بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 529

92- اعتراف به حق‌

«يَعْتَرِفُ بالحقِّ قبلَ انْ يُشهَد عَليه‌»

ترجمه:پرهيزگار اعتراف به حق مى‌كند، قبل از اين كه شهادت عليه او داده شود.

شرح:از ديگر اوصاف پرهيزگاران اعتراف به حقيقت است، آنها نياز به گواه و شاهد عليه خود ندارند، زيرا در مخاصمات و منازعات بين افراد، اگر طرفى، حرف ديگرى را پذيرفت نزاع مرتفع مى‌شود و تنها وقتى نياز به شاهد و گواه است كه يكى ادعا كند و ديگرى انكار كند، پرهيزگار واقعى خود اعتراف به حق مى‌كند و ديگر نياز به شاهد و گواه بر ضد او نيست، زيرا اگر انكار حق كند، دروغ و كذب صريح است و تقوى و عدالت باطنى او اجازه اين گناه را به او نمى‌دهد.

او مى‌داند اگر در نزاعى محكوم هم شود و ضررى ببيند، ضرر دنيوى و مادى است و آن بهتر از ضرر اخروى و معنوى است كه او را از سعادت ابدى محروم مى‌كند.

امام باقر (عليه السلام) مى‌فرمايند:

«اصبر نفسَكَ على الحق فانّه من مَنَعَ شيئاً فى حَقٍّ اعطى فى الباطل مثليْه»:

«نفس خود را بر حق صبور گردان، زيرا كسى كه چيزى را در


صفحه 530

راه حق منع كند دو برابر آن را در راه باطل مصرف خواهد كرد».[1]

على (عليه السلام) مى‌فرمايند:

«اصبر على مَرارة الحَقّ و ايّاكَ انْ تَنْخَدِعَ لَحَلاوة الباطِل»:

«بر تلخى حق صبر كن و مواظب باش فريب شيرينى باطل را نخوردى».[2]

در جاى ديگر فرمودند:

«لايصبر للحق الّا مَن يعرففضله»:

«كسى براى حق صبرنمى كند مگر آنكه فضيلت آن را بداند.[3]

امام باقر (عليه السلام) مى‌فرمايند: «وقتى نزديك وفات پدرم امام زين‌العابدين (عليه السلام) بود، مرا به سينه خود چسبانيدند و فرمودند: پسرم! آيا مى‌خواهى تو را سفارش كنم، به آنچه پدرم (حسين بن على (عليهما السلام)) در موقع مرگ و شهادت و آخرين لحظات به من سفارش فرمود، و پدر او «على (عليه السلام)» نيز او را به آن وصيت و سفارش كرده بود:

«أَى بُنَىّ اصبر على الحق و انْ كان مُرّاً»:

«پسرم! صبر كن بر حق، اگر چه تلخ باشد».[4]

چه مطلب بزرگى است كه سه امام در آخرين لحظات عمر خود سفارش كرده‌اند، آن هم به اين صورت كه امام حسين (عليه السلام) و امام سجاد (عليه السلام) در لحظات آخر حيات بوده‌اند، با كوله‌بارى از تجربه‌هاى تلخ و شيرين و آن هم به صورتى كه امام سجاد (عليه السلام)، امام باقر (عليه السلام) را به سينه مى‌چسبانند.

در روايت آمده، مردى از كوهستان و خارج شهر نزد امام صادق (عليه السلام) آمد و مسئله‌اى پرسيد و حضرت، پاسخى فرمودند كه مطابق ميل او نبود، سپس در سيماى او كراهت و گرفتگى را احساس كردند، و فرمودند:

«يا هذا اصْبِر عَلى الحَقٍّ فَانَّه لَم يَصْبر احدٌ قَطُّ لِحَقٍّ الّا عوَّضَه اللّه ما هُو خيرٌ لَه»:

«اى مرد صبر كن بر حق، زيرا احدى براى حق‌

صبر نكرده است مگر اين كه خداوند آنچه را خير براى او بوده در

[1]. بحار الانوار، جلد 78، صفحه 176- تحف العقول، صفحه 216.

[2]. غررالحكم.

[3]. غرر الحكم.

[4]. بحار الانوار، جلد 70، صفحه 184؛ جلد 71، صفحه 76 ..


صفحه 531

عوض صبر به او داده است».[1]

مولى على (عليه السلام) فرمودند:

«الحقُّ ثَقيل، و قد يخَفَّفْهُ اللّه عَلى اقْوام طَلَبُوا العاقبةَ (العافية) فَصَبّروا نفوسَهُم وَ وَثقوا بصدق موعود اللّه لِمَن صَبَر و احتَسَب فكن منهم و استَعْنِ باللّه»:

«حق سنگين است و خداوند گاهى سبك مى‌گرداند بر عده‌اى كه عاقبت (عافيت) را طلب كرده و نفوس خود را صبور ساخته و اعتماد كردند. به درستى آنچه خداوند وعده داده است به صابرين و محاسبه گران، پس از آنها باش و از خداوند يارى طلب».[2]

حق گوئيد گرچه بر عليه و بر ضرر شما باشد، خداوند در سوره نساء مى‌فرمايد: «اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، كاملا قيام به عدالت كنيد، براى خدا گواهى دهيد، اگرچه (اين گواهى) به زبان خود شما با پدر و مادر با نزديكان شما بوده باشد؛(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ للهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْاقْرَبِينَ ...)[3]

در ذيل آيه فوق حديثى از ابن‌عباس آمده كه از آن استفاده مى‌شود، افراد تازه مسلمان حتى بعد از ورود به مدينه به خاطر ملاحظات خويشاوندى از دادن شهادتهائى كه به ضرر بستگان آنها مى‌شد، خوددارى مى‌كردند و آيه فوق نازل شد و به آنها هشدار داد.[4]

امام باقر (عليه السلام) مى‌فرمايند: على (عليه السلام) فرموده‌اند در قبضه (دسته) شمشيرى از شمشيرهاى رسول خدا (صلى الله عليه و

آله) صحيفه‌اى بود كه در آن سه چيز بود:«صِل مَنْ قَطَعَك و قُل الحَقّ و لو على نفسِك و احسن الى مَنْ اساءَ اليك»:«كسى كه با تو ارتباطش را قطع‌

[1]. بحار الانوار، جلد 70، صفحه 107.

[2]. بحار الانوار، جلد 77، صفحه 258- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، جلد 17، صفحه 86.

[3]. سوره نساء، آيه 135.

[4]. المنار، جلد 5، صفحه 455، به نقل تفسير نمونه، جلد 4، صفحه 3- 162 ..


صفحه 532

كرده تو ارتباط با او برقراركن وحق را بگو گرچه بر ضرر تو باشدو كسى كه به تو بدى كرد تو به او نيكى كن!»[1]

رسول گرامى (صلى الله عليه و آله) فرمودند: «با تقواترين مردم كسى است كه در آنچه به نفع يا به ضرر اوست، حق را بگويد

«اتْقَى الناس مَنْ قال الحقُّ فيما له و عليه».[2]

مولى على (عليه السلام) در وصاياى خود به امام حسين (عليه السلام) مى‌فرمايند

: «يا بُنَىّ اوصيك بتقوى الله فى الغنى و الفقر و كلمة الحق فى الرضا و الغضب ...»:

«فرزندم تو را سفارش مى‌كنم، به پرهيزگارى و خداترسى در بى‌نيازى و فقر و اين كه حق‌گوئى و حق را مراعات كنى در حالت رضا و غضب ...».[3]

رسول گرامى (صلى الله عليه و آله) فرمودند: «كسى كه با مظلومى رود تا حق او را اثبات كند، خداوند متعال قدمهاى او را در روزى كه قدمها مى‌لغزد ثابت مى‌كند».[4]

مولى على (عليه السلام) در زمان خود مى‌ناليد و مى‌فرمود

: «اعْلَمُوا رَحِمكُمُ اللّه انّكم فى زمان القائلُ فيه بالحق قليل و اللسان عن الصدق كليل و اللازم للحقّ ذليل ...»:

«بدانيد «خداوند، شما را رحمت كند» شما در زمانى هستيد كه گوينده به حق در اين زمان كم و زبان از راستگوئى كُند شده (و راست و صدق نمى‌گويد) و مُلازم حق ذليل است».[5]

الهى، اين شاعر شيوا در ذيل اين فراز

«يعترف بالحق قبل ان يُشهد عليه»

مى‌گويد:

بحق زان پيش بر خويش آرد اقرار

كه بگشايد گواهى لب به گفتار

كى او را اعتراف حق زيان است‌

كه با حق هر زمان سودى عيان است‌

[1]. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 157.

[2]. بحار الانوار، جلد 70، صفحه 288- جلد 77، صفحه 112.

[3]. بحار الانوار، جلد 77، صفحه 236.

[4]. كنز العمال، خبر 5604.

[5]. بحار الانوار، جلد 71، صفحه 292- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، جلد 13، صفحه 12 (روايات ديگرى را مى‌توانيد در ميزان الحكمه، جلد 2، صفحه 464 تا 476 بيابيد) ..


صفحه 533

ز حقگوئى همه سود آشكارا

به هر كار است مردان خدا را

كسى حق را نهان خواهد به انكار

كه پندارد زيانش را در اقرار

به اقرار حق ار تنها زيان است‌

زيان تن را ولى سود روان است‌

زيان تن بسى ناچيز باشد

چو جان را از زيان پرهيز باشد

به انكار حق ارگيرى جهان را

زيان باشد كه سازى تيره جان را

جهان بگذارى و تاريك جانت‌

كشد در رنج و حسرت جاودانت‌

ور از اقرار حق محتاج گردى‌

به ملك عقل صاحب تاج گردى‌


صفحه 534

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 535

93- در امانت خيانت نمى‌كند

«لا يُضَيِّعُ ما استُحفِظ»

ترجمه:پرهيزگار آنچه را به او سپرده‌اند ضايع نمى‌كند.

شرح:از خصلتهاى ديگر پرهيزگاران امانتدارى آنها است بر آنچه خداوند به آنها فرموده محافظت كنند.

مرحوم خوئى مى‌فرمايد: آنچه را خداوند امر به محافظت آن كرده مثل نمازهاى پنجگانه و مانند آن از عبادتهاى ديگر، محافظت مى‌كنند و آنها را پايمال نمى‌كنند، خداوند متعال مى‌فرمايد: «حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَى‌»: بر نمازها و نماز ميانه محافظت كنيد».[1]

«وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْاخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ‌»: و كسانى كه ايمان به آخرت آوردند، ايمان به قرآن و كتاب خدا آوردند و آنها بر نمازشان‌

[1]. سوره بقره، آيه 238- (نسبت به نماز ميانه اختلاف است كه چه نمازى است، از قرائن به دست مى‌آيد كه منظور نماز ظهر است اولا وسط و ميان روز خوانده مى‌شود و ثانياً شأن نزول آن براى نماز ظهر است و ثالثاً در روايات متعددى تصريح شده نماز وسطى نماز ظهر است (به تفسير نمونه ذيل همين آيه رجوع كنيد) ..


صفحه 536

محافظت مى‌كنند».[1]

محافظت بر نماز از صفات اهل ايمان به قرآن و معاد شمرده شده است، خداوند در سوره مؤمنون اينها را بشارت مى‌دهد: «وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ أُوْلَئِكَ هُمْ‌

الْوَارِثُونَ‌-الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ‌»: «كسانى كه بر نمازهايشان محافظت مى‌كنند* آنها وارثين هستند كه بهشت فردوس را ارث مى‌برند و در آن جاودانى مى‌شوند».[2]

و نيز در سوره معارج مى‌فرمايد: «وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ أُوْلَئِكَ فِى جَنَّات مُّكْرَمُونَ‌»: «كسانى كه بر نماز خود حفاظت مى‌كنند آنها در بهشتها اكرام مى‌شوند».[3]

مراد از محافظت، محافظت بر اوقات و حدود و مراعات آداب و شرائط و مداومت بر آن است و عكس محافظت، سستى و كاهلى در امر نماز و خصوصيات آن است، اولى از جنود و سپاه عقل است و دومى از سپاه جهل، چنانكه در حديث كافى آمده و مراد به تضييع اعمّ از ترك نماز و سستى و اخلال به حدود آن است.

مرحوم خوئى در ذيل اين فراز اين چنين سخن گفته است ولى تعجب از ايشان است كه چرا فقط به مسئله محافظت بر نمازهاى پنجگانه يا مثل آن از عبادات، مثل نمازهاى مستحبى اشاره كرده‌اند.

در حالى كه پيمان حفاظت تنها بر نماز گرفته نشده است، مى‌توان گفت تمام قوانين اسلام و حدود و مرزهاى الهى بايد حفظ شود.

در مورد اهل ايمان قرآن مى‌فرمايد: «الْامِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنْ‌

[1]. سوره انعام، آيه 92.

[2]. سوره مؤمنون، آيات 9 و 11.

[3]. سوره معارج، آيه 34 و 35 ..