اين است، كه: بدون اين برنامهها در شب نمىتوان در اقيانوس جامعه شناگر ماهرى بود، و از حوادث و طوفانها و موجها جان سالم به در برد.
پس از تشريح
«امّا الليل فصافون اقدامهم»
به سراغ
«تالين لا جزاء القرآن يرتلونه ترتيلا)
مىرويم».
اهميت قرآن
ابتدا نكاتى به اختصار درباره قرآن بيان مىكنيم.[1]
1- فضل قرآن و عظمت آن: در قرآن كريم درباره عظمت آن آمده:(لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَل لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعاً مُّتَصَدِّعاً مِّنْ خَشْيَةِ اللهِ): «اگر نازل مىكرديم اين قرآن را بر كوهى، همانا آن را خاشع و شكافته مىديدى از خوف و ترس خداوند»[2]يعنى اگر كوه داراى عقل و شعور بود، چنين مىشد، پس بعضى از مردم مثل كفار كه اثرپذير نيستند قلب آنها از سنگ سختتر است درباره فضل آن در روايات آمده: قال النبى (صلى الله عليه وآله):
«فضل القرآن على سائر الكلام كفضل الله على خلقه»:
«پيامبر فرمودند: «فضيلت قرآن بر ديگر كلامها مثل فضيلت خدا بر مخلوقات او است»[3]يعنى در اينجا مقياسسنجى كلامها برحسب مقياسسنجى متكلمين است.
2- حافظ قرآن- قال النبى (صلى الله عليه وآله): «عدد دَرَج الجنة عدد آيات القرآن. فاذا دَخَل صاحب القرآن الجنة قيل له: ارقَأ واقْرَأ، لكل آية درجة، فلا تكون فوق حافظ القرآن درجة»: «پپامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله) فرمودند: «عدد درجات بهشت به عدد آيات قرآن است، زمانى كه صاحب و تلاوت كننده قرآن داخل بهشت شود، گفته مىشود: براى او: بالا
[1]. رجوع شود به كتاب الحياة بحث حرمة القرآن، جلد 2، صفحه 151.
[2]. سوره حشر، آيه 21.
[3]. بحارالانوار، جلد 92، صفحه 19 از جامعه الاخبار، صفحه 46.
رو و بخوان، براى هر آيهاى درجهاى است، بالاتر از درجه حافظ قرآن درجهاى نيست».[1]
قال الصادق (عليه السلام)
: «الحافظ للقرآن، العامِلُ به، مع السفرة الكِرام البرَرَة»:
«حافظ قرآن كه عامل به آن باشد با فرشتگان ارجمند نيكوكار مصاحب است».[2]
3- حامل قرآن- قال النبى (صلى الله عليه وآله):
«اشْرافُ امّتى حملة القرآن و اصحابُ الليل»:
«افراد با شرافت امّت من حاملين قرآن و شب زندهداران هستند»[3]و چه نيكوست كه حامل قرآن خود، از شب زندهداران باشد.
4- تلاوت كننده قرآن: قال النبى (صلى الله عليه وآله):
«... ولِتالِى آية مِنْ كِتابِ اللّه خَيرٌ مِنْ تَحْتِ العرش الى تُخوم السّفلى»:
«براى تلاوت كننده آيهاى از قرآن ارزش و ثوابى بهتر از آنچه زير عرش تا زمين است موجود است»[4]يعنى ثواب آن بهتر است از آنچه بين عرش و طبقات پائين است. قال النبى (صلى الله عليه وآله): «...ويدفَعُ عن تالى القرآن بلوى الاخرة»(... و دفع مىشود از تلاوت كننده قرآن بلاى آخرت و گرفتار شدن در آن).[5]
در روايتى ديگر پيامبر (صلى الله عليه وآله) خطاب به سلمان مىفرمايد: «اى سلمان! بر تو است خواندن قرآن، زيرا قرائت آن كفّاره گناهان و پوششى براى آتش و امانى از عذاب است ... مؤمن زمانى كه قرآن مىخواند خداوند با نظر رحمت به او مىنگرد».[6]
در روايتى ديگر خطاب به او گويند: «اى سلمان، مؤمن زمانى كه قرائت قرآن
[1]. بحارالانوار، جلد 92، صفحه 22 از كتاب (الامامة و التبصرة).
[2]. امالى صدوق، صفحه 53.
[3]. امالى صدوق، صفحه 207.
[4]. بحارالانوار، جلد 92، صفحه 19 از جامع الاخبار، صفحه 46- 48.
[5]. بحارالانوار، جلد 92، صفحه 19 از جمامع الاخبار، صفحه 46- 48.
[6]. بحارالانوار، جلد 92، صفحه 18- 17 از جامع الاخبار، صفحه 46- 48 (به نقل از جلد 2 الحياة، صفحه 253).
كند خداوند درهاى رحمت را به روى او گشايد ... و نيست چيزى بعد از تعلّم علم محبوبتر در نزد خداوند از قرائت قرآن، و با كرامتترين بعد از انبياء در نزد خداوند علماء هستند، و بعد از آنها حاملين قرآن، خارج مىشوند از دنيا مثل خارج شدن انبياء، و محشور مىشوند از قبرهايشان با انبياء و با آنها از صراط مىگذرند، و ثوابى مثل ثواب انبياء دريافت مىكنند، پس خوشا به حال طالب علم و حامل قرآن از كرامت و شرافتى كه نزد خدا براى آنها آماده شده است».[1]
5- مستمع قرآن: قال على (عليه السلام):
«مَنْ استمع آية من القرآن خير له من ثَبير ذهبا»:
«كسى كه استماع آيهاى از قران كند بهتر است، براى او از اينكه كوه «ثَبير» (كه كوه بزرگى است در يمن) را طلا كرده به او دهند».[2]
قال الصادق (عليه السلام)
: «مَنْ اسْتَمَعَ حَرفاً من كتابِ اللّه من غير قراءة كتب الله له حسنَةَ و مَحى عنه سيّئة و رفع له درجة»:
«كسى كه حرفى از كتاب خدا را بدون قرائت بشنود خداوند براى او حسنه نوشته و گناه او را محو و درجه او را رفيع گرداند».[3]
6- فضل قرائت قرآن در نماز: حضرت على (عليه السلام) از پيامبر (صلى الله عليه وآله) نقل مىكنند كه فرمود: «قرائت قرآن در نماز افضل از قرائت آن در غير نماز، و قرائت قرآن در غير نماز افضل از ذكر خداوند تعالى، و ذكر او افضل از صدقه، و صدقه افضل از روزه، و روزه سپرى از آتش قهر الهى است».[4]
7- تعليم و تعلّم قرآن: خداوند مىفرمايد:(... كُونُوا عِبَاداً لِّي مِنْ دُونِ اللهِ وَلَكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ): «... ربّانى و عارف به خدا و عابد او باشيد،
[1]. بحارالانوار، جلد 92، صفحه 18 از جامع الاخبار.
[2]. بحارالانوار، جلد 92، صفحه 19 از جامع الاخبار.
[3]. عُدَّة الداعى، صفحه 270.
[4]. بحارالانوار، جلد 92، صفحه 20 از جامع الاخبار، صفحه 46- 48.
به سبب تعليم قرآن و تعلّم آن»[1]از اين آيه استفاده مىشود تعليم و تعلّم قرآن نقش بسزائى در نزديك كردن بنده به مولاى حقيقى و ربّ العالمين دارد و مىتواند منبع بزرگ معرفت براى شناسائى هر چه بهتر حق باشد.
قال النبى (صلى الله عليه وآله):
«خياركم من تَعَلّم القرآن و عَلَّمَه»:
«بهترين شما كسى است كه قرآن را ياد گرفته و ياد دهد».[2]
قال الصادق (عليه السلام):
«ينبغى للمؤمن انْ لا يموت حتّى يتعلّم القرآن او يكونَ فى تَعَلّمه»:
«براى مؤمن شايسته است كه نميرد تا اينكه تعلّم قرآن كند، يا در حال تعلّم قرآن باشد».[3]
8- كيفيت قرائت قرآن:
الف) ادب ظاهرى: در قرآن كريم آمده:(... وَ رَتِّلِ القرآن ترتيلا): (قرآن را با تأنّى و وضوح تلاوت كن».[4]
در جاى ديگر مىفرمايد:
(وَإِذَا قُرِءَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ):
«زمانى كه قرآن قرائت مىشود گوش فرا دهيد، و ساكت باشيد، تا مورد رحمت خداوندى قرار گيريد)[5]در روايات معصومين عليهممالسّلام هم وارده شده، از جمله پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله) مىفرمايد:
«لِكُل شىء حِليةٌ و حلية القرآن الصوت الحسن»:
«براى هر چيزى زيورى است و زيور قرآن صداى خوب است»[6]و نيز امام صادق (عليه السلام) در مورد آيه(ورتّل القرآن ترتيلا)فرمودهاند:
«هو انْ تَتَمكّثَ فيه و تُحَسّن به صوتك»:
«ترتيل
[1]. سوره آل عمران، آيه 79.
[2]. وسائل الشيعه، جلد 4، صفحه 825 به نقل از الحياة، جلد 2، صفحه 155.
[3]. عدة الداعى، صفحه 269.
[4]. المزمّل، آيه 4.
[5]. الاعراف، آيه 204.
[6]. وسائل، جلد 4، صفحه 859.
آن است كه مَكث و توقف كنى در خواندن قرآن و (عجله ننمائى) و صداى خود را در قرآن خواندن نيكو قرار دهى».[1]
از اين تفسير و ديگر سخنان بزرگان دين روشن مىشود كه: امام على (عليه السلام) در اين خطبه به حُسْن ظاهرى و ادب ظاهرى اشاره كردهاند، زيرا فرمودند:(تالين لاجزاء القرآن يرتّلونه ترتيلا)از موارد تأدّب ظاهرى نظر كردن به قرآن است كه خود عبادتى مستقل است. در روايت نبوى آمده:
«النَّظَر فى ثلاثة اشياء عبادة: النظر فى وجه الوالدين، و فى المصحف، و فى البحر»:
«نظر كردن در سه چيز عبادت است: 1- نظر در سيماى پدر و مادر. 2- در قرآن. 3- در دريا»[2]درباره آداب تلاوت قرآن مطلب بسيار زيبائى است، كه در دو روايت بسيار جالب بيان شده است، روايت اول از امام صادق (عليه السلام) است كه: فرمودند:قال رسول الله (صلى الله عليه وآله):
«نظّفوا طريق القرآن»:
«راه قرآن را تميز كنيد»قيل:
«يا رسول الله! و ما طريق القرآن»؟:
«گفته شد: يا رسول الله، طريق و راه قرآن چيست؟»: قال:«افواهكم»:«فرمود: دهانهاى شما» قيل:«بماذا؟»گفته شد: «به چه چيز»؟ قال:«بالسواك»:«فرمود به مسواك كردن».[3]
روايت دومى از امام رضا (عليه السلام) است كه از پدرانش نقل مىكند تا به رسول الله (صلى الله عليه وآله) مىرسد:قال رسول اللّه:
«افواهكم طرق من طرق ربّكم، فنظّفوها»:
«دهانهاى شما راههاى پروردگار شما است، پس آن را تميز و نظيف كنيد».[4]
ائمه هدى عليهمالسّلام كه خود چنين دستوراتى صادر مىكردند، خود اولين عمل كنندگان به آنها بودهاند، در روايت آمده كه امام سجاد (عليه السلام) بهترين مردم از نظر صوت قرآن بودند، و صدا را بلند مىكردند،
تا اهل منزل بشنوند و به قدرى جاذبه
[1]. وسائل، جلد 4، صفحه 856.
[2]. بحار، ج 10، ص 368.
[3]. بحارالانوار، جلد 76، صفحه 131 از كتاب «المحاسن»، صفحه 558.
[4]. بحارالانوار، جلد 76، صفحه 130 از «صحيفة الرضا»، صفحه 11.
داشت كه سقّاها كه عبور مىكردند ايستاده و گوش فرا مىدادند و امام باقر (عليه السلام) هم وقتى در شب قرآن تلاوت مىكردند، صدا را بلند كرده به طورى كه افراد ايستاده و گوش مىكردند.[1]
ب- ادب باطنى: از قرآن كريم مىتوان استفاده كرد كه مراعات ادب باطنى در خواندن كتابى نشانه ايمان به آن كتاب است، زيرا در مورد مؤمنين اهل كتاب چنين گويد:(الَّذِينَ آتَيْنَاهُمْ الْكِتَابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلَاوَتِهِ أُوْلَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ)[2]: «كسانى كه به آنها كتاب داديم (يعنى يهود و نصارى كه به آنها تورات و انجيل داديم» و حق خواندنش را به جاى آوردند آنها مؤمنين به آن كتابند» و بديهى است كه بدون ادب باطنى حق خواندن، اداء نخواهد شد.
در جاى ديگر مىفرمايد:
(اللهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَاباً مُّتَشَابِهاً مَّثَانِىَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ)
: «خداوند نازل كرد بهترين قول را به صورت كتابى كه اجزاى آن متشابهند، و هيچگونه تناقضى بين آنها نيست، كتابى كه بعضى قصّهها و اخبار و احكام و مواعظ آن مكرّر است و پوستها (و دلهاى) كسانى كه خوف از خدا دارند از اين كتاب مىلرزد».[3]
امام صادق (عليه السلام) وقتى قرآن را به دست مىگرفتند قبل از خواندن آن دعاهائى مىخواندند از جمله مىفرمودند: «خدايا، نظر مرا در قرآن عبادت و قرائت و خواندن در آن را فكر، و فكر مرا در آن عبرت قرار ده، و مرا از جمله كسانى قرار ده، كه از
[1]. الوسائل، جلد 4، صفحه 9- 858.
[2]. البقرة، آيه 121.
[3]. الزمر، آيه 23، مَثانى را مرحوم علامه طباطبائى در تفسير الميزان، شخص ثور جلد چند؟ جمع مُثنية به معنى معطوف گرفتهاند زيرا بعضى آيات بر بعضى ديگر منعطف و بعضى در روشن كردن و تفسير بعض ديگر دخيل است و مرحوم طبرسى در مجمع البيان در وجه نامگذارى قرآن به مثانى گفته زيرا قصص و اخبار و احكام و مواعظ آن مُثَنّى (مكرّر) مىشود و همچنين در تلاوت اگر مكرر شود خستگى نمىآورد.
مواعظ تو در قرآن مُتَّعظ و پندآموز، و از معاصى تو اجتناب كنم، و در موقع خواندن آن بر گوشم مُهر مَزَن، و بر چشمم پرده ميفكن، و قرائت مرا قرائت و خواندن بدون تدبّر قرار مده؛ بلكه چنان قرارم ده كه در آيات و احكام آن تدبّر كنم، و گيرنده شرايع دين تو باشم، و نظر مرا در آن نظر غفلت و تلاوت مرا تلاوتى بيهوده قرار مده، كه تو رئوف و رحيم هستى».[1]
از كلمات ديگر امام صادق (عليه السلام) اين است كه فرمود: كسى كه قرآن را بخواند، و خاضع براى خدا نشود، و قلب او رقيق نگردد، و لباس حزن و ترس در درونش نپوشد، پس عظمت خداوندى را سبك شمرده است .... پس نظر كن چگونه كتاب پروردگارت و منشور ولايتت را تلاوت مىكنى، و چگونه به اوامر و نواهى او جواب مىگوئى، و چگونه امتثال حدود او مىكنى ... و نزد وعدهها (و احسانها) و وعيدها (و عذابهاى وعده داده شده) توقف كن، و در مثالها و مواعظ او تفكّر كن
«وَ احْذَر انْ تَقَع مِنْ اقامتِك حروفَه فى اضاعَةِ حدودِه»
يعنى بترس از اينكه حروف قرآن را بپاى دارى و در حفظ و خواندن آن كوشا باشى، ولى حدود (و اوامر و نواهى) او را ضايع كنى، و به عبارت سادهتر، به الفاظ بپردازى و با الفاظ معانى را ضايع كنى. و در خواندن و حفظ الفاظ تلاش مىنمائى، و در تعلّم مفاهيم تعلّل ميورزى.[2]
در روايتى ديگر امام صادق (عليه السلام) فرمودند:
«انّ القرآن نَزَلَ بالحزّن فاقرؤوه بالحزن»:
«همانا قرآن با حُزن نازل شد پس آن را با حزن قرائت كنيد».[3]
در احاديث آمده كه: حَفصْ گفت: «نديدم احدى را كه در خوف از خدا و در اميدوارى به او محكمتر از موسى بن جعفر (عليه السلام) باشد، او قرائتش با حزن و
اندوه بود، و در هنگام خواندن، گويا انسانى را مخاطب قرار داده است».[4]
[1]. بحارالانوار، جلد 92، صفحه 207 از كتاب «مصباح الانوار»؛ الحياة، جلد 2، صفحه 160.
[2]. بحارالانوار، جلد 85، صفحه 43.
[3]. وسائل، جلد 4، صفحه 857.
[4]. وسائل، جلد 4، صفحه 857.
9- آثار قرائت قرآن:
در قرآن كريم ازدياد ايمان و توكّل بر پروردگار از آثار قرائت قرآن به شمار آمده است. در سوره انفال چنين فرمايد:(... وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَاناً وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ): «... و زمانى كه آيات خداوند بر آنها تلاوت مىشود، ايمان مؤمنين به خدا زياد و بر پروردگار توكّل مىكنند».[1]
در جاى ديگر تواضع و به خاك افتادن و گريه از خوف خداوند را ارمغان قرائت قرآن به حساب مىآورد:(إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُ الرَّحْمَنِ خَرُّوا سُجَّداً وَبُكِيّاً): «... زمانى كه آيات پروردگار بر آنها تلاوت مىشود به صورت سجده بر خاك افتاده و مىگريند».[2]
تا به اينجا چهار اثر ذكر شد: 1- ازدياد ايمان، 2- توكّل بر پروردگار، 3- تواضع و به خاك افتادن، 4- گريه از خوف خدا. حال به بعض ديگر از آثار در روايات مىپردازيم:
5- نورانيت خانه، 6- ايجاد خير كثير، 7- تمتّع و بهره بردن ديگران از قرائت قارى قرآن، 8- درخشندگى و نورافشانى خانهاى كه در آن قرآن تلاوت مىشود براى اهل آسمان، همچنانكه ستارگان آسمانى براى اهل دنيا نورافشانى مىكنند و در واقع خانههائى كه در آن قرآن خوانده مىشود ستارگان زمين براى اهل آسمان هستند. (قال النبى (صلى الله عليه وآله)
: «نَوّروا بيوتَكم بتلاوة القرآن! ... فانّ البيت اذا كثُرَ فيه تلاوة القرآن كثر خيرهُ و امتَعَ اهلَه و اضاءَ لاهل السماء كما تَضىء نجوم السماء لاهل الدنيا»).[3]
9- رفع عذاب: قال النبى (صلى الله عليه وآله):
«لا يُعَذِّبُ الله قلبا وعى القرآن»:
«عذاب
[1]. سوره الانفال، آيه 2.
[2]. سوره مريم، آيه 58.
[3]. عدة الداعى، صفحه 9- 268.