بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 375

او ارزش بيشترى دارد، و از اين روى مولاى متقيان على (عليه السلام) مى‌فرمايد:

«اولَى الناسِ بالعفوِ اقْدَرُهُم على العُقُوبة».[1]

و اما نحوه دوم صبر، در قسمت صبر در مصائب، صبر در برابر بلايائى است كه: انسان قدرت انتقام ندارد، در اين موارد انسان بايد قدرت يقين به خداوند و مقدّرات الهى را بالا برده، و با اتكاء به او صبر كند تا فرجى براى او رسد، صبر در اين موارد صبر صد يقين را لازم دارد، رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله) از خداوند مى‌خواهد:

«اسألك من اليقين مايهون على مصائب الدنيا»:

«از تو يقينى را مى‌طلبم كه مصائب دنيا را بر من سبك گرداند».[2]

در روايت ديگرى حضرت داود (عليه السلام) به فرزندش سلمان فرمود: از علائم متّقى سه چيز است:

1- حسن توكل در آنچه به آن نمى‌رسد.

2- حسن رضا در آنچه به آن مى‌رسد.

3-«حسن الصبر فيما فات»: «حُسْن صبر در آنچه از او مفقود مى‌شود[3]» يعنى اگر در حادثه‌اى عزيزى مثل فرزند و يا مالى از اموال را از دست داده، و صبر كرده، و جزع و فزع را به خود راه نداد، اين نشانگر وجود شى‌ء گرانبهائى به نام تقوى در درون او است.

2- صبر بر طاعت و عبادت- عبادتهاى سنگين را با خلوص نيّت انجام دادن و در اين راه استقامت كردن كار كمى نيست، نيمه‌هاى شب در زمستانى، يخ را شكستن و وضو گرفتن و به درگاه الهى روى آوردن و پيشانى پر غرور را به خاك مذلّت درگاه او سائيدن بى صبر و استقامت ميسّر نيست، تداوم در عبادت و از كوره در نرفتن و احساس خستگى نكردن بى‌

بردبارى ميسور نيست، قبل از عبادت نيت‌

[1]. نهج‌البلاغه، كلمات قصار 49 فيض‌الاسلام و 52 صبحى صالح.

[2]. جامع السعادات، جلد 3، صفحه 297.

[3]. جامع السعادات، جلد 3 صفحه 297.


صفحه 376

را خالص كردن براى ربّ الارباب و اشتغال از غير و احتراز از ريا[1]در حين عمل و از سُمْعه‌[2]و عجب بعد از عمل نياز به صبر دارد.

3- صبر بر معصيت- عصيان و سركشى نكردن به خداوند با اين همه جاذبه‌ها و كششهاى عوامل گناه، آسان نيست، جاذبه زنان زيبا، جاذبه مال حرام و مقام و جاه نامشروع مقاومت لازم دارد، اگر نيروى دافعه و بازدارنده‌اى در ميان نباشد، انسان جذب اين انسان رباهائى مى‌شود، كه بايد گفت ميدان و حوزه جاذبه و كشش آنها به قدرى زياد است كه: بسا افراد بسيار مهذّب و عبّاد 70 ساله را هم به دام خود كشيده و جذب مى‌كند، چنانچه در وقايع تاريخى منعكس است.

بايد دانست كه هر چه انسان بر معصيتى متعود و معتاد گردد ترك آن مشكل‌تر است زيرا عادت و انس و الفت گرفتن با معصيتى پشت به پشت هوا و هوسها داده، و مسلماً غلبه بر اين دو مشكل‌تر از غلبه بر معصيتى است كه هنوز انسان با آن انس نگرفته، و به آن عادت نكرده است، گناهان زبان مثل دروغ و غيبت و سخنان بيهوده و آميخته با استهزاء و سخريّه كه موجب آزار ديگرى مى‌شود، از جمله گناهانى است كه انسانها با آن بسيار مأنوس بوده، و حتى نُقْل مجالس خود كرده‌اند از همين روى ترك اينها مشكل‌تر است و مشكل‌تر از اين، گناهانى است كه سرچشمه آن قلب است مثل فكرهاى غير صحيح و وساوس و بدگمانى و سوءظن به غير كه قرآن فرمود:«اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ»: «از بدگمانيها بسيار دورى گزينيد، زيرا كه بعضى‌

از آنها گناه و معصيت است»[3]دشوارى مبارزه در برابر اين‌گونه‌

[1]. ريا نشان دادن عملى است به خاطر اغراضى غير از قصد تقرب به درگاه خداوند، به انسان ديگرى مثلا چون مى‌داند عده‌اى امشب نماز شب خواندن او را مى‌بينند تعمداً امشب نماز شب مى‌خواند تا بگويند چه آدم متدينى است.

[2]. سُمعه اين است كه: عملى را كه انجام داده براى جلوه دادن خود در چشم مردم به گوش و سمع آنها برساند مثلا با كنايه در روز مى‌گويد ديشب نماز شب خواندم.

[3]. سوره الحجرات، آيه 12.


صفحه 377

گناهان از اين رو است، كه: مثل دروغ و غيبت مخاطبى را لازم ندارد، و از اين رو انس گرفتن با اينگونه معاصى آسانتر از غير آن است، براى فرار از اين معاصى بايد دل را به درگاه الهى سپرد، بايد به غير از فكر او جاى خطور انديشه‌اى در آن نباشد، اگر فكر الهى بر اريكه دل جلوس كرد جاى جولان براى افكار پريشان نيست، انديشه الهى جهت دهنده افكار پريشان به مبدأ واحد است، اگر بر اين امر استقامت شد، مسلماً انس با اينگونه گناهان از بين رفته و در نتيجه كنترل تمامى اعضاء به دست عقل ساده‌تر انجام مى‌پذيرد.

از جمله صبر بر معاصى صبر بر نعمت است، انسان بايد در رفاه و نعمت و در مال و جاه و كثرت عيال و فرزندان خود حدّ متعارف را برگزيده، و بر آن صبر كند زيرا، نفس انسانى دائماً در صدد زياده‌طلبى است، و به تعبير قرآن:«إِنَّ الْانسَانَ لَيَطْغَى- أَنْ رَّآهُ اسْتَغْنَى»: «انسان وقتى خود را مستغنى ديد ظغيانگر مى‌شود»[1]اگر انسان مُمَحّض در آسودگى و آسايش شد و خود را بى‌نياز احساس كرد، طغيانگرى كرده و راه عصيان مى‌پويد و از همين روى قرآن كريم دائماً تذكر مى‌دهد كه:«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللهِ»: «اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، مشغول نكند شما را، اموال و اولادتان از ذكر خدا»[2]امان از وقتى كه انسان جلو خود را باز ببيند، چه‌ها كه نمى‌كند! اينگونه صبر همان صبر «عمّا تحب» است كه در كلمات مولى در كتاب شريف نهج‌البلاغه آمده است:

«الصَّبرُ صَبرانِ صَبرٌ عَلى ما تَكْرَهُ وَ صَبْرٌ عَمّا تُحِبُّ»[3]:

«صبر بر دوگونه است: 1- صبر بر آنچه كراهت دارى (كه شامل صبر بر مصيبتها و

امور مخالف طبع مثل ميل به عدم سر به سجده گذاردن و سخت بودن عبادت بر نفس‌

[1]. سوره العلق، آيات 6 و 7.

[2]. المنافقون، آيه 9.

[3]. نهج‌البلاغه، كلمات قصار كلمه 52 و 55 صبحى صالح.


صفحه 378

است). 2- صبر از آنچه دوست مى‌دارى (كه شامل صبر بر معاصى و امورى است كه نفس به آن ميل دارد» پس با صبر خود حدّ متعارف و متعادل خوشى را حفظ كن، و اين جمله را به خاطر بسپار «زياده‌روى در خوشى موجب مرگ خوشى است».

براساس اينكه صبر در معصيت مشكل‌تر از صبر در مصيبت و آن مشكل‌تر از صبر در عبادت است، در منابع اسلامى براى دارنده صبر در مصيبت «متصبّر» (از بابد تفعّل) و براى دارنده صبر در مصيبت از باب مفاعله كه اسم فاعل آن «مصابر» است، و براى دارنده صبر در عبادت «صابر» (از ثلاثى مجرد) استعمال شده است.

ابن مسكان از امام صادق (عليه السلام) سؤال مى‌كند كه:

«جُعِلتُ فِداك و مَا الصابرون و ما المتصبّرون؟ قال الصابرون على اداء الفرائض و المتصبّرون على اجتناب المحارم»:

«فدايت شوم، صابرون و متصبرون چه كسانى هستند؟ فرمود: صابرون كسانى هستند كه صبر بر انجام واجبات مى‌كنند، و متصبرون كسانى هستند كه دورى از محرمات مى‌كنند».[1]

و در روايتى ديگر از آن حضرت در ذيل قول خداوند متعال:«اصبِروُا و صابِروُا»[2]رسيده:«اصبروا على الفرائض و صابروا على المصائب»(صبر كنيد بر واجبات و صبر كنيد بر مصيبتها).[3]

صابر به معنى استقامت كننده است و مصابر نوعى صبر است كه با شدت و سختى همراه است، «مصابره» از باب مفاعله را در مواقعى كه دو نفر در كار باشند، و به اصطلاح بين الاثنين باشد، استعمال مى‌كنند و اين نشان مى‌دهد كه مصابره چون مقاومتى به موازات مقاومت انسان از طرف ديگر وجود دارد، غلبه مشكل‌تر است، در

[1]. بحارالانوار، جلد 71، صفحه 83؛ ميزان الحكمة، جلد 5، صفحه 266.

[2]. سوره آل عمران، آيه 200.

[3]. بحارالانوار، جلد 72، صفحه 195؛ ميزان الحكمة، جلد 5، صفحه 266.


صفحه 379

ذيل آيه فوق در سوره آل‌عمران زمخشرى در تفسير كشاف گويد:«المصابرة: باب من الصبر ذكر بعد الصبر على ما يجب الصبر عليه تخصيصاً لشدته و صعوبته»: «مصابره‌

نوعى از صبر است و خداوند متعال (صابروا) را كه بعد از (اصبروا) و بعد از صبر بر آنچه صبر بر آن واجب است ذكر كرده، تا شدت و سختى مصابرة (باب مفاعله) را برساند».

و «متصبّر» كسى است، كه: صبر بر او مشكل‌تر است، ماده تفعّل را در جائى بكار مى‌برند، كه: شخص با تكلف و زحمت بخواهد امرى را بر خود هموار كند، در صبر بر معاصى مقابله كننده‌اى همچون هواهاى نفسانى با تمام قوا در برابر انسان است و صبر يا مصابره كافى در غلبه بر آنها نيست، بلكه صبرى لازم است كه بتوان بر آنها غلبه كرد، و در نهايت بايد متصبّر بود، يعنى اگرچه غلبه مشكل است ولى بايد زحمت آن را به جان خريد و اگر بر اين امر استقامت و پايدارى شد، به تدريج «تصبّر» به «مصابره» و در نهايت به «صبر» مى‌انجامد كه نيروى زيادى را احتياج ندارد، و از پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله) در حديثى رسيده:

«مَنْ يتصبّر يصبّره الله ...»:

«كسى كه تصبر كند (و در صدد به دست آوردن صبر باشد) خداوند به او صبر را ارزانى مى‌دارد».[1]

اين بيان برحسب سنجش هر يك از سه مورد صبر است كه طاعت و مصيبت و معصيت باشد وگرنه «تصبر» و «مصابره» و «صبر» براى انسانهاى معمولى براى هر يك از موارد سه‌گانه وجود دارد، در مورد عبادت و اطاعت فقط هم در ابتدا «تصبر» و سپس «مصابره» و بعد از آن «صبر» لازم است، زيرا هميشه در ابتداء كار، نيروى بيشترى براى مبارزه لازم است، و خود به خود بيشتر بر انسان فشار وارد مى‌شود، مثلا اگر كسى تصميم بگيرد نماز شب بخواند در ابتداء رها كردن آن خواب ناز

[1]. كنز العمال، خبر 6522؛ ميزان لحكمة، جلد 5، صفحه 273.


صفحه 380

و بلند شدن در نيمه‌هاى شب بسيار دشوار است، ولى ممارست بر اين امر، به تدريج اين مشكل را آسان خواهد كرد، اين قاعده كلى را مى‌توان در هر امرى يافت، حتى در كسب و كار، فردى كه كارى را تازه شروع كرده است بايد تا رونق گرفتن كسب و كارش بيشتر استقامت و پايدارى كند، و از عدم پيشرفت كارش در روزهاى اول نااميد و مأيوس نشود. با اين توضيحاتى كه داده شد كلام امام على (عليه السلام) روشن مى‌شود كه:«افضل الصبر التصبّر»: «با فضيلت‌ترين صبرها تصبّر است (و صبرى است كه همراه با كُلفت و مشقت و زحمت باشد».[1]

[1]. غرر الحكم، ميزان الحكمة، جلد 5، صفحه 273 قابل ذكر است كه بعضى مثل غزالى از اهل تسنن و عده ديگرى از علماى شيعه قائل شده‌اند كه صبر در مصيبت بالاتر از صبر در معصيت و صبر در معصيت بالاتر از صبر در عبادت است و دو دليل آورده‌اند: 1- روايتى كه ابن‌عباس از رسول گرامى سلام صلّى الله عليه و آله نقل كرده كه: «الصبر فى القرآن على ثلاثة اوجه، صبر على اداء فرائض الله تعالى- فله ثلاثمائة درجه و صبر عن محارم الله- تعالى- و له ستمائة درجة، و صبر على المصيبة عند الصدمة الاولى». 2- هر مؤمنى قدرت بر صبر از محرمات را دارد ولى قدرت بر صبر بر بلايا را فقط دارندگان سرمايه صديقين دارند. زيرا اينگونه صبر براى نفس بسيار دشوار و سخت است، ولى در جواب چنانكه مرحوم نراقى در جامع السعادات (ج 2، صفحه 298) گويد بايد گفت: جمع بين روايات اقتضاء مى‌كند كه صبر از هر يك از سه قسم باشد اگر اشد و اشق باشد ثوابش اكثر است، از آن صبرى كه اسهل و ايسر است، زيرا «افضل الاعمال احمزها» (با فضيلت‌ترين اعمال مشكل‌ترين و پرمشقت‌ترين آنها است) بنابراين نمى‌توان به طور مطلق گفت كدام يك از صبرهاى سه‌گانه برتر از ديگرى است زيرا اگر گفتيم صبر بر معصيت برتر از صبر در مصيبت است، بعيد است كسى بگويد صبر كردن و دروغ نگفتن در موضعى يا صبر كردن و لباس حرير نپوشيدن در لحظه‌اى، بالاتر از صبر بر مرگ و از دست دادن بسيارى از عزيزترين نزديكان مثل فرزندان است، و اگر گفتيم صبر بر مصيبت اولى از صبر در معصيت است بعيد است كسى بگويد صبر در از دست دادن مقدار كمى پول بالاتر از صبر بر بزرگترين معاصى و اجتناب از آن است.

پس وجه اينكه در متن صبر بر معصيت بر طبق روايت مقدم بر صبر بر اطاعت و مصيبت شد، روشن مى‌شود كه صبر بر معصيت نوعاً مورد سنجش قرار داده شده نه شخصاً يعنى بطور كلى موارد صبر در معصيت مشكل‌تر از موارد صبر در مصيبت است، زيرا معمولا مصائب مقطعى و پس از چندى به ورطه نسيان و فراموشى سپرده مى‌شود، به خلاف معاصى زيرا صبر بر ترك آنها بطور دائمى و هميشگى بسيار مشكل است، به اضافه اينكه انس به بعضى از آنها دست به دست كشش نفس داده و مسلماً صبر در مقابل آنها مشكل‌تر است و شاهد بر سخن ما حديث مولى على (عليه السلام) است كه: «الصبر صبران: صبر عند المصيبة حسن جميل و احسن من ذلك، الصبر عند ما حرّم الله عليك» (صبر بر دوگونه است: 1- صبر در نزد مصيبت كه زيبا و پسنديده است و بهتر از آن، صبر در نزد چيزى است كه خدا بر تو حرام كرده است).


صفحه 381

در اهميت صفت صبر همين بس كه در اين خطبه در چهار موضع از زواياى مختلف مورد نگرش و توجه قرار گرفته شده است:

1- «صبروا اياماً قصيرة اعقبتهم راحة طويلة» 2- فمن علامة احدهم انّك‌ترى له ... صبراً فى شدة 3- فى الزلازل و قور و فى المكاره صبور. 4- و انْ بُغِىَ عليه صَبَرَ حتى يكون الله هو الذى يَنْتَقِم له.

اين چهار مورد هر چند از جهات مختلف مورد نظر قرار گرفته، ولى همه نمايانگر و حاكى از يك چيز و آن صبر است.

وبه قول شاعر:

عباراتنا شتّى و حُسْنُكِ واحد

و كُلَّ الى ذاك الجمال يشير

[عبارات (در وصف تو) مختلف، و حسن تو واحد است و هر يك از عبارات به سوى آن جمال اشاره مى‌كند] به نظر مى‌رسد در اين خطبه هيچ يك از صفات ديگر مثل صبر تكرار نشده باشد، و اين نشانه اهميت و جايگاه بلند آن در بين ساير صفات انسانى است.


صفحه 382

فلسفه صبر چيست؟

فلسفه مهم صبر رسيدن به هدفهاى عالى است، انسان هر كار مثبتى بخواهد انجام دهد، چه بسا مواجه با مشكلات فراوانى است، اگر مى‌خواهيد مشكلى متوجه شما نشود، بايد كار نكنيد، اگر بخواهيد كتابى تأليف كنيد، مسلماً ايرادات و انتقادات فراوان و به قول معروف‌

«مَنْ صَنَّفَ فقد استهدف»:

«كسى كه تصنيف كرد خود را هدف و آماج گلوله‌هاى انتقاد قرار داده است» بايد بدانيد بجز با سپر صبر نمى‌توان اين تيرها را از خود دفع كرد.

آرى اگر بخواهيد بناى خيريه‌اى بنا كنيد، به دنبالش حرفها است، عده‌اى نق مى‌زنند كه براى وجهه‌دار شدن و يا كسب اموال بيشتر چنين كرده است، وقتى مسجد اعظم قم را مرحوم آية الله العظمى بروجردى آن مرد وارسته و بزرگوار مى‌ساختند، و الان ما از بركات آن استفاده كرده و اين همه مجالس درس و بحث و ارشاد و تبيين احكام اسلام را در آن مشاهده مى‌كنيم، خدا مى‌داند چقدر پشت سر اين مرد حرف زدند، كه وجوهات را خرج مى‌كند و مسجد مى‌سازد اين همه گرسنه در قم است و اين مسجد چيست كه اين سيد مى‌سازد؟ اگر صبر و حوصله نباشد انسان از كار خير صرفنظر مى‌كند، اگر بنا بود همه پولها را به گرسنگان دهند، پس هيچ مسجدى يا بناى خيره‌اى نبايد برپا مى‌شد، بايد بناهاى خيريه را ساخت و از آن طرف ريشه فقر و گرسنگى را نابود كرد، بايد برنامه صحيحى براى رسيدگى به امور بيچارگان تهيه كرد، نه بدون برنامه با كمك كردنهاى بى رويه، گداپرورى كنيم. مَثَل جالبى قديمى‌ها مى‌زدند، كه: روى هر گنجى افعى خوابيده و گنج كُنج ويرانه است، انسانهاى ساده‌لوح معناى مطابقى و تحت اللفظى را گرفته و لذا در ويرانه‌ها به دنبال گنج مى‌گشتند، مى‌گفتند: اول ببينيد، در كدام قسمت افعى خوابيده، همانجا گنج است، در حالى كه اين معناى‌

كنايه‌اى دارد، مراد اين است كه گنج‌