توصيه ائمّه:به مواسات
در روايات بسيارى نقل شده است كه ائمّه عليهمالسّلام، پيروان خويش را به مواسات سفارش مىنمودهاند و كسانى راكه داراى چنين رفتارى نبودند، شيعه خود نمىدانستند. درواقع، كمال تشيّع را به اين مىدانستند كه مؤمنان باهم به مواسات رفتاركنند.
دراينجا به برخى از آن روايات، اشاره مىشود:
يكى از روات به نام ابو اسماعيل مىگويد به امام باقر7، عرض كردم فدايت شوم، شيعيان نزد ما بسيارند. حضرت فرمود:
«فَهَلْ يَعْطِفُ الْغَنِىُّ عَلَى الْفَقيرِ وَهَلْ يَتَجاوَزُ الْمُحْسِنُ عَنِ الْمُسيىءِ وَيَتَواسَونَ؟
فَقُلْتُ: لا. فَقالَ: لَيْسَ هؤُلاءِ شيعَةً، الشّيعَةُ مَنْ يَفْعَلُ هذا»[1]
آيا ثروتمند بر فقير، محبّت و توجه مىكند وآيانيكوكار از بدكار مىگذرد و با يكديگر مواسات دارند؟ گفتم: خير. فرمود: آنها شيعه نيستند. شيعه كسى است كه اين گونه عمل كند.
در روايت ديگرى ازامام موسى بن جعفر7نقل شده كه فرمود:
«يا عاصِمُ! كَيْفَ انْتُمْ فِى التَّواصُلِ وَالتَّواسى؟ قُلْتُ: عَلى افْضَلِ ما كانَ عَلَيْهِ احَدٌ.
قالَ: ايَأْتى احَدُكُمْ الى دُكَّانِ اخيهِ اوْ مَنْزِلِهِ عِنْدَ الضَّائِقَةِ فَيَسْتَخْرِجُ كيسَهُ وَ يَأْخُذُ ما يَحْتاجُ الَيْهِ فَلا يُنْكَرُ عَلَيْهِ؟ قالَ: لا. قالَ: فَلَسْتُمْ عَلى ما احِبُّ فِى التَّواصُلِ»[2]
اى عاصم! شما در رسيدگى به يكديگر ورعايت مواسات با هم چگونهايد؟ گفتم: بر بهترين وجهى كه كسى برآن مىباشد. فرمود: آيا اينطور هست كه يكى از شما در تنگدستى به مغازه يا منزل برادرش برود و كيسه او را درآورد و آن مقدار كه نياز دارد، بردارد و كسى براو ايراد نگيرد؟ گفتم: خير. فرمود: پس در مواصلت با هم آن گونه نيستيد كه دوست مىدارم.
[1]- بحارالانوار، ج 74، ص 254.
[2]- همان مدرك، ص 232.
تحقق اين توصيهها، فقط در سايه دستورات اخلاقى وارشادات عقيدتى ممكن مىشود. يعنى مواسات (وهمچنين ايثار) تنها در جامعهاى مىتواند وجود پيدا كند كه مردم بر مبناى بينش توحيدى والهى، داراى فرهنگى غنى باشند و داراى هدف مشخص بوده و حركت آنان به سوى تكامل، يعنى تقرّب به اللّه باشد.
ايثار وارزش آن
«ايثار» به معنى ترجيح دادن و غرض ديگران را بر غرض خويش مقدّم داشتن است.[1]ودراصطلاح عبارت است از بخشش مال به كسى، با وجود احتياج به آن.[2]اين صفت، بالاترين درجه جود و بخشش است و از مواسات نيز بالاتر مىباشد.
صفت ايثار در تعاليم اسلامى بسيار مورد توجه قرار گرفته و بدان اهميت داده شده است تا آنجا كه از آن به عنوان «اعْلَى الْمَكارِمِ»[3]و برترين صفات اخلاقى نام برده شده است. ايثار، مواسات، انفاق، گذشت، خيرخواهى و مانند اينها مبتنى بر «ديگر خواهى» است و مسلمان واقعى، كسى است كه تنها در فكر خود نبوده و بين خود وهمنوعان خود فرق نگذارد منافع آنها رامنافع خود بداند و درموارد لزوم آنان را برخود مقدم دارد.
قرآن كريم، «انصار» را كه در حال فقر، از برادران مهاجر خود، با تقسيم اموال و خانههاى خويش پذيرايى كردند وآنان را برخود مقدّم داشتند، چنين مىستايد:
«وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ»[4]
ديگران را برخود مقدم مىدارند، هرچند فقير و نيازمند باشند.
سوره «هل اتى» درباره ايثار پر شكوه اهل بيت (ع) نازل شده كه ضمن
[1]- لغت نامه دهخدا، ج 8، ص 543، دانشگاه تهران.
[2]- جامع السعادات، ج 2، ص 122، بيروت.
[3]- شرح غرر الحكم، ج 1، ص 242.
[4]- حشر، آيه 9.
تقديرفراوان از آنان، نشانگر اهميت اسلام به روحيه ايثار و فداكارى است. در روايات و بيانات ائمّه طاهرين:تعبيرهاى مختلفى درزمينه ارزش ايثار به چشم مىخورد كه به چند نمونه از آنهااشاره مىكنيم:
روايت شده كه حضرت موسى (ع) از خداوند درخواست مىكند كه درجات پيامبر اكرمصلىالله عليهوآله وامّتش را به او بنماياند. چون حضرت موسى طاقت ديدن آن درجات را نداشت، خداوند يكى ازمنزلهاى بزرگ آن حضرت را كه به واسطه آن برموسى و ديگران برترى يافته، به وى نشان داد. موسى با ديدن آن انوار ومقام قرب خاص الهى نزديك بود قالب تهى كند، عرض كرد: «پروردگارا! محمد6را چگونه به اين كرامت رساندهاى؟» خداوند پاسخ داد:
«بِخُلْقٍ إِخْتَصَصْتُهُ بِهِ مِنْ بَيْنِهِمْ وَ هُوَالْإِيثارُ»[1]
به خاطر صفتى او را از ميان مردم، مخصوص به اين (كرامت) گردانيدم و آن ايثار است.
سيره عملى پيامبر اكرم6بيانگر اين است كه «ايثار» شعار آن حضرت بوده، چنانچه نقل شده كه «هرگز سه روز پى درپى غذاى سير نخورد، تا از دنيا رفت واگر مىخواست مىتوانست ولكن آ نچه داشت به مردم ايثار مىكرد.»[2]
على7فرمود:
«أَلْإيثارُ سَجِيَّةُ الْأَبْرارِ، وَشيمَةُ الْأَخْيارِ»[3]
ايثار، خوى نيكوكاران و شيوه نيكان است.
در جاى ديگر فرمود:
«أَلْأيثارُ اعْلى مَراتِبِ الْكَرَمِ وَافْضَلُ الشِّيَمِ»[4]
[1]- مجموعه ورّام، ج 1، ص 173، بيروت.
[2]- همان مدرك، ج 1، ص 172.
[3]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 164.
[4]- همان مدرك، ج 1، ص 372.
ايثار، بالاترين مرتبه جود و بخشش و برترين خصلتهاست.
با توجّه به اين روايات، روشن مىشود، كه «ايثار» از پرشكوهترين مظاهر اخلاق انسانى است، وتنها انسانهاى بزرگى به اين قلّه بلند صعود مىكنندكه دوستى دنيا در دل ندارند ودركمال زهد و پارسايى زندگى مىكنند.
ويژگيهاى ايثار گران
درقرآن كريم و روايات اسلامى، درموارد متعدّد، خصوصيات و ويژگيهاى ايثار گران ذكر شده است كه ما در اين درس به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
الف- ايمان و جهاد
خداوند تعالى، ايثارگران انصار راكه در روزهاى دشوار و ايّام غربت اسلام به يارى دين خدا وپيامبر6برخاستند، به صفت «ايمان حقيقى» ستوده، آنها را در رديف مجاهدان راه خدا ذكر مىكند و مىفرمايد:
«وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الَّذِينَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا»[1]
آنها كه ايمان آوردند و هجرت كردند و در راه خدا جهاد نمودند و آنها كه پناه دادند و يارى كردند، آنان مؤمنان حقيقى و راستين هستند.
و على7مىفرمايد:
«الايثارُ أَحْسَنُ الْإِحْسانِ وَاعْلى مَراتِبِ الْايمانِ»[2]
ايثار بهترين احسان و بالاترين درجات ايمان است.
[1]- انفال، آيه 74.
[2]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 31.
ايثارگران به واسطه ايمان راستين، براحتى درصف مجاهدان راه خدا درآمده و با ايثار جان و مال، دين خدا را يارى مىكنند.
ب- اخلاص
قرآن كريم، ايثار على (ع) وخاندان گرامىاش را با صفت اخلاص مىستايد كه آنان غذاى خود را با دست خود و با نياز شديدى كه به آن داشتند، به خاطر عشق به خدا، به مسكين، يتيم واسير دادند و از اعماق وجودشان به آنها گفتند:
«إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً»[1]
ما شما را فقط براى خدا اطعام مىكنيم، وپاداش و تشكرى از شما نمىخواهيم.
ج- زهد
ايثار گران براثر شدّت زهد و دلبسته نبودن به دنيا، ديگران را به آسانى برخود مقدّم داشته، خود را براى آسايش ديگران به رنج مىاندازند. آنان، پارسايى خود را با «ايثار» زينت مىبخشند. پيامبراكرم صلىالله عليه و آله فرمود:
«أَلْأيثارُ زينَةُ الزُّهْدِ»[2]ايثار، زينت زهد و پارسايى است.
و على7در خطبه متّقين مىفرمايد:
«نَفْسُهُ مِنْهُ فى عَناءٍ وَالنَّاسُ مِنْهُ فى راحَةٍ»[3]
متّقى كسى است كه نفس او (به واسطه سختگيريهاى خودش) از او دررنج است ومردم از ناحيه او در آسايشند.
د- كرامت نفس
ايثارگران، راد مردانى هستند كه درحالت عادى، جود وبخشش وكمك به
[1]- انسان، آيه 9.
[2]- بحارالانوار، ج 77، ص 133، اسلاميه.
[3]- نهج البلاغه، فيض، خطبه 184.
مستمندان، براى آنان امرى سهل و آسان است، بطورى كه به آن عادت كردهاند؛ در صحنههاى ازخود گذشتگى گوهرهاى پاك انسانى، كرامت نفس، پاكيزگى، صفا وبلندى مرتبه نفوس خود را آشكار مىكنند و به تعبير اميرمؤمنان7:
«عِنْدَالْايثارِ عَلَى النَّفْسِ تَتَبَيَّنُ جَواهِرُالْكُرَماءِ»[1]
هنگام ايثار، گوهرهاى (شرافت و بلندى مرتبه) كريمان آشكار مىشود.
ازحذيفه عدوى نقل شده كه گفت:
روز جنگ «يرموك» با خود آبى برداشتم تا پسرعمويم راكه دربيابان، تشنه افتاده بود، بيابم و به او آبى برسانم. هنگامى كه به او رسيدم وهنوز رمقى در بدن داشت، خواستم به او آب بدهم كه فريادنالهاى از پشت سر من برآمد، پسرعمويم به جاى نوشيدن آب با وجود تشنگى شديد ناشى از نبرد و خونريزى زياد و حالت احتضار، اشاره كرد كه آب را براى آن مجروح ببرم. بر سراو رفتم، ديدم هشام بن العاص است. خواستم به او آب بدهم، ناله ديگرى برآمد. او نيز اشاره به مجروح سوّمى كرد. چون نزد وى رسيدم، جان داده بود. به سوى هشام برگشم كه روح او نيز پرواز كرده بود. دراين هنگام به سوى پسر عمويم باز گشتم كه او هم از دنيا رفته بود. گفتم: سبحان الله، اينست ايثار.[2]
ه- مروّت و جوانمردى
مروّت و جوانمردى، لازمه ايثار و فداكارى است و ايثارگران به علت از خود گذشتگى، به قلّه كمال انسانى، دست مىيابند. حضرت على (ع) دراين باره مىفرمايد:
«مَنْ آثَرَ عَلى نَفْسِهِ بالَغَ فِى الْمُرُوَّةِ»[3]
هركه ديگران را برخود مقدّم بدارد، درمروّت وجوانمردى به كمال رسيده است.
[1]- شرح غرر الحكم، ج 4، ص 326.
[2]- درآمدى براقتصاد اسلامى، دفتر همكارى حوزه و دانشگاه، ج 1، ص 263 به نقل از تفسير روح الجنان، ج 11، ص 103، با اندك تغييراتى در عبارت.
[3]- شرح غرر الحكم، ج 5، ص 255.
خلاصه درس
يكى ديگر از بحثهاى مربوط به اخلاق اقتصادى، مواسات وايثار است كه دراسلام از ارزش والايى برخوردار مىباشد.
مواسات، شركت دادن ديگران دراموال خويش است و ايثار كه چيزى بالاتر از مواسات مىباشد، به معناى مقدّم داشتن ديگران بر خويشتن آمده است، يعنى درمواردى كه هم ديگران به چيزى نياز دارند و هم شخص به آن نيازمند است، ديگران را برخويش مقدّم بدارد.
ائمّه:، در روايات بسيارى، پيروان خويش را به مواسات وايثار سفارش نمودهاند و آنان كه داراى چنين رفتارى نبودند، شيعه نمىدانستند.
ويژگيهاى ايثار گران، كه آنها را از ديگران متمايز مىكند عبارتند از: ايمان درجهاد، اخلاص، زهد، كرامت نفس ومروّت و جوانمردى.
پرسش
1- مواسات را توضيح دهيد.
2- حديثى درباره مواسات بيان كنيد.
3- ايثار چيست و ارزش آن را بنويسيد.
4- ويژگيهاى ايثار گران را بطور خلاصه توضيح دهيد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة