بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 230

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 231

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 232

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 233

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 234

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 235

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 236

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 237

9- يقين در سر حد شهود

9. فَهُم والجَنَّةُ كَمَنْ قَدْ رَاها، فهُم فيها مُنَعِّمون، وهُمْ والنّارُ[1]كمن قَد رَاها، فَهُم فيها مُعَذَّبون.

ترجمه:آن‌ها به كسى مى‌مانند كه بهشت را با چشم ديده و در آن متنعم است و همچون كسى هستند كه آتش دوزخ را مشاهد كرده و در آن معذب است.

***شرح:اين فراز اشاره به بصيرت پرهيزكاران دارد كه ريشه اين بصيرت را در يقين آنان بايد جستجو كرد.

براى يقين علماء اخلاق و مفسرين سه مرحله قائلند: 1. علم اليقين 2. عين اليقين 3. حق اليقين در كتاب عرفان اسلامى جلد 1، صفحه 111 چنين مى‌گويد: علم يقين استدلالى است و عين يقين استدراكى است و حق يقين‌

[1]. واو در (فهم والجنة) و در (فَهُم والنّار) دو تركيب دارد 1. الجنّة والنّار را بالرفع بخوانيم چنان كه روايت هم شده است در اين صورت واو عطف است كه (الجنة والنّار) معطوف و (هُم) معطوف عليه است.

الجنة والنّار را بالجرّ بخوانيم بنابر اين كه واو معيّت باشد و ابن ابى الحديد وجه دوم را وجه احسن دانسته است.