و باز، ايشان مىنويسد:
«كسى مرا به كوتاهى و سهلانگارى و كمى تتبع نسبت ندهد، همانا من با كمبود كتابها و اسباب و نبود يار و ياور واقع شدم. در شهرى دور از همه چيز با تفرق بال و اختلال احوال و غم و اندوه بسيار و تغيير زمان و رواج بدعتها و گناهان و خراب شدن پايههاى دين [اشاره به دوران حكومت رضا خان و مظالم آن] تمام كوششم را و نهايت طاقتم را در راه به پايان رسانيدن اين هدف به كار گرفتهام».[1]
وى در جاى جاى كتابش به انتقاد از وضعيت زمان خويش- دوران حكومت رضا خان- پرداخت و از روزگار معاصرش انتقاد كرد. از جمله مىنويسد:
«دزدان سقيفه، احوال مسلمانان را سياه و حال اسلام را تباه گردانيدند و به اين كار زشت خويش، ابواب جنگ و نزاع و ريختن خونها و تاراج مالها و از بين بردن آبروها را گشودند و آزادشدگان و طلقاء را بر سيد الوصيين مسلط كردند و حقوق حضرت فاطمه زهرا را غصب و محسنش را سقط كردند و اين امر زشت و ناپسند ادامه يافت تا اينكه در زمان ما، مسلمانان گروه گروه گشته و يكسره تمام شعاير اسلام را به يك سو افكنده و معالم دين را ترك كرده و سرگردان ماندهاند؛ نه مسلمانند و نه مسيحى. آنان قوانين كفار را در خوراك و پوشاك و رفتار و كردارشان اخذ كرده و به آنان شبيه گرديدهاند و بر پيشوايان دين و علماى مسلمين- بلكه بر خدا و پيامبر و مذهب- طعن مىزنند و مسخره مىكنند، تا زمانى كه خداوند به ظهور امام منتظر، اين بلا را از امت دفع نمايد».[2]
وى در راه تحصيل، تدريس و گسترش علم كوشا و دائم به مطالعه مشغول بود.
او مىگفت:
[1]. همان، ج 3، 447 و ج 4، 87.
[2]. همان، ج 1، 322.
«ما خادم اهل بيت هستيم و بر خدمتگزار واجب است كه بر آن چيزى كه به او سپردهاند، امين بوده و در حفظ و نگهدارىاش حريص باشد».[1]
او با كوششى فراوان شمار بسيارى از مخطوطات را استنساخ كرد و آنها را با نهايت دقت تصحيح و مقابله نمود و تعداد ديگرى را تكميل كرد. بدينترتيب، وى كتابخانه مهم و ارزندهاى را از خويش به يادگار نهاد.
كتابخانه
مكتبه اين مرد بزرگ، يكى از حسنات دهر به شمار مىرود. اين مرد دانشمند، در طول سالهاى فراوان با پشتكار بسيار، به حفظ، نگهدارى و گردآورى نسخههاى خطى فراوان همت گماشت. او با همتى عالى و ارادهاى قوى، خود به استنساخ حدود 270 كتاب و رساله- در 50 مجلد- پرداخت. در اين كتابخانه، 1500 نسخه خطى- كه بسيارى از آنها داراى ارزش و نفاست است- وجود دارد كه 110 نسخه آن به خط علماى بزرگ شيعه مزين است. پس از درگذشت آيت اللّه سيد احمد صفائى خوانسارى، اين كتابخانه به فرزندش آيت اللّه سيد مصطفى صفائى منتقل شد. آن فقيه بزرگوار نيز نسخههاى ديگرى را بر آن افزود و نسخههاى ناقص را هم به خط خويش تكميل نمود. پس از درگذشت وى، با خواست رهبر انقلاب حضرت آيت اللّه خامنهاى- مد ظله العالى- اين كتابخانه، يكجا خريدارى و به آستان قدس رضوى اهدا شد.
آيت اللّه رضا استادى، كتابى را در معرفى آن به سامان رسانيد و در پايان آن چند فهرست نگاشته است كه عبارتند از:[2]
1. نسخههايى كه به دستخط علما مزين است (حدود 110 نسخه).
2. نسخههايى كه به خط آيت اللّه سيد احمد صفائى است (حدود 270 كتاب و رساله).
[1]. مرعشى، المسلسلات، ج 2، 82.
[2]. استادى، فهرست هزار و پانصد نسخه خطى، 389- 397.
3. نسخههايى كه تاريخ كتابت آنها پيش از سال هزار است (72 نسخه).
4. نسخههايى كه سر لوح زرين و مذهب دارد (62 نسخه).
مسجد
يكى ديگر از يادگارهاى پايدار مرحوم آيت اللّه صفائى مسجد معروف و مشهور او در محله «پايتخت» خوانسار بود. اين مسجد كه وى در آن اقامه جماعت مىكرد، هم اكنون بنام مسجد امام جعفر صادق عليه السّلام نيز داير و آباد است.
آيت اللّه صفائى در طول 30 سال اقامت خويش در خوانسار، در اين مسجد نماز مىخواند و عموم مؤمنان و اخيار، بدو اقتدا مىكردند. آن مرحوم شهرت خويش را هم مديون اقامه جماعت در اين مسجد بود.
آيت اللّه سيد مصطفى صفائى خوانسارى در اينباره گفت:
«حاج شيخ على اكبر شريفى خوانسارى، از اخيار و نيكان خوانسار و از اقوام ما، حضرت ولى عصر امام زمان عجل اللّه تعالى فرجه الشريف، را در عالم رؤيا بديد كه او را بر قطع رحم سرزنش فرمود و بر نماز جماعت در پشت سر «احمد الصفا» سفارش نمود و اين نام را مكرر گفت. زمانى كه مرحوم شريفى اين خواب را براى مرحوم صفائى نقل كرد، او تفأل به خير زد و اين لقب را براى خويش برگزيد».[1]
فرزندان
معظم له به غير از شاگردان، تأليفات و بناهاى خيريهاى كه از خود به يادگار نهاد فرزندانى متدين و نيكنهاد داشت كه از جمله ايشان آيت اللّه حاج سيد مصطفى صفائى خوانسارى از علماى مشهور حوزه علميه قم بود.
او در ربيع الاول 1321 ه. ق ديده به جهان گشود، مقدمات، سطوح و مقدارى
[1]. حسينى اشكورى، تراجم الرجال، ج 1، 69.
از فلسفه و حكمت را نزد پدر بزرگوارش و دايىاش حاج سيد على رضوى خوانسارى و ديگر علماى خوانسار فراگرفت، سپس در سال 1340 ه. ق به قم آمد و نزد آيت اللّه حائرى يزدى و حضرات آيات: سيد ابو الحسن رفيعى قزوينى، ميرزا محمّد على شاهآبادى، شيخ محمّد رضا مسجد شاهى اصفهانى، حاج سيد محمّد تقى خوانسارى، حاج سيد احمد خوانسارى و سيد محمّد صادق اصفهانى و آيات عظام: ميرزاى نائينى و سيد ابو الحسن اصفهانى- در توقف هشت ماهه آنان در قم- زانوى ادب به زمين زد و فقه، اصول، فلسفه، كلام، حديث و رجال را فراگرفت. او از حواريون و اصحاب استفتاى آيت اللّه بروجردى و از اساطين حوزه علميه قم به شمار مىرفت. وى از مراجع بزرگ شيعه اجازه اجتهاد و روايت داشت و به بسيارى از علماى قم اجازه حديث بخشيده بود.[1]
از او تأليفاتى مانند: تقريرات درس فقه و اصول آيت اللّه حائرى، حاشيه بر درر الاصول و وسيلة النجاة، و كشكولى به نام الجواهر المودعة و الذخائر الرهينة- كه نسخه اصل آن به شماره 1484 در كتابخانه آستان قدس رضوى است- و كتابى در اصول عقايد به نام الديانة الاسلامية برجاى ماند.
وى در صبح جمعه، 18 جمادى الثانى 1413 ه. ق/ 24 مهر 1371، در سن 92 سالگى درگذشت و در مسجد بالاسر حرم حضرت معصومه عليها السّلام- جايى كه سالها در آنجا اقامه جماعت صبح مىكرد- به خاك سپرده شد.
آيت اللّه گلپايگانى در پيام تسليت فقدان اين مرد بزرگ چنين مرقوم فرمودند:
«رحلت عالم ربانى آيت اللّه آقاى حاج سيد مصطفى خوانسارى- طاب ثراه- كه عمرى را در خدمت به اسلام و مسلمين و احياى تراث اهل بيت عصمت عليهم السّلام سپرى نمود، موجب تأثر و تأسف گرديد».[2]
[1]. استادى، هزار و پانصد نسخه خطى، 12- 13.
[2]. انصارى قمى، مجله آيينه پژوهش، شماره 15، 112- 113؛ شريف رازى، آثار الحجه، ج 2، 76-- و 292؛ همو، گنجينه دانشمندان، ج 2، 138؛ استادى، فهرست هزار و پانصد نسخه خطى، 11- 15؛ همو، مجله پيام حوزه، شماره 2، 78.
درگذشت
سرانجام، آيت اللّه حاج سيد احمد صفائى خوانسارى، در سحر شب 14 ذيقعدة الحرام 1359 ه. ق/ 1319 ش، در 68 سالگى و به هنگام گفتن تكبيرة الاحرام نماز وتر[1]ديده از جهان فروبست و به اجداد طاهرينش پيوست.
پيكر پاكش پس از تشييع باشكوه، در قبرستان محله پايتخت- نزديك مسجدى كه خود بنا كرده بود- به خاك سپرده شد. ميرزا محمّد جواد ولايى متخلص به افسر خوانسارى در رثايش چنين سرود:[2]
از آسمان علم و عمل مهر تابناك
كردى غروب از افق دهر زير خاك
احمد سمى حامى شرع و شراع دين
جسم و روان و اصل و نسب هر چهار پاك
آمد نداى ارجعىاش چون به گوش روح
پيوسته گفت: ان رضائى لقد رضاك
پرواز كرد طائر روحش به قرب حق
اى روح پاك آيت حق روحنا فداك
مجموعه فضائل و كشاف معضلات
شد گنج پاك گوهر دانش نهان به خاك
بر مرتبتش به چشم حقيقت چه بنگريم
نورى به نور مهر سما كرده اصطكاك
[1]. حسينى اشكورى، تراجم الرجال، ج 1، 70.
[2]. مرعشى نجفى، مقدمه كشف الاستار، ج 1، 25- 26.
روح القدس مؤيد افسر بلند گفت:
تاريخ فوت حضرت او بىهراس و پاك
سال هزار و سيصد و پنجاه و نه برفت
احمد چو جد خويش به معراج در سماك
آيت اللّه سيد مصطفى خوانسارى به نقل از علامه حاج ميرزا محمّد على حكيم الهى خوانسارى، در پايان نسخه خطى نبراس الضياء ميرداماد نوشته است:
«پس از گذشت شش ماه از فوت پدر علامه بزرگوارم، صدايى از قبرش شنيده شد كه مىخواند:«يا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ* بِما غَفَرَ لِي رَبِّي وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ»و پس از آن اضافه كرد: «فوق ما يتخيلون»».[1]
[1]. استادى، فهرست هزار و پانصد نسخه خطى، 10.
منابع:
1. استادى، رضا، فهرست هزار و پانصد نسخه خطى اهدايى حضرت آيت اللّه خامنهاى به كتابخانه آستان قدس رضوى، قم، 1373.
2. انصارى قمى، ناصر الدين، «درگذشت آيت اللّه صفائى خوانسارى»، مجله آينه پژوهش، شماره 15، مهر 1371.
3. همو، كشف الاستار و مؤلف آن، مجموعه مقالات كنگره كتاب و كتابخانه در تمدن اسلامى، مشهد، بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، 1379.
4. همو، «نگاهى به كشف الاستار» آينه پژوهش، شماره 37.
5. حسينى اشكورى، سيد احمد، تراجم الرجال، قم، 1415 ه. ق.
6. شريف رازى، محمّد، آثار الحجه، چاپ قم، 1332.
7. همو، گنجينه دانشمندان، كتابفروشى اسلاميه، قم، 1352.
8. صفائى خوانسارى، سيد احمد، كشف الاستار عن وجه الكتب و الاسفار، چاپ و تحقيق مؤسسه آل البيت:، لاحياء التراث، 1409- 1421 ه. ق.
9. مرعشى نجفى، سيد شهاب الدين، الاجازة الكبيرة، به اهتمام محمّد سمامى حائرى، كتابخانه آيت اللّه مرعشى، قم.
10. همو، كشف الاستار عن حياة مؤلف كشف الاستار (در مقدمه جلد اول كشف الاستار)، چاپ قم، 1409 ه. ق.
11. مرعشى، سيد محمود، المسلسلات فى الاجازات، كتابخانه آيت اللّه مرعشى، قم.
آيت اللّه حاج شيخ محمّد على حائرى قمى
[1]اشاره
شهر مقدس قم، از آغاز ورود اسلام شيعى بدان، مملو از عالمان و فرزانگان بوده است. فقيهان و محدثان اين شهر، دانش اسلامى و معارف اهل بيت عليه السّلام را حفظ كردند، بارور نمودند و پرورش دادند و آن را به دست آيندگان رسانيدند. آنان در حفظ باورهاى دينى مردم شيعه، سخت كوشيدند و هرگونه رنجى را به جان خريدند. يكى از آنان كه براى گسترش علوم اهل بيت عليه السّلام سر از پا نمىشناخت،
[1](*). اين مقاله نخستين بار در مجله مسجد، ش 55( فروردين 1380 ش)، ص 72- 77 به چاپ رسيده است.