صاحب كتاب الخمس و كتاب الزكاة
23. شيخ محمّد صادق صدر الشريعه تنكابنى (1315- 1400 ه. ق)، صاحب ديوان اشعار و تفسير منظوم
24. شيخ محمّد حسين ناصر الشريعه قمى
25. حاج سيد احمد مشرف حسينى قمى
26. شيخ قوام جاسبى قمى
27. حاج شيخ حبيب اللّه زاهدى قمى
28. شيخ محمّد باقر خازنى قمى
29. شيخ محمّد حسن آقا نجفى قمى، فرزند معظم له
30. شيخ شعبان راسخى لنگرودى
31. سيد عباد على هندى
32. ميرزا محمود نجفى
تأليفات
از آن فقيه سترگ، به دليل كثرت مشاغل اجتماعى و مراجعات مردمى، تأليف بسيار برجاى نماند. اما برخى از آثارش در فقه، اصول و تفسير، عبارتند از:
1. حاشيه بر كفاية الاصول استادش، محقق خراسانى
2. حاشيه بر تفسير صافى ملا محسن فيض كاشانى[1]
3. رسالة عمليه: وى رساله خود را براى چاپ به چاپخانه داده بود، اما با ورود آيت اللّه حائرى به قم و براى پرهيز از تعدد مرجع تقليد، رسالهاش را از چاپخانه بازپس گرفت.[2]
4. تصحيح و مقدمه بر جمال الاسبوع سيد بن طاوس (چاپ 1330 ه. ق)[3]
همراهى در تأسيس حوزه علميه قم
هنگامى كه آيت اللّه حاج شيخ عبد الكريم حائرى در سال 1340 ه. ق/ 1300 ه. ش به قصد زيارت حرم حضرت معصومه عليها السّلام به قم آمدند، علماى قم همراه با طلاب، تجار و عموم مردم، همگى به استقبال وى شتافتند و با اصرار بسيار، از او اقامت دائم و تأسيس حوزه را درخواست كردند. از جمله كسانى كه در اين راه كوشش فراوان نمود، آيت اللّه حاج شيخ ابو القاسم كبير قمى بود. از آيت اللّه سيد مصطفى صفائى خوانسارى نقل شده است:
«زمانى كه آقاى حاج شيخ ابو القاسم و آقاى حاج ميرزا محمّد ارباب به ديدن حاج شيخ عبد الكريم آمده بودند، بحثى فقهى بين اين سه بزرگوار درمىگيرد. در بازگشت، آقاى ارباب به حاج شيخ ابو القاسم مىگويد:
[1]. مرعشى نجفى، الاجازة الكبيرة، ص 19.
[2]. باقرى بيدهندى،« آيت اللّه شيخ ابو القاسم كبير قمى» مجله نور علم، سال 1366، شماره 22، ص 93.
[3]. تهرانى، نقباء البشر، ج 1، ص 69.
حاج شيخ با ما فرق مىكند. هركجا كه وى باشد، حوزه تشكيل مىدهد.
پس چه بهتر كه در قم تشكيل گردد و ما قميها هم در آن سهيم باشيم. آقاى كبير مىگويد: من هم مىخواستم همين را بگويم».
و لذا، بنا مىگذارند كه برگردند و از آقاى حائرى درخواست اقامت بنمايند. و اين كار را هم مىكنند.[1]
آيت اللّه شبيرى زنجانى از امام خمينى (ره) نقل مىكند:
«علت موفقيت مرحوم حاج شيخ عبد الكريم اين بود كه علماى قم، افرادى متقى و پرهيزگار بودند. و الا اگر ايشان جاى ديگر مىرفت، ممكن بود از معظم له استقبالى كه درخور شخصيتشان باشد به عمل نمىآمد؛ و قهرا، ايشان در كار خود موفق نمىشد».
از همينرو، آن فقيه بزرگ و خداترس به هنگام ورود مرحوم آيت اللّه حائرى، رساله خود را از چاپخانه پس گرفت و از چاپ آن منصرف شد. وى مكرر مىفرمود:
«خدا طول عمر به آقاى حاج شيخ بدهد، آمد شهر ما را آباد كرد».[2]
آيت اللّه شبيرى زنجانى در اينباره مىگويد:
«از يكى از آقايان شنيدم كه مىگفت: روز عيدى براى ديدن آقاى حاج شيخ ابو القاسم به منزل ايشان رفتم، ولى تشريف نداشت. پس از مدتى كه آقا تشريف آوردند، معلوم شد كه براى تبريك عيد به خانه حاج شيخ عبد الكريم تشريف برده بود».[3]
و هم اينكه، معظم له در روز عيد غديرى پس از آنكه به بيرونى تشريف آورد و كثرت جمعيت را مشاهده نمود، فرمود: مردم! بياييد جايى كه من مىروم، برويم.
[1]. باقرى بيدهندى،« آيت اللّه شيخ ابو القاسم كبير قمى» مجله نور علم، سال 1366، شماره 22، ص 86.
[2]. زنجانى، الكلام يجز الكلام، ج 1، ص 107.
[3]. مجله نور علم، شماره 22، ص 89.