بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 119

تقديرفراوان از آنان، نشانگر اهميت اسلام به روحيه ايثار و فداكارى است. در روايات و بيانات ائمّه طاهرين:تعبيرهاى مختلفى درزمينه ارزش ايثار به چشم مى‌خورد كه به چند نمونه از آنهااشاره مى‌كنيم:

روايت شده كه حضرت موسى (ع) از خداوند درخواست مى‌كند كه درجات پيامبر اكرم‌صلى‌الله عليه‌وآله وامّتش را به او بنماياند. چون حضرت موسى طاقت ديدن آن درجات را نداشت، خداوند يكى ازمنزلهاى بزرگ آن حضرت را كه به واسطه آن برموسى و ديگران برترى يافته، به وى نشان داد. موسى با ديدن آن انوار ومقام قرب خاص الهى نزديك بود قالب تهى كند، عرض كرد: «پروردگارا! محمد6را چگونه به اين كرامت رسانده‌اى؟» خداوند پاسخ داد:

«بِخُلْقٍ إِخْتَصَصْتُهُ بِهِ مِنْ بَيْنِهِمْ وَ هُوَالْإِيثارُ»[1]

به خاطر صفتى او را از ميان مردم، مخصوص به اين (كرامت) گردانيدم و آن ايثار است.

سيره عملى پيامبر اكرم6بيانگر اين است كه «ايثار» شعار آن حضرت بوده، چنانچه نقل شده كه «هرگز سه روز پى درپى غذاى سير نخورد، تا از دنيا رفت واگر مى‌خواست مى‌توانست ولكن آ نچه داشت به مردم ايثار مى‌كرد.»[2]

على7فرمود:

«أَلْإيثارُ سَجِيَّةُ الْأَبْرارِ، وَشيمَةُ الْأَخْيارِ»[3]

ايثار، خوى نيكوكاران و شيوه نيكان است.

در جاى ديگر فرمود:

«أَلْأيثارُ اعْلى مَراتِبِ الْكَرَمِ وَافْضَلُ الشِّيَمِ»[4]

[1]- مجموعه ورّام، ج 1، ص 173، بيروت.

[2]- همان مدرك، ج 1، ص 172.

[3]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 164.

[4]- همان مدرك، ج 1، ص 372.


صفحه 120

ايثار، بالاترين مرتبه جود و بخشش و برترين خصلتهاست.

با توجّه به اين روايات، روشن مى‌شود، كه «ايثار» از پرشكوه‌ترين مظاهر اخلاق انسانى است، وتنها انسانهاى بزرگى به اين قلّه بلند صعود مى‌كنندكه دوستى دنيا در دل ندارند ودركمال زهد و پارسايى زندگى مى‌كنند.

ويژگيهاى ايثار گران‌

درقرآن كريم و روايات اسلامى، درموارد متعدّد، خصوصيات و ويژگيهاى ايثار گران ذكر شده است كه ما در اين درس به برخى از آنها اشاره مى‌كنيم:

الف- ايمان و جهاد

خداوند تعالى، ايثارگران انصار راكه در روزهاى دشوار و ايّام غربت اسلام به يارى دين خدا وپيامبر6برخاستند، به صفت «ايمان حقيقى» ستوده، آنها را در رديف مجاهدان راه خدا ذكر مى‌كند و مى‌فرمايد:

«وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الَّذِينَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا»[1]

آنها كه ايمان آوردند و هجرت كردند و در راه خدا جهاد نمودند و آنها كه پناه دادند و يارى كردند، آنان مؤمنان حقيقى و راستين هستند.

و على7مى‌فرمايد:

«الايثارُ أَحْسَنُ الْإِحْسانِ وَاعْلى مَراتِبِ الْايمانِ»[2]

ايثار بهترين احسان و بالاترين درجات ايمان است.

[1]- انفال، آيه 74.

[2]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 31.


صفحه 121

ايثارگران به واسطه ايمان راستين، براحتى درصف مجاهدان راه خدا درآمده و با ايثار جان و مال، دين خدا را يارى مى‌كنند.

ب- اخلاص‌

قرآن كريم، ايثار على (ع) وخاندان گرامى‌اش را با صفت اخلاص مى‌ستايد كه آنان غذاى خود را با دست خود و با نياز شديدى كه به آن داشتند، به خاطر عشق به خدا، به مسكين، يتيم واسير دادند و از اعماق وجودشان به آنها گفتند:

«إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً»[1]

ما شما را فقط براى خدا اطعام مى‌كنيم، وپاداش و تشكرى از شما نمى‌خواهيم.

ج- زهد

ايثار گران براثر شدّت زهد و دلبسته نبودن به دنيا، ديگران را به آسانى برخود مقدّم داشته، خود را براى آسايش ديگران به رنج مى‌اندازند. آنان، پارسايى خود را با «ايثار» زينت مى‌بخشند. پيامبراكرم صلى‌الله عليه و آله فرمود:

«أَلْأيثارُ زينَةُ الزُّهْدِ»[2]ايثار، زينت زهد و پارسايى است.

و على7در خطبه متّقين مى‌فرمايد:

«نَفْسُهُ مِنْهُ فى‌ عَناءٍ وَالنَّاسُ مِنْهُ فى‌ راحَةٍ»[3]

متّقى كسى است كه نفس او (به واسطه سختگيريهاى خودش) از او دررنج است ومردم از ناحيه او در آسايشند.

د- كرامت نفس‌

ايثارگران، راد مردانى هستند كه درحالت عادى، جود وبخشش وكمك به‌

[1]- انسان، آيه 9.

[2]- بحارالانوار، ج 77، ص 133، اسلاميه.

[3]- نهج البلاغه، فيض، خطبه 184.


صفحه 122

مستمندان، براى آنان امرى سهل و آسان است، بطورى كه به آن عادت كرده‌اند؛ در صحنه‌هاى ازخود گذشتگى گوهرهاى پاك انسانى، كرامت نفس، پاكيزگى، صفا وبلندى مرتبه نفوس خود را آشكار مى‌كنند و به تعبير اميرمؤمنان7:

«عِنْدَالْايثارِ عَلَى النَّفْسِ تَتَبَيَّنُ جَواهِرُالْكُرَماءِ»[1]

هنگام ايثار، گوهرهاى (شرافت و بلندى مرتبه) كريمان آشكار مى‌شود.

ازحذيفه عدوى نقل شده كه گفت:

روز جنگ «يرموك» با خود آبى برداشتم تا پسرعمويم راكه دربيابان، تشنه افتاده بود، بيابم و به او آبى برسانم. هنگامى كه به او رسيدم وهنوز رمقى در بدن داشت، خواستم به او آب بدهم كه فريادناله‌اى از پشت سر من برآمد، پسرعمويم به جاى نوشيدن آب با وجود تشنگى شديد ناشى از نبرد و خونريزى زياد و حالت احتضار، اشاره كرد كه آب را براى آن مجروح ببرم. بر سراو رفتم، ديدم هشام بن العاص است. خواستم به او آب بدهم، ناله ديگرى برآمد. او نيز اشاره به مجروح سوّمى كرد. چون نزد وى رسيدم، جان داده بود. به سوى هشام برگشم كه روح او نيز پرواز كرده بود. دراين هنگام به سوى پسر عمويم باز گشتم كه او هم از دنيا رفته بود. گفتم: سبحان الله، اينست ايثار.[2]

ه- مروّت و جوانمردى‌

مروّت و جوانمردى، لازمه ايثار و فداكارى است و ايثارگران به علت از خود گذشتگى، به قلّه كمال انسانى، دست مى‌يابند. حضرت على (ع) دراين باره مى‌فرمايد:

«مَنْ آثَرَ عَلى نَفْسِهِ بالَغَ فِى الْمُرُوَّةِ»[3]

هركه ديگران را برخود مقدّم بدارد، درمروّت وجوانمردى به كمال رسيده است.

[1]- شرح غرر الحكم، ج 4، ص 326.

[2]- درآمدى براقتصاد اسلامى، دفتر همكارى حوزه و دانشگاه، ج 1، ص 263 به نقل از تفسير روح الجنان، ج 11، ص 103، با اندك تغييراتى در عبارت.

[3]- شرح غرر الحكم، ج 5، ص 255.


صفحه 123

خلاصه درس‌

يكى ديگر از بحثهاى مربوط به اخلاق اقتصادى، مواسات وايثار است كه دراسلام از ارزش والايى برخوردار مى‌باشد.

مواسات، شركت دادن ديگران دراموال خويش است و ايثار كه چيزى بالاتر از مواسات مى‌باشد، به معناى مقدّم داشتن ديگران بر خويشتن آمده است، يعنى درمواردى كه هم ديگران به چيزى نياز دارند و هم شخص به آن نيازمند است، ديگران را برخويش مقدّم بدارد.

ائمّه:، در روايات بسيارى، پيروان خويش را به مواسات وايثار سفارش نموده‌اند و آنان كه داراى چنين رفتارى نبودند، شيعه نمى‌دانستند.

ويژگيهاى ايثار گران، كه آنها را از ديگران متمايز مى‌كند عبارتند از: ايمان درجهاد، اخلاص، زهد، كرامت نفس ومروّت و جوانمردى.

پرسش‌

1- مواسات را توضيح دهيد.

2- حديثى درباره مواسات بيان كنيد.

3- ايثار چيست و ارزش آن را بنويسيد.

4- ويژگيهاى ايثار گران را بطور خلاصه توضيح دهيد.


صفحه 124

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 125

درس دوازدهم تجمل گرايى‌

«تجمّل گرايى» مركّب از دو كلمه «تجمّل» و «گرايى» است. «تجمل» يعنى «خود را زينت دادن و آراسته شدن» وجمع آن «تجمّلات» به معنى «وسايل زينت و آرايش، آنچه موجب نشان دادن شأن و شكوه و زيبايى باشد»، بكار مى‌رود.[1]و كلمه «گرايى» و «گراييدن» يعنى «آهنگ كردن، ميل و رغبت كردن».[2]

باتوجه به اين معنى «تجمّل گرايى» ميل و رغبت كردن به تجمّلات و توجّه به ظواهر زندگى را مى‌گويند، كه گاهى به جاى آن، كلمه «تجمّل پرستى» به كار برده مى‌شود، كه براى بيان مقصود گوياتر است، و درجه وابستگى و بندگى تجمّل پرستان را نسبت به وسايل لوكس، زينتى و تشريفاتى بيشتر مى‌رساند.

تاريخ پيدايش روحيه تجمّل گرايى درتاريخ اسلام به زمان بنى اميّه بر مى‌گردد،

[1]- لغت نامه دهخدا، ج 14، ص 399.

[2]- فرهنگ فارسى عميد، ص 862.


صفحه 126

چنانچه جرجى زيدان مى‌نويسد:

«تجمّل پرستى و گرايش به ظاهر سازى از زمان بنى اميّه آغاز شد؛ زيرا آنان علاقه زيادى به دنيا و زينتهايش داشته، خلافت را به يك نوع سلطنت تبديل كردند، و به اندوختن زر و سيم و اسراف درآن پرداختند، بويژه «وليد بن يزيد» بقدرى گردن بندجواهر تهيه كرده بود، كه هر روز همانند تعويض لباس يك نوع و يك مدل مخصوص آن را به گردن مى‌انداخت».[1]

بعد از بنى اميّه «عبّاسيان» نيز به تقليد و پيروى از دولتهاى گذشته، دست به عيّاشى و خودكامگى زده، و گوى سبقت درتجمّل گرايى را ربودند و الگوى ساير دولتهاى اسلامى درمصر، شام، مغرب و اندلس شدند و رفته رفته اين رسم شوم، كه باعث غارت بيت المال به دست زمامداران خودكامه و ستمگر مى‌شد، ضربات مهلكى به جوامع اسلامى وارد آورد.

حال ببينيم، ديدگاه اسلام درباره تجمّل گرايى چيست؟ و چه خطراتى از اين ناحيه انسان را تهديد مى‌كند؟

تجمّل گرايى از ديدگاه اسلام‌

اسلام و قرآن به جمال، زيبايى، تجمّل و خودآرايى توجّه مخصوصى دارند، و در ضمنِ پرورشِ كليه تمايلات فطرى بشر، حسّ جمال دوستى مردم را نيز مورد حمايت و تربيت قرار داده، و استفاده صحيح از زيباييهاى طبيعت وتجمّلات را به پيروان خود توصيه كرده‌اند. قرآن كريم مى‌فرمايد:

«قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ ...»[2]

بگو، چه كسى زينتهاى الهى را، كه براى بندگان خود آفريده، حرام كرده است؟

لباس زيبا پوشيدن، مسواك كردن، شانه و روغن مالى كردن موها، معطّر بودن، و

[1]- تاريخ تمدن، ج 5، ص 125.

[2]- اعراف، آيه 31.