اسرار آفرينش، آيات خداوند است و علم به آنها نياز به صبر دارد، آن هم صبر بسيار، زيرا ( «صبّار» صيغه مبالغه است) كشف آثار هستى و عبرت گرفتن از آنها نياز به صبر دارد. يكى از دانشمندان خارجى 20 سال زحمت مىكشد، تا كتاب مورچگان بنويسد كه يك عالم توحيد است.
درباره نيوتن گفتهاند وقتى سيب از درخت به زمين افتاد، تا وقتى كه علم به نيروى جاذبه زمين پيدا كرد، مدت 5 سال طول كشيد، يعنى درباره همين حادثه ساده 5 سال با صبر و حوصله مطالعه كرد!
براى يادگيرى صبر و استقامت، شرح حال علماء بايد مطالعه شود، چه علماى مذهبى و چه غيرمذهبى، هر كس به جائى رسيد چه در مسير توحيد و چه در غير اين مسير، بدون صبر نرسيد، اميدوارم خداوند ما را در علم آموزى در مسير خود صبّار و شكور قرار دهد.[1]
الهى در ذيل اين فراز(و صبراً فى شدة)چنين گويد:
هم آنان را ز تسليم و توكّل
به هر سختى بود صبر و تحمّل
چه سختى ها كه گيتى در پى انگيخت
چو نيروى صبورى ديد بگريخت
بيابان جهان پرخار و خاشاك
صبورى بر مثال رخش چالاك
چو رخش صبر باشد نرم رفتار
گذارد پا به نرمى بر سر خار
جهان صحرا و سختيها سبك باد
صبورى همچو كوه سخت بنياد
شكيبائى گزين چون پارسا مرد
صبورى كن چو پيش آيد غم و درد
شكيبائى ظفر بخشد سرانجام
نيابد بى صبورى هيچ كس كام
چو سختى روى آرد مرد هوشيار
به پاى صبر بشتابد پى كار
به جانش صبر او آرام بخشد
فلاحش دست گيرد كام بخشد
نگردد تنگدل در هيچ سختى
بر آرد شاخ صبرش نيك بختى
[1]. درباره صبر مىتوانيد به كتاب لئالى الاخبار، جلد 1، صفحه 253 به بعد مراجعه كنيد ..
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
52- پرهيزگاران طالب حلالند
«وطَلَباً فى حَلال»
ترجمه:و (مىبينى براى هر يك از متقيان) طلب كردن مال حلال را.
شرح:از اوصاف ديگر آنها اين است كه هرگز به دنبال مال از طريق حرام نيستند، حتى اگر هديهاى براى آنها آورده شود، تا نفهمند از چه مالى است از آن استفاده نمىكنند.
از اين فراز به دست مىآيد، پرهيزگاران اولا در طلب روزى هستند، و انسانهاى تنبل و تنپرور و سربار جامعه نيستند و ثانياً تلاشگرند ولى در مسير حلال، طلب روزى مىكنند ولى روزى حلال و طيب.
اساساً خداوند متعال نيز به جز روزى حلال را براى بندگان خود تجويز نكرده است، گرچه همه چيز از او است ولى حق استفاده را فقط در امور طيب و حلال و پاكيزه داده است.
در آيات مختلفى به خوردن اشياء طيب امر شده است:
1-كُلُوا من الطيبات و اعملوا صالحاً«بخوريد از پاكيزهها، و عمل صالح و
نيك انجام دهيد»[1]اين آيه نشان مىدهد كه اجازه دادن خداوند به حق استفاده از طيبات منوط به انجام عمل صالح است. اگر از نعمتهاى پاكيزه
خداوند بخورى و سر به طغيان بردارى، تخلف از دستور ولى نعمت خود كردهاى و امر تو بدست او است تا با تو چه كند!
2-كُلُوا مِمَّا فِى الْارْضِ حَلَالا طَيِّباً: «بخوريد حلال و طيب از آنچه در زمين است».[2]
3-يَسْأَلُونَكَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُم الطَّيِّبَاتُ: « (اى پيامبر) از تو سؤال مىكنند چه چيزى براى آنها حلال است، بگو حلال است براى شما طيبات و پاكيزهها».[3]
آنچه انسان با آن ارتزاق مىكند، از بزرگترين عوامل مؤثر در جسم و روان و نسل آدمى است، روحيات انسان متأثر از غذائى است كه مىخورد، بدن آدمى ساخته شده از چيزى است كه تناول مىكند.
در حالات مرحوم محمدباقر مجلسى هم نقل شده كه در وقتى كه مادرش بر او باردار بود، مرحوم مجلسى اول (محمدتقى) پدر او گفته بود، هر چه من در خانه مىآورم بايد بخورى، نه چيز ديگرى، زيرا نمىخواهم غذاى مشتبهى بخورى، چون بر بچه مؤثر است، مرحوم مجلسى متول شده، و بزرگ مىشود، تا نوجوانى مىشود، روزى برحسب بازى و شيطنت بچهگانه چيزى شبيه ميخ بزرگ يا جوالدوزى كه به دست داشته در مشك يكى از آبكشها فرو مىكند، و پا به فرار مىگذارد، خبر به پدر وى مىرسد و پس از اين كه خسارت را مىپردازد، به مادر وى مىگويد از تو سؤالى مىكنم بايد جواب صحيح بدهى مگر نگفتى از غير از آنچه من
[1]. سوره مؤمنون، آيه 15.
[2]. سوره بقره، آيه 168.
[3]. سوره مائده، آيه 4 ..
مىآورم نخورى، گفت چنين نكردم، گفت خير اگر چنين كرده بودى، اين اتفاق نمىافتاد
خوب فكر كن چه خوردهاى كه روى اين بچه اثر گذاشته، و امروز چنين كرده است، پس از مدتى فكر، گفت يادم افتاد روزى در حياط خانه خياطى مىكردم انارى از درخت همسايه به خانه ما افتاد و من با سوزن به درون آن فرو كرده و مقدار آبى از آن خورده بودم و چون به ياد حرف شما افتادم بقيه را نخوردم، مرحوم مجلسى گفت معما روشن شد، سوزن جوالدوز، و انار مشك شد!
از رسول گرامى (صلى الله عليه و آله) نقل شده:
«العبادة سبعون جزءً و افْضَلُها جُزءً طَلَبُ الحَلال»:
«عبادت هفتاد جز دارد و افضل آنها طلب روزى حلال است».[1]يعنى به دنبال روزى حلال رفتن از بزرگترين عبادات است.
و روى همين اصل در حديثى ديگر از پيامبر (صلى الله عليه و آله) رسيده:
«العِبادَةُ مَعَ اكل الحَرامِ كالبَناء عَلَى الرَّمل»:
«عبادت با خوردن حرام مثل بنا ساختن بر زمين رملى و شنى است كه به هيچ وجه استقامت ندارد و ساختن ساختمان بر آن كارى عبث و بىفائده است».
در روايت قدسى آمده كه «اى احمد (مراد پيامبر (صلى الله عليه وآله) است) عبادت ده جزء است، نه جزء آن در طلب حلال است، پس اگر غذا خوردن و آشاميدن خود را طيب و پاكيزه كردى، در حفظ و حمايت من هستى».[2]
بزنطى راوى معروف و صحابى حضرت رضا (عليه السلام) مىگويد: به حضرت رضا (عليه السلام) گفتم: «فدايت شوم از خداوند عزوجل بخواه، حلال روزى من گرداند، حضرت فرمودند: آيا مىدانى حلال چيست؟ گفتم آنچه در نزد ما كسب پاكيزه و طيب باشد، حلال است، حضرت فرمودند: بسيار على بن الحسين زين
العابدين (عليه السلام) مىفرمود: حلال رزق و قوت برگزيدگان است«الحلال قُوتُ المُطْطَفَين»سپس فرمودند: از خدا
[1]. سفينة البحار، جلد 1، ماده «حلل».
[2]. سفينة البحار، جلد 1، ماده «حلل» ..
چنين بخواه«اسئلك من رزقك الواسع»:«از رزق و روزى واسع تو درخواست و طلب مىكنم».[1]
در روايت است كه وقتى پيامبر (صلى الله عليه و آله) از مردى خوشش مىآمد از او سؤال مىكردند، شغل و حرفه تو چيست؟ اگر مىگفت شغلى ندارم، مىفرمود«سقط من عينى»:«از چشم من افتاد».[2]
اين روايات اهتمام پيامبر (صلى الله عليه و آله) را به كسب و كار از طريق حلال روشن مىكند و اين كه حاضر نبودند، حتى لحظهاى يك فرد انگل و سربار جامعه باشد.
در حديثى از پبامبر (صلى الله عليه و آله) آمده
«مَنْ اكتسب مالا مِنْ غير حِلّه كانَ زادهَ الى النار»:
«كسى كه كسب مال از طريق غير حلال كند، آن مال زاد و توشه او بسوى آتش جهنم است».[3]يعنى در مسير قيامت مال حلال زاد و توشه افراد بهشتى است، و مال حرام زاد و توشه افراد جهنمى و هر دسته از اينها با اين غذاى سفر، به مقصد خود بهشت و جهنم مىرسند.
در حديثى ديگر از آن بزرگوار آمده
«مَنْ اكَلَ الحَلالَ ارْبَعينَ يوماً نَوّر اللّه قَلْبَه»:
«كسى كه چهل روز غذاى حلال بخورد، خداوند قلب او را نورانى كند».[4]
اين روايت ناظر به همان اثرى است كه گفتيم لقمه حلال بر روان و روح و قلب آدمى دارد، لقمه حلال تا چهل روز نورانيت در قلب ايجاد مىكند، و در مقابل لقمه حرام تاريكى و گرفتگى و افسردگى دل را به همراه دارد.
استاد مىفرمودند در مسجد الحرام جوانى دامن مرا گرفت و گفت نمىدانم، چرا حال دعا در اين مكان پر عظمت كه همه حال دعا و انابة دارند من ندارم، گفتم:
[1]. سفينة البحار، جلد 1، ماده «حلل».
[2]. سفينة البحار، جلد 1، ماده «حلل».
[3]. سفينة البحار، جلد 1، ماده «حلل».
[4]. سفينة البحار، جلد 1، ماده «حلل» ..
سفر اول اگر كسى بيايد، بايد از خود بى خود شود، از گناهانت استغفار كن، شايد مال حرام خوردهاى، وگرنه كانون نورى كه هر فاقد نور را نورانى مىكند، چرا بايد قلب تو را نورانى نكند، جائى كه مركز نور است، چرا نور قلب را نبايد زياد كند.
درست است كه در روايات داريم:
«كل شىء حلال حتى تعرف انه حرام»:
تا علم به حرمت ندارد هر چيزى حلال است ولى اين از نظر حرمت تكليفى است، يعنى تا ندانى حرام نيست بخورى ولى اثر وضعى خود را دارد، چنانكه اگر ندانى شيشهاى شراب است و بخورى فعل حرام انجام ندادهاى، ولى آيا مست نمىشوى!؟ مال حرام هم اگر علم نداشته باشد، به حرمت آن، ولى آن تاريكى را براى قلب خواهد آورد.
و نيز از همان حضرت است كه براى خداوند فرشتهاى است كه بر بام بيت المقدس ندا مىدهد در هر شب«مَنْ اكل حَراماً لَمْ يقبل اللّه منه صَرفا و لا عدلا و الصَّرفُ النّافلة و العَدلُ الفريضة»:«كسى كه حرام خورد خداوند صرف و عدل او را قبول نكند، و صرف نوافل و مستحبات و عدل فرائض و واجبات است».[1]
مولى على (عليه السلام) نيز فرمودند: «اى كميل زبان از قلب ظهور مىكند (يعنى هر چه در قلب است به زبان مىآيد و هر چه زبان مىگويد چيزى است كه از دل تراوش كرده است) و قلب از غذا پابرجا است، پس نظر كن، در آنچه قلب و جسم تو از آن تغذّى مىكند. اگر حلال نباشد خداوند تسبيح و شكر تو را قبول نمىكند.
اين بزرگوارانى كه اينگونه توصيه مىكنند خود از عاملان به اين دستورات الهى بودهاند، و جا دارد پرهيزگاران به آنها اقتدا كنند.
در احوالات پيامبر (صلى الله عليه و آله) آمده كه «امّ عبدالله خواهر شدّاد بن أوس قدح شيرى براى افطارى پيامبر (صلى الله عليه و آله) فرستاد، حضرت توسط شخصى براى او برگردانده، فرمودند:
اين شير كجا بوده گفت: از گوسفند است بار ديگر پيامبر (صلى الله عليه و آله) برگرداندند، و فرمودند
[1]. سفينة البحار، جلد 1، ماده «حلل» ..
گوسفند از كجا بوده، گفت از مالم خريدم، پس آن حضرت نوشيدند، فرداى آن روز امّ عبدالله نزد پيامبر (صلى الله عليه و آله) آمد و گفت يا رسول الله من براى شما شير مىفرستم و شما برمىگردانيد؟!
پيامبر (صلى الله عليه و آله) به او فرمود: انبياء و رسولان قبل از من اين گونه مأمور بودند كه چيزى نخورند مگر طيب باشد، و عملى نيز جز عمل صالح انجام ندهند».[1]
شايد از آيات و رواياتى كه پس از خوردن مال حلال و طيب، سخن از عمل صالح مىگويد بتوان استفاده كرد كه خوردن مال حلال خود مؤثر در انجام عمل صالح و ازدياد آن است.
در مورد اوصياء اين نبىّ مكرّم (صلى الله عليه و آله) نيز چنين بوده است. در مورد امام صادق (عليه السلام) نقل شده كه روزى «مصادف» غلام خود را خواستند و به او هزار دينار دادند، و فرمودند آماده سفر به مصر شو، زيرا خانواده ما زياد شدهاند (گويا حضرت براى روزى خانواده خود در مضيقه بودند و دست به تجارت زدند) «مصادف» جنسى خريد و با تجار
به طرف مصر رفت. وقتى نزديك مصر شد، قافلهاى در خارج مصر به آنها رسيد، از آنها پرسيدند اوضاع تجارت چگونه است؟ و گفتند ما اين متاع را كه متاعى عمومى و مورد نياز همگان است داريم. افراد آن قافله گفتند، در مصر از اين متاع نيست، پس قسم خوردند، و عهد كردند كه متاع خود را نفروشند مگر به دو برابر قيمتى كه خود خريدهاند (يعنى شىء يك دنيارى را به دو دينار بفروشند). وقتى متاع را فروخته و پولها را گرفته، به مدينه بازگشتند، «مصادف» غلام حضرت وارد بر امام صادق (عليه السلام) شد در حالى كه دو كيسه كه در هر يك هزار دينار بود داشت، گفت: فدايت شوم اين سرمايه و اين هم رنج است، حضرت فرمودند: اين سود زيادى است، چگونه با متاع عمل كرديد!؟ جريان را «مصادف» گفت و اين كه چگونه قسم خوردند، حضرت فرمود: سبحان الله، قسم بر عليه مسلمانان مىخوريد كه به
[1]. تفسير درّ المنثور، جلد 5، صفحه 10- ميزان الحكمه، جلد 2، صفحه 509- 508 ..