عوض صبر به او داده است».[1]
مولى على (عليه السلام) فرمودند:
«الحقُّ ثَقيل، و قد يخَفَّفْهُ اللّه عَلى اقْوام طَلَبُوا العاقبةَ (العافية) فَصَبّروا نفوسَهُم وَ وَثقوا بصدق موعود اللّه لِمَن صَبَر و احتَسَب فكن منهم و استَعْنِ باللّه»:
«حق سنگين است و خداوند گاهى سبك مىگرداند بر عدهاى كه عاقبت (عافيت) را طلب كرده و نفوس خود را صبور ساخته و اعتماد كردند. به درستى آنچه خداوند وعده داده است به صابرين و محاسبه گران، پس از آنها باش و از خداوند يارى طلب».[2]
حق گوئيد گرچه بر عليه و بر ضرر شما باشد، خداوند در سوره نساء مىفرمايد: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد، كاملا قيام به عدالت كنيد، براى خدا گواهى دهيد، اگرچه (اين گواهى) به زبان خود شما با پدر و مادر با نزديكان شما بوده باشد؛(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ للهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْاقْرَبِينَ ...)[3]
در ذيل آيه فوق حديثى از ابنعباس آمده كه از آن استفاده مىشود، افراد تازه مسلمان حتى بعد از ورود به مدينه به خاطر ملاحظات خويشاوندى از دادن شهادتهائى كه به ضرر بستگان آنها مىشد، خوددارى مىكردند و آيه فوق نازل شد و به آنها هشدار داد.[4]
امام باقر (عليه السلام) مىفرمايند: على (عليه السلام) فرمودهاند در قبضه (دسته) شمشيرى از شمشيرهاى رسول خدا (صلى الله عليه و
آله) صحيفهاى بود كه در آن سه چيز بود:«صِل مَنْ قَطَعَك و قُل الحَقّ و لو على نفسِك و احسن الى مَنْ اساءَ اليك»:«كسى كه با تو ارتباطش را قطع
[1]. بحار الانوار، جلد 70، صفحه 107.
[2]. بحار الانوار، جلد 77، صفحه 258- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، جلد 17، صفحه 86.
[3]. سوره نساء، آيه 135.
[4]. المنار، جلد 5، صفحه 455، به نقل تفسير نمونه، جلد 4، صفحه 3- 162 ..
كرده تو ارتباط با او برقراركن وحق را بگو گرچه بر ضرر تو باشدو كسى كه به تو بدى كرد تو به او نيكى كن!»[1]
رسول گرامى (صلى الله عليه و آله) فرمودند: «با تقواترين مردم كسى است كه در آنچه به نفع يا به ضرر اوست، حق را بگويد
«اتْقَى الناس مَنْ قال الحقُّ فيما له و عليه».[2]
مولى على (عليه السلام) در وصاياى خود به امام حسين (عليه السلام) مىفرمايند
: «يا بُنَىّ اوصيك بتقوى الله فى الغنى و الفقر و كلمة الحق فى الرضا و الغضب ...»:
«فرزندم تو را سفارش مىكنم، به پرهيزگارى و خداترسى در بىنيازى و فقر و اين كه حقگوئى و حق را مراعات كنى در حالت رضا و غضب ...».[3]
رسول گرامى (صلى الله عليه و آله) فرمودند: «كسى كه با مظلومى رود تا حق او را اثبات كند، خداوند متعال قدمهاى او را در روزى كه قدمها مىلغزد ثابت مىكند».[4]
مولى على (عليه السلام) در زمان خود مىناليد و مىفرمود
: «اعْلَمُوا رَحِمكُمُ اللّه انّكم فى زمان القائلُ فيه بالحق قليل و اللسان عن الصدق كليل و اللازم للحقّ ذليل ...»:
«بدانيد «خداوند، شما را رحمت كند» شما در زمانى هستيد كه گوينده به حق در اين زمان كم و زبان از راستگوئى كُند شده (و راست و صدق نمىگويد) و مُلازم حق ذليل است».[5]
الهى، اين شاعر شيوا در ذيل اين فراز
«يعترف بالحق قبل ان يُشهد عليه»
مىگويد:
بحق زان پيش بر خويش آرد اقرار
كه بگشايد گواهى لب به گفتار
كى او را اعتراف حق زيان است
كه با حق هر زمان سودى عيان است
[1]. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 157.
[2]. بحار الانوار، جلد 70، صفحه 288- جلد 77، صفحه 112.
[3]. بحار الانوار، جلد 77، صفحه 236.
[4]. كنز العمال، خبر 5604.
[5]. بحار الانوار، جلد 71، صفحه 292- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، جلد 13، صفحه 12 (روايات ديگرى را مىتوانيد در ميزان الحكمه، جلد 2، صفحه 464 تا 476 بيابيد) ..
ز حقگوئى همه سود آشكارا
به هر كار است مردان خدا را
كسى حق را نهان خواهد به انكار
كه پندارد زيانش را در اقرار
به اقرار حق ار تنها زيان است
زيان تن را ولى سود روان است
زيان تن بسى ناچيز باشد
چو جان را از زيان پرهيز باشد
به انكار حق ارگيرى جهان را
زيان باشد كه سازى تيره جان را
جهان بگذارى و تاريك جانت
كشد در رنج و حسرت جاودانت
ور از اقرار حق محتاج گردى
به ملك عقل صاحب تاج گردى
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
93- در امانت خيانت نمىكند
«لا يُضَيِّعُ ما استُحفِظ»
ترجمه:پرهيزگار آنچه را به او سپردهاند ضايع نمىكند.
شرح:از خصلتهاى ديگر پرهيزگاران امانتدارى آنها است بر آنچه خداوند به آنها فرموده محافظت كنند.
مرحوم خوئى مىفرمايد: آنچه را خداوند امر به محافظت آن كرده مثل نمازهاى پنجگانه و مانند آن از عبادتهاى ديگر، محافظت مىكنند و آنها را پايمال نمىكنند، خداوند متعال مىفرمايد: «حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَى»: بر نمازها و نماز ميانه محافظت كنيد».[1]
«وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْاخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ»: و كسانى كه ايمان به آخرت آوردند، ايمان به قرآن و كتاب خدا آوردند و آنها بر نمازشان
[1]. سوره بقره، آيه 238- (نسبت به نماز ميانه اختلاف است كه چه نمازى است، از قرائن به دست مىآيد كه منظور نماز ظهر است اولا وسط و ميان روز خوانده مىشود و ثانياً شأن نزول آن براى نماز ظهر است و ثالثاً در روايات متعددى تصريح شده نماز وسطى نماز ظهر است (به تفسير نمونه ذيل همين آيه رجوع كنيد) ..
محافظت مىكنند».[1]
محافظت بر نماز از صفات اهل ايمان به قرآن و معاد شمرده شده است، خداوند در سوره مؤمنون اينها را بشارت مىدهد: «وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ أُوْلَئِكَ هُمْ
الْوَارِثُونَ-الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ»: «كسانى كه بر نمازهايشان محافظت مىكنند* آنها وارثين هستند كه بهشت فردوس را ارث مىبرند و در آن جاودانى مىشوند».[2]
و نيز در سوره معارج مىفرمايد: «وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ أُوْلَئِكَ فِى جَنَّات مُّكْرَمُونَ»: «كسانى كه بر نماز خود حفاظت مىكنند آنها در بهشتها اكرام مىشوند».[3]
مراد از محافظت، محافظت بر اوقات و حدود و مراعات آداب و شرائط و مداومت بر آن است و عكس محافظت، سستى و كاهلى در امر نماز و خصوصيات آن است، اولى از جنود و سپاه عقل است و دومى از سپاه جهل، چنانكه در حديث كافى آمده و مراد به تضييع اعمّ از ترك نماز و سستى و اخلال به حدود آن است.
مرحوم خوئى در ذيل اين فراز اين چنين سخن گفته است ولى تعجب از ايشان است كه چرا فقط به مسئله محافظت بر نمازهاى پنجگانه يا مثل آن از عبادات، مثل نمازهاى مستحبى اشاره كردهاند.
در حالى كه پيمان حفاظت تنها بر نماز گرفته نشده است، مىتوان گفت تمام قوانين اسلام و حدود و مرزهاى الهى بايد حفظ شود.
در مورد اهل ايمان قرآن مىفرمايد: «الْامِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنْ
[1]. سوره انعام، آيه 92.
[2]. سوره مؤمنون، آيات 9 و 11.
[3]. سوره معارج، آيه 34 و 35 ..
الْمُنكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللهِ»: «امر به معروف و نهى از منكر مىكنند و
حدود و مرزهاى خداوند را كه در اوامر و نواهى او متجلّى شده حفظ مىكنند».[1]
از ما پيمان گرفته شده كه خداپرست باشيم و شرك به خدا نورزيم و لازمه اين پيمان رعايت و امانتدارى و حفاظت از تمام دستورات الهى است.
در جاهاى متعدد نيز قرآن اشاره به بعضى مصاديق حدودى كه بايد محافظت شود، مىكند، از جمله در سوره احزاب مىفرمايد: «إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللهَ كَثِيراً وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللهُ لَهُمْ مَّغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً»: «همانا كليه مردان مسلمان و زنان مسلمان و مردان و زنان باايمان و مردان و زنان اهل طاعت و عبادت و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان صابر و مردان و زنان خداترس و خاشع و مردان و زنان خيرخواه و مسكين نواز و مردان و زنان روزهدار و مردان و زنانى كه ياد خدا بسيار كنند خدا براى همه آنها مغفرت و پاداش بزرگ مهيا ساخته است.[2]
گرچه بالفظ«حافظين و حافظات»بر مسئله مسائل جنسى اشاره فرموده ولى ديگر امور ياد شده در آيه هم لازم است محافظت شود، اسلام و ايمان و صداقت و اهل عبادت بودن و صبر و خشوع و كمك به محرومين و روزه و ياد خداوندى از امورى است و از حدودى است كه حفظ آن واجب است، اگر خداوند متعال امر به عمل صالح
مىكند و غير آن را خسران و زيان مىداند، چنانكه در سوره عصر مىفرمايد: «همانا انسان در خسران و زيان است مگر كسانى كه ايمان و عمل صالح
[1]. سوره توبه، آيه 112.
[2]. سوره احزاب، آيه 35 ..
داشته باشند، و سفارش به حق و صبر كنند».[1]مسلماً محافظت بر آن ايمان و اعمال صالح را به طريق اولى از او مىخواهد.
در جاى ديگر قرآن در مورد زنان صالح و پاكدامن مىفرمايد: زنان صالح كسانى هستند كه به عبادت پروردگار پرداخته و در غياب شوهران خود، خود را حفظ مىكنند و پاكدامنى را رعايت كرده و حقوق شوهران را محافظت مىكنند و از طرف ديگر آنچه را خداوند امر به حفظ آن كرده، حفظ مىكنند، يعنى حقوق خداوند را هم رعايت مىكنندفَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللهُ[2]
پس نه فقط حق نماز و رعايت آن لازم است، بلكه تمام حقوق الهى نيز لازم الاتباع و محافظت و حفظ آن واجب مىباشد و پرهيزگار واقعى آن است كه اين حقوق را تضييع و پايمال نكند.
اسرار مردم، گفتههاى خصوصى انسانها، دست و پا و اعضاء و جوارح ما همه و همه از امانات الهى و از امورى است كه حفظ آن واجب است.
و از بزرگترين امورى كه حفظ آن بر ما واجب است كتاب خداوند و عترت اهلبيت پيامبر (صلى الله عليه و آله) است يعنى همان دو گوهر گرانبها كه در حديث ثقلين آمد
(كتاب الله و عترتى)
و حفظ اين دون، توجه و عمل به دستورات آنها و محبت آنها است.
مولى على (عليه السلام) نيز در نهجالبلاغه مىفرمايند:
«واسْتَتِمُّوا نِعْمةَ اللّهِ عَلَيكُم بالصَّبر عَلى طاعةِ اللّه و المُحافَظَة عَلى ما اسْتَحْفَظَكُم مِنْ كِتابه»:
«با صبر بر
عبادت و بندگى خدا و با محافظت بر كتاب خدا و آنچه از شما در آن خواسته بر آن محافظت كنيد، نعمت خدا را بر خود تمام كنيد (اگر اطاعت و حفاظت كرديد خداوند نعمت خود را بر شما تمام خواهد كرد».[3]
[1]. «انَّ الانسانَ لَفى خُسْر الَّا الذين آمنُوا و عَمِلوا الصّالِحاتِ و تَواصَوا بالحقِّ و تَواصَوا بالصّبر».
[2]. سوره نساء، آيه 34.
[3]. خطبه 173، صبحى صالح و 172 فيض الاسلام ..