وليّ حضرت قائم ابو القاسم چو شد غائب
خرد از بهر تاريخش ز انصارى به خواهش شد
زبان چون ماهى از درياى طبعش سر زد و گفتا
به گل آن قلزم مواج علم و بحر بينش شد
(1353 ه. ق)
منابع:
1. استادى، رضا، شرح حال آيت اللّه اراكى، اداره ارشاد اسلامى استان مركزى، 1377 ش
2. امين عاملى، سيد محسن، اعيان الشيعة، چاپ بيروت
3. انصارى قمى، محمّد على، ديوان اشعار، چاپ قم، 1342
4. باقرى بيدهندى، «آيت اللّه شيخ ابو القاسم كبير قمى»، مجله نور علم، 1366، شماره 22
5. بدلا، سيد حسين، هفتاد سال خاطره، دفتر اسناد انقلاب اسلامى، تهران
6. تهرانى، شيخ آقا بزرگ، نقباء البشر فى القرن الرابع عشر، چاپ مشهد
7. دوانى، على، مفاخر اسلام، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامى، 1378 ش
8. همو، گنجينه دانشمندان، چاپ تهران
9. ريحان يزدى، سيد عليرضا، آينه دانشوران، پاورقى و فهارس: ناصر باقرى بيدهندى، قم، كتابخانه آيت اللّه مرعشى
10. زنجانى، سيد احمد، الكلام يجر الكلام، چاپ قم
11. شريف رازى، محمّد، آثار الحجة يا دائرة المعارف حوزه علميه قم، چاپ قم
12. صحفى، سيد حسن، داستانهاى جالب، انتشارات صحفى، قم
13. مرعشى نجفى، سيد شهاب الدين، الاجازة الكبيرة يا الطريق و المهجة لثمرة المحجة، چاپ قم
14. همو، الطرق و الاساتيد
15. واعظ خيابانى تبريزى، ملا على، علماء معاصرين، چاپ تبريز
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
آيت اللّه حاج سيد احمد صفائى خوانسارى
[1]اشاره
از ديرباز، شهر خوانسار مركز علم، دانش و فرهنگ شيعى بوده است. دهها مدرسه، مسجد، حسينيه، كتابخانه و مكتبههاى قديم در اين شهر، نشاندهنده رشد و بالندگى مذهب در اين شهر است. ساليان و قرون متمادى، علماى بزرگ اين شهر موجب اعلاى كلمه حق و بزرگداشت شعاير دينى بودهاند. وجود مراجع معظم تقليدى همچون: آيت اللّه سيد محمّد تقى خوانسارى و آيت اللّه سيد احمد
[1](*). اين مقاله نخستين بار در مجله مسجد، ش 58( مهر و آبان 1380)، ص 92- 99 به چاپ رسيده است.
خوانسارى در ميان مراجع بزرگ شيعه در قرن چهاردهم هجرى، نشاندهنده خدمات علماى خوانسار به دين و مذهب بوده است.[1]
يكى ديگر از علماى بزرگ خوانسار- كه با آثار باقيهاش، حق بزرگى بر ذمه علم و دانش دارد- مرحوم آيت اللّه حاج سيد احمد حسينى صفائى خوانسارى- طاب ثراه- است. اين گفتار كوتاه، بازگويى بخشى از زندگى علمى، حيات طيبه و آثار و خدمات گرانبهاى ايشان به عرصه دين و مذهب را برعهده دارد.
نسب
آيت اللّه صفائى خوانسارى، برخوردار از نسبى روشن و افتخارآميز بود- كه به شريفان مدينه منوره همچون: قاضى سيد مهنا مدنى و يحيى عبيدلى مىرسد- كه با 40 واسطه به حضرت امام زين العابدين و سيد الساجدين على بن الحسين عليهم السّلام مىرسد. نسب ايشان بدينشرح است:
«سيد احمد، فرزند محمّد رضا، فرزند احمد، فرزند رضا، فرزند عمو سيد، فرزند هاشم، فرزند مشهدى، فرزند جعفر، فرزند شمس الدين، فرزند مرجان، فرزند محمّد مؤمن، فرزند قاسم، فرزند همايون شاه، فرزند شاه قاسم بدلا، فرزند عبد الكريم شاه، فرزند ابو الحسن، فرزند شاه عبد اللّه، فرزند يحيى الفاضل، فرزند ابو الحسن وحاحدى، فرزند محمّد، فرزند حسن، فرزند على، فرزند محمّد، فرزند منصور، فرزند محمّد، فرزند عبد اللّه، فرزند عبد الواحد، فرزند شريف مالك، فرزند شهاب الدين، فرزند شريف حمزه المهنا الاكبر، فرزند داود، فرزند قاسم، فرزند عميد الدين، فرزند عبيد اللّه المكرم، فرزند عميد الدين، فرزند يحيى العبيدلى، فرزند حسن، فرزند جعفر الحجة، فرزند عبيد اللّه الاعرج،
[1]. زمانىنژاد، دانشمندان خوانسار؛ ميرمحمّدى، فرزانگان خوانسار؛ انصارى قمى، مجله مسجد، شماره 34، 78- 85؛ ميرمحمّدى، مجله مسجد، شماره 48، 82- 91.
فرزند ابى عبد اللّه حسين الاصغر فرزند امام همام زين العابدين عليه السّلام».[1]
ولادت
در سال 1291 ه. ق، معظم له در شهر خوانسار و در محله «صفائيه»، ديده به جهان گشود. شايد به همين دليل، لقب «صفائى» را براى خود برگزيد.[2]
تحصيلات
سيد احمد، سيادت و شرافت را- كه از پدران والامقامش به ارث برده بود- با فضيلت علم و دانش درهم آميخت و به فراگيرى علوم دينى روى آورد. نخست ادبيات و سطوح را نزد استادان شهرش فراگرفت. برخى از اين استادان عبارتند از حضرات آيات:
1. علامه شيخ محمّد حسين خوانسارى، كه ادبيات را نزد وى آموخت.
2. حكيم متأله آخوند ملا محمّد على خوانسارى، كه شرح منظومه را از او فراگرفت.
3. آخوند سيد على اكبر بيدهندى خوانسارى (د. 1342 ه. ق)، كه سطوح را تدريس مىكرد.
هجرت به اصفهان
حاج سيد احمد صفائى به سال 1310 ه. ق و در 20 سالگى از زادگاهش به حوزه علميه اصفهان- كه در آن روزگار شاهد اوج عظمت و شكوه خويش بود- مهاجرت كرد. در آنجا به مدت 12 سال، مراتب علمى خويش را در محضر استادان فن تكميل كرد و به آموختن علوم فقه، اصول، كلام، فلسفه، رجال، درايه و حديث همت گماشت.
[1]. استادى، فهرست هزار و پانصد نسخه خطى، 5.
[2]. مرعشى، المسلسلات، ج 2، 81.
استادان
استادان وى در اصفهان، كه از چهرههاى درخشان علمى شيعه در عصر خويش به شمار مىرفتند، عبارتند از:
1. شيخ محمّد تقى آقا نجفى اصفهانى (د. 1332 ه. ق)، صاحب ادلة الاحكام و حقائق الاسرار.
2. ميرزا محمّد هاشم موسوى خوانسارى (د. 1318 ه. ق)، صاحب اصول آل الرسول و مبانى الاصول.
3. ميرزا ابو المعالى كلباسى (د. 1315 ه. ق)، صاحب الجبر و التفويض، و الرسائل.
4. آقا منير الدين بروجردى (1269- 1342 ه. ق)، صاحب منظومه الفيه.
5. شيخ محمّد على ثقة الاسلام اصفهانى (1271- 1318 ه. ق)، صاحب لسان الصدق و آداب صلاة الليل.
6. ميرزا حسن نجفى اصفهانى (د. 1320 ه. ق)، نويسنده تقريرات درس ميرزا حبيب اللّه رشتى.
7. علامه سيد محمّد باقر درچهاى اصفهانى (د. 1342 ه. ق)، نويسنده حاشيه بر رسائل و مكاسب.
8. ملا محمّد باقر فشاركى اصفهانى (د 1318 ه. ق)، نويسنده عنوان الكلام و آداب الشريعة.
9. ميرزا بديع موسوى اصفهانى (د. 1318 ه. ق)، نويسنده حاشيه بر قوانين.
10. ميرزا جهانگير خان قشقايى (د. 1328 ه. ق).
11. آخوند ملا محمّد كاشى (1249- 1333 ه. ق).
هجرت به نجف اشرف
آيت اللّه صفائى در 32 سالگى و به سال 1322 ه. ق، پس از 12 سال تحصيل در
اصفهان، رهسپار حوزه علميه نجف اشرف شد. در آنجا از محضر پرفيض مراجع تقليد شيعه بهرههاى بسيار برد و به اوج كمالات علمى رسيد. استادان وى در آنجا عبارت بودند از آيات عظام:[1]
1. آخوند ملا محمّد كاظم خراسانى (د. 1329 ه. ق)، صاحب كفاية الاصول.
2. سيد محمّد كاظم طباطبائى يزدى (د. 1337 ه. ق)، صاحب عروة الوثقى.
3. شيخ فتح اللّه نمازى معروف به شيخ الشريعه اصفهانى (د. 1339 ه. ق)، صاحب قاعده لا ضرر.
4. حاج ميرزا حسين حاج ميرزا خليل تهرانى (د. 1326 ه. ق)، نويسنده ذريعة الوداد فى منتخب نجاة العباد.
5. سيد ابو تراب موسوى خوانسارى (د. 1346 ه. ق)، نويسنده سبيل الرشاد فى شرح نجاة العباد.
6. آخوند ملا محمّد على امامى خوانسارى (د. 1332 ه. ق)، نويسنده شرح تبصرة المتعلمين.
اجازات
تحصيل معظم له در نجف، شش سال به طول انجاميد و به كسب اجازات متعدد روايى و اجتهادى از استادانش نايل آمد. آيت اللّه شريعت اصفهانى در اجازهاى كه در 1324 ه. ق، برايش نگاشت، چنين نوشت:
«فان العالم العامل و الفاضل الفاصل الكامل ابا الفضائل و الفواضل صاحب القريحة القويمة و السليقة المستقيمة و النظر الثاقب و الحدس الصائب المستعد لافاضة نتائج المطالب من الكريم الواهب الموفق المسدد السيد احمد ...».[2]
[1]. نجفى مرعشى، كشف الاستار( مقدمه)، ج 1، 15- 17؛ انصارى قمى، مجموعه مقالات كنگره كتاب و كتابخانه در تمدن اسلامى، ج 3، 1333؛ حسينى اشكورى، تراجم الرجال، ج 1، 68- 71.
[2]. مرعشى، المسلسلات، ج 2، 82.