بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 72

تأليف، وعظ و ارشاد اشتغال داشت و از علماى بزرگ كربلا به شمار مى‌رفت.[1]

خاطره‌اى از كربلا

يكى از آقايانى كه در كربلا ميهمان ايشان بود، نقل مى‌كند:

«من در زمان جوانى به عتبات مقدسه مشرف شدم و در كربلا، وارد بر آقا شيخ محمّد على قمى گرديدم. يك روز كه به منزلشان مى‌رفتم، مقدارى ميوه گران‌قيمت تهيه كردم و با خود بردم. آقا به من فرمودند: «اسباب زحمت براى ما درست كردى، چون ما قدرت تهيه اين‌گونه چيزها را نداريم. حالا كه تو آوردى، فردا بچه‌ها از ما مطالبه نظاير آن را خواهند كرد».[2]

بازگشت به قم‌

آيت اللّه حائرى قمى، در سال 1349 ه. ق- كه 50 ساله بود- به قصد زيارت مرقد مطهر حضرت امام رضا عليه السّلام، به سوى ايران حركت كرد. وى در مشهد مقدس بر آيت اللّه حاج آقا حسين طباطبايى قمى وارد، و بر او ميهمان شد. آيت اللّه قمى، وى را به بازگشت به زادگاهش- كه داراى حوزه‌اى باشكوه و آبرومند گرديده، و از طرفى با توطئه‌هاى گوناگون رژيم پهلوى براى انهدام آن روبه‌رو بود- بسيار ترغيب نمود. ايشان نيز در همان سال به قم آمد و مقدمش از سوى زعيم حوزه، آيت اللّه حائرى يزدى، گرامى داشته شد. به اصرار آيت اللّه حائرى، وى در قم ساكن شد و به خدمات دينى‌اش پرداخت.[3]

تدريس‌

آيت اللّه حاج شيخ محمّد على حائرى قمى، از همان اوان ورود به قم، شب‌ها

[1]. تهرانى، نقباء البشر، ج 4، ص 1369.

[2]. صحفى، داستان‌هاى جالب، ص 192.

[3]. تهرانى، نقباء البشر، ج 4، ص 1369.


صفحه 73

در مدرسه فيضيه نماز جماعت را برپا كرد و پس از آن، به تدريس خارج فقه و اصول مشغول شد. ريحان يزدى مى‌نويسد:

«... معظم له از علماى نجف اشرفند، و به تازگى به وطن اصلى خود مراجعت كرده‌اند. شب‌ها بعد از نماز، در مدرسه فيضيه مجلس درسشان منعقد مى‌شود و تخصص جناب ايشان در علم اصول است».[1]

علامه تهرانى هم آورده است:

«وى شأن و جايگاهى بلند در حوزه داشت. طلاب به وى، علاقه‌اى فراوان و به درس و بحثش، شوق بسيار داشتند».[2]

مرحوم ناصر الشريعه هم مى‌نويسد:

«وى از بزرگان علما و مدرسين اين سرزمين بود ... جماعتى زياد به درس و نماز او حاضر مى‌شدند».[3]

شاگردان‌

برخى از شاگردان آن فقيه بزرگ- با استفاده از كتاب آينة دانشوران- عبارتند از حضرات آيات:

1. سيد شهاب الدين حسينى نجفى مرعشى (1315- 1411 ه. ق)، صاحب ملحقات احقاق الحق.

2. حاج ميرزا هاشم آملى (1322- 1413 ه. ق)، صاحب بدايع الافكار

3. شيخ ابراهيم رياضى نجف‌آبادى (1317- 1373 ه. ق).

4. شيخ مرتضى انصارى قمى (1322- 1391 ه. ق).

[1]. ريحان يزدى، آينه دانشوران، ص 79.

[2]. تهرانى، نقباء البشر، ج 4، ص 1369.

[3]. ناصر الشريعه، تاريخ قم، ص 283.


صفحه 74

5. حاج سيد سجاد علوى گرگانى (1322- 1407 ه. ق).

6. سيد محمّد باقر سلطانى طباطبائى (1322- 1418 ه. ق).

7. شيخ محمّد فكور يزدى (1324- 1398 ه. ق).

8. شيخ محمّد باقر شريعتى اصفهانى (1321- 1407 ه. ق).

9. سيد مرتضى علوى فريدنى (1328- 1415 ه. ق).

10. سيد مهدى هاشمى شاهرودى.

11. شيخ عباس صفائى حائرى قمى (1332- 1399 ه. ق)- فرزند معظم له-.

12. ميرزا عباس مستقيم قمى (1333- 1395 ه. ق).

13. شيخ يحيى فاضل همدانى.

14. ميرزا على اصغر شفيعى همدانى.

15. ميرزا محسن ضيائى همدانى.

16. شيخ محمّد باقر سعيدى رانكوهى.

17. شيخ عبد الرحيم تنكابنى.

18. شيخ ابو القاسم فروغى شاهرودى.[1]

19. شيخ محمّد رفيعى طالقانى.

20. سيد حسين بحرينى.

21. سيد محمّد ابو هاشم رشتى.

22. سيد شفيع واحدى رشتى.

23. شيخ محمّد تقى لنگرودى املشى.

24. آقا محمّد كاجى همدانى.

تأليفات‌

آن فقيه بزرگ، به جز تدريس و تربيت شاگردان، تأليفات بسيارى در فقه و اصول داشت كه عبارتند از:

[1]انصارى قمى، ناصر الدين، اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير، 2جلد، دليل ما - قم، چاپ: دوم، 1387.


صفحه 75

1. مختارات الاصول: اين كتاب، يك دوره اصول به سبك جديد بود، كه در دو جلد چاپ شد.[1]

2. حاشيه بر كفايه: اين حاشيه، برآمده از درس اصول ميرزا محمّد تقى شيرازى و آخوند خراسانى است و در دو جلد در سال 1344 ه. ق چاپ شد.[2]

3. رد بر وهابيت (چاپ شده).[3]

4. تقريرات درس اصول آخوند خراسانى (اصول عمليه).[4]

5. اجتهاد و تقليد: اين كتاب همراه با مختارات الاصول چاپ شده است.[5]

6. تعادل و تراجيح: اين كتاب همراه با مختارات الاصول منتشر شده است.[6]

7. رساله در بطلان ترتب.[7]

8. كتاب الطهارة.[8]

9. كتاب الصلاة.[9]

10. كتاب الزكاة.[10]

11. كتاب الخمس.[11]

12. شرح استدلالى تبصرة المتعلمين.[12]

[1]. تهرانى، الذريعة، ج 20، ص 167.

[2]. همان كتاب، ج 6، ص 188.

[3]. تهرانى، نقباء البشر، ج 4، ص 1368.

[4]. همان كتاب، ج 4، ص 1369.

[5]. تهرانى، الذريعة، ج 20، ص 167.

[6]. همان‌جا.

[7]. غروى، مع علماء النجف، ج 2، ص 437.

[8]. غروى، همان‌جا، تهرانى، نقباء البشر، ج 4، ص 1369.

[9]. همان‌جا.

[10]. همان‌جا.

[11]. تهرانى، الذريعة، ج 4، ص 1369.

[12]. مقدس‌زاده، رجال قم، ص 153؛ ناصر الشريعة، تاريخ قم، ص 283.


صفحه 76

13. رسالة فى الرضاع: از آن در سامراء به سال 1326 ه. ق فراغت جست.[1]

14. رسالة فى العدالة.[2]

15. رسالة فى الوقف.[3]

16. رسالة فى العصمة: اين نوشتار، درباره عصمت امامان بوده است، و آن را در سال 1343 ه. ق تأليف كرد.[4]

تأليفات ايشان باعث شد تا آن مرحوم پس از وفات آيت اللّه حاج شيخ عبد الكريم حائرى، مورد شبهه اعلميت قرار گيرد.[5]و چشمهاى حوزه علميه براى زعامت حوزه و مرجعيت شيعه، به سوى وى متوجه شود. اما افسوس كه دست اجل به او مهلت نداد و چندى پس از درگذشت آيت اللّه حائرى، او هم بدرود زندگى گفت.[6]

آثار خيريه‌

از مرحوم آيت اللّه حائرى قمى، به جز تأليفات و شاگردان فراوان، آثار خيريه ديگرى هم برجاى مانده است، كه مسجد نو- در مقابل قبرستان شيخان كبير- از آنهاست. اين مسجد، در يكى از بهترين و پر رفت و آمدترين نقاط شهر- نزديك حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه عليها السّلام- قرار گرفته، و هماره آكنده از نمازگزاران مقيم و مسافر است. اخيرا، اين مسجد به صورت زيبايى تجديد بنا شده است.

[1]. تهرانى، الذريعة، ج 11، ص 192.

[2]. همان كتاب، ج 4، ص 1369.

[3]. همان‌جا.

[4]. تهرانى، الذريعة، ج 15، ص 273.

[5]. شريف رازى، گنجينه دانشمندان، ج 1، ص 335.

[6]. شريف رازى، آثار الحجه، ج 1، ص 116.


صفحه 77

ويژگيهاى شخصى‌

معظم له، عالمى عامل بود و مصداق كامل توقيع شريف: «و اما من كان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدينه مخالفا لهواه مطيعا لامر مولاه فللعوام ان يقلدوه» به شمار مى‌آمد. از حيث مقام علم و دانش، زهد و تقوا، ورع و قدس باطن، در مرتبه‌اى بلند قرار داشت.[1]

وى به دورى از رياست و مرجعيت تمايل داشت. لذا ايشان از حاشيه بر كتابهاى فتوايى خوددارى كرد، و خود را در معرض تقليد مردم قرار نداد. او به فرزندش حاج شيخ عباس صفائى حائرى تأكيد مى‌كرد:

«فرزندم! آيه‌اى است در قرآن مجيد، كه كمرشكن است. و آن، آيه مباركه:«تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»مى‌باشد، كه خداوند متعال آخرت را براى كسانى قرار داده است كه فكر و خيال رياست و بزرگى را در سر نداشته باشند» و من به خاطر اين آيه، از مرجعيت و رياست، گريزانم».

وفات‌

آيت اللّه حاج شيخ محمّد على حائرى قمى پس از درگذشت زعيم حوزه علميه، آيت اللّه حاج شيخ عبد الكريم، بيش از سه سال زنده نماند و در آن مدت هم، مبتلا به كسالت قلبى و بيمارى استسقاء بود. وى در 59 سالگى- يا 68 سالگى- در روز دوشنبه 22 ربيع الثانى 1358 ه. ق/ 1318 ش دار فانى را بدرود گفت.

به دنبال اعلام خبر وفاتش، تمام شهر و حوزه علميه تعطيل شد. تشييع جنازه باشكوهى از آن فقيه جليل صورت گرفت، و در مسجد بالاسر حرم حضرت‌

[1]. همان‌جا.


صفحه 78

معصومه عليها السّلام در جانب بالاى سر آيت اللّه حائرى، به خاك سپرده شد. مجالس بزرگداشت وى، نخست از سوى آيت اللّه حجت، سپس از طرف آيت اللّه صدر، و سومين روز از جانب آيت اللّه سيد محمّد تقى خوانسارى برگزار شد. بعد، از طرف طبقات و اصناف ديگر، ختمهاى متعدد گرفتند.[1]

همان‌گونه كه زندگى آن مرد بزرگ موجب بركت براى حوزه علميه بود، وفاتش نيز براى حوزه سود فراوان داشت؛ زيرا قرار بود در همان روز و روزهاى بعد، از سوى رژيم رضا خان از طلاب حوزه علميه قم، امتحان گرفته شود. اين امتحان- كه شرح آن در كتابها آمده است- مقدمه‌اى براى از ميان بردن حوزه بود. اما با درگذشت آن مرحوم، بساط امتحان- كه مبدل به عزا و مصيبت گرديده بود- در آن سال به تعويق و تأخير افتاد، و براى سالهاى بعد، بكلى برچيده شد.[2]

بازماندگان‌

از آن فقيه بزرگ، فرزندانى برجاى ماند كه مشهورترين آنان، مرحوم آيت اللّه حاج شيخ عباس صفائى حائرى (1322- 1398 ه. ق) از علماى قم بود. وى در سامرا متولد شد و تحصيلات خويش را نزد پدر بزرگوارش و آيت اللّه حائرى فرا گرفت. او، پس از وفات پدرش، به جاى آن مرحوم در مسجد نو اقامه جماعت كرد، كتابهاى بسيار به رشته تحرير درآورد و در ضمن به تدريس فقه و اصول پرداخت. از جمله كتابهايش: تاريخ مجاهدات پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله، تاريخ شخصيت و صفات پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله، تاريخ امير المؤمنين عليه السّلام و تاريخ حضرت سيد الشهداء عليه السّلام در دو جلد، به چاپ رسيده است.[3]هم‌چنين، وى شرح زندگى و مجاهدات ديگر

[1]. شريف رازى، آثار الحجه، ج 1، ص 116- 117.

[2]. همان‌جا.

[3]. شريف رازى، آثار الحجه، ج 2، ص 55؛ همو، گنجينه دانشمندان، ج 2، ص 189؛ ريحان يزدى، آينه دانشوران، ص 253؛ مقدس‌زاده، رجال قم، ص 125.


صفحه 79

امامان را هم نگاشت كه هنوز به چاپ نرسيده است. از ديگر كتابهايش حاشيه عروه (بحث اجتهاد و تقليد)، شرايع، كفايه و مكاسب، كتاب الخمس و كتاب النكاح و رساله در اصحاب اجماع است.

فرزند برومند وى، مرحوم استاد حجت الاسلام و المسلمين حاج شيخ على صفائى حائرى بود، كه از مفسران و فضلاى مشهور حوزه علميه قم به شمار مى‌رفت. وى كتابهاى بسيارى نگاشت و طلاب فراوانى را پرورش داد. برخى از كتابهايش عبارتند از: تطهير با جارى قرآن (6 ج)، تفسير جزء 30، روش برداشت از قرآن (تفسير سوره ص)، ديدارى تازه با قرآن (2 ج)، روش نقد (5 ج)، بررسى (نقد ماركسيسم)، عاشورا، غدير، اى قامت بلند امامت، بشنو از نى (شرح دعاى ابو حمزه)، فقر، انفاق، درسهايى از انقلاب (12 دفتر)، و مجموعه‌هاى شعر (5 كتاب)، استاد صفائى درباره سوره‌هاى بقره، آل عمران، مدثر، علق و قدر تفسير نگاشت، كه هنوز به چاپ نرسيده است. وى در 48 سالگى و در 29 ربيع الاول 1420 ه. ق در راه زيارت حضرت امام رضا عليه السّلام در اثر تصادف، بدرود حيات گفت.[1]پس از تشييع باشكوه، وى در جوار فرزند شهيدش، محمّد، در گلزار شهداى على بن جعفر قم به خاك سپرده شد.

[1]. انصارى، ناصر الدين. مجله آينه پژوهش، شماره 59، ص 103- 104.