امامان را هم نگاشت كه هنوز به چاپ نرسيده است. از ديگر كتابهايش حاشيه عروه (بحث اجتهاد و تقليد)، شرايع، كفايه و مكاسب، كتاب الخمس و كتاب النكاح و رساله در اصحاب اجماع است.
فرزند برومند وى، مرحوم استاد حجت الاسلام و المسلمين حاج شيخ على صفائى حائرى بود، كه از مفسران و فضلاى مشهور حوزه علميه قم به شمار مىرفت. وى كتابهاى بسيارى نگاشت و طلاب فراوانى را پرورش داد. برخى از كتابهايش عبارتند از: تطهير با جارى قرآن (6 ج)، تفسير جزء 30، روش برداشت از قرآن (تفسير سوره ص)، ديدارى تازه با قرآن (2 ج)، روش نقد (5 ج)، بررسى (نقد ماركسيسم)، عاشورا، غدير، اى قامت بلند امامت، بشنو از نى (شرح دعاى ابو حمزه)، فقر، انفاق، درسهايى از انقلاب (12 دفتر)، و مجموعههاى شعر (5 كتاب)، استاد صفائى درباره سورههاى بقره، آل عمران، مدثر، علق و قدر تفسير نگاشت، كه هنوز به چاپ نرسيده است. وى در 48 سالگى و در 29 ربيع الاول 1420 ه. ق در راه زيارت حضرت امام رضا عليه السّلام در اثر تصادف، بدرود حيات گفت.[1]پس از تشييع باشكوه، وى در جوار فرزند شهيدش، محمّد، در گلزار شهداى على بن جعفر قم به خاك سپرده شد.
[1]. انصارى، ناصر الدين. مجله آينه پژوهش، شماره 59، ص 103- 104.
منابع
1. امينى نجفى، محمّد هادى، معجم رجال الفكر و الادب فى النجف خلال الف عام.
2. همو، معجم المطبوعات النجفية.
3. تهرانى، شيخ آقا بزرگ، الذريعة الى تصانيف الشيعه، بيروت، دار الاضواء، 1403 ه. ق.
4. همو، نقباء البشر فى القرن الرابع عشر، مشهد، نشر مرتضى، 1403 ه. ق.
5. ريحان يزدى، سيد على رضا، آينه دانشوران، با پاورقى و اضافات، ناصر باقرى بيدهندى، قم، كتابخانه آيت اللّه مرعشى، 1372.
6. شريف رازى، محمّد، آثار الحجه يا تاريخ و دائرة المعارف حوزه علميه قم، قم، كتابفروشى برقعى، 1332.
7. همو، گنجينه دانشمندان، تهران، كتابفروشى اسلاميه، 1352.
8. عواد، كوركيس، معجم المؤلفين العراقيين.
9. غروى، سيد محمّد، مع علماء النجف، بيروت، دار الثقلين، 1420 ه. ق.
10. مرعشى نجفى، سيد شهاب الدين، الاجازة الكبيرة، تدوين: محمّد سمامى حائرى، قم، كتابخانه آيت اللّه مرعشى.
11. مقدسزاده، سيد محمّد، رجال قم، تهران، چاپخانه مهر ايران، 1335.
12. ناصر الشريعة، محمّد حسين، تاريخ قم، با پاورقى و اضافات: على دوانى، قم، دار الفكر، 1342.
آيت اللّه حاج سيد حسن رضوى قمى
[1]مقدمه
يكى از فقيهان بزرگ قمى كه ساليان بسيار در تهران، به خدمات بزرگ دينى و علمى اشتغال داشت، آيت اللّه علامه حاج مير سيد حسن مجتهد رضوى قمى است. هنوز، شرح زندگى وى در هالهاى از ابهام و اجمال باقى مانده، و كمتر كسى از خدمات و آثارش آگاه است. اينك، در هفتادمين سال درگذشت آن فقيه فرزانه، به اندكى از حيات علمىاش، اشاره مىكنيم و از آگاهى، تعهد، مسئوليت
[1](*). اين مقاله نخستين بار در مجله مسجد، ش 59( آذر 1380 ش)، ص 70- 75 به چاپ رسيده است.
و زمانشناسىاش، سخن مىگوييم.
ولادت
ميرزا سيد حسن رضوى- كه نسبش به امام رضا عليه السّلام مىرسد- در حدود 1283 ه. ق در قم، در بيتى كه معروف به فضيلت و شرافت بود، ديده به جهان گشود.[1]
خاندان
معظم له با 29 واسطه، به امام على بن موسى الرضا عليه السّلام مىرسد. نسب وى بدينشرح است:
«سيد حسن بن ميرزا عزيز اللّه بن حسن بن مير ابو الفتح بن مير علاء الدين بن مير اسماعيل بن عبد الرشيد بن نظام الدين بن شرف الدين بن نور الدين بن ابو طالب بن محمّد باقر بن ابو القاسم بن جعفر بن كاظم بن عز الدين بن على بن محمّد رضا بن موسى بن اسماعيل بن محمّد تقى بن محمّد طاهر بن احمد بن ابو جعفر بن ابو الحسن بن محمّد اعرج بن ابو على احمد الكوفى بن موسى مبرقع بن امام جواد بن امام على بن موسى الرضا عليه السّلام.[2]
هريك از رجال اين خاندان، مردانى بزرگ در عرصه علم و عمل بودهاند.
پدرش، ميرزا سيد عزيز اللّه (د. 8 شعبان 1324 ه. ق) از وجوه خادمان حرم مطهر حضرت معصومه عليها السّلام بود كه اين منصب را پدر در پدر دارا بودند. جدش، مير ابو الفتح رضوى (د. 1213 ه. ق) مدفون در ايوان آينه حرم مطهر در مقبره «آل ابو الفتح»- و نياى اكبرش، علامه سيد عبد الرشيد ملقب به جلال الدين (د. 956 ه. ق)- محدث، نقيب اشراف و سادات، و معاصر شاه طهماسب صفوى- بود، كه قبرش
[1]. تهرانى، نقباء البشر، ج 1، ص 412.
[2]. رضوى قمى، مقدمه ديوان قدرت، سه.
در خزانه آستانه مقدسه قرار دارد.[1]شرح جلالت، شرافت و بزرگى موسى مبرقع، ابو على كوفى، محمّد اعرج (د. 351)، ابو الحسن موسى و ابو جعفر محمّد، داماد ذو الكفايتين محمّد بن عميد قمى وزير ركن الدوله ديلمى به كتابهاى گسترده نسب و رجال موكول است.
تحصيلات
آيت اللّه حاج مير سيد حسن رضوى، علوم ادبى، معانى و بيان- را در قم، احتمالا نزد مرحوم سيد محمّد سرسر- كه برادرش، سيد على رضوى متخلص به قدرت، هم نزد وى ادبيات را آموخته بود- فراگرفت. وى در حدود سال 1299 ه. ق به تهران رفت و در مدرسه مروى، نزد علامه بزرگ آيت اللّه سيد عبد الكريم لاهيجى و آيت اللّه ميرزا محمّد حسن آشتيانى، سطوح عاليه مانند شرح لمعه، قوانين و فرائد الاصول- را به خوبى آموخت.[2]
مهاجرت به نجف
معظم له در حدود سال 1305 ه. ق به حوزه علميه نجف رفت، ساليان فراوان در درسهاى فقه و اصول آيات عظام: آخوند ملا محمّد كاظم خراسانى (د. 1329 ه. ق) و ملا فتح اللّه شريعت اصفهانى (د. 1339 ه. ق) شركت كرد و مبانى اجتهادى خود را استوار ساخت. او در طول تحصيل خود در تهران و نجف، از دوستان صميمى شيخ آقا بزرگ تهرانى، مؤلف الذريعة بود و همه درسها را به اتفاق يكديگر شركت مىكردند.[3]وى در نجف اشرف به مرحوم محقق خراسانى اختصاصى تام پيدا كرد، به طورى كه با جديت تمام در درسهايش حاضر
[1]. همان، هفت.
[2]. تهرانى، نقباء البشر، ج 1، ص 413.
[3]. همان.
شد و تقريرات آن را به زيباترين شكل نگاشت.
بازگشت به قم
آيت اللّه مير سيد حسن رضوى قمى، در سال 1326 ه. ق- زمان حيات استادش آخوند خراسانى- پس از اخذ اجازات متعدد اجتهادى از استادانش و اجازات روايى از حضرات آيات: محدث نورى، آخوند خراسانى و شريعت اصفهانى، به زادگاهش بازگشت و به تدريس، تأليف، وعظ، ارشاد و ديگر شئون روحانيت پرداخت. اين توقف، پنج سال به طول انجاميد. و در سال 1331 ه. ق، براى گزاردن حج رهسپار مكه مكرمه شد.
مهاجرت به تهران
او پس از بازگشت از سفر حج و زيارت قبور پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و امامان بقيع عليه السّلام به تهران آمد و در آنجا ماندگار شد. در اين دوران، وى به تأليف، تدريس، اقامه جماعت در مدرسه صدر، وعظ و ارشاد پرداخت.
شاگردان
برخى از شاگردان وى عبارتند از:
1. آيت اللّه سيد شهاب الدين نجفى مرعشى (د. 1411 ه. ق)، مؤلف الاجازة الكبيرة و المسلسلات فى الاجازات.[1]
2. آيت اللّه شيخ حسين رانكوهى لنگرودى، صاحب حاشيه بر كفايه و رسائل.[2]
آيت اللّه مرعشى نجفى دربارهاش مىنويسد: «... من چند ماه در تهران به درس او حاضر شدم. وى در مدرسه صدر به تدريس و اقامه جماعت
[1]. مرعشى نجفى، الاجازة الكبيرة، ص 44.
[2]. آينه دانشوران، ص 212.
مىپرداخت و مردى محقق و ژرفنگر و دقيق- به ويژه در كلمات استادش آخوند خراسانى- بود. و در وعظ و خطابه مقامى ارجمند و دستى توانا داشت. او از استادش ميرزاى آشتيانى و او از استادش علامه شيخ انصارى، نقل روايت مىنمود و به من هم اجازه نقل حديث بخشود».[1]
تأليفات
معظم له كتابهايى در فقه و اصول نگاشت كه برخى از آنها عبارتند از:
1. نهاية المأمول فى شرح كفاية الاصول: اين كتاب، شرح مزجى كفايه استادش بود، كه در چهار جلد نوشته شد.[2]دو جلدش- مباحث الفاظ- در سال 1340 ه. ق، در تهران چاپ شد.[3]
2. تقريرات درس فقه شيخ الشريعه اصفهانى.[4]
3. تقريرات درس اصول آخوند خراسانى.[5]
4. تقريرات درس فقه آخوند خراسانى.[6]
5. مجموعه شعر: او اديبى كامل بود و گاه شعر مىسرود و به «حكمت» تخلص مىكرد.[7]علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى، در شرح زندگى ايشان دچار خطا شده است. وى بين ايشان و برادرش، سيد على رضوى قمى،- يكى از اديبان
[1]. مرعشى نجفى، الاجازة الكبيرة، ص 44.
[2]. رضوى قمى، مقدمه ديوان قدرت، هفت.
[3]. تهرانى، الذريعة، ج 24، ص 405 و ج 14، ص 34.
[4]. تهرانى، نقباء البشر، ج 1، ص 413.
[5]. همانجا.
[6]. همانجا.
[7]. مقدمه ديوان قدرت، بيست و يك.
و عارفان بنام عهد ناصرى و متخلص به «قدرت»- خلط كرده و ديوان قدرت را به حاج مير سيد حسن مجتهد نسبت داده است[1]كه بدينوسيله تصحيح مىشود.
وفات
سرانجام، آن فقيه بزرگ پس از عمرى خدمت به دين و دانش، در 70 سالگى به سال 1352 ه. ق بدرود زندگى گفت. پيكر پاكش پس از انتقال به قم، در ايوان آينه حرم مطهر حضرت معصومه عليها السّلام در جوار جد و برادرش، در مقبره مير ابو الفتح رضوى به خاك سپرده شد.[2]
[1]. تهرانى، نقباء البشر، ج 1، ص 413.
[2]. رضوى قمى، مقدمه ديوان قدرت، هفت.