و خوشگذرانى و مفاسد اخلاقى آنها تأمين نمىشد، دست از كار كشيده و چه بسا پروژهها را رها كرده و مىرفتند.
در فقه ما ياد گرفتن صنايع مورد نياز مسلمانان واجب كفايى است، يعنى بر همه واجب است كه صنايع مورد نياز جامعه را ياد بگيرند و در صورتى كه همه بىاعتنايى كنند و به دنبال تعلم آن نروند همه مسئول و گنهكاراند. ولى اگر بعضى قيام به اين امر كنند وجوب از بقيه هم ساقط مىشود، بايد به حد نياز، علوم و تكنيك را فرا گرفت، زيرا اين يادگيرى مقدمه حفظ نظامى است كه حفظ آن بر همه مسلمانان واجب است.
مطلب قابل توجه ديگر اين كه انسان بايد نظر كند كه چه علمى را از چه منبعى دريافت مىكند، زيرا علم به منزله غذاى روح است و از امام باقر (عليه السلام) در ذيل قول خداوند تعالى:«فَلْيَنْظُرِ الانسانُ الى طَعامِه»[1]: «پس بايد نظر كند انسان به سوى طعام خود» آمده:
«فلينظر الانسان الى عِلمِه الذى يأخذه عن مَن ياخُذُه»[2]
«بايد انسان نظر كند به علمى كه اخذ مىكند و متوجه باشد كه از چه كسى دريافت مىكند» يعنى مراد از طعام، علم است كه طعام روح مىباشد و اين طعام جاى تامّل و دقت دارد كه از چه كسى و چه منبعى دريافت مىشود.
اين دقت در اخذ علوم بسيار ضرورى است، زيرا چنانچه از غزالى نقل شده اگر انسان بخواهد علم خود را رهاكند، علم او را به خود وانمىگذارد، بلكه
«امّا انْ يُحْيِيَحهُ حياء الابد وامّا انْ يُهلِكَه هلاك الابد»
يا علم آدمى را براى هميشه زنده مىكند و يا به ورطه هلاكت ابدى او را سوق مىدهد، زيرا انسان اگر علم نافع اخذ كند آن علم تمام شؤونات او را دربرمىگيرد و به او حيات
جاويدان مىدهد.
[1]. سوره عبس، آيه 24.
[2]. تفسير البصائر، جلد 52، صفحه 355 نقل از اختصاص و كافى.
چنانچه امام على (عليه السلام) فرمود:
«بالعلم تكون الحياة»[1]:
«به وسيله علم حيات تثبيت مىشود» و اگر علم ضارّ يا بىمنفعت اخذ كند تمام شؤونات او را تحت تأثير قرار داده و حالت انفعالى نسبت به اين علوم به خود مىگيرد. و علاوه بر اين كه خيرى نمىبيند «اعلم انّه لاخير فى علم لا ينفع»[2]و علمش مؤثر واقع نمىشود «علم لاينفع كدواء لاينجع»[3]بايد از اين گونه علوم به خدا پناه برد؛
اللهم انى اعوذ بك مِنْ علم لاينفع[4]
و چه بسا اگر جاهل بود نافعتر بود
(رُبَّ جهل انفع من علم)[5]
وجهل او مُنجى او بود
(ربّ جاهل نجاتُه جَهْلُهاً).[6]
نافع بودن علم و مضر بودن آن برخاسته و منبعث از ارزشهاى مكتب است. مكتب بايد هدف والا را براى انسان روشن كند تا در پرتو اين روشنايى، معلومات تنظيم شود، اگر مكتب سر در گم باشد و هدفى منطقى را دنبال نكند طبعاً علمى كه صاحب چنين مكتبى دنبال مىكند نافع نخواهد بود.
جمله
«وَقَفوُا اسماعهم على العلم النافع لهم»
نشان مىدهد كه ابتدا دانستهاند در چه راهى سير مىكنند و براى چه آمده و به كجا مىروند، سپس پژوهشها و تحقيقات خود را با همان هدف پى مىبرند و به عبارت ديگر جميع اعمال پرهيزكاران متّكى بر ابعاد شناخت و علوم دريافتى آنها و همسو براى رسيدن به هدفى واحد و الهى است و اينچنين عالمانى مصداق روايت امام باقر (عليه السلام) هستند كه«عالِمٌ يَنْفتَفع بِعلمه افضَلُ مِنْ سَبْعينَ الف عابد»: «عالمى كه از علمش استفاده
[1]. ميزان الحكمة، جلد 6، صفحه 452 نقل از غررالحكم امام على عليهالسلام.
[2]. نهجالبلاغه، نامه 31 در وصاياى حضرت على عليهالسّلام.
[3]. ميزان الحكمة، جلد 6، صفحه 507 نقل از غررالحكم امام على عليهالسلام.
[4]. ميزان الحكمة، جلد 6، صفحه 507 (روايت از رسول خدا) در تعقيبات نماز عصر همچنين وارد شده است اللهم انى اعوذ بك مِنْ نفس لاتَشْبَع ومِنْ علم لايَنفع «مفاتيح الجنان».
[5]. ميزان الحكمة، جلد 6، صفحه 507 نقل از غررالحكمه على عليهالسلام.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة