بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 84

شد و تقريرات آن را به زيباترين شكل نگاشت.

بازگشت به قم‌

آيت اللّه مير سيد حسن رضوى قمى، در سال 1326 ه. ق- زمان حيات استادش آخوند خراسانى- پس از اخذ اجازات متعدد اجتهادى از استادانش و اجازات روايى از حضرات آيات: محدث نورى، آخوند خراسانى و شريعت اصفهانى، به زادگاهش بازگشت و به تدريس، تأليف، وعظ، ارشاد و ديگر شئون روحانيت پرداخت. اين توقف، پنج سال به طول انجاميد. و در سال 1331 ه. ق، براى گزاردن حج رهسپار مكه مكرمه شد.

مهاجرت به تهران‌

او پس از بازگشت از سفر حج و زيارت قبور پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و امامان بقيع عليه السّلام به تهران آمد و در آنجا ماندگار شد. در اين دوران، وى به تأليف، تدريس، اقامه جماعت در مدرسه صدر، وعظ و ارشاد پرداخت.

شاگردان‌

برخى از شاگردان وى عبارتند از:

1. آيت اللّه سيد شهاب الدين نجفى مرعشى (د. 1411 ه. ق)، مؤلف الاجازة الكبيرة و المسلسلات فى الاجازات.[1]

2. آيت اللّه شيخ حسين رانكوهى لنگرودى، صاحب حاشيه بر كفايه و رسائل.[2]

آيت اللّه مرعشى نجفى درباره‌اش مى‌نويسد: «... من چند ماه در تهران به درس او حاضر شدم. وى در مدرسه صدر به تدريس و اقامه جماعت‌

[1]. مرعشى نجفى، الاجازة الكبيرة، ص 44.

[2]. آينه دانشوران، ص 212.


صفحه 85

مى‌پرداخت و مردى محقق و ژرف‌نگر و دقيق- به ويژه در كلمات استادش آخوند خراسانى- بود. و در وعظ و خطابه مقامى ارجمند و دستى توانا داشت. او از استادش ميرزاى آشتيانى و او از استادش علامه شيخ انصارى، نقل روايت مى‌نمود و به من هم اجازه نقل حديث بخشود».[1]

تأليفات‌

معظم له كتابهايى در فقه و اصول نگاشت كه برخى از آنها عبارتند از:

1. نهاية المأمول فى شرح كفاية الاصول: اين كتاب، شرح مزجى كفايه استادش بود، كه در چهار جلد نوشته شد.[2]دو جلدش- مباحث الفاظ- در سال 1340 ه. ق، در تهران چاپ شد.[3]

2. تقريرات درس فقه شيخ الشريعه اصفهانى.[4]

3. تقريرات درس اصول آخوند خراسانى.[5]

4. تقريرات درس فقه آخوند خراسانى.[6]

5. مجموعه شعر: او اديبى كامل بود و گاه شعر مى‌سرود و به «حكمت» تخلص مى‌كرد.[7]علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى، در شرح زندگى ايشان دچار خطا شده است. وى بين ايشان و برادرش، سيد على رضوى قمى،- يكى از اديبان‌

[1]. مرعشى نجفى، الاجازة الكبيرة، ص 44.

[2]. رضوى قمى، مقدمه ديوان قدرت، هفت.

[3]. تهرانى، الذريعة، ج 24، ص 405 و ج 14، ص 34.

[4]. تهرانى، نقباء البشر، ج 1، ص 413.

[5]. همان‌جا.

[6]. همان‌جا.

[7]. مقدمه ديوان قدرت، بيست و يك.


صفحه 86

و عارفان بنام عهد ناصرى و متخلص به «قدرت»- خلط كرده و ديوان قدرت را به حاج مير سيد حسن مجتهد نسبت داده است‌[1]كه بدين‌وسيله تصحيح مى‌شود.

وفات‌

سرانجام، آن فقيه بزرگ پس از عمرى خدمت به دين و دانش، در 70 سالگى به سال 1352 ه. ق بدرود زندگى گفت. پيكر پاكش پس از انتقال به قم، در ايوان آينه حرم مطهر حضرت معصومه عليها السّلام در جوار جد و برادرش، در مقبره مير ابو الفتح رضوى به خاك سپرده شد.[2]

[1]. تهرانى، نقباء البشر، ج 1، ص 413.

[2]. رضوى قمى، مقدمه ديوان قدرت، هفت.


صفحه 87

منابع‌

1. تهرانى، شيخ آقابزرگ، الذريعة الى تصانيف الشيعة.

2. همو، نقباء البشر فى القرن الرابع عشر.

3. رضوى قمى، سيد على، ديوان قدرت.

4. ريحان يزدى، سيد عليرضا. آينه دانشوران.

5. مرعشى نجفى، سيد شهاب الدين، الاجازة الكبيرة.


صفحه 88

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 89

آيت اللّه سيد ناصر حسين موسوى‌

[1]خاندان‌

بيت اصيل، ريشه‌دار و كهن صاحب عبقات، از معروفترين و اثرگذارترين بيوت علمى شيعه در هندوستان به شمار مى‌رود، كه مانند آن كمتر ديده شده است. شيخ آقابزرگ تهرانى درباره آنان مى‌نويسد:

... اين خاندان بزرگ، از كسانى‌اند كه خداى متعال آنان را مشمول‌

[1](*). اين مقاله، نخستين بار در مجله مسجد، شماره 56( خرداد 1380)، صص 80- 87، به چاپ رسيده است.


صفحه 90

رحمت خويش ساخته، مواهبش را بر بزرگان آنان ارزانى داشته، به ايشان شايستگى و قابليت بخشيده، پوششى از الهام به آنان داده و سايه توفيق را بر سر آنان گسترده است. آنان هم نعمتهاى خدا را تباه نكردند و به پاس آن نعمتها، همه ايام زندگى‌شان را در حمايت از حريم دين سپرى كردند و براى استوارى پايه‌هاى مذهب جعفرى بى‌امان كوشيدند. خدمت آنان به دين و فداكارى‌شان در برافراشتن بيرق حق، از حد و شمار فزون است.

از اين‌رو، حقى واجب بر ذمه شيعيان دارند.[1]

برخى از بزرگان اين خاندان شريف، عبارتند از:

1. آيت اللّه سيد محمّد قلى موسوى لكهنوى (د. 1260 ه. ق)، صاحب تشييد المطاعن.

2. آيت اللّه مير حامد حسين موسوى (د. 1306 ه. ق)، صاحب عبقات الانوار فى اثباة امامة الائمة الاطهار.

3. آيت اللّه سيد ناصر حسين موسوى (د. 1361 ه. ق)، صاحب نفحات الازهار فى فضائل الائمة الاطهار.

4. علامه سيد سراج حسين موسوى كنتورى (د. 1282 ه. ق)، فيلسوف، رياضيدان، حكيم و طبيب معروف.

5. علّامه سيد اعجاز حسين موسوى كنتورى (د. 1286 ه. ق)، صاحب كشف الاستار عن وجه الكتب و الاسفار.

6. علّامه سيد ذاكر حسين موسوى لكهنوى (د. ح 1358 ه. ق)، صاحب فتح الغالب فى رد شرح المطالب.

اينك در اين مقال، به شرح زندگى آيت اللّه سيد ناصر حسين موسوى لكهنوى، يكى از بزرگان نام‌آور اين خاندان كه نام نيكش زينت‌بخش كتابهاى تاريخ و تراجم است و مشهور به «شمس العلما» و «ناصر الملة» مى‌باشد، مى‌پردازيم تا اندكى از

[1]. تهرانى، كرام البرة، ج 1، 148- 149.


صفحه 91

خدماتش را به علم، دانش و مذهب شيعه بازنمايانيم.

ولادت‌

آيت اللّه سيد ناصر حسين، در روز پنج‌شنبه 19 جمادى الثانى 1284 ه. ق- كه بنا بر قولى سالروز ولادت حضرت اسحاق عليه السّلام است- در بيت اصيل و عريق صاحب عبقات، و در خانه فقيه، متكلم و محدث بزرگ شيعه، شمشير آخته و پرچم برافراشته حق، علّامه سترگ آيت اللّه مير حامد حسين موسوى هندى، چشم به جهان گشود. پدرش بر او نام نجم الدين ابو الفضل سيد ناصر حسين و عمويش، اعجاز حسين، بر او نام اسحاق نهاد.[1]نياى او سيد محمّد قلى، پدرش مير حامد حسين، برادرش سيد ذاكر حسين، و عموهايش سيد سراج حسين و سيد اعجاز حسين بوده‌اند.[2]

تحصيلات‌

مولانا سيد ناصر حسين در آغاز، تحصيل خود را در خانه شروع كرد. او پس از خواندن قرآن مجيد و كتابهاى مقدماتى، براى ادامه تحصيل نزد مولانا لطف حسين صاحب رفت. پس از مدتى، وى شايستگى آن را يافت كه پدر بزرگوارش، مير حامد حسين، به او درس دهد. سپس، سيد ناصر حسين در حلقه درسى مفتى مير محمّد عباس شوشترى (1224- 1306 ه. ق) شركت كرد و از محضر پرفيض او و پدرش بهره‌هاى فراوان در فقه، اصول، حديث و كلام برگرفت. وى در آن زمان، در تحصيل دانش بسيار كوشيد؛ به طورى كه از خواب و خوراك به اندكى بسنده كرد و از ساعات و دقايق عمرش به خوبى بهره برد. او نوجوانى بيش نبود، كه نامش در رديف فضلاى لكهنو طنين‌افكن شد، به گونه‌اى كه وقتى همدرس‌

[1]. صدر الافاضل، مطلع انوار، 666؛ مرعشى، المسلسلات، ج 2، 108.

[2]. انصارى قمى، مجله مسجد، ش 54.