در همان محل مىيافتم و نانى مىخريدم. بحمد اللّه، آن ماه به پايان رسيد.
روز اول ماه بعد، به سراغ نان به كاروانسراى دالان دراز رفتم. مادرم نان فرستاده بود. نان را گرفتم و با خود گفتم: مدتى است نان خالى خوردهام، قاتق نداشتم بروم سكه را بردارم و با آن خورش تهيه كنم. وقتى به آن محل رسيدم، از سكه يك ريالى خبرى نبود».[1]
مهاجرت به نجف
معظم له، پس از پنج سال اقامت در تهران، در سال 1318 ه. ق راهى نجف شد.
در درسهاى فقهاى نامى نجف شركت جست و تقريرات درس آنان را نگاشت.
استادان ايشان عبارتند از آيات عظام:
1. آخوند ملا محمّد كاظم خراسانى (د. 1329 ه. ق)، صاحب حاشيه بر رسائل، كفاية الاصول و شرح تبصرة
2. حاج آقا رضا همدانى (د. 1322 ه. ق)، صاحب مصباح الفقيه و حاشية المكاسب
3. سيد محمّد كاظم طباطبايى يزدى (د. 1337 ه. ق)، صاحب منجزات المريض، صلاة الاحتياط و العروة الوثقى
4. شيخ هادى بن محمّد امين تهرانى (د. 1321 ه. ق)، صاحب محجة العلماء، تفسير آية النور و ودائع النبوة
او در اين ميان، بيشتر دلبسته آخوند خراسانى بود. از اين رو، وى بيشترين استفاده را از محضر شريف آخوند برد و تقريرات درس اصول وى، قطع و ظن، برائت و استصحاب را به گونه زيبايى نگاشت.[2]
[1]. صحفى، داستانهاى جالب، ص 41- 43.
[2]. تهرانى، نقباء البشر، ج 4، ص 1369.
مهاجرت به سامراء
آيت اللّه حائرى قمى پس از شش سال اقامت در نجف، و به دليل بروز كشمكش در ميان مشروطهطلبان و مخالفان مشروطه- كه موجب تعطيلى بسيارى از دروس شد و بحثهاى سياسى جاى خود را به بحث علمى داد- در سال 1324 ه. ق، به سامرا رفت تا از محضر آيت اللّه ميرزا محمّد تقى شيرازى بهرهمند شود. در سامرا، معظم له مورد اكرام و احترام بسيار ميرزا قرار گرفت و علاوه بر شركت در مجلس درس استاد، خود به تدريس سطوح پرداخت. با شروع جنگ جهانى اول، سامرا محل تجمع لشكر عثمانى و پادگان نظامى گرديد، درسهاى حوزه تعطيل شد و ميرزاى شيرازى به كربلا مهاجرت كرد. معظم له نيز در اين اوضاع، به كاظمين كوچيد و مدتهاى زياد از محضر آيت اللّه سيد حسن صدر كاظمى (د. 1354 ه. ق) بهره برد.[1]اما پس از مدتى، از سوى استادش به كربلا احضار شد.[2]
مهاجرت به كربلا
معظم له در حدود سال 1335 ه. ق، به كربلا آمد و بسيار مورد توجه و اطمينان ميرزا محمّد تقى شيرازى قرار گرفت؛ به طورى كه ميرزاى دوم، احتياطات خويش را به او ارجاع كرد.[3]
پس از وفات استاد بزرگوارش در 1338 ه. ق، وى در صحن حرم مطهر امام حسين عليه السّلام به جاى ميرزاى شيرازى به اقامه جماعت مشغول شد، و نامش در اوساط علمى طنين افكند.[4]در آنجا، وى علاوه بر اقامه جماعت به تدريس،
[1]. تهرانى، الذريعة، ج 20، ص 167.
[2]. شريف رازى، آثار الحجه، ج 1، ص 116.
[3]. همانجا.
[4]. ناصر الشريعه، تاريخ قم، ص 282.
تأليف، وعظ و ارشاد اشتغال داشت و از علماى بزرگ كربلا به شمار مىرفت.[1]
خاطرهاى از كربلا
يكى از آقايانى كه در كربلا ميهمان ايشان بود، نقل مىكند:
«من در زمان جوانى به عتبات مقدسه مشرف شدم و در كربلا، وارد بر آقا شيخ محمّد على قمى گرديدم. يك روز كه به منزلشان مىرفتم، مقدارى ميوه گرانقيمت تهيه كردم و با خود بردم. آقا به من فرمودند: «اسباب زحمت براى ما درست كردى، چون ما قدرت تهيه اينگونه چيزها را نداريم. حالا كه تو آوردى، فردا بچهها از ما مطالبه نظاير آن را خواهند كرد».[2]
بازگشت به قم
آيت اللّه حائرى قمى، در سال 1349 ه. ق- كه 50 ساله بود- به قصد زيارت مرقد مطهر حضرت امام رضا عليه السّلام، به سوى ايران حركت كرد. وى در مشهد مقدس بر آيت اللّه حاج آقا حسين طباطبايى قمى وارد، و بر او ميهمان شد. آيت اللّه قمى، وى را به بازگشت به زادگاهش- كه داراى حوزهاى باشكوه و آبرومند گرديده، و از طرفى با توطئههاى گوناگون رژيم پهلوى براى انهدام آن روبهرو بود- بسيار ترغيب نمود. ايشان نيز در همان سال به قم آمد و مقدمش از سوى زعيم حوزه، آيت اللّه حائرى يزدى، گرامى داشته شد. به اصرار آيت اللّه حائرى، وى در قم ساكن شد و به خدمات دينىاش پرداخت.[3]
تدريس
آيت اللّه حاج شيخ محمّد على حائرى قمى، از همان اوان ورود به قم، شبها
[1]. تهرانى، نقباء البشر، ج 4، ص 1369.
[2]. صحفى، داستانهاى جالب، ص 192.
[3]. تهرانى، نقباء البشر، ج 4، ص 1369.
در مدرسه فيضيه نماز جماعت را برپا كرد و پس از آن، به تدريس خارج فقه و اصول مشغول شد. ريحان يزدى مىنويسد:
«... معظم له از علماى نجف اشرفند، و به تازگى به وطن اصلى خود مراجعت كردهاند. شبها بعد از نماز، در مدرسه فيضيه مجلس درسشان منعقد مىشود و تخصص جناب ايشان در علم اصول است».[1]
علامه تهرانى هم آورده است:
«وى شأن و جايگاهى بلند در حوزه داشت. طلاب به وى، علاقهاى فراوان و به درس و بحثش، شوق بسيار داشتند».[2]
مرحوم ناصر الشريعه هم مىنويسد:
«وى از بزرگان علما و مدرسين اين سرزمين بود ... جماعتى زياد به درس و نماز او حاضر مىشدند».[3]
شاگردان
برخى از شاگردان آن فقيه بزرگ- با استفاده از كتاب آينة دانشوران- عبارتند از حضرات آيات:
1. سيد شهاب الدين حسينى نجفى مرعشى (1315- 1411 ه. ق)، صاحب ملحقات احقاق الحق.
2. حاج ميرزا هاشم آملى (1322- 1413 ه. ق)، صاحب بدايع الافكار
3. شيخ ابراهيم رياضى نجفآبادى (1317- 1373 ه. ق).
4. شيخ مرتضى انصارى قمى (1322- 1391 ه. ق).
[1]. ريحان يزدى، آينه دانشوران، ص 79.
[2]. تهرانى، نقباء البشر، ج 4، ص 1369.
[3]. ناصر الشريعه، تاريخ قم، ص 283.
5. حاج سيد سجاد علوى گرگانى (1322- 1407 ه. ق).
6. سيد محمّد باقر سلطانى طباطبائى (1322- 1418 ه. ق).
7. شيخ محمّد فكور يزدى (1324- 1398 ه. ق).
8. شيخ محمّد باقر شريعتى اصفهانى (1321- 1407 ه. ق).
9. سيد مرتضى علوى فريدنى (1328- 1415 ه. ق).
10. سيد مهدى هاشمى شاهرودى.
11. شيخ عباس صفائى حائرى قمى (1332- 1399 ه. ق)- فرزند معظم له-.
12. ميرزا عباس مستقيم قمى (1333- 1395 ه. ق).
13. شيخ يحيى فاضل همدانى.
14. ميرزا على اصغر شفيعى همدانى.
15. ميرزا محسن ضيائى همدانى.
16. شيخ محمّد باقر سعيدى رانكوهى.
17. شيخ عبد الرحيم تنكابنى.
18. شيخ ابو القاسم فروغى شاهرودى.[1]
19. شيخ محمّد رفيعى طالقانى.
20. سيد حسين بحرينى.
21. سيد محمّد ابو هاشم رشتى.
22. سيد شفيع واحدى رشتى.
23. شيخ محمّد تقى لنگرودى املشى.
24. آقا محمّد كاجى همدانى.
تأليفات
آن فقيه بزرگ، به جز تدريس و تربيت شاگردان، تأليفات بسيارى در فقه و اصول داشت كه عبارتند از:
[1]انصارى قمى، ناصر الدين، اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير، 2جلد، دليل ما - قم، چاپ: دوم، 1387.
1. مختارات الاصول: اين كتاب، يك دوره اصول به سبك جديد بود، كه در دو جلد چاپ شد.[1]
2. حاشيه بر كفايه: اين حاشيه، برآمده از درس اصول ميرزا محمّد تقى شيرازى و آخوند خراسانى است و در دو جلد در سال 1344 ه. ق چاپ شد.[2]
3. رد بر وهابيت (چاپ شده).[3]
4. تقريرات درس اصول آخوند خراسانى (اصول عمليه).[4]
5. اجتهاد و تقليد: اين كتاب همراه با مختارات الاصول چاپ شده است.[5]
6. تعادل و تراجيح: اين كتاب همراه با مختارات الاصول منتشر شده است.[6]
7. رساله در بطلان ترتب.[7]
8. كتاب الطهارة.[8]
9. كتاب الصلاة.[9]
10. كتاب الزكاة.[10]
11. كتاب الخمس.[11]
12. شرح استدلالى تبصرة المتعلمين.[12]
[1]. تهرانى، الذريعة، ج 20، ص 167.
[2]. همان كتاب، ج 6، ص 188.
[3]. تهرانى، نقباء البشر، ج 4، ص 1368.
[4]. همان كتاب، ج 4، ص 1369.
[5]. تهرانى، الذريعة، ج 20، ص 167.
[6]. همانجا.
[7]. غروى، مع علماء النجف، ج 2، ص 437.
[8]. غروى، همانجا، تهرانى، نقباء البشر، ج 4، ص 1369.
[9]. همانجا.
[10]. همانجا.
[11]. تهرانى، الذريعة، ج 4، ص 1369.
[12]. مقدسزاده، رجال قم، ص 153؛ ناصر الشريعة، تاريخ قم، ص 283.
13. رسالة فى الرضاع: از آن در سامراء به سال 1326 ه. ق فراغت جست.[1]
14. رسالة فى العدالة.[2]
15. رسالة فى الوقف.[3]
16. رسالة فى العصمة: اين نوشتار، درباره عصمت امامان بوده است، و آن را در سال 1343 ه. ق تأليف كرد.[4]
تأليفات ايشان باعث شد تا آن مرحوم پس از وفات آيت اللّه حاج شيخ عبد الكريم حائرى، مورد شبهه اعلميت قرار گيرد.[5]و چشمهاى حوزه علميه براى زعامت حوزه و مرجعيت شيعه، به سوى وى متوجه شود. اما افسوس كه دست اجل به او مهلت نداد و چندى پس از درگذشت آيت اللّه حائرى، او هم بدرود زندگى گفت.[6]
آثار خيريه
از مرحوم آيت اللّه حائرى قمى، به جز تأليفات و شاگردان فراوان، آثار خيريه ديگرى هم برجاى مانده است، كه مسجد نو- در مقابل قبرستان شيخان كبير- از آنهاست. اين مسجد، در يكى از بهترين و پر رفت و آمدترين نقاط شهر- نزديك حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه عليها السّلام- قرار گرفته، و هماره آكنده از نمازگزاران مقيم و مسافر است. اخيرا، اين مسجد به صورت زيبايى تجديد بنا شده است.
[1]. تهرانى، الذريعة، ج 11، ص 192.
[2]. همان كتاب، ج 4، ص 1369.
[3]. همانجا.
[4]. تهرانى، الذريعة، ج 15، ص 273.
[5]. شريف رازى، گنجينه دانشمندان، ج 1، ص 335.
[6]. شريف رازى، آثار الحجه، ج 1، ص 116.
ويژگيهاى شخصى
معظم له، عالمى عامل بود و مصداق كامل توقيع شريف: «و اما من كان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدينه مخالفا لهواه مطيعا لامر مولاه فللعوام ان يقلدوه» به شمار مىآمد. از حيث مقام علم و دانش، زهد و تقوا، ورع و قدس باطن، در مرتبهاى بلند قرار داشت.[1]
وى به دورى از رياست و مرجعيت تمايل داشت. لذا ايشان از حاشيه بر كتابهاى فتوايى خوددارى كرد، و خود را در معرض تقليد مردم قرار نداد. او به فرزندش حاج شيخ عباس صفائى حائرى تأكيد مىكرد:
«فرزندم! آيهاى است در قرآن مجيد، كه كمرشكن است. و آن، آيه مباركه:«تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»مىباشد، كه خداوند متعال آخرت را براى كسانى قرار داده است كه فكر و خيال رياست و بزرگى را در سر نداشته باشند» و من به خاطر اين آيه، از مرجعيت و رياست، گريزانم».
وفات
آيت اللّه حاج شيخ محمّد على حائرى قمى پس از درگذشت زعيم حوزه علميه، آيت اللّه حاج شيخ عبد الكريم، بيش از سه سال زنده نماند و در آن مدت هم، مبتلا به كسالت قلبى و بيمارى استسقاء بود. وى در 59 سالگى- يا 68 سالگى- در روز دوشنبه 22 ربيع الثانى 1358 ه. ق/ 1318 ش دار فانى را بدرود گفت.
به دنبال اعلام خبر وفاتش، تمام شهر و حوزه علميه تعطيل شد. تشييع جنازه باشكوهى از آن فقيه جليل صورت گرفت، و در مسجد بالاسر حرم حضرت
[1]. همانجا.