بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 105

37- 40- ترس از مسئوليتها

«لا يَرضَونَ مِنْ اعْمالهم القَليل، و لا يَسْتَكثرونَ الكثير فَهم لَانْفُسِهِم مُتَّهِمُون و مِنْ اعْمالِهِم مُشْفِقُون‌»

ترجمه‌: پرهيزگاران از اعمال كم خود راضى نيستند و اعمال زياد خود را نيز زياد نمى‌بينند آنان خويش را متهم مى‌سازند (در تقصير در عبادت و اطاعت) و از اعمال خود ترسناكند.

شرح:مقدمه‌اى را در بحث عمل براى توضيح مطلب عرض مى‌كنم، از فرازهاى فوق روشن مى‌شود كه پرهيزگاران اهل عملند نه اهل حرف، مردم دو دسته‌اند: يك دسته فقط حرف مى‌زنند و عملى در كار آنها نيست، قرآن به اين دسته تاخته و آنها را مورد نكوهش قرار مى‌دهد:لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ- كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ‌: «چرا مى‌گوئيد آنچه را عمل نمى‌كنيد، بسيار به غضب وامى‌دارد خدا را اين كه بگوئيد آنچه را انجام نمى‌دهيد».[1]اين عبارت از جملات شديد قرآن است كه غضب و خشم الهى را بر اين گونه افراد وعده مى‌دهد. و يك دسته به همراه قول عمل مى‌كنند، حتى عمل را زياده بر قول انجام مى‌دهند و گويا شنيده‌اند

[1]. سوره صف، آيه 2 و 3 ..


صفحه 106

كلام مولى را كه: «زيادى فعل بر قول بهترين فضيلت و نقص فعل از قول زشت‌ترين رذيلت است».[1]

اسلام دين عمل است، معمولا در تعريف آن مى‌گوئيم عبارت است از اقرار به زبان و اعتقاد قلبى و عمل به اركان دين مبين، يعنى يك سوم آن را عمل قرار مى‌دهيم در حالى كه در حديثى از امام صادق (عليه السلام) سؤال مى‌شود: افضل اعمال نزد خداوند چيست؟ حضرت مى‌فرمايند كه خداوند چيزى را قبول نمى‌كند مگر با آن، راوى مى‌گويد سؤال كردم آن چيست؟ فرمود: «ايمان به خدائى كه شريك ندارد و غير از او خدائى نيست، سپس سؤال از ايمان مى‌كند كه آيا قول و عمل است يا قول بدون عمل (يعنى ايمان زبانى و عملى است يا اينكه فقط زبانى است)؟

حضرت چنين فرمودند:

«الإيمانُ عَمَلٌ كُلّه و القَولُ بعضٌ ذلِكَ العَمَل ...»:

«ايمان تمامش عمل است و قول نيز بعضى از آن عمل است ...».[2]يعنى ايمان شخص در عمل مشخص مى‌شود و عمل محك بسيار خوبى براى ايمان است، و اگر هم قولى باشد، جزئى از عمل محسوب مى‌شود.

در بحث عمل شش نكته قابل ملاحظه است:

1- نفس عمل، چنانكه روشن شد، دين يعنى عمل، فرمودند: پيروان مكتب ما را از عملشان بشناسيد. معيار شيعه و پيرو بودن، رفتار و كردار است نه لفظ بدون محتوى عمل شعار مؤمن است‌[3]لباسى است كه بر تن خود كرده، عمل يار و همراه فردى است كه به درجه يقين رسيده است،[4]عمل كاملترين جانشين انسان است،[5]بهترين‌

[1]. غرر الحكم على (عليه السلام)؛ ميزان الحكمه، جلد 7، صفحه 18.

[2]. كافى، جلد 2، صفحه 34؛ ميزان الحكمه، جلد 7، صفحه 20.

[3]. غرر الحكم على (عليه السلام)؛ ميزان الحكمه، جلد 7، صفحه 8. (العمل شعار المؤمن- العمل رفيق الموقن- العمل اكمل خلف).

[4]. غرر الحكم على (عليه السلام)؛ ميزان الحكمه، جلد 7، صفحه 8. (العمل شعار المؤمن- العمل رفيق الموقن- العمل اكمل خلف.

[5]. غرر الحكم على (عليه السلام)؛ ميزان الحكمه، جلد 7، صفحه 8. (العمل شعار المؤمن، العمل رفيق الموقن- العمل اكمل خلف) ..


صفحه 107

چيزى است كه مردم بوسيله آن از او ذكر خير مى‌كنند و او را مى‌ستايند، عمل نيك ميوه علم است نه حرف نيك فقط.

آن هم عملى كه با عقل توأم باشد، از وصاياى رسول گرامى (صلى الله عليه وآله) به ابن مسعود است:

«يا ابن مسعود اذا عَمِلتَ عملا فاعْمَل بِعِلم و عَقْل و ايّاك و أنْ تَعْمَل عملا بِغَير تدبير و عِلمٍ فانّه جَلّ جلاله يقول و لا تكونوا كَالتّى نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعد قوّة انْكاثا»:

(اى ابن مسعود زمانى كه عملى انجام دادى، با علم و تعقل انجام ده، و بپرهيز از اين كه عملى بدون تدبير و علم انجام دهى، زيرا خداوند (جل و جلاله) مى‌فرمايد: «مانند زنى نباشيد كه رشته خود را پس از تابيدن محكم وا مى‌تابد»). (كنايه از اينكه كار بى‌فائده مى‌كند و وقت خود را تلف مى‌نمايد، عمل بدون تعقل هم چنين است). بعضى به قدرى در قول و لفظ تأمل مى‌كنند كه گوئى عمل را فراموش كرده‌اند، انسان بعضى را مى‌بيند كه در حمد و سوره نماز بسيار دقت مى‌كند تا مخرج حروف را خوب ادا كند، يا در دعاها و قرآن خواندن دقت مى‌كند تا با اعراب صحيح بخواند تا خوب حرف آشكار شود در حالى كه از مفاهيم دعا كه اعمال ما باشد غافل است.

چه قدر مولى على (عليه السلام) عالى فرموده است:

«انّكُم الى اعراب الاعمال احْوَجْ منكم الى اعراب الاقول»:

«شما به اعراب دادن اعمال محتاج تريد، تا اعراب دادن و آشكار كردن اقوال و الفاظ».[1]

بايد دقت در اعمال كرد كه حروف و الفاظ و اقوال و مفاهيم وسيله‌اى بيش نيست، الفاظ پرمفهوم ادعيه وسيله‌اى براى رساندن معنا به ما بوده، تا طبق آن مشى و

عمل كنيم و آنچه مهم است اين كه نظر به هدف يعنى اعمال كنيم نه وسائل.

[1]. غرر الحكم، ميزان الحكمه، جلد 7، صفحه 8 ..


صفحه 108

به قول بزرگان‌«ما يُنْظَرُ بى الشى‌ءُ فَهُوَ فان فى ذلك الشى‌ء»آن وسيله‌اى كه به واسطه آن چيزى موردنظر قرار مى‌گيرد فانى در آن شى‌ء است، مثلا وقتى صورت خود را در آئينه مى‌بينيم و يا به ساعت نگاه مى‌كنيم ساعت چند است، آئينه و ساعت وسيله‌اى بيش نيست كه نظر به آن مورد توجه اصلى نيست، الفاظ هم آينه معانى است پس نظر به عمل كن نه لفظ.

2- اتقان عمل و محكم كارى آن- از دستوراتى كه به ما داده‌اند و حتى اگر دستورى از طريق شرع هم در اين باره به ما نمى‌رسيد، عقل چنين حكم مى‌كرد، انجام دادن كار به نحو ريشه‌دار و اساسى است، عقل مى‌گويد يا كارى مكن يا اگر كردى بايد اساسى كار انجام دهى، و الّا كار دوباره كردن از عاقل صادر نمى‌شود.

پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) در جريانات مختلف اين مسئله را به مسلمانان گوشزد مى‌فرمود، در جريان دفن «سعد بن معاذ» پيامبر (صلى الله عليه وآله) خود وارد قبر او شده و لحد آن را ساخته و آجرها را چيده و سپس سنگ و گل خواستند و بين آجرها را پر كردند، وقتى فارغ شدند و خاك ريختند و قبر را صاف نمودند، رو به اصحاب كرده فرمودند:

«انّى لَاعلَمُ انّه سَيَبْلى و يَصل اليه البَلاء و لكنّ اللّه يُحِبّ عبداً اذا عمل عَمَلا احْكَمَه»:

«من مى‌دانم كه آن (ميت يا قبر) به زودى پوسيده و فاسد و خراب مى‌شود ولى خداوند دوست دارد وقتى بنده عملى را انجام مى‌دهد، با محكم‌كارى انجام دهد».[1]

از اين جمله مى‌توان استفاده كرد كه شايد بعضى در ذهنشان اين بود كه اين ميت پس از مدّتى مى‌پوسد و يا قبر

در اثر حوادث خراب مى‌شود، چرا پيامبر (صلى الله عليه وآله) اين قدر دقت مى‌كند و وقت صرف مى‌نمايد و پيامبر (صلى الله عليه وآله) آنگونه جواب دادند.

در جريان دفن فرزند خود ابراهيم نيز نقل شده است وقتى قبر را پوشاندند، روزنه‌اى در قبر بود كه حضرت با دست خود آن را صاف كردند و سپس فرمودند:

«اذا عَمِلَ احَدُكُم عَملا فَليُتْقَنْ»:

«زمانى كه عملى را يكى از شما انجام داديد، محكم‌

[1]. وسائل الشيعه، جلد 2، صفحه 884 ..


صفحه 109

و متقن به پايان رسانيد».[1]

در اين دو روايت حجيت احكام و اتقان بود و در روايتى هم از ايشان نقل شده كه فرمودند خداوند تعالى دوست دارد كه عمل كننده وقتى عمل مى‌كند، با بهترين وجه انجام دهد«انَّ اللّهَ تَعالى يُحّبُ من العامِل اذا عَمِلَ ان يُحْسِنْ».[2]

اسلام دين اتقان و محكم‌كارى است و متأسفانه امروزه ما به اين دستور اسلام توجهى نكرده، و ضررهاى آن را هم ديده‌ايم، گويا اجانب و دورافتادگان از مكتب خاندان عصمت و طهارت بهتر به اين دستور عمل كرده‌اند، و ما هر روز شاهد پيشرفت و ترقى و استحكام مصنوعات آنها هستيم، و كار به جائى رسيده كه همه روى به وسائل ساخته شده خارجى‌ها كرده‌ايم و حتى بعضى وقتها خود كارگر ايرانى حاضر نيست وسيله‌اى را كه خود ساخته و توليد كرده مصرف كند، يعنى خود او هم مى‌داند چه كرده است!

باز هم رحمت به اجداد و پدران ما كه هنوز آثار باستانى و بناهاى خشت و گلى آنها پس از صدها سال باقى است، اما

بهترين ساختمان امروزى پس از چند سال نياز به بازسازى دارد.

وقتى با برق كار مى‌كند، سيم برق را لخت و بدون حفاظ رها مى‌كند، وقتى گودالى حفر مى‌كند، بدون علامت‌گذارى و سنگ‌چين كردن، مى‌گذارد و مى‌رود؛ وقتى اتومبيلش در جاده پنچر شد، براى حفظ جان و مال خودش سنگهايى در جاده مى‌چيند اما پس از اتمام كارش، سنگها در وسط جاده مانده و او رفته است! راستى چرا چنين شده‌ايم؟! مگر اسلام به ما دستور محكم‌كارى نداده است؟!

[1]. وسائل الشيعه، جلد 2 صفحه 882. (اين دو حديث را امام صادق (عليه السلام) از رسول گرامى (صلى الله عليه وآله) نقل كرده‌اند) و مرحوم محدث قمى اين دو جريان را در ماده عمل، جلد 2، صفحه 278 سفينة البحار آورده است.

[2]. كنز العمال، خبر 9129 (اين سه خبر را صاحب ميزان الحكمه، در جلد 7، صفحه 29 نيز آورده است) ..


صفحه 110

3- پشتكار در عمل- مداومت و پشتكار در عمل مشكلتر از انجام اصل عمل است و آنچه مهم است، مداومت است وگرنه گاهى انسان بطور اتفاقى عمل نيكى انجام مى‌دهد؛ مثلا شب دچار بى‌خوابى شده مى‌گويد بگذار نماز شب بخوانيم يا تلاوت قرآن كنيم اگر به همين مقدار بسنده كند به جائى نمى‌رسد بايد در عمل نيك پشتكار به خرج داد و اين ارزشمند است كه مولى على (عليه السلام) فرمودند:

«افْضَلُ العمل ادَوَمُه و انْ قَلّ»:

«با فضيلت‌ترين عمل، عملى است كه مداوم باشد گرچه كم باشد».[1]

گاهى انسان كارى را با شوق و گرمى شروع مى‌كند ولى پس از مدتى از آن سرد مى‌شود، در تعليم و تعلم ما بسيار ديديم و فهميديم كه استعداد زياد انسان را به جائى نمى‌رساند، آنچه مى‌رساند مداومت بر عمل است، حتى آنها كه استعداد خوب دارند با پشتكار در عمل به جائى مى‌رسند نه فقط با استعداد!

مداومت بر عمل، گرچه در ابتدا سخت است ولى بسيار در تصميم‌گيريهاى زندگى مؤثر است، زيرا خود پشتكار و مداومت رياضتى براى نفس است و او را در حوادث دهر و كشاكش آن‌

ورزيده مى‌كند، مداومت كن بر عمل گرچه كم باشد، عمل زياد بى‌محتوى كه موجب خستگى و ملالت شود انسان را به جائى جز سرخوردگى از عمل نمى‌كشاند، از روايات استفاده مى‌شود

«قليلٌ تدوم عليه خيرٌ من كثيرٌ مَمْلول منه»[2]

«عمل كم مداوم، بهتر از عمل زيادى است كه موجب ملالت و خستگى و افسردگى شود».

از عائشه و ام سلمه پرسيده شد چه عملى محبوبتر نزد رسول الله (صلى الله عليه وآله) بود گفتند

«ماديم عليه و انْ قَلَّ»:

«عملى كه مداومت بر او شده گرچه كم باشد».[3]

از امام صادق (عليه السلام) نقل شده كه امام سجاد (عليه السلام) بسيار مى‌فرمودند:

«انّى لُاحِبّ‌

[1]. ميزان الحكمه، جلد 7، صفحه 19.

[2]. ترغيب، جلد 4، صفحه 130؛ ميزان الحكمه، جلد 7، صفحه 18.

[3]. ترغيب، جلد 4، صفحه 130؛ ميزان الحكمه، جلد 7، صفحه 7 ..


صفحه 111

انْ اداوم على العَمَلِ و انْ قَلَّ»:

«من دوست دارم مداومت بر عمل كنم گرچه كم باشد».[1]

امام صادق (عليه السلام) از پدرشان نيز نقل مى‌كند كه مى‌فرمود: «دوست دارم مداومت بر عمل را وقتى نفس من عادت دهد مرا، و اگر چيزى از اعمال شب از من فوت شود، روز قضا كرده و اگر روز فوت شود، شب قضا مى‌كنم و محبوبترين اعمال نزد خداوند عملى است كه مداومت بر آن شود».[2]در بعضى روايات هم تأكيد شده كه اگر عملى را شروع كرديد يك سال مداومت بر آن كنيد، زيرا در هر سال يك شب قدر است، مداومت كنيد تا آن شب را درك كنيد.[3]در روايت ديگر مى‌فرمايد: هر پنجشنبه و اول هر ماه اعمال انسان عرضه مى‌شود و اعمال يك سال در نيمه شعبان عرضه مى‌شود.[4]

شما احوال علماء را ببينيد كه در مداومت بر عمل و پشتكار چه مى‌كرده‌اند، و چگونه ترويض نفس مى‌كرده‌اند،

در مورد حاج محمد ابراهيم كلباسى (رحمهم الله) كه از معاصران مرحوم ميرزا قمى و سيد شفتى و از شاگردان بحرالعلوم و صاحب رياض و ... است آورده‌اند، شب قدر را با عبادت ادراك كرد، زيرا مدت يك سال، شب تا صبح عبادت كرد و معلوم است كه شب قدر از شبهاى سال بيرون نيست.[5]

در اجازه‌اى كه مرحوم علامه مجلسى اوّل براى فرزندش ملامحمدباقر صاحب بحارالانوار نوشته او را به قرائت يك جزء قرآن در هر روز و مطالعه و تفكر در نامه اميرالمؤمنين به امام حسن (عليه السلام) كه در نهج‌البلاغه مسطور است، سفارش‌

[1]. كافى، جلد 2، صفحه 82؛ ميزان الحكمه، جلد 7، صفحه 16.

[2]. مستدرك، جلد 1، صفحه 15؛ ميزان الحكمه، جلد 7، صفحه 16.

[3]. كافى، جلد 2، صفحه 82؛ ميزان الحكمه، جلد 7، صفحه 17.

[4]. سفينة البحار، جلد 2، صفحه 279، در بحث عمل (مداومت بر عمل).

[5]. قصص العلماء، صفحه 73؛ سيماى فرزانگان، جلد 3، صفحه 167 ..


صفحه 112

مى‌كند[1](معلوم است تا خود چنين نمى‌كرده، اين چنين سفارش نمى‌نمود).

در شرح حال حاج ملّا هادى سبزوارى است كه هر شب در زمستان و تابستان و بهار و پائيز ثلث آخر شب را بيدار بودند و در تاريكى شب عبادت مى‌نمودند، تا اول طلوع آفتاب.[2]

در شرح حال شيخ انصارى نوشته‌اند، «عباداتى كه شيخ از سن بلوغ تا آخر عمر به آنها ادامه مى‌داد، گذشته از فرائض و نوافل شبانه‌روزى و ادعيه و تعقيبات عبارت بودند از: قرائت يك جزء قرآن و نماز حضرت جعفرطيار و زيارت جامعه و عاشورا در هر روز.[3]

در احوالات امام امت هم نقل شد كه زيارت جامعه در هر شب براى حضرت مولى الموحدين (عليه السلام) را در نجف فراموش نكردند و حتى وقتى هوا مناسب نبود به حرم مشرف شده، پشت‌بام رفته و آن حضرت را زيارت مى‌كردند.

4- اخلاص در عمل- محور قبولى عمل، اخلاص است، مولى على (عليه السلام) فرمودند:«انّك لَنْ يُتَقبّل مِنْ عَمَلِك الّا ما اخْلَصْتَ فيه»«قبول نمى‌شود از عمل تو مگر عملى كه در آن اخلاص داشته باشى».[4]

اگر كسب و كار مى‌كنى، اگر صنعتگرى، اگر به تعليم و تعلم مشغولى نيتت را خالص كن، تا محبوب خالق و خلق شوى، و امور دنيا و آخرت تو رونق يابد، خدائى كه تو را آفريد و روزى داد او هم مى‌تواند قلب مردم را به تو منعطف كند به شرطى كه مخلص باشى!

در روايتى از مولى على (عليه السلام) است كه براى هر عملى درختى است و هر درختى‌

[1]. سيماى فرزانگان، جلد 3، صفحه 167.

[2]. اسرار الحكم، صفحه 20، مقدمه، سيماى فرزانگان، جلد 3، صفحه 164.

[3]. زندگانى و شخصيت شيخ انصارى، صفحه 90؛ سيماى فرزانگان، جلد 3، ص 162.

[4]. غرر الحكم؛ ميزان الحكمه، جلد 7، صفحه 21 ..