بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 428

بنده خاص خدا، زندگيش در رنج است‌

بهر او، جام شراب اجلش جام شفاست‌

شب كه سر مى‌نهد آشفته به بالين، گوئى‌

صبح فرداست، كه غوغاى قيامت برپاست‌

ترسَمَت فرصت توفيق به فردا ندهند

بارى، امروز كن آن توبه كه طوق فرداست‌

در سكوت ابدى وحشت گورستان بين‌

گوئى از هر طرفش ناله و فرياد به پاست‌

كه هَلّا، روى زمين پاى به غفلت ننهيد

كه سر پادشهان زير كف پاى شماست‌[1]

فرق منزل تفكّر و تذكّر:

بدان كه تذكّر از نتائج تفكّر است، و از همين روى منزل تفكّر را بر منزل تذكّر مقدّم دانسته‌اند. خواجه عبداللّه انصارى اين عارف بزرگ مى‌فرمايد:

«التَّذَكُر فَوقَ التّفكر فَانّ التّفكر طَلَبٌ و التّذكّر وُجُودٌ»:

«تذكّر فوق تفكّر است، زيرا كه تفكّر طلب محبوب است و تذكّر، حصول مطلوب».

تا انسان در سختى طلب، و رنج جستجو است از مطلوب محجوب است و وقتى به وصال محبوب رسيد آرام مى‌گيرد.

معرفت و تذكّر از تفكّر صحيح پديدار مى‌شود.

از اين رو فرمودند، يك ساعت تفكّر بهتر از هفتاد سال عبادت است، چه بسا يك ساعت تفكّر دريچه‌هائى از معارف به روى مالك بگشايد كه عبادت هفتاد سال نگشايد، يا انسان را چنان متذكر محبوب نمايد كه از مشقت‌ها و زحمت‌هاى چندين‌

[1]. همان مدرك، صفحه 182 ..


صفحه 429

ساله اين مطلوب حاصل نشود.

ذكر حقيقى و ياد تمام و كمال آن است كه به تمام مملكت وجود انسان نفوذ كند و ظاهر و باطن و سرّ و علن را فرا گيرد.

اگر قلب به ياد حق تپيد، حركت و سكون اين كشتى كه هر آن در تلاطم طوفانها است به دست خداوند مى‌شود كه‌«بسم اللّه مَجريها و مُرسيها».

عارف عامل امام خمينى (رحمه الله) در كتاب چهل حديث خود مى‌فرمايند «شيخ عارف كامل ما جناب شاه‌آبادى- روحى فداه- مى‌فرمودند: شخص ذاكر بايد در ذكر مثل كسى باشد كه به طفل كوچك كه زبان باز نكرده مى‌خواهد تعليم كلمه را كند، تكرار مى‌كند تا اينكه او به زيان مى‌آيد و كلمه را اداء مى‌كند ...».

آرى آن قدر بايد ذكر لفظى بگويد تا زبان قلب گشوده شود، وقتى زبان قلب گشوده شد، در اين مرحله زبان از قلب تبعيت مى‌كند و كار ذكر براحتى انجام مى‌پذيرد.[1]

فوائد ذكر:

1- ذكر، كليد نيكو شدن قلب است- مولى فرمودند:

«اصْلُ صَلاح القَلب اشْتِغالُه بِذِكر اللّه»:

«اصل و ريشه نيكو شدن قلب مشغول بودن آن به ياد خدا است».[2]در جاى ديگر فرمودند:

«مُداوَمَة الذكر قُوتُ الارواح و مِفْتاحُ الصَّلاح»:

«دوام ذكر و ياد حق طعام و غذاى روحها و كليد نيكوئى است».[3]

2- ذكر، حيات قلبها است. مولى على (عليه السلام) فرمودند:

«فى الذكر حياة القلوب»:

[1]. فرق دو منزل تفكر و تذكر با استفاده از چهل حديث، صفحه 248 تا 251 آورده شد.

[2]. غررالحكم.

[3]. غررالحكم ..


صفحه 430

«در ياد خداوند حيات و زندگى قلبها است»[1]رسول گرامى (صلى الله عليه و آله) نيز فرمودند:

«بذكر اللّه تَحيى القلوبُ و بِنسيانهِ مَوتُها»:

به ياد خدا قلبها زنده مى‌شود و به فراموشى از يادخدا مى‌ميرند».[2]

3- ذكر، غذاى نفوس است؛ مولى فرمودند:

«ذكر اللّه قُوت النُفُوس و مُجالَسةُ المحبوب»:

«ياد خدا غذاى نفوس و همنشينى محبوب است».[3]در جاى ديگر فرمودند:

«مداومُة الذكر قُوت الارواح»:

«دوام ذكر غذاى روحها است».[4]

4- ذكر، نور قلبها است، مولى فرمودند:

«ثمرُ الذكر استنارة القلوب»:

«فائده و ميوه ذكر نورانيت قلبها است».[5]

5- ذكر برطرف كننده زنگار قلبها است.

على (عليه السلام) فرمودند:

«انّ اللّه سبحانه جعل، الذكر جلاءً للقلوب تسمع به بعد الوقرة و تُبْصَرُ به بعد العشوة و تنقاد به بعد المعانده ...»:

«خداوند ياد خود را جلا دهنده قلبها قرار داد، (بعد از برطرف شدن زنگار غفلت) با ذكر حق قلبها مى‌شنوند، بعد از اينكه گوش آنها سنگين بود و مى‌بينند بعد از اينكه خوب نمى‌ديدند و رام مى‌شوند بعد از اينكه عناد ميورزيدند ...».[6]

6- ذكر شفاء قلبها است: رسول گرامى (صلى الله عليه و آله) فرمودند:

«ذِكرُ اللّه شِفاء القُلوب»[7]

و در

[1]. غررالحكم.

[2]. تنبيه الخواطر، صفحه 360.

[3]. غررالحكم.

[4]. غررالحكم.

[5]. غررالحكم.

[6]. بحار الانوار، جلد 69، صفحه 325- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، جلد 11، صفحه 177، خطبه 217.

[7]. كنزالعمال، خبر 1751 ..


صفحه 431

دعاى كميل مولى است:

«يا مَنْ اسْمُهُ دَواء وَ ذِكْرُهُ شِفا»:

«اى كسى كه اسم او دواء و يادش شفا است».[1]

در جاى ديگر رسول گرامى (صلى الله عليه و آله) مى‌فرمايند: «بر شما است كه به ياد خدا باشيد كه شفاء است و بپرهيزيد از ياد كردن مردم و (دلبستن به آنها) كه مَرَض و بيمارى است».[2]

7- ذكر كليد انس است- مولى فرمودند:

«الذّكرُ مِفتاحُ الانس»[3]

در جاى ديگر فرمودند: هنگامى كه ديدى خداوند تو را با ياد خود مأنوس مى‌كند، تو را دوست داشته است هنگامى كه ديدى خداوند تو را به مخلوق و خلقش مأنوس مى‌كند و تو را از ياد خودش به وحشت مى‌اندازد تو را دشمن داشته است.[4]

8- ذكر دور كننده شيطان است مولى فرمودند:

«ذِكرُ اللّه مَطْردة الشَّيطان»:

«ياد خداوند دور كننده و طرد كننده شيطان است»[5]

در جاى ديگر فرمودند:

«ذكر اللّه رأس مال كلّ مؤمن و ربحُهُ السلامةُ مِنَ الشّيطان»:

«ياد خداوند سرمايه هر مؤمن و سود آن سلامتى از شيطان است».[6]

9- ذكر امان از نفاق و دوروئى است، در ضمن بحث گذشت كه منافقين با خدا خدعه مى‌كنند و

«لا يذكرون اللّه الّا قليلا»:[7]

«ياد خداوند نمى‌كنند يا بسيار كم مى‌كنند»، ولى از آنها پذيرفته نيست. مولى نيز مى‌فرمايند:

«مَنْ اكَثَرَ ذكر اللّه فَقَد بَرى‌ء

[1]. اقبال الاعمال، صفحه 709.

[2]. تنبيه الخواطر، صفحه 7.

[3]. غرر الحكم.

[4]. غررالحكم.

[5]. غررالحكم.

[6]. غررالحكم.

[7]. سوره نساء، آيه 142 ..


صفحه 432

مِنَ النّفاق»:

«كسى كه ياد خدا را زياد كند از نفاق دور مى‌شود و از آن در امان است».[1]

10- ذكر باعث محبت به خدا مى‌شود- رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله) فرمودند:

«مَنْ اكثَرَ ذكر اللّه احَبَّه»:

«كسى كه ياد خدا را زياد كند، او را دوست دارد» (زيرا ياد كردن محبوب از روى محبت است و زياد كردن ياد او بر محبت مى‌افزايد)».[2]

11- ذكر مايه مصون بودن از اشتباه و خطا است. رسول گرامى (صلى الله عليه و آله) فرمودند: خداوند سبحان مى‌فرمايد: «وقتى دانستم در اكثر مواقع بنده من، مشغول به من و ذكر من است درخواست و او را به خود بيشتر مشغول مى‌كنم و وقتى بنده‌اى چنين شد اگر بخواهد بين او و بين خطاى او مانع مى‌شوم، آنها اولياء حقيقى من هستند، آنها قهرمانان حقيقى هستند ...»[3]

12- ذكر اطمينان و آرامش قلبها است ... قرآن مى‌فرمايدالا بذكر اللّه تطمئنّ القلوب‌[4]مولى نيز

مى‌فرمايند:

«ذكر اللّه جلاء الصدور و طمأنينة القلوب»:

«ياد خدا جلاء سينه‌ها و آرامش قلبها است».[5]در مناجات ذاكرين امام سجاد (عليه السلام) مى‌فرمايند:

«فَلا تطمئن القلوب الّا بِذِكراك»:

«قلوب آرامش نمى‌يابند مگر به ياد تو»[6]در مناجات عارفين نيز مى‌فرمايند:

«الهى فاجْعَلْنا من الذّين تَوَشَحت (تَرَسَّخَت) اشجار الشوق اليك فى حدائق صدورهم ... وَ اطمأنَّت بالرجوع الى ربّ الارباب انْفُسُهُم وَ تَيَقَّنَتْ بالفوز و الفلاح ارواحُهُم؛

خداى من قرار بده ما را از كسانى كه درختهاى شوق به سوى تو در باغهاى سينه‌هايشان رسوخ كرده ... و نفْسهاى آنها به رجوع به ربّ الارباب آرامش پيدا كرده و ارواح آنها به رستگارى و سعادت يقين پيدا كرده‌

[1]. غررالحكم.

[2]. بحار الانوار، جلد 93، صفحه 160.

[3]. همان مدرك، صفحه 162 و عدة الداعى، صفحه 235.

[4]. سوره رعد، آيه 28.

[5]. غررالحكم.

[6]. بحار الانوار، جلد 94، صفحه 151 ..


صفحه 433

است».[1]

13- ذكر مايه شرح صدر است؛ مولى على (عليه السلام) مى‌فرمايند:«الذكر يَشْرح الصدر»:«ياد خدا موجب وسعت سينه و شرح صدر است» (و از مشكلات استقبال كرده و ناراحت نمى‌شود).[2]

مرحوم الهى در ذيل اين دو فراز(ان كان فى الغافلين كتب فى الذاكرين و ان كان فى الذاكرين لم يكتب من الغافلين)چنين گويد:

اگر با غافلان يك عمر بنشست‌

بياد روى جانان بود پيوست‌

و گر با ذاكران آميخته جانش‌

نَبُد غافل زيار مهربانش‌

كه نامش از وفاداران نگارند

به راه دين زهشياران نگارند

[1]. همان مدرك، صفحه 150.

[2]. غررالحكم (براى مطالعه بيشتر در مورد اين ثمرات به روايات ثمرات ذكر در ميزان الحكمه، جلد 3، صفحه 417 تا 423 مراجعه فرمائيد) ..


صفحه 434

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 435

78- 80- سه صفت پسنديده از صفات پرهيزگاران‌

«يَعفُو عَمَّن ظَلَمَه و يُعطى مَنْ حرمَه و يَصِلُ مَنْ قَطَعَه‌»

ترجمه:كسى را كه به او ظلم كرده، مى‌بخشد و به آن كه محرومش ساخته، عطا مى‌كند و با كسى كه پيوندش را قطع كرده رابطه برقرار مى‌كند.

شرح:در اين قسمت مولى به سه صفت ديگر اشاره مى‌كنند كه هر كدام از مكرمتهاى اخلاقى و ارزشهاى پسنديده انسانى است، عفو ناشى از شجاعت، و اعطاء و بخشش به كسى كه او را محروم ساخته ناشى از سخاوت، و ارتباط با كسى كه از او بريده ناشى از رحمت است. در مورد اين سه صفت و فضيلت آنها، روايات زيادى وارد شده است:

از امام صادق (عليه السلام) روايت شده كه فرمودند: رسول اللّه (صلى الله عليه و آله) در خطبه‌اى چنين فرمودند:

«الا اخْبِرُكم بِخَيرِ خلايِقِ الدُّنيا و الآخرة: العَفْوُ عَمَّن ظَلَمَك و تَصِلُ مَنْ قَطَعَك و الاحسان الى مَن اساء اليك و اعطاء مَنْ حَرَمَك».[1]

«آيا بهترين اخلاق دنيا و آخرت را به شما خبر ندهم؟ (بدانيد كه بهترين اخلاق) عفو و گذشت از كسى است كه به تو ستم كرده و پيوستن به كسى كه از تو

[1]. اصول كافى، جلد 3، صفحه 166 ..