نه چيزهاى نرم كه با تمام دهان خورده مىشود و دنيا را به گوشه چشم نمىنگريست (مثل آدمهائى كه حسرت آن دارند و دل به آن بستهاند)، از جهت بدن لاغرتر و از جهت شكم گرسنهترين اهل دنيا بود، دنيا به او پيشنهاد شد (خداوند نيز بوسيله جبرئيل اختيار كردن دنيا را به او پيشنهاد فرمود)[1]از قبول آن امتناع نمود ... او بر روى زمين (بى آنكه سفره اندازد)[2]غذا مىخورد و مانند نشستن بنده مىنشست (دو زانو مىنشست و پا روى پا نمىانداخت)[3]به دست خود پارگى كفشش را دوخته و جامهاش را وصله مىكرد و بر خر برهنه سوار مىشد و پشت سر خويش ديگرى را سوار مىكرد ...)
مرحوم خوئى در شرح كلمات فوق در مورد حضرت موسى (عليه السلام) مىگويد: از شهر فرعون كه به حال ترس خارج شد، بدون مركب و توشه بود، گاه زمين مىخورد و گاه بلند مىشد، تا اين كه به زمين «مدين» رسيد و فاصله شهر فرعون و (مدين)
سه روز و به قولى هشت روز بوده، با پاى برهنه خارج شد ... و در مدت سفرش به جز گياه صحرا و روئيدنيهاى زمين نخورد.
مرحوم خوئى در مورد حضرت عيسى (عليه السلام) مىگويد: در عدة الداعى از امام صادق (عليه السلام) نقل كرده كه فرمودند: در انجيل است كه عيسى (عليه السلام) گفت خدايا در صبح گرده نانى از جو و در عصر نيز گرده نانى از جو روزيم گردان، و بيشتر از اين به من مده كه طغيان مىكنم.
سپس در مورد ابراهيم خليل اللّه گويد: لباسش پشمين و غذايش از جو بود (مثل نان جو) و حضرت يحيى بن زكريا (عليه السلام) لباسش از ليف خرما و غذايش برگ درخت بود، سليمان (عليه السلام) نيز غذايش را از طريق زنبيلبافى با ليف خرما مانند پدرش به دست
[1]. ترجمه و شرح نهج البلاغه فيض الاسلام.
[2]. همان مدرك.
[3]. همان مدرك ..
مىآورد.
مقدار كمخوراكى
مقدار آن را نبى اكرم (صلى الله عليه و آله) و پزشك عالم بشريت معين كرده است، در عدة الداعى مىگويد: از آن حضرت روايت شده كه فرمودند: فرزند آدم در غذا خوردن حساب مىكند چند لقمه بخورد كه توانائى او حفظ شود و اگر بخواهد بخورد معده را سه قسمت مىكند، يك سوم براى غذا، يك سوم براى نوشيدنى، و يك سوم براى تنفس.
«قرطبى» مىگويد: اگر «بقراط» آن حكيم بزرگ اين قسمت از سخن پيامبر (صلى الله عليه و آله) را مىشنيد، از حكمت آن حضرت تعجب مىكرد.
بعضى مراتب خوردن را به هفت رساندهاند: 1- مقدارى كه بتواند شخص زندگى كند. 2- مقدارى زياد كند كه بتواند روزه بگيرد و نماز ايستاده خواند (و فعاليت واجب زندگى را انجام دهد) و اين دو مرتبه از واجبات خوردن است. 3-
مقدارى زياد كند كه بتواند مستحبات و نوافل را به جاى آورد. 4- مقدارى زياد كند كه قدرت بر كسب براى گسترش زندگى پيدا كند، و اين دو مرتبه مستحب است. 5- به مقدار ثلث معده غذا خورد كه اين جائز است و همان است كه نبىاكرم (صلى الله عليه و آله) فرمودند. 6- مقدار زيادترى خورد به طورى كه بدن سنگين شود و خواب زياد گردد و اين مكروه است. 7- به اندازهاى زياد خوردن كه ضرر داشته باشد و اين شكمپرستى و پرخورى است كه از آن نهى شده است و اين حرام است (مرحوم خوئى در شرح خود مىگويند ممكن است مرتبه اول را در دوم و سوم را در چهارم ادغام نمود).[1]
[1]. شرح نهج البلاغه خوئى، جلد 9، ذيل خطبه 159، صفحه 400- 399 ..
فوائد كمخورى و مضرات پرخورى
1- كمخورى موجب سلامتى و اعتدال جسمى و روحى مىشود- چنانكه در ذيل همين فراز از خطبه توضيح داديم تمام پزشكان بر اين باورند كه: از عوامل مؤثر و مهم در سلامتى جسم كمخوراكى است و عامل بسيارى از سكتهها و مرگهاى زودرس پرخورى است، روانشناسان و روانپزشكان نيز يكى از عوامل به هم خوردگى اعتدال روحى و اضطرابات و كسالتها را پرخورى مىدانند.
مولى على (عليه السلام) مىفرمايند
«قَلّةُ الغذاءِ كَرَمُ النّفس و أدْوَم للصّحة»:
«كمخورى موجب كرامت نفس و دوام سلامتى است».[1]
در جاى ديگر مىفرمايند: كسى كه غذايش زياد شد، سلامتى او كم مىشود و سختى و ناراحتى بر نفس او زياد مىگردد.[2]
در جاى ديگر مىفرمايند
«من قَلّ طعامُه قَلّ الامُه»:
«كسى كه غذايش كم شد دردهايش كم مىشود».[3]
مرحوم خوئى در جلد 9 شرح نهج البلاغه، خطبه 159، به ده چيز كه فوائد گرسنگى و كمخورى است از احياء العلوم غزالى اشاره مىكند در فائده نهم درباره صحت بدن و سلامت مىگويد: سبب بيمارى زيادهخورى و زياد شدن أخلاط در معده و عروق است.
نقل شده كه سقراط حكيم كمخوراك بود و وقتى در اين باره از او سؤال شد جواب داد:«إنّ الأَكْلَ لَلْحَياةِ وَ لَيْسَ الحَياةُ لِلأكْل»:«خوردن براى زنده ماندن است نه زنده ماندن براى خوردن» (به تعبير ديگر مىخوريم تا زندگى كنيم نه زندگى مىكنيم
[1]. غرر الحكم.
[2]. مستدرك، جلد 3، صفحه 81.
[3]. غرر الحكم ..
تا بخوريم).
محدث جزائرى در «زهر الربيع» گويد: در حديثى آمده كه حكيمى نصرانى وارد بر امام صادق (عليه السلام) شد و گفت: آيا در كتاب پروردگار شما (قرآن) و در سنت پيامبر (روايات) شما چيزى از طبّ و پزشكى هست؟ فرمودند: آيا در كتاب پروردگار ما نيست:«كُلُوا و اشْرَبُوا و لا تسرفوا»:«بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد»، و آيا در سنت پيامبر ما نيست:«ألِاسْرافُ فِى الاكْلِ رَأسُ كُلِّ داء وَ الحِميةَ منه رَأْس كُلِّ دَواء»:«اسراف در خوردن سرآمد هر مرض و پرهيز از خوردن سرآمد هر دوائى است»، مرد نصرانى بلند شد و گفت: به خدا قسم كتاب پروردگار شما و سنّت پيامبر شما، از طبّ جالينوس چيزى را جا نگذاشته (يعنى تمام دستورات جالينوس در همان دو جمله خلاصه شده است).
مرحوم محدث جزائرى گويد: از امام صادق (عليه السلام) روايت شد كه اگر از اهل قبور سؤال شود، سبب مرگ شما چه بود؟ اكثر آنها مىگويند:«تُخَمِة»(سنگينى ناشى از خوردن).[1]
يكى از دانشمندان مىگفت: روزى سنگ قبرها را خواندم، ديدم اكثر آنها در ماه شوال فوت كردهاند مىدانيد چرا؟ زيرا بعد از ماه رمضان بدون رويه پرخورى كردهاند و اين واقعيتى است گرچه او به شوخى مىگفت.
2- كمخورى مايه بيدارى و استفاده از فرصتها است- بسيار تجربه شده كه غالب خوابها ناشى از پرخورى است، چه بسيار فعاليتها و مطالعهها و كسب و كارها و استفاده از فرصتها كه با خواب بعد از پرخورى از بين مىرود، چه بسيار عبادتها خصوصاً نماز شبها كه با پرخورى سر شب از دست مىرود.
بزرگان مىگويند: كسى كه سير خورد، آب زياد مىآشامد و آشاميدن آب زياد موجب كثرت خواب مىشود و در كثرت خواب تلف شدن عمر است كه نفيسترين
[1]. شرح نهج البلاغه خوئى، جلد 9، صفحه 399 ..
جواهر و سرمايه انسان است كه با آن تجارت كرده و براى آخرتش توشه برمىگيرد.
حضرت مسيح (عليه السلام) مىفرمايد: اى بنىاسرائيل غذا را زياد نكنيد، زيرا كسى كه غذايش را زياد كرد، خوابش نيز زياد مىگردد.[1]
3- كمخورى موجب صفاى روح و نشاط روان است- رسول گرامى (صلى الله عليه و آله) مىفرمايند:
«مَنْ قَلّ طَعْمَه صَحّ بَطْنُه وَ صَفا قَلْبُه و مَن كَثُرَ طَعْمُه سَقُمَ بَطْنُه وَ قَسا قَلْبُه»:
«كسى كه غذايش كم شد، شكمش سالم و قلبش باصفا مىگردد و كسى كه غذايش زياد شد، شكمش مريض و قلبش قسى مىگردد».[2]
كم خوراكى از چيزهائى است كه اگر خداوند به بندهاى محبت ورزد به او عنايت كند، مولى مىفرمايند:
«اذا ارادَ اللّه سُبحانه صَلاحُ عَبْدِه الْهَمَه قِلّةُ الكلامِ و قَلَّةَ المَنام»:
«هنگامى كه خداوند سبحان خير و صلاح بندهاش را خواهد، كمى سخن و كمى غذا و كمى خواب را به او الهام كند».[3]
4- كم خورى موجب عدم اسراف و تبذير است- بسيارى از پرخوريها باعث اسرافها و تبذيرها است اگر به اندازه كفاف انسان داشته باشد كه بخورد ديگر چيزى باقى نمىماند كه به اسراف و تبذير منجر شود مولى مىفرمايند:
«قِلّةُ الاكْلِ مِنَ العَفافِ وَ كَثْرتهُ مِنَ الاسْراف»
«كم خوراكى از عفت و پرخورى از موارد اسراف است».[4]
5- كم خورى زاينده حكمت و دانش در قلب است- رسول گرامى (صلى الله عليه و آله) مىفرمايند:
«القَلْبُ يَنْتَحِل الحَكْمَةُ عَنْدَ خُلُوّ البَطْنُ يُمَجّ مِن الحِكمَةِ عِنْد امْتِلاءِ البَطْن»:
«قلب در موقع خالى بودن شكم داراى حكمت و دانش مىشود،
[1]. تنبيه الخواطر، صفحه 38.
[2]. همان مدرك، صفحه 38 و در همان مدرك، صفحه 456 نيز «صحّ بدنه ... و سقم بدنه» دارد.
[3]. مستدرك، جلد 3، صفحه 61.
[4]. همان مدرك، صفحه 81 ..
قلب خالى از حكمت مىشود در وقتى كه شكم پر مىشود».[1]
در بعضى روايات دارد، كه حتى اگر شكم از چيزهاى مباح و حلال پر شود، قلب از تشخيص صلاح و فساد خود باز مانده و كور مىشود، يعنى اثر وضعى پرخورى اين است.
مولى على (عليه السلام) مىفرمايند:
«اذا مَلِىء البَطْنُ مِنَ المُباح عَمِىَ القَلْب عن الصَّلاح»
«هنگامى كه شكم از مباح پر مىشود قلب از تشخيص نيك و بد خود و ديدن راه از چاه كور مىشود»[2]و كورى قلب يعنى عدم اكتساب معرفت و حكمت زيرا مبدأ علم پذيرى قلب و
دل و روح انسانى است اگر كور شود از كسب علم حقيقى محروم مىشود«لا فِطنَةَ مَعَ بِطنَة»:«فطانت و فهم با شكمپرستى جمع نمىشود».[3]
6- كمخورى موجب اسارت نفس و عدم ارتكاب معصيت و عدم هيجان شهوت است- از عوامل كنترل هواهاى نفسانى كم خورى و گرسنگى است حتى علماى اخلاق براى كسانى كه هنوز وسيله ازدواج آنها فراهم نشده ولى تحريك مىشوند، روزه را توصيه مىكنند، سرّ آن هم روشن است كه روزه موجب عدم تحريك قواى شهوانى و يا كاستن از آن مىشود.
مولى مىفرمايند: «بهترين ياور بر اسارت نفس و شكستن عادت نفس، گرسنگى كشيدن است».[4]
امام صادق (عليه السلام) مىفرمايند: «هيچ چيز براى قلب مؤمن زيان بارتر از پرخورى نيست و آن دو چيز به ارث مىگذارد قساوت قلب و هيجان شهوت»
«لَيسَ شىءٌ أضَرّ لَقَلبِ المُؤمِن مِنْ كثرة الاكْل وَ هِىَ مُورثَة شَيئَين: قَسوَةُ القَلبِ و هَيَجانُ الشَّهوة».[5]
[1]. تنبيه الخواطر- ميزان الحكمه، جلد 1، صفحه 118.
[2]. غرر الحكم.
[3]. غرر الحكم (در روايتى ديگر مىفرمايد: لا تجتمع الفِطنَة و البطنه) مستدرك، جلد 3، صفحه 82.
[4]. مستدرك، جلد 3، صفحه 81.
[5]. همان مدرك، صفحه 80 ..
در روايتى از مولى آمده است:
«نِعم عَونِ المَعاصِى الشّبَع»:
«بهترين ياور بر معاصى، سيرى و پرخورى است».[1]
7- كم خورى سبب توفيق در انجام عبادات است.
در كلمات حضرت عيسى (عليه السلام) به بنى اسرائيل است كه: هر كس پرخورى كند پرخوابى كند و هر كس پرخوابى كند، نماز كم خواند و كسى كه كم نماز خواند و به عبادت كم مشغول شده نام او جزو غافلين از ياد حق نوشته مىشود.[2]
در روايت است كه وقتى جبرئيل نزد پيامبر (صلى الله عليه و آله) آمده و خزائن دنيا را به او عرضه كرد، تا انتخاب
كند و پيامبر از انتخاب آن امتناع كردند، به جبرئيل فرمودند: مرا رها كن، روزى گرسنه و روزى سير باشم، روزى را كه گرسنهام به تضرع و سؤال از پروردگارم مىپردازم و روز سيرى را شكر و حمد او گذارم، جبرئيل گفت:«وُفِّقْتَ لكلِّ خَيْر»«در اين صورت براى هر كار خيرى موفق باشى».[3]
8- كمخورى اشتياق و علاقه ملائكه را به دنبال دارد- رسول گرامى (صلى الله عليه و آله) مىفرمايند: كسى كه تسبيح و تمجيدش زياد گرديد و طعام و نوشيدنى و خوابش كم شده ملائكه به سوى او اشتياق و شوق پيدا مىكنند (و او را تأييد مىكنند).[4]
9- كمخورى موجب تداوم حيات قلب و پرخورى موجب ميراندن آن است- رسول گرامى (صلى الله عليه و آله) فرمودند:
«لا تُميتُوا القلوب بكثرَةِ الطّعام و الشَّراب فانَّ القلبَ يَمُوتُ كالزّرع اذا كثر عليه الماء»:
«قلبها را با زيادى غذا و نوشيدنى نميرانيد، زيرا قلب مثل زراعتى است كه وقتى زياد آب بر آن رود مىميرد».[5]
در جاى ديگر رسول گرامى فرمودند: «قلبهاى خود را با كمى خنده و كمى
[1]. غرر الحكم.
[2]. تنبيه الخواطر، صفحه 38.
[3]. شرح نهج البلاغه خوئى، جلد 9، صفحه 397.
[4]. تنبيه الخواطر، صفحه 356.
[5]. همان مدرك، صفحه 38، و مستدرك، جلد 3، صفحه 80 ..
خوردن زنده كنيد و با گرسنگى آن را پاك كنيد تا صاف و رقيق شود».[1]
از بعضى روايات مىتوان استفاده كرد كه كمخورى موجب روشنائى نور معرفت در قلب و پرخورى موجب خاموشى آن است، همان نور معرفت فطرى كه خداوند براى تشخيص صلاح و فساد در نهاد هر انسانى قرار داده است. در ذيل شماره 5 گفتيم قلب با كم خورى از كسب معرفت و حكمت و دانش باز مىايستد. ولى اينجا مىگوئيم اگر كار از حد بگذرد قلب مىميرد،
رسول گرامى (صلى الله عليه و آله) فرمودند:
لا تَشْبَعُوا فَيطفَىء نُورٌ المعرفة مِنْ قُلُوبِكم
«شكمها را پر نكنيد كه نور معرفت و شناخت از سرزمين قلبهاى شما خاموش مىشود».[2]
10- كمخورى موجب ورود به مقامات عالى و ملكوت آسمانها و زمين و در مقابل پرخورى مانع آن است- رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمودند:
«لا يَدْخُلُ مَلَكُوتُ السَّمواتِ وَ الارْضِ مَنْ مَلأَبَطنُه»
«كسى كه شكمش را پر كرد، داخل ملكوت آسمانها و زمين نمىشود»[3]كنايه از اين كه ترقى نخواهد كرد.
11- كمخورى مايه نزول رحمت خداوندى و پرخورى مايه غضب الهى و دورى از خداوند و رحمت او است.
امام باقر (عليه السلام) فرمودند:
«ما مِنْ شىء ابْغَضُ الَى اللّهِ مِنْ بَطْنِ مَمْلُوّ»:
«هيچ چيزى نزد خداوند مبغوضتر از شكم پر نيست»[4]شبيه به اين روايت كه به جاى «مملوّ»، «مِلآن» دارد، نيز از رسول گرامى (صلى الله عليه و آله) رسيده است.[5]
در روايتى ديگر امام باقر (عليه السلام) فرمودند:
«أبْعَد الخَلقِ من اللّه اذا ما إمتلا بطنُه»:
[1]. شرح نهج البلاغه خوئى، جلد 9، صفحه 397.
[2]. مستدرك، جلد 3، صفحه 81.
[3]. تنبيه الخواطر، صفحه 81.
[4]. مستدرك، جلد 3، صفحه 80.
[5]. همان مدرك ..