و كسى كه دو سوم از شبى را احياء كند براى او به اندازه ريگها حسنه است، كه كوچكترين آنها 11 مرتبه از كوه بزرگتر است.
و كسى كه تمام شب را احياء كند در حالى كه قرآن تلاوت مىكند و به ركوع و سجود و ذكر باشد، ثوابى به او داده مىشود كه كوچكترين آن خروج از گناهان است، مثل اينكه مادرش او را تازه زائيده، و نوشته مىشود، براى او به عدد مخلوقات حسنه و درجه و نورى در قبر او ايجاد شده و گناه و حسد از قلبش كنده مىشود، و پناه داده مىشود از عذاب قبر، و برائت از آتش به او اعطا شده، و جزو مؤمنين و ايمن شدگان از عذاب الهى مبعوث مىشود، و پروردگار به ملائكه گويد نگاه كنيد: به بنده من كه براى رضاى من شبى را احياء كرد، او را در بهشت جاى دهيد، بهشتى كه براى او در آن صدهزار شهر و در هر شهرى هر چه خواهد و چشم لذّت برد موجود باشد، و كرامت و مزيد و نزديكى به حق كه براى او هست به ذهن احدى خطور نكرده و نمىكند».
در اينجا مناسب است سخنى هم درباره اصل نماز و فضيلت نماز اول وقت گوئيم، نماز بهترين اعمال و مدار قبول اعمال ديگر و يا ردّ آنها شمرده شده، و در اخبار بزرگان دين آمده، كسى كه نمازش قبول شود ساير اعمالش نيز قبول و اگر مردود شود، بقيه هم مردود است
«انْ قُبِلَتْ قُبِلَ ما سِواها و انْ رُدَّت، رُدَّت ما سِواها»
نماز نخستين فروع بعد از 5 اصل دين شناخته شد، و خود حاكى از اهميت آن در جايگاه نظام مكتبى اسلام است، پس رعايت نماز از بزرگترين وظايف يك مسلمان است، به محض رسيدن وقت آن بايد مبادرت به انجام آن نمايد و از همين روى امام حسن (عليه السلام) وقتى صداى مؤذّن را مىشنود رنگش تغيير كرده و چهرهاش به زردى مىگرائيد، و وقتى از علت آن سؤال مىشد، مىفرمود: خداوند شخصى را براى ندا دادن من فرستاده تا خدمت
او رسم و خدمتش كنم، و نمىدانم قبولم مىكند يا نه، پس چگونه رنگم تغيير نكند؟!
وقت فضيلت آن اول وقت است بطورى كه نماز اول وقت داراى فوائدى است كه تعدادى از آن را از كتاب انوار نعمانية[1]نقل مىكنيم:
1- نماز اول وقت به صورت سفيد و زيبا صعود كرده، و در حقّ مصلّى دعا مىكند، و مىگويد: حفظ كردى مرا پس خداوند حفظت كند.
2- نماز امام زمان (عج) و ديگر صلحاء در اول وقت واقع مىشود، و نماز افراد عادى در صورتى كه در اول وقت واقع شود با نماز حضرت صعود كرده و اگر خللى در آن باشد به بركت نماز حضرت ناديده گرفته مىشود، زيرا تمام نمازهاى اول وقت يك مجموعه محسوب شده كه، يا پذيرفته و يا ردّ مىشود، و به همين جهت نماز جماعت تشريع شده كه نمازهاى مؤمنين با هم صعود، و به طرف حضرت حق رفته، يا همگى پذيرفته و يا ردّ مىشود، و قبول شدن آن مسلّم است، زيرا جماعت كثيرى اگر تعاون بر عبادت داشته باشند، مسلماً بين آنها مقبول الصلاة غالباً موجود است، و حتّى جماعت علاوه بر تصحيح خللها مؤثّر در تزييد ثوابها هم خواهد بود، مثلا نماز متأهّل 70 برابر مجّرد و نماز كسى كه عطر استعمال مىكند 70 برابر نماز غير استعمال كننده آن است، همچنين ثواب نماز كسى كه پيش از نماز صدقه مىدهد، بيشتر از كسى است كه صدقه نمىدهد، وقتى هر يك از افراد شركت كننده در جماعت يكى از مستحبات را رعايت كند، براى همگى اين ثوابها ثبت مىشود، به خلاف نماز فرادى كه فقط ثواب مستحبى را دارد كه رعايت كرده است، از خصوصيات ديگر نماز جماعت اين است كه اگر فرادى و به تنهائى نماز بخواند، شيطان مقابل او قرار گرفته، و وسواس غفلت را در قلب او القاء مىكند، و لذا جنگ و جهاد عظيمى بين نمازگزار و شيطان درمىگيرد، و به همين جهت محراب را محراب (محل
حرب و جنگ) گفتهاند، اما اگر مؤمنان مجتمع باشند بر شيطان غلبه كرده
[1]. انوار نعمانية، جلد 2، صفحه 338.
و او را از خود دور مىكنند و براى هر چه بيشتر دور شدن شيطان در اول نماز و هنگام تلاوت قرآن امر به استعاذه«اعوذ بالله من الشيطان الرجيم»شده است زيرا شيطان همچون سگى وحشى به انسان حملهور مىشود، و عقل ايجاب مىكند، در موقع ورود به منزلى كه سگى وحشى در نزد درب آن است، صاحبخانه را براى دفع شر آن صدا زنيم، و نماز هم بابى از ابواب الله و دربى از دربهاى ورودى به بارگاه حضرت حق است، كه شيطان براى عدم ورود به آن ممانعت مىكند و تنها زنجير كننده او ياد حق است و بس.
در فضيلت نماز جماعت هم سخن بسيار گفته شده و فقط به روايتى اكتفاء مىكنيم:
قالَ رسولُ اللّه (صلى الله عليه وآله): «مَنْ كان جار بيت الله و لم يحضر الجماعة ثلاث ايام متواليات فعليه لعنة الله و الملائكة و الناس اجمعين فان تزوج فلا تزوجون و ان مرض فلا تعودوه، الا فَلا صَلاةَ لَهُ، الا صَوم له، الا فلا زكوة لَه، الا فَلا حجّ له، الا فَلا جَهاد له»:
«رسول گرامى فرمود: كسى كه همسايه مسجد باشد و سه روز متوالى در جماعت حاضر نشود، لعنت خدا و ملائكه و جميع مردم بر او باشد، اگر خواست ازدواج كند به او زن ندهيد، و اگر مريض شد به عيادتش نرويد، بدانيد و آگاه باشيد كه نه نمازى و نه روزهاى و نه زكات و حجّى و نه جهادى براى او خواهد بود».[1]
3- سومين فائده از فوائد نماز اول وقت اين است كه: نماز اول وقت «رضوان اللّه» و نماز آخر وقت «غفران اللّه» است و رضاى الهى كجا و عفود و غفران كجا؟ عفو او گناه است و گويا كسى كه نماز به تأخير انداخته به جرمى مرتكب شده است و بخاطر توجه ائمه به نماز اول وقت، شيخ طوسى از روايات آنها چنين استفاده كره كه تأخير نماز از وقت فضيلتش مگر براى صاحبان عذر، جائز نيست، بايد گفت كمال بى لطفى است اگر بدون عذر موجّه نماز را به تأخير اندازيم،
[1]. انوار نعمانية، جلد 2، صفحه 341.
چگونه اگر شخصيت بزرگى وقت خاصى را براى ملاقات با ما گذارد خشنود شده و تأخير نكرده و با خوشحالى استقبال مىكنيم، ولى براى اول وقتى كه خدا ما را به سوى خود فراخوانده سهلانگارى مىكنيم؟
با توجه به همين مطلب بود كه پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله) در اول وقت مىفرمود: «ارِحنا بلال» يعنى اى بلال با اذان گفتن از اشتغالات دنيوى رهائيمان بخش، از بعضى زنان پيامبر (صلى الله عليه وآله) هم روايت شد كه گفته: پيامبر با ما صحبت مىكرد ولى وقت نماز ما او را نمىشناختيم و او ما را.
امام على (عليه السلام) هم در وقت اذان براى نماز به خود مىپيچيد و مضطرب بود، و وقتى علت آن سؤال مىشد؟ مىفرمود: آمد وقت امانتى كه خدا به سماوات زمين عرضه كرد و آنها اباء كردند از حملش.
امام چهارم على بن حسين (عليه السلام) هم وقتى براى وضو مهيّا مىشد رنگ صورتش زرد مىشد، وقتى از اين حالت سؤال مىشد، مىفرمود:«ما تَدْرونَ بينَ يَدَى مَنْ اقُوم»: «چه مىدانيد در برابر چه كسى ايستادهام».
حال به اصل متن برگرديم، سؤالى كه مطرح است اين كه حضرت بعد از شمردن صفات متّقين و رسيدن به برنامه آنها، آيا بدون توجّه، ابتداى به برنامه شبانه كردهاند، زيرا برنامههاى روز بازتابى از برنامههاى شب است، روز صفحهاى براى تأثير اعمال شبانه و مجلائى زيبا براى تجلّى نور شب است، روز آنها همچون تابلوئى جالب است كه رنگها را از شب تلقّى مىكند و در نهايت جهت دهنده روز آنها افعال و اذكار شبانه آنهاست، اين نيروى محرك كه به مبدأ نيرو متّصل شده و هرگز اين مبدأ خاموشى را در خود جاى نداده است، عاملى مؤثّر در تكامل روحى آنهاست، اين راز و نياز شبانه سيراب كننده جان تشنه آنها و غذاى روحى آنها در مسير كمال آنهاست رزقنا الله انشاء الله.
پس روشن شد، كه تقدّم برنامههاى شبانه تصادفى نبوده، بلكه نشان دهنده
اين است، كه: بدون اين برنامهها در شب نمىتوان در اقيانوس جامعه شناگر ماهرى بود، و از حوادث و طوفانها و موجها جان سالم به در برد.
پس از تشريح
«امّا الليل فصافون اقدامهم»
به سراغ
«تالين لا جزاء القرآن يرتلونه ترتيلا)
مىرويم».
اهميت قرآن
ابتدا نكاتى به اختصار درباره قرآن بيان مىكنيم.[1]
1- فضل قرآن و عظمت آن: در قرآن كريم درباره عظمت آن آمده:(لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَل لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعاً مُّتَصَدِّعاً مِّنْ خَشْيَةِ اللهِ): «اگر نازل مىكرديم اين قرآن را بر كوهى، همانا آن را خاشع و شكافته مىديدى از خوف و ترس خداوند»[2]يعنى اگر كوه داراى عقل و شعور بود، چنين مىشد، پس بعضى از مردم مثل كفار كه اثرپذير نيستند قلب آنها از سنگ سختتر است درباره فضل آن در روايات آمده: قال النبى (صلى الله عليه وآله):
«فضل القرآن على سائر الكلام كفضل الله على خلقه»:
«پيامبر فرمودند: «فضيلت قرآن بر ديگر كلامها مثل فضيلت خدا بر مخلوقات او است»[3]يعنى در اينجا مقياسسنجى كلامها برحسب مقياسسنجى متكلمين است.
2- حافظ قرآن- قال النبى (صلى الله عليه وآله): «عدد دَرَج الجنة عدد آيات القرآن. فاذا دَخَل صاحب القرآن الجنة قيل له: ارقَأ واقْرَأ، لكل آية درجة، فلا تكون فوق حافظ القرآن درجة»: «پپامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله) فرمودند: «عدد درجات بهشت به عدد آيات قرآن است، زمانى كه صاحب و تلاوت كننده قرآن داخل بهشت شود، گفته مىشود: براى او: بالا
[1]. رجوع شود به كتاب الحياة بحث حرمة القرآن، جلد 2، صفحه 151.
[2]. سوره حشر، آيه 21.
[3]. بحارالانوار، جلد 92، صفحه 19 از جامعه الاخبار، صفحه 46.
رو و بخوان، براى هر آيهاى درجهاى است، بالاتر از درجه حافظ قرآن درجهاى نيست».[1]
قال الصادق (عليه السلام)
: «الحافظ للقرآن، العامِلُ به، مع السفرة الكِرام البرَرَة»:
«حافظ قرآن كه عامل به آن باشد با فرشتگان ارجمند نيكوكار مصاحب است».[2]
3- حامل قرآن- قال النبى (صلى الله عليه وآله):
«اشْرافُ امّتى حملة القرآن و اصحابُ الليل»:
«افراد با شرافت امّت من حاملين قرآن و شب زندهداران هستند»[3]و چه نيكوست كه حامل قرآن خود، از شب زندهداران باشد.
4- تلاوت كننده قرآن: قال النبى (صلى الله عليه وآله):
«... ولِتالِى آية مِنْ كِتابِ اللّه خَيرٌ مِنْ تَحْتِ العرش الى تُخوم السّفلى»:
«براى تلاوت كننده آيهاى از قرآن ارزش و ثوابى بهتر از آنچه زير عرش تا زمين است موجود است»[4]يعنى ثواب آن بهتر است از آنچه بين عرش و طبقات پائين است. قال النبى (صلى الله عليه وآله): «...ويدفَعُ عن تالى القرآن بلوى الاخرة»(... و دفع مىشود از تلاوت كننده قرآن بلاى آخرت و گرفتار شدن در آن).[5]
در روايتى ديگر پيامبر (صلى الله عليه وآله) خطاب به سلمان مىفرمايد: «اى سلمان! بر تو است خواندن قرآن، زيرا قرائت آن كفّاره گناهان و پوششى براى آتش و امانى از عذاب است ... مؤمن زمانى كه قرآن مىخواند خداوند با نظر رحمت به او مىنگرد».[6]
در روايتى ديگر خطاب به او گويند: «اى سلمان، مؤمن زمانى كه قرائت قرآن
[1]. بحارالانوار، جلد 92، صفحه 22 از كتاب (الامامة و التبصرة).
[2]. امالى صدوق، صفحه 53.
[3]. امالى صدوق، صفحه 207.
[4]. بحارالانوار، جلد 92، صفحه 19 از جامع الاخبار، صفحه 46- 48.
[5]. بحارالانوار، جلد 92، صفحه 19 از جمامع الاخبار، صفحه 46- 48.
[6]. بحارالانوار، جلد 92، صفحه 18- 17 از جامع الاخبار، صفحه 46- 48 (به نقل از جلد 2 الحياة، صفحه 253).
كند خداوند درهاى رحمت را به روى او گشايد ... و نيست چيزى بعد از تعلّم علم محبوبتر در نزد خداوند از قرائت قرآن، و با كرامتترين بعد از انبياء در نزد خداوند علماء هستند، و بعد از آنها حاملين قرآن، خارج مىشوند از دنيا مثل خارج شدن انبياء، و محشور مىشوند از قبرهايشان با انبياء و با آنها از صراط مىگذرند، و ثوابى مثل ثواب انبياء دريافت مىكنند، پس خوشا به حال طالب علم و حامل قرآن از كرامت و شرافتى كه نزد خدا براى آنها آماده شده است».[1]
5- مستمع قرآن: قال على (عليه السلام):
«مَنْ استمع آية من القرآن خير له من ثَبير ذهبا»:
«كسى كه استماع آيهاى از قران كند بهتر است، براى او از اينكه كوه «ثَبير» (كه كوه بزرگى است در يمن) را طلا كرده به او دهند».[2]
قال الصادق (عليه السلام)
: «مَنْ اسْتَمَعَ حَرفاً من كتابِ اللّه من غير قراءة كتب الله له حسنَةَ و مَحى عنه سيّئة و رفع له درجة»:
«كسى كه حرفى از كتاب خدا را بدون قرائت بشنود خداوند براى او حسنه نوشته و گناه او را محو و درجه او را رفيع گرداند».[3]
6- فضل قرائت قرآن در نماز: حضرت على (عليه السلام) از پيامبر (صلى الله عليه وآله) نقل مىكنند كه فرمود: «قرائت قرآن در نماز افضل از قرائت آن در غير نماز، و قرائت قرآن در غير نماز افضل از ذكر خداوند تعالى، و ذكر او افضل از صدقه، و صدقه افضل از روزه، و روزه سپرى از آتش قهر الهى است».[4]
7- تعليم و تعلّم قرآن: خداوند مىفرمايد:(... كُونُوا عِبَاداً لِّي مِنْ دُونِ اللهِ وَلَكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ): «... ربّانى و عارف به خدا و عابد او باشيد،
[1]. بحارالانوار، جلد 92، صفحه 18 از جامع الاخبار.
[2]. بحارالانوار، جلد 92، صفحه 19 از جامع الاخبار.
[3]. عُدَّة الداعى، صفحه 270.
[4]. بحارالانوار، جلد 92، صفحه 20 از جامع الاخبار، صفحه 46- 48.
به سبب تعليم قرآن و تعلّم آن»[1]از اين آيه استفاده مىشود تعليم و تعلّم قرآن نقش بسزائى در نزديك كردن بنده به مولاى حقيقى و ربّ العالمين دارد و مىتواند منبع بزرگ معرفت براى شناسائى هر چه بهتر حق باشد.
قال النبى (صلى الله عليه وآله):
«خياركم من تَعَلّم القرآن و عَلَّمَه»:
«بهترين شما كسى است كه قرآن را ياد گرفته و ياد دهد».[2]
قال الصادق (عليه السلام):
«ينبغى للمؤمن انْ لا يموت حتّى يتعلّم القرآن او يكونَ فى تَعَلّمه»:
«براى مؤمن شايسته است كه نميرد تا اينكه تعلّم قرآن كند، يا در حال تعلّم قرآن باشد».[3]
8- كيفيت قرائت قرآن:
الف) ادب ظاهرى: در قرآن كريم آمده:(... وَ رَتِّلِ القرآن ترتيلا): (قرآن را با تأنّى و وضوح تلاوت كن».[4]
در جاى ديگر مىفرمايد:
(وَإِذَا قُرِءَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ):
«زمانى كه قرآن قرائت مىشود گوش فرا دهيد، و ساكت باشيد، تا مورد رحمت خداوندى قرار گيريد)[5]در روايات معصومين عليهممالسّلام هم وارده شده، از جمله پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله) مىفرمايد:
«لِكُل شىء حِليةٌ و حلية القرآن الصوت الحسن»:
«براى هر چيزى زيورى است و زيور قرآن صداى خوب است»[6]و نيز امام صادق (عليه السلام) در مورد آيه(ورتّل القرآن ترتيلا)فرمودهاند:
«هو انْ تَتَمكّثَ فيه و تُحَسّن به صوتك»:
«ترتيل
[1]. سوره آل عمران، آيه 79.
[2]. وسائل الشيعه، جلد 4، صفحه 825 به نقل از الحياة، جلد 2، صفحه 155.
[3]. عدة الداعى، صفحه 269.
[4]. المزمّل، آيه 4.
[5]. الاعراف، آيه 204.
[6]. وسائل، جلد 4، صفحه 859.