بودهايد».[1]
«تمائيل» جمع «تمثال» به معنى موجود صورت دار است، و به مجسمه و عكسهاى نقاشى شده هر دو گفته مىشود.
«عاكفون» از ماده «عكوف» به معنى توجه مستمر آميخته به تعظيم است، و واژه «اعتكاف» براى عبادت مخصوصى كه در مسجد انجام مىشود نيز از اين ريشه مشتق شده است.
آرى در حقيقت بتپرستان هيچ دليل منطقى به جز تقليد كوركورانه از نياكان خود نداشتند، و به همين دليل ابراهيم (عليه السلام) آنها را در ضلال مبين و گمراهى آشكار مىشمرد.
در ادامه همين آيات كه بيانگر محاكمه تاريخى او در برابر بتپرستان بابل است، مىگويد: «آيا شما جز خدا موجوداتى را مىپرستيد كه نه كمترين سودى براى شما دارند، و نه زيانى مىرسانند» و بعد مىافزايد:افٍّ لَكُم وَ لِما
تَعْبُدونَ مِن دوُنِ اللّهِ افَلا تَعْقِلُون:«افّ بر شما و بر آنچه پرستش مىكنيد، آيا انديشه نمىكنيد، و عقل و تعقل نداريد!»[2]
اين نكات شمهاى كوچك از مطالبى بود كه مىتوان در مورد علم و جهل گفت.[3]در پايان چند حديث جالب ذكر مىشود:
1- مولى على (عليه السلام) فرمودند:
«الجاهِلُ صَغير و ان كانَ شَيخاً و العالِمُ كَبير و ان كان حَدَثاً»:
«جاهل كودك است، هر چند پير باشد، و عالم بزرگ است هر چند جوان
[1]. سوره انبياء، آيه 52- 54.
[2]. سوره انبياء، آيه 67.
[3]. نكاتى كه درباره علم و جهل ذكر شد از كتاب «پيام قرآن» تفسير موضوعى نمونه، جلد 1، اقتباس شده بود، خوانندگان عزيز مىتوانند براى اطلاع بيشتر به آن كتاب از صفحه 55 تا 100 مراجعه كنند ..
و كم سن و سال باشد».[1]
2- در عبارتى ديگر، مولى على (عليه السلام) فرمودند:
«لو سَكَتَ الجاهِلُ مَا اخْتَلف النّاس»:
«اگر جاهل سكوت اختيار مىكرد هرگز اختلافى در ميان مردم نمىافتاد».[2]
3- و نيز فرمودند:
«العلماء غُرَباء لكثرة الجهال بينهم»:
«دانشمندان غريب هستند، چون جاهلان در ميان آنها فراوانند».[3]
4- و در جاى ديگر فرمود:
«لاترى الجاهل الّا مُفْرطاً او مُفَرّطا»:
«جاهل را نمىبينى، مگر در حال افراط يا تفريط».[4]
پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله) نيز فرمودند:
«فقيه واحد اشَدّ على ابليس مِنْ الف عابد»:
«يك فقيه دانشمند در برابر شيطان محكمتر از هزار عابد است» (يعنى زحمت آن دانشمند براى او بيشتر از هزار عابد است).[5]
33- ابرار
حضرت صفت سوم روزانه پرهيزگاران را نيكوكارى مىشمارد، و چنانكه از كتب لغت استفاده مىشود «برّ» (به فتح باء) در اصل به معناى وسعت و گستردگى است و از اين رو صحراهاى وسيع را «برّ» گويند، در مقابل بحر، و از آنجا كه افراد نيكوكار اعمالشان نتيجه گستردهاى در سطح جامعه دارد، اين واژه بر آنها اطلاق مىشود، پس «برّ» به معنى شخص نيكوكار مىشود و «برّ» (به كسر ياء) به معنى نيكى كردن و نيكوكارى است.[6]بعضى گفتهاند «خير» اعم از «برّ» است زيرا «برّ» نيكى
[1]. بحار الانوار، جلد 1، صفحه 83.
[2]. بحار الانوار، جلد 78، صفحه 81.
[3]. بحار الانوار، جلد 78، صفحه 81.
[4]. نهجالبلاغه، كلمات قصار، كلمه 70.
[5]. بحار الانوار، جلد 1، صفحه 177.
[6]. در اين كه ابرار جمع چيست؟ اختلاف است: مفردات راغب ابرار را جمع بارّ و بررة را جمع برّ دانسته و صحاح جوهرى عكس اين گفته «ابرار جمع برّ» و بررة جمع بارّ و بعضى ابرار را جمع هر دو گرفتهاند. برّ و بارّ، هر كدام باشد، معنى ابرار واضح است كه به معنى نيكان است ..
با توجه است ولى خير اعم است. ابنميثم در شرح خود برّ و نيكى را به صفت حميده عفّت برگردانده كه حد وسط بين خمودى شهوت و فجور است و شاهد بر سخن خود اين آورده است كه به انسان بدكار «فاجر» گويند.[1]نكته ديگر اين كه «فاجر» از ريشه «فجر» به معنى شكافتن وسيع است؛ خواه شكافتن زمين يا چيز ديگر و از آنجا كه نور صبح پرده شب را مىشكافد «فجر» گويند و به «فاجر» هم «فاجر» گويند زيرا پرده حيا و پاكى را مىدرد.[2]
حال، اول به سراغ مقام ابرار مىرويم، و دوم اين كه ابرار چه كسانى هستند؟ و سوم اين كه نشانه ابرار چيست، و چگونه مىتوان در زمره آنها داخل شد؟
مقام ابرار
در آيات مختلفى از قرآن مجيد، سخن از ابرار و مقام آنها است، همچنان كه در بعضى آيات، سخن از فجّار و جايگاه آنها است. براى نمونه در سوره انفطار، آيات 13 و 14 مىخوانيم:إِنَّ الْابْرَارَ لَفِى نَعِيم- وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِى جَحِيم: «نيكان در نعمت فراوانند و بدكاران در دوزخ».
در سوره مطففين نيز فرموده:إِنَّ كِتَابَ الْابْرَارِ لَفِى عِلِّيِّينَ: «نامه اعمال نيكان در عليين است».[3]إِنَّ كِتَابَ الفُجَّارِ لَفِى سِجِّين: «نامه اعمال بدكاران در سجّين است».[4]
«سجّين» به تعبير ساده، دفتر كلّى است كه حساب همه بدكاران در آن است و «عليين» نيز چنين است، ولى فقط نامه اعمال و حساب هر يك از نيكان در آن
[1]. ابن ميثم، جلد 3، ذيل همين فراز، صفحه 418.
[2]. تفسيرنمونه، جلد 25، صفحه 351.
[3]. سوره مطففين، آيه 18.
[4]. همان سوره، آيه 7 ..
منعكس است. «طريحى» در «مجمع البحرين» در ماده «سجن» درباره سجّين گويد:
«و فى التفسير هو كتابٌ جامعٌ ديوانُ الشّر دوّن اللّهُ فيه اعْمالَ الكفرة و الفَسَقَة مِنَ الجِنِّ وَ الانس»:
«در تفسير آمده است كه سجين كتابى است جامع ديوان بديها كه خداوند اعمال كافران و فاسقان جنّ و انس را در آن تدوين كرده است». البته طريحى روشن نساخته كه اين تفسير از معصوم است يا غير او.[1]
در سورههاى انفطار و مطففين، به طور مجمل درباره ابرار و فجّار سخن آمده است و به طور مشروح، خصوصاً درباره ابرار در سوره دهر (انسان) بيان گرديده است. آنجا كه مىفرمايد:إِنَّ الْابْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْس كَانَ مِزَاجُهَا كَافُوراً- عَيْناً يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيراً: «نيكان از جامى مىنوشند كه با عطر
خوشى آميخهت است* از چشمهاى كه بندگان خاص خدا از آن مىنوشند، و از هر جا بخواهند آن را جارى مىسازند».[2]
در حديثى از امام باقر (عليه السلام) درباره اين چشمه آمده:
«هِىَ عَينٌ فى دارِ النّبى (صلى الله عليه وآله) تَفْجُر الى دوُر الانْبياء و المؤمنين»:
«اين چشمهاى است در خانه پيغمبر اسلام (صلى الله عليه وآله) كه از آنجا به خانه ساير پيامبران و مؤمنان جارى مىشود».[3]
در ادامه اين سوره، سخن از بهشت و حرير و تكيه زدن بر تختهاى زيبا زير سايه درختان بهشتى و چيدن ميوههاى بهشت است و اين كه گرداگرد ابرار ظرفهاى نقره و قدحهاى بلورين مىگردانند (كنايه از اين كه بهترين غذاها و نوشيدنىها براى آنها آماده است)، از چشمهاى كه «سلسبيل» نام دارد شراب بهشتى نوشند، نوجوانانى چون مرواريد گرداگرد آنها به خدمت مشغولند، لباسهاى حرير نازك و
[1]. تفسير نمونه، جلد 26، صفحه 5- 254.
[2]. سوره دهر (الانسان)، آيات 6- 5.
[3]. تفسير (نور الثقلين)، جلد 5، صفحه 477 و (روح المعانى)، جلد 29، ص 155، به نقل از تفسير نمونه، جلد 25، صفحه 350 ..
سبز و ديباى ضخيم پوشيده و دستبندهائى از نقره به دست داشته و خدا از آنها قدردانى مىكند.
اين مقام به قدرى بلندمرتبه است، كه صاحبان عقل و خرد بر آنها غبطه خورند، و از خدا جايگاه آنها را مىطلبند.
در سوره آلعمران مىفرمايد:(إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماوَاتِ وَالْارْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَايَات لِّاولِى الْالْبَابِ* الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللهَ قِيَاماً وَقُعُوداً وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِى خَلْقِ السَّماوَاتِ وَالْارْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ- رَبَّنَا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَار-
رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِياً يُنَادِى لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْابْرَارِ* رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدْتَّنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلَا تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لَا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ):«همانا در آفرينش آسمانها و زمين و رفت و آمد شب و روز، نشانههاى (روشنى) براى صاحبان خرد و عقل است* همانها كه خدا را در حال ايستادن و نشستن و آنگاه كه به پهلو خوابيدهاند ياد مىكنند (انسان معمولا از اين سه حالت خالى نيست، يعنى در همه حال ياد خدا مىكنند): و در اسرار آفرينش آسمانها و زمين مىانديشند (و مىگويند)، بارالها اين را بيهوده نيافريدهاى، منزّهى تو، ما را از عذاب آتش نگاه دارد* پروردگارا هر كه را تو (به خاطر اعمالش) به آتش افكنى، او را خوار و رسوا ساختهاى و اين چنين افراد ستمگر، ياورى ندارند* پروردگارا ما صداى منادى توحيد را شنيديم كه دعوت مىكرد به پروردگار خود ايمان بياوريد و ما ايمان آورديم، (اكنون كه چنين است) پروردگارا گناهان ما را ببخش و ما را با نيكان (و در مسير آنها) بميرآن پروردگارا آنچه را كه به وسيله پيامبران، ما را وعده فرمودى به ما مرحمت كن و ما را در روز رستاخيز رسوا مگردان، زيرا تو هيچگاه از وعده خود تخلف نمىكنى».[1]
[1]. سوره آلعمران، آيه 191 تا 195 ..
اهميت آيات فوق
در احاديث و روايات اهميت بسزائى به اين آيات داده شده است:
«عطاء بن ابى رياح» گويد: روزى نزد عايشه رفتم از او پرسيدم، شگفت انگيزترين چيزى كه در عمرت از پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله) ديدى چه بود؟ او گفت: كار پيامبر (صلى الله عليه وآله) همه شگفتانگيز بود، ولى از همه عجيبتر اين كه شبى از شبها كه پيامبر (صلى الله عليه وآله) در منزل من بود به استراحت پرداخت، هنوز آرام نگرفته بود كه از جا برخاست و لباس پوشيد و وضو گرفت و به نماز ايستاد، و آن قدر در حال نماز و در جذبه خاص الهى اشك ريخت، كه جلو لباسش از اشك چشمش تر شد، سپس سر به سجده نهاد، و چندان گريست كه زمين از اشك چشمشتر شد، و همچنان تا طلوع صبح منقلب و گريان بود، هنگامى كه «بلال» او را به نماز صبح خواند، پيامبر (صلى الله عليه وآله) را گريان ديد، عرض كرد چرا چنين گريانيد؟! شما كه مشمول لطف خدا هستيد؟ فرمود:
«افَلا اكُونُ لِلّهِ عَبْداً شَكوراً ...»:
«آيا نبايد بنده شكرگزار خدا باشم؟» چرا نگريم خداوند در شبى كه گذشت آيات تكان دهندهاى بر من نازل كرده است، و سپس شروع به خواندن پنج آيه فوق كرد.
و در پايان فرمود:
«وِيْلٌ لِمَنْ قَرأها و لم يتفَكّر فيها»:
«واى به حال آن كسى كه آنها را بخواند ولى در آنها نينديشد».[1]جمله اخير كه افراد را با تأكيد فراوان به تفكر هنگام تلاوت اين آيات امر مىكند، در روايات متعددى به عبارات گوناگون نقل شده است.
از امام على (عليه السلام) نيز نقل شده كه پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله) هرگاه براى نماز شب برمىخاست، نخست مسواك زده و سپس نظر به آسمان مىافكند و اين آيات را زمزمه مىكرد،[2]و
[1]. تفسير ابوالفتوح رازى، ذيل همين آيات.
[2]. تفسير نور الثقلين و مجمع البيان ..
در روايات اهلبيت (عليهم السلام) هم دستور رسيده هر كه براى نماز شب برمىخيزد اين آيات را تلاوت كند.[1]
از «نوف بكّالى» كه از ياران خاص مولى على (عليه السلام) بود نيز رسيده كه گفت: شبى در خدمتش بودم، هنوز چشم مرا خواب فرانگرفته بود كه ديدم امام (عليه السلام) برخاست، و شروع به خواندن اين آيات كرد، سپس مرا صدا زد و گفت: اى نوف! خوابى يا بيدار؟ عرض كردم بيدارم و صحنه آسمان را تماشا مىكنم، فرمود: خوشا آنان كه آلودگىهاى زمين را نپذيرفتند و به اين راه آسمان پيش رفتند (از چهار ديوار عالم ماده بيرون پريده و روح بلند آنها ملكوت آسمانها را سير مىكند).[2]
از آيات فوق بلندى جايگاه ابرار روشن مىشود. كسانى كه اولوالالباب و صاحب خرد هستند، و هميشه در ذكر و ياد خدا به سر مىبرند، از بارگاه الهى زندگى و مرگ چون ابرار مىطلبند، در آيه 194 ديديم كه صاحبان خرد و انديشه سه چيز از خدا خواستند: 1- غفران ذنوب. 2- تكفير سيئات. 3- قرار گرفتن و محشور شدن با ابرار.[3]
[1]. تفسير نور الثقلين و مجمع البيان.
[2]. تفسير نمونه، جلد 3، صفحه 213.
[3]. در اين كه چه فرق است بين خواسته اول و دوم صاحبان انديشه، جوابهائى مفسرين ذكر كردهاند كه: جامعترين جواب، در تفسير اطيب البيان، بيان شده است، صاحب اين تفسير سه وجه ذكر كرده است:
1- غفران به معنى ستر و پوشيدن است، يعنى كسى جز ذات الهى خبر از گناهان من نداشته باشد، و تكفير از بين بردن گناه است، يعنى خدايا گناهان مرا محو كن نه فقط بپوشان (در مقابل احباط كه از بين بردن عبادت است مثل اين كه انسان اگر مشرك شود اعمال او حبط و نابود مىشود).
2- ممكن است «ذنوب» گناهان كبيره و «سيئات» گناهان صغيره باشد؛ يعنى خدايا با اجتناب از كبائر، كبائرى را كه مرتكب شدهايم، بپوشان و گناهان صغيره را محو نما و اين احتمال به قرينه آيه 31 سوره نساء است:(إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ)؛اگراز كبائرى كه نهى شدهايد اجتناب كرديد، سيئات شما را محو مىكنيم.
3- ممكن است غفران، آمرزش گناه باشد، اگر بدون توبه از دنيا رود، يعنى اگر موفق به توبه نشديم گناهان ما را ستر نما و تكفير اشاره به اين كه اگر موفق به توبه شديم آنها را محو نما.
نكته ديگر اين كه در آيه 195 كه صاحبان خرد از خدا مىخواهند تا آن چه به رسولانش وعده داده به آنها مرحمت كند؛ سؤالى مفسرين در اينجا مطرح كردهاند، كه (بعد از علم به اين كه خلف وعده قبيح و بر خدا محال است، اين درخواست كه خدا به وعدههايش عمل كند چه معنى دارد، مگر او عمل نمىكند!) در جواب اين سؤال در مجمع البيان چهار وجه ذكر شده كه صاحب اطيب البيان به اين 4 جواب راضى نشده و خود جواب ديگرى ذكر كرده كه مىتوانيد به ذيل همين آيات به اين تفاسير رجوع كنيد ..
تا به اينجا سخن از مقام ابرار بود، حال ببينيم ابرار چه كسانى هستند.
ابرار چه كسانى هستند؟
گفته شد كه در آيات قرآن، مثل آيه 193 سوره آلعمران و آيات 5 تا 22 سوره دهر و آيه 13 سوره انفطار و آيات 19 به بعد سوره مطففين سخن از ابرار و مقامات والاى آنها است.
در حديثى از امام مجتبى (عليه السلام) است كه مى فرمايد:
«كُلَّما فى كِتابِ اللّه عَزَّوَجَلَّ مِنْ قَوله انَّ الابرابر فَوَاللّه ما ارادَ بِه الّا علىَّ بْن ابيطالِب وَ فاطِمة و انَا و الحُسَين:
«هر جا در قرآن مجيد(انّ الابرار)آمده، قسم به خدا، اراده نكرده مگر على بن ابيطالب و فاطمه و من و حسين (عليهم السلام) را».[1]
بدون شك خمسه طيبه و طاهره از ابرار و از مصاديق روشن و بارز آن هستند، و چنان كه در تفسير سوره دهر آمده، اين سوره عمدتاً به على (عليه السلام) و فاطمه و حسن و حسين (عليهم السلام) اشاره دارد و 18 آيه آن اشاره به فضائل آنها است، گرچه شأن نزول مانع از عموميت و گسترش مفهوم آيات نمىباشد.
البته قابل ذكر است كه گاهى ابرار و گاهى مقربين گفته مىشود، ظاهراً نسبت
[1]. «نور الثقلين»، جلد 5، صفحه 533 (حديث 33) به نقل از تفسير نمونه، جلد 26، صفحه 1- 280 ..