بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 88

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 89

آيت اللّه سيد ناصر حسين موسوى‌

[1]خاندان‌

بيت اصيل، ريشه‌دار و كهن صاحب عبقات، از معروفترين و اثرگذارترين بيوت علمى شيعه در هندوستان به شمار مى‌رود، كه مانند آن كمتر ديده شده است. شيخ آقابزرگ تهرانى درباره آنان مى‌نويسد:

... اين خاندان بزرگ، از كسانى‌اند كه خداى متعال آنان را مشمول‌

[1](*). اين مقاله، نخستين بار در مجله مسجد، شماره 56( خرداد 1380)، صص 80- 87، به چاپ رسيده است.


صفحه 90

رحمت خويش ساخته، مواهبش را بر بزرگان آنان ارزانى داشته، به ايشان شايستگى و قابليت بخشيده، پوششى از الهام به آنان داده و سايه توفيق را بر سر آنان گسترده است. آنان هم نعمتهاى خدا را تباه نكردند و به پاس آن نعمتها، همه ايام زندگى‌شان را در حمايت از حريم دين سپرى كردند و براى استوارى پايه‌هاى مذهب جعفرى بى‌امان كوشيدند. خدمت آنان به دين و فداكارى‌شان در برافراشتن بيرق حق، از حد و شمار فزون است.

از اين‌رو، حقى واجب بر ذمه شيعيان دارند.[1]

برخى از بزرگان اين خاندان شريف، عبارتند از:

1. آيت اللّه سيد محمّد قلى موسوى لكهنوى (د. 1260 ه. ق)، صاحب تشييد المطاعن.

2. آيت اللّه مير حامد حسين موسوى (د. 1306 ه. ق)، صاحب عبقات الانوار فى اثباة امامة الائمة الاطهار.

3. آيت اللّه سيد ناصر حسين موسوى (د. 1361 ه. ق)، صاحب نفحات الازهار فى فضائل الائمة الاطهار.

4. علامه سيد سراج حسين موسوى كنتورى (د. 1282 ه. ق)، فيلسوف، رياضيدان، حكيم و طبيب معروف.

5. علّامه سيد اعجاز حسين موسوى كنتورى (د. 1286 ه. ق)، صاحب كشف الاستار عن وجه الكتب و الاسفار.

6. علّامه سيد ذاكر حسين موسوى لكهنوى (د. ح 1358 ه. ق)، صاحب فتح الغالب فى رد شرح المطالب.

اينك در اين مقال، به شرح زندگى آيت اللّه سيد ناصر حسين موسوى لكهنوى، يكى از بزرگان نام‌آور اين خاندان كه نام نيكش زينت‌بخش كتابهاى تاريخ و تراجم است و مشهور به «شمس العلما» و «ناصر الملة» مى‌باشد، مى‌پردازيم تا اندكى از

[1]. تهرانى، كرام البرة، ج 1، 148- 149.


صفحه 91

خدماتش را به علم، دانش و مذهب شيعه بازنمايانيم.

ولادت‌

آيت اللّه سيد ناصر حسين، در روز پنج‌شنبه 19 جمادى الثانى 1284 ه. ق- كه بنا بر قولى سالروز ولادت حضرت اسحاق عليه السّلام است- در بيت اصيل و عريق صاحب عبقات، و در خانه فقيه، متكلم و محدث بزرگ شيعه، شمشير آخته و پرچم برافراشته حق، علّامه سترگ آيت اللّه مير حامد حسين موسوى هندى، چشم به جهان گشود. پدرش بر او نام نجم الدين ابو الفضل سيد ناصر حسين و عمويش، اعجاز حسين، بر او نام اسحاق نهاد.[1]نياى او سيد محمّد قلى، پدرش مير حامد حسين، برادرش سيد ذاكر حسين، و عموهايش سيد سراج حسين و سيد اعجاز حسين بوده‌اند.[2]

تحصيلات‌

مولانا سيد ناصر حسين در آغاز، تحصيل خود را در خانه شروع كرد. او پس از خواندن قرآن مجيد و كتابهاى مقدماتى، براى ادامه تحصيل نزد مولانا لطف حسين صاحب رفت. پس از مدتى، وى شايستگى آن را يافت كه پدر بزرگوارش، مير حامد حسين، به او درس دهد. سپس، سيد ناصر حسين در حلقه درسى مفتى مير محمّد عباس شوشترى (1224- 1306 ه. ق) شركت كرد و از محضر پرفيض او و پدرش بهره‌هاى فراوان در فقه، اصول، حديث و كلام برگرفت. وى در آن زمان، در تحصيل دانش بسيار كوشيد؛ به طورى كه از خواب و خوراك به اندكى بسنده كرد و از ساعات و دقايق عمرش به خوبى بهره برد. او نوجوانى بيش نبود، كه نامش در رديف فضلاى لكهنو طنين‌افكن شد، به گونه‌اى كه وقتى همدرس‌

[1]. صدر الافاضل، مطلع انوار، 666؛ مرعشى، المسلسلات، ج 2، 108.

[2]. انصارى قمى، مجله مسجد، ش 54.


صفحه 92

وى، مير محمّد مهدى لكهنوى (1282- 1330 ه. ق)، تكمله نجوم السماء را نگاشت، كتاب را به او داد، علامه سيد ناصر حسين نيز آن را از آغاز تا پايان بازبينى كرد و اغلاطش را يادآور شد.[1]

سيد ناصر حسين، بسيار مورد علاقه استادش مير محمّد عباس بود، به طورى كه مفتى از كودكى و آغاز تحصيل وى، بدو عنايت فراوان داشت. مفتى در نامه‌اى كه در 12 سالگى ناصر حسين برايش نگاشت، مى‌نويسد:

«اى نور چشم من! اى عين الكمال! خدا تو را حفظ كناد و از چشمه كمالات، سيرابت گرداند. تو در مسير طلب دين به علما و مجتهدان و در زندگى دنيوى و ناراحتيهاى دنيا به زيردستانت از فقيران و مساكين بنگر، پس به اين نوع نگريستن، دشواريها كاهش و شوق و علاقه‌ات افزايش مى‌يابد و به اين نگاه، بر گرسنگى صبر مى‌كنى و بر روزى اندك، شكر مى‌كنى».[2]

ناصر حسين با پشتكار بسيار و هوش سرشار خويش، توانست در 16 سالگى به دريافت اجازه اجتهاد نايل آيد. در سال 1300 ه. ق، وى نخستين رساله‌اش را در باره «وجوب سوره در ركعت اول و دوم» نگاشت و مفتى مير محمّد عباس و مير حامد حسين براساس آن، بدو اجازه اجتهاد بخشودند.[3]

همچنين از پدر بزرگوارش و آيات عظام: مفتى مير محمّد عباس شوشترى، حاج ميرزا حسين نورى صاحب مستدرك و سيد مرتضى كشميرى، اجازه روايت حديث داشت، و خود به كسانى مانند حضرات آيات: شيخ آقا بزرگ تهرانى، سيد محمّد صادق بحر العلوم و سيد شهاب الدين نجفى مرعشى، اجازه روايت بخشوده بود.[4]

[1]. صدر الافاضل، مطلع انوار، 627.

[2]. مرعشى، المسلسلات، ج 2، 109.

[3]. صدر الافاضل، مطلع انوار، 667.

[4]. مرعشى، المسلسلات، ج 2، 112.


صفحه 93

تدريس‌

مولانا سيد ناصر حسين، تمام علوم رايج زمان خود را به خوبى فراگرفت و در آنها شهره شد؛ به طورى كه بسيارى از دانش‌پژوهان به سوى او شتافتند و از محضر شريفش بهره بردند. وى از 16 سالگى به تدريس پرداخت و در آغاز حدود 15 درس را تدريس مى‌كرد، و شيعه و سنى در اين جلسات شركت مى‌كردند.

با گذشت زمان، كمتر تدريس مى‌كرد و بيشتر به تدريس فقه، حديث و ادبيات همت مى‌گماشت و در ضمن، به مطالعات گسترده‌اش ادامه مى‌داد.[1]

شاگردان‌

اكثر علماى لكهنو از شاگردان سيد ناصر حسين بودند. برخى از آنان عبارتند از حضرات حجج اسلام‌[2]:

1. مولانا ابو الكلام آزاد، كه نزد وى نهج البلاغه را در دو سال خواند و به تشيع متمايل شد؛

2. سبط حسن؛

3. مفيد حسين زيدپورى؛

4. عالم حسين (1285- 1353 ه. ق)، صاحب ترجمه اسداء الرغائب؛

5. مختار احمد سهارن‌پورى (1295- 1370 ه. ق)؛

6. محمّد هارون زنگى‌پورى (1292- 1339 ه. ق)، مترجم صحيفه سجاديه، احقاق الحق، الهيئة و الاسلام؛

7. شيخ فدا حسين (1278- 1353 ه. ق)، صاحب سبيكة اللجين فى مناقب مولانا ناصر حسين و الحق المبعثر؛

[1]. صدر الافاضل، مطلع انوار، 667.

[2]. همان، 670.


صفحه 94

8. سيد شبير حسين زيدى جونپورى (1308- 1366 ه. ق)، صاحب ديوان اشعار؛

9. عباس حسين؛

10. محمّد حامد زيدپورى؛

11. محمّد داود زنگى‌پورى؛

12. سيد محمّد نصير موسوى (1312- 1386 ه. ق)، صاحب ديوان اشعار؛

13. سيد محمّد سعيد موسوى (1333- 1387 ه. ق)، صاحب الامام الثانى عشر؛

14. سيد ساجد حسين موسوى (1320- 1399 ه. ق)، صاحب ديوان اشعار.

صدر المحققين‌

سيد ناصر حسين- كه در مكتب پدر بزرگوارش مير حامد حسين، پرورش يافته و با مبانى علمى و فقهى پدرش بخوبى آشنا بود- پاسخ به استفتائات و نامه‌ها را بر عهده گرفت. مير حامد حسين، كار عبقات الانوار را نيز بدو سپرد. سيد ناصر حسين شايستگى خويش را با نگارش 200 صفحه از عبقات نشان داد و مطالب عالى كتاب سبائك الذهبان را ارائه كرد. پدرش به او لقب «صدر المحققين» داد.

بر فراز منبر

او در زمان پدرش، بر اريكه منبر تكيه زد و از سال 1303 ه. ق، در مسجد كوفه، در محله كاظمين لكهنو، بعد از هر نماز جمعه بر منبر مى‌رفت و به وعظ و ارشاد مردم مى‌پرداخت. خطبات وى به قدرى عالمانه و سرشار از تحقيق و نكته‌هاى علمى بود، كه عالمان، اديبان و مردم عامى براى شنيدن آن حاضر مى‌شدند. او پس از خطبه، درباره آيه شريفه‌«وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ»صحبت مى‌كرد.

سخنرانيهاى وى در ماه مبارك رمضان، هر روز تكرار مى‌شد و در تمام عمر، همين آيه، موضوع كلامش بود و در لابلاى آن، موضوعاتى مانند: امر به معروف، عبادت و ثواب آن، بيم دادن بر ترك اعمال و واجبات را مى‌گنجانيد. مرتضى حسين در اين‌باره‌


صفحه 95

مى‌نويسد: «من در ماه رمضان، سعادت گوش دادن به اين موعظه‌ها را داشتم»[1].

شگفت آنكه وى در اين مدت طولانى، دچار تكرار موضوع، درازگويى خسته‌كننده و اغلاق و پيچيدگى در كلام نمى‌شد و برعكس، هماره با كلام بكر و سخنان جديد به منبر مى‌رفت و با فصاحت و بلاغت سخن مى‌گفت و همگان را به تعجب وامى‌داشت.[2]

مرجعيت‌

مولانا مير حامد حسين در ماه صفر 1306 ه. ق درگذشت. به دنبال وفاتش، مسئوليتهاى فرزندش سيد ناصر حسين، افزون شد. وى با اينكه 22 ساله بود، به دليل قابليت ذاتى و شايستگى علمى‌اش، به خوبى از عهده مناصب پدرش برآمد و به خاطر كوششهاى بسيارش، نظم و دقت در زندگى، صبر و بردبارى و اخلاق پسنديده‌اش، مردم را به سوى خويش جلب كرد. پس از مدتى، وى به مقام مرجعيت شيعه رسيد و مسلمانان شبه قاره هند از مقلدان وى شدند.[3]

او به علت قابليت‌هاى ذاتى و علوم اكتسابى‌اش در نزد مردم هند، پاكستان، ايران، عراق، آفريقا، برمه، كشمير و تمام دنياى شيعه، شخصيّتى عظيم و بى‌همانند بود و علماى شيعه بدو به ديده اكرام و احترام مى‌نگريستند.[4]

ويژگيها

الف: نظم در زندگى‌

سيد مرتضى حسين لاهورى مى‌نويسد:

اين سيد بزرگوار، زاده آن شير بيشه علم و تحقيق بود، و نشانه‌اى از

[1]. صدر الافاضل، مطلع انوار، 667.

[2]. مرعشى، المسلسلات، ج 2، 109.

[3]. صدر الافاضل، مطلع انوار، 667.

[4]. همان، 670.