به قول بزرگان«ما يُنْظَرُ بى الشىءُ فَهُوَ فان فى ذلك الشىء»آن وسيلهاى كه به واسطه آن چيزى موردنظر قرار مىگيرد فانى در آن شىء است، مثلا وقتى صورت خود را در آئينه مىبينيم و يا به ساعت نگاه مىكنيم ساعت چند است، آئينه و ساعت وسيلهاى بيش نيست كه نظر به آن مورد توجه اصلى نيست، الفاظ هم آينه معانى است پس نظر به عمل كن نه لفظ.
2- اتقان عمل و محكم كارى آن- از دستوراتى كه به ما دادهاند و حتى اگر دستورى از طريق شرع هم در اين باره به ما نمىرسيد، عقل چنين حكم مىكرد، انجام دادن كار به نحو ريشهدار و اساسى است، عقل مىگويد يا كارى مكن يا اگر كردى بايد اساسى كار انجام دهى، و الّا كار دوباره كردن از عاقل صادر نمىشود.
پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) در جريانات مختلف اين مسئله را به مسلمانان گوشزد مىفرمود، در جريان دفن «سعد بن معاذ» پيامبر (صلى الله عليه وآله) خود وارد قبر او شده و لحد آن را ساخته و آجرها را چيده و سپس سنگ و گل خواستند و بين آجرها را پر كردند، وقتى فارغ شدند و خاك ريختند و قبر را صاف نمودند، رو به اصحاب كرده فرمودند:
«انّى لَاعلَمُ انّه سَيَبْلى و يَصل اليه البَلاء و لكنّ اللّه يُحِبّ عبداً اذا عمل عَمَلا احْكَمَه»:
«من مىدانم كه آن (ميت يا قبر) به زودى پوسيده و فاسد و خراب مىشود ولى خداوند دوست دارد وقتى بنده عملى را انجام مىدهد، با محكمكارى انجام دهد».[1]
از اين جمله مىتوان استفاده كرد كه شايد بعضى در ذهنشان اين بود كه اين ميت پس از مدّتى مىپوسد و يا قبر
در اثر حوادث خراب مىشود، چرا پيامبر (صلى الله عليه وآله) اين قدر دقت مىكند و وقت صرف مىنمايد و پيامبر (صلى الله عليه وآله) آنگونه جواب دادند.
در جريان دفن فرزند خود ابراهيم نيز نقل شده است وقتى قبر را پوشاندند، روزنهاى در قبر بود كه حضرت با دست خود آن را صاف كردند و سپس فرمودند:
«اذا عَمِلَ احَدُكُم عَملا فَليُتْقَنْ»:
«زمانى كه عملى را يكى از شما انجام داديد، محكم
[1]. وسائل الشيعه، جلد 2، صفحه 884 ..
و متقن به پايان رسانيد».[1]
در اين دو روايت حجيت احكام و اتقان بود و در روايتى هم از ايشان نقل شده كه فرمودند خداوند تعالى دوست دارد كه عمل كننده وقتى عمل مىكند، با بهترين وجه انجام دهد«انَّ اللّهَ تَعالى يُحّبُ من العامِل اذا عَمِلَ ان يُحْسِنْ».[2]
اسلام دين اتقان و محكمكارى است و متأسفانه امروزه ما به اين دستور اسلام توجهى نكرده، و ضررهاى آن را هم ديدهايم، گويا اجانب و دورافتادگان از مكتب خاندان عصمت و طهارت بهتر به اين دستور عمل كردهاند، و ما هر روز شاهد پيشرفت و ترقى و استحكام مصنوعات آنها هستيم، و كار به جائى رسيده كه همه روى به وسائل ساخته شده خارجىها كردهايم و حتى بعضى وقتها خود كارگر ايرانى حاضر نيست وسيلهاى را كه خود ساخته و توليد كرده مصرف كند، يعنى خود او هم مىداند چه كرده است!
باز هم رحمت به اجداد و پدران ما كه هنوز آثار باستانى و بناهاى خشت و گلى آنها پس از صدها سال باقى است، اما
بهترين ساختمان امروزى پس از چند سال نياز به بازسازى دارد.
وقتى با برق كار مىكند، سيم برق را لخت و بدون حفاظ رها مىكند، وقتى گودالى حفر مىكند، بدون علامتگذارى و سنگچين كردن، مىگذارد و مىرود؛ وقتى اتومبيلش در جاده پنچر شد، براى حفظ جان و مال خودش سنگهايى در جاده مىچيند اما پس از اتمام كارش، سنگها در وسط جاده مانده و او رفته است! راستى چرا چنين شدهايم؟! مگر اسلام به ما دستور محكمكارى نداده است؟!
[1]. وسائل الشيعه، جلد 2 صفحه 882. (اين دو حديث را امام صادق (عليه السلام) از رسول گرامى (صلى الله عليه وآله) نقل كردهاند) و مرحوم محدث قمى اين دو جريان را در ماده عمل، جلد 2، صفحه 278 سفينة البحار آورده است.
[2]. كنز العمال، خبر 9129 (اين سه خبر را صاحب ميزان الحكمه، در جلد 7، صفحه 29 نيز آورده است) ..
3- پشتكار در عمل- مداومت و پشتكار در عمل مشكلتر از انجام اصل عمل است و آنچه مهم است، مداومت است وگرنه گاهى انسان بطور اتفاقى عمل نيكى انجام مىدهد؛ مثلا شب دچار بىخوابى شده مىگويد بگذار نماز شب بخوانيم يا تلاوت قرآن كنيم اگر به همين مقدار بسنده كند به جائى نمىرسد بايد در عمل نيك پشتكار به خرج داد و اين ارزشمند است كه مولى على (عليه السلام) فرمودند:
«افْضَلُ العمل ادَوَمُه و انْ قَلّ»:
«با فضيلتترين عمل، عملى است كه مداوم باشد گرچه كم باشد».[1]
گاهى انسان كارى را با شوق و گرمى شروع مىكند ولى پس از مدتى از آن سرد مىشود، در تعليم و تعلم ما بسيار ديديم و فهميديم كه استعداد زياد انسان را به جائى نمىرساند، آنچه مىرساند مداومت بر عمل است، حتى آنها كه استعداد خوب دارند با پشتكار در عمل به جائى مىرسند نه فقط با استعداد!
مداومت بر عمل، گرچه در ابتدا سخت است ولى بسيار در تصميمگيريهاى زندگى مؤثر است، زيرا خود پشتكار و مداومت رياضتى براى نفس است و او را در حوادث دهر و كشاكش آن
ورزيده مىكند، مداومت كن بر عمل گرچه كم باشد، عمل زياد بىمحتوى كه موجب خستگى و ملالت شود انسان را به جائى جز سرخوردگى از عمل نمىكشاند، از روايات استفاده مىشود
«قليلٌ تدوم عليه خيرٌ من كثيرٌ مَمْلول منه»[2]
«عمل كم مداوم، بهتر از عمل زيادى است كه موجب ملالت و خستگى و افسردگى شود».
از عائشه و ام سلمه پرسيده شد چه عملى محبوبتر نزد رسول الله (صلى الله عليه وآله) بود گفتند
«ماديم عليه و انْ قَلَّ»:
«عملى كه مداومت بر او شده گرچه كم باشد».[3]
از امام صادق (عليه السلام) نقل شده كه امام سجاد (عليه السلام) بسيار مىفرمودند:
«انّى لُاحِبّ
[1]. ميزان الحكمه، جلد 7، صفحه 19.
[2]. ترغيب، جلد 4، صفحه 130؛ ميزان الحكمه، جلد 7، صفحه 18.
[3]. ترغيب، جلد 4، صفحه 130؛ ميزان الحكمه، جلد 7، صفحه 7 ..
انْ اداوم على العَمَلِ و انْ قَلَّ»:
«من دوست دارم مداومت بر عمل كنم گرچه كم باشد».[1]
امام صادق (عليه السلام) از پدرشان نيز نقل مىكند كه مىفرمود: «دوست دارم مداومت بر عمل را وقتى نفس من عادت دهد مرا، و اگر چيزى از اعمال شب از من فوت شود، روز قضا كرده و اگر روز فوت شود، شب قضا مىكنم و محبوبترين اعمال نزد خداوند عملى است كه مداومت بر آن شود».[2]در بعضى روايات هم تأكيد شده كه اگر عملى را شروع كرديد يك سال مداومت بر آن كنيد، زيرا در هر سال يك شب قدر است، مداومت كنيد تا آن شب را درك كنيد.[3]در روايت ديگر مىفرمايد: هر پنجشنبه و اول هر ماه اعمال انسان عرضه مىشود و اعمال يك سال در نيمه شعبان عرضه مىشود.[4]
شما احوال علماء را ببينيد كه در مداومت بر عمل و پشتكار چه مىكردهاند، و چگونه ترويض نفس مىكردهاند،
در مورد حاج محمد ابراهيم كلباسى (رحمهم الله) كه از معاصران مرحوم ميرزا قمى و سيد شفتى و از شاگردان بحرالعلوم و صاحب رياض و ... است آوردهاند، شب قدر را با عبادت ادراك كرد، زيرا مدت يك سال، شب تا صبح عبادت كرد و معلوم است كه شب قدر از شبهاى سال بيرون نيست.[5]
در اجازهاى كه مرحوم علامه مجلسى اوّل براى فرزندش ملامحمدباقر صاحب بحارالانوار نوشته او را به قرائت يك جزء قرآن در هر روز و مطالعه و تفكر در نامه اميرالمؤمنين به امام حسن (عليه السلام) كه در نهجالبلاغه مسطور است، سفارش
[1]. كافى، جلد 2، صفحه 82؛ ميزان الحكمه، جلد 7، صفحه 16.
[2]. مستدرك، جلد 1، صفحه 15؛ ميزان الحكمه، جلد 7، صفحه 16.
[3]. كافى، جلد 2، صفحه 82؛ ميزان الحكمه، جلد 7، صفحه 17.
[4]. سفينة البحار، جلد 2، صفحه 279، در بحث عمل (مداومت بر عمل).
[5]. قصص العلماء، صفحه 73؛ سيماى فرزانگان، جلد 3، صفحه 167 ..
مىكند[1](معلوم است تا خود چنين نمىكرده، اين چنين سفارش نمىنمود).
در شرح حال حاج ملّا هادى سبزوارى است كه هر شب در زمستان و تابستان و بهار و پائيز ثلث آخر شب را بيدار بودند و در تاريكى شب عبادت مىنمودند، تا اول طلوع آفتاب.[2]
در شرح حال شيخ انصارى نوشتهاند، «عباداتى كه شيخ از سن بلوغ تا آخر عمر به آنها ادامه مىداد، گذشته از فرائض و نوافل شبانهروزى و ادعيه و تعقيبات عبارت بودند از: قرائت يك جزء قرآن و نماز حضرت جعفرطيار و زيارت جامعه و عاشورا در هر روز.[3]
در احوالات امام امت هم نقل شد كه زيارت جامعه در هر شب براى حضرت مولى الموحدين (عليه السلام) را در نجف فراموش نكردند و حتى وقتى هوا مناسب نبود به حرم مشرف شده، پشتبام رفته و آن حضرت را زيارت مىكردند.
4- اخلاص در عمل- محور قبولى عمل، اخلاص است، مولى على (عليه السلام) فرمودند:«انّك لَنْ يُتَقبّل مِنْ عَمَلِك الّا ما اخْلَصْتَ فيه»«قبول نمىشود از عمل تو مگر عملى كه در آن اخلاص داشته باشى».[4]
اگر كسب و كار مىكنى، اگر صنعتگرى، اگر به تعليم و تعلم مشغولى نيتت را خالص كن، تا محبوب خالق و خلق شوى، و امور دنيا و آخرت تو رونق يابد، خدائى كه تو را آفريد و روزى داد او هم مىتواند قلب مردم را به تو منعطف كند به شرطى كه مخلص باشى!
در روايتى از مولى على (عليه السلام) است كه براى هر عملى درختى است و هر درختى
[1]. سيماى فرزانگان، جلد 3، صفحه 167.
[2]. اسرار الحكم، صفحه 20، مقدمه، سيماى فرزانگان، جلد 3، صفحه 164.
[3]. زندگانى و شخصيت شيخ انصارى، صفحه 90؛ سيماى فرزانگان، جلد 3، ص 162.
[4]. غرر الحكم؛ ميزان الحكمه، جلد 7، صفحه 21 ..
نياز به آب دارد و آبها مختلف است، درختى كه از آب پاك مشروب شود، آن نيك و ميوه آن شيرين است، و درختى كه برعكس از آب و مواد كثيف و مضرّ تغذيه كرد، درختى پليد و ميوه آن تلخ است.[1]
عملى كه از اخلاص تغذيه شد، مانند درختى مستحكم و طيب، ميوه شيرينِ بهشت مىدهد، و عملى كه از ريا و سمعه و خودنمائى تغذيه كرد، مانند درختى پليد مىگردد كه ميوهاى تلخ چون زقوّم جهنمى به همراه دارد.
خداوند به عمل نظر مىكند، او عمل صالح را دوست دارد، گرچه از انسانى شقىّ صادر شود، گاه خدا فاعل عمل را دوست ندارد، ولى نفس عمل را دوست دارد، و گاهى فاعل را فى نفسه دوست دارد، ولى عملش را دوست ندارد، زيرا آن عمل را با شرائط مورد قبول چون اخلاص، انجام نداده است، و اين مضمون روايات است.[2]
پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله)، در سرزمين منا، در حجة الوداع، در مسجد خيف، خطبهاى ايراد كردند و در ضمن خطبه فرمودند:«نَصَرَ اللّه عبداً سَمِعَ مَقالتى فَرَعاها ثُمَّ بَلّغها الى مَنْ لَمْ يَسْمَعْها فَرُبّ حامل فِقْه غَيْر فَقيه و ربَّ حامِلِ فِقه الى مَنْ هُوَ افْقَه منه ثلاثٌ لا يَغلّ عليهن قلبُ امرء مُسْلم، اخلاصُ العَملِ للّه و النَصيحَةُ لائِمةِ المُسْلِمين و اللزّوم لِجماعَتهم».
«خداوند كمك و يارى نمايد كسى را كه سخن مرا شنيد و آن را حفظ كرد و به كسانى كه نشنيدند رساند، چه بسيار دارند فقه كه خود غيرفقيه است و چه بسيار دارنده فقهى كه فقه را به فقيهتر از خود مىرساند، سه چيز است كه قلب مسلمان در آنها كينهتوزى را روا نمىدارد: 1- اخلاص در كارها براى خدا 2- نصيحت پيشوايان و
[1]. نهجالبلاغه، خطبه 154؛ ميزان الحكمه، جلد 7، صفحه 15.
[2]. رجوع شود به نهجالبلاغه خطبه 154 و كافى، جلد 1، صفحه 152 به نقل از ميزان الحكمه، جلد 7، صفحه 25 ..
رهبران مسلمين 3- ملزم شدن به اجتماع مسلمانان يعنى همكارى با مسلمانان.[1]
پيامبر (صلى الله عليه وآله) در اين جملات اخلاص را مقدم بر دو چيز ديگر كردهاند، و تأكيد هم فرمودهاند كه به كسانى كه حضور ندارند، اين جملات را برسانيد، گويا اين جملات از قوانين عمومى اسلام است.
5- حفظ عمل از حبط و نابودى: عمل سرمايه است و حفظ سرمايه لازم است، حفظ عمل از نابودى، بسيار دشوارتر از انجام نفس عمل است، ابقاء و باقى گذاردن عمل بر همان نحو خالصى كه تحقق پيدا كرده، مشكل است. شيطان دائماً؛ وسوسه مىكند كه آن عمل را به رخ مردم بكش.
در روايتى از امام باقر (عليه السلام) چنين آمده است:
«الِابقاءُ على العمل اشَدّ مِنَ العمل»
راوى سؤال مىكند، ابقاء بر عمل چيست؟ حضرت فرمودند:
«يَصِلُ الرجل بِصِلة و يُنفِق نَفَقَةٌ للّه وحده لا شريك لَه فكُتِبَتْ له سِرّاً ثُمَّ يذكُرُها
فَتُمحى فَكُتِبَت لَه علانيةٌ ثُمّ يذكُرُها فَتُمحى و تُكتَبُ له رياءٌ»:
«انسان گاهى صله رحم و انفاق مىكند براى خداوند كه شريكى ندارد پس نوشته مىشود آن عمل براى او بصورت مخفى، سپس عمل خود را به رخ مردم مىكشد پس محو شده و به صورت عمل آشكار نوشته مىشود بار ديگر نزد مردم بازگو مىكند، پس محو شده و عملى ريائى براى او ثبت مىشود».[2]
انسان عملى را كه براى خدا و مخفيانه انجام داده نبايد براى مردم ذكر كند و آن را به رخ مردم كشد، ذكر آن عمل منافات با ابقاء و باقى گذاردن عمل بر حال اول است و موجب نابودى و حبط عمل مىشود.
[1]. اين خطبه را عدهاى از بزرگان در كتابهاى خود نقل كردهاند، از جمله على بن ابراهيم قمى (رحمهم الله) در تفسير خود مرحوم طبرسى در احتجاج، صفحه 76 شيخ صدوق در امالى مجلسى در بحار الانوار در احوال امام صادق (عليه السلام) و نورى در مستدرك، جلد 2، صفحه 250 و ابن عساكر، جلد 7، صفحه 288.
[2]. سفينة البحار، جلد 2، صفحه 279 ..
قرآن نيز مىفرمايد:لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْاذَى: «صدقات خود را با منت و آزار دادن طرف مقابل باطل نكنيد».[1]
عجب، خودپسندى، ريا، سمعه و تظاهر بعد از عمل، موجب نابودى اعمال و سرمايه انسان است، سرمايهاى كه در عوض گوهر گرانبهاى عمر دريافت كرده است، انسانى كه در خسران و زيان است تا عملى را كسب كند (إِنَّ الْانسَانَ لَفِى خُسْر[2]
مواظب باش مصداق قول پيامبر (صلى الله عليه وآله) نشويم كه فرمودند: «با ذكر گفتن(الله اكبر- لا اله الا اللّه- سبحان الله)درختى براى شما در بهشت غرس مىشود»، آن صحابى گفت: پس در اين صورت بسيار درخت در بهشت داريم، حضرت فرمودند: «به شرطى كه آتش نفرستى و آنها را نسوزانى، اين آتش فرستادن معاصى ما است كه موجب نابودى اعمال است».
اى عزيز تا اين گناهان به حدّ شرك نرسيده قابل بخشش و مغفرت است، اگر تا حال هم چنين بودهايم بيا توبه كنيم كه خداوند توبهپذير و مهربان است. عملى كه نجات دهنده انسان است، عملى كه به مرز حبط و نابودى نرسيده باشد، عمل چه نيك باشد چه بد، همسفر ما تا آخرت است.
در روايت از رسول گرامى (صلى الله عليه وآله) است كه: براى هر يك از شما سه دوست است: يكى آن كه وقتى از آن چيزى طلب كنى به تو مىدهد و آن مال و ثروت تو است، و ديگرى دوستى است كه تا نزديك قبر همراه تو است و چيزى به شما اعطاء نمىكند، و ديگر به دنبال شما نمىآيد و آن نزديكانت هستند (مثل زن و فرزند و اقوام) و سومى دوستى است كه گويد به خدا قسم من با تو هستم هر جا بروى و از
[1]. سوره بقره، آيه 264.
[2]. سوره عصر، آيه 2 ..