ايثارگران به واسطه ايمان راستين، براحتى درصف مجاهدان راه خدا درآمده و با ايثار جان و مال، دين خدا را يارى مىكنند.
ب- اخلاص
قرآن كريم، ايثار على (ع) وخاندان گرامىاش را با صفت اخلاص مىستايد كه آنان غذاى خود را با دست خود و با نياز شديدى كه به آن داشتند، به خاطر عشق به خدا، به مسكين، يتيم واسير دادند و از اعماق وجودشان به آنها گفتند:
«إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً»[1]
ما شما را فقط براى خدا اطعام مىكنيم، وپاداش و تشكرى از شما نمىخواهيم.
ج- زهد
ايثار گران براثر شدّت زهد و دلبسته نبودن به دنيا، ديگران را به آسانى برخود مقدّم داشته، خود را براى آسايش ديگران به رنج مىاندازند. آنان، پارسايى خود را با «ايثار» زينت مىبخشند. پيامبراكرم صلىالله عليه و آله فرمود:
«أَلْأيثارُ زينَةُ الزُّهْدِ»[2]ايثار، زينت زهد و پارسايى است.
و على7در خطبه متّقين مىفرمايد:
«نَفْسُهُ مِنْهُ فى عَناءٍ وَالنَّاسُ مِنْهُ فى راحَةٍ»[3]
متّقى كسى است كه نفس او (به واسطه سختگيريهاى خودش) از او دررنج است ومردم از ناحيه او در آسايشند.
د- كرامت نفس
ايثارگران، راد مردانى هستند كه درحالت عادى، جود وبخشش وكمك به
[1]- انسان، آيه 9.
[2]- بحارالانوار، ج 77، ص 133، اسلاميه.
[3]- نهج البلاغه، فيض، خطبه 184.
مستمندان، براى آنان امرى سهل و آسان است، بطورى كه به آن عادت كردهاند؛ در صحنههاى ازخود گذشتگى گوهرهاى پاك انسانى، كرامت نفس، پاكيزگى، صفا وبلندى مرتبه نفوس خود را آشكار مىكنند و به تعبير اميرمؤمنان7:
«عِنْدَالْايثارِ عَلَى النَّفْسِ تَتَبَيَّنُ جَواهِرُالْكُرَماءِ»[1]
هنگام ايثار، گوهرهاى (شرافت و بلندى مرتبه) كريمان آشكار مىشود.
ازحذيفه عدوى نقل شده كه گفت:
روز جنگ «يرموك» با خود آبى برداشتم تا پسرعمويم راكه دربيابان، تشنه افتاده بود، بيابم و به او آبى برسانم. هنگامى كه به او رسيدم وهنوز رمقى در بدن داشت، خواستم به او آب بدهم كه فريادنالهاى از پشت سر من برآمد، پسرعمويم به جاى نوشيدن آب با وجود تشنگى شديد ناشى از نبرد و خونريزى زياد و حالت احتضار، اشاره كرد كه آب را براى آن مجروح ببرم. بر سراو رفتم، ديدم هشام بن العاص است. خواستم به او آب بدهم، ناله ديگرى برآمد. او نيز اشاره به مجروح سوّمى كرد. چون نزد وى رسيدم، جان داده بود. به سوى هشام برگشم كه روح او نيز پرواز كرده بود. دراين هنگام به سوى پسر عمويم باز گشتم كه او هم از دنيا رفته بود. گفتم: سبحان الله، اينست ايثار.[2]
ه- مروّت و جوانمردى
مروّت و جوانمردى، لازمه ايثار و فداكارى است و ايثارگران به علت از خود گذشتگى، به قلّه كمال انسانى، دست مىيابند. حضرت على (ع) دراين باره مىفرمايد:
«مَنْ آثَرَ عَلى نَفْسِهِ بالَغَ فِى الْمُرُوَّةِ»[3]
هركه ديگران را برخود مقدّم بدارد، درمروّت وجوانمردى به كمال رسيده است.
[1]- شرح غرر الحكم، ج 4، ص 326.
[2]- درآمدى براقتصاد اسلامى، دفتر همكارى حوزه و دانشگاه، ج 1، ص 263 به نقل از تفسير روح الجنان، ج 11، ص 103، با اندك تغييراتى در عبارت.
[3]- شرح غرر الحكم، ج 5، ص 255.
خلاصه درس
يكى ديگر از بحثهاى مربوط به اخلاق اقتصادى، مواسات وايثار است كه دراسلام از ارزش والايى برخوردار مىباشد.
مواسات، شركت دادن ديگران دراموال خويش است و ايثار كه چيزى بالاتر از مواسات مىباشد، به معناى مقدّم داشتن ديگران بر خويشتن آمده است، يعنى درمواردى كه هم ديگران به چيزى نياز دارند و هم شخص به آن نيازمند است، ديگران را برخويش مقدّم بدارد.
ائمّه:، در روايات بسيارى، پيروان خويش را به مواسات وايثار سفارش نمودهاند و آنان كه داراى چنين رفتارى نبودند، شيعه نمىدانستند.
ويژگيهاى ايثار گران، كه آنها را از ديگران متمايز مىكند عبارتند از: ايمان درجهاد، اخلاص، زهد، كرامت نفس ومروّت و جوانمردى.
پرسش
1- مواسات را توضيح دهيد.
2- حديثى درباره مواسات بيان كنيد.
3- ايثار چيست و ارزش آن را بنويسيد.
4- ويژگيهاى ايثار گران را بطور خلاصه توضيح دهيد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس دوازدهم تجمل گرايى
«تجمّل گرايى» مركّب از دو كلمه «تجمّل» و «گرايى» است. «تجمل» يعنى «خود را زينت دادن و آراسته شدن» وجمع آن «تجمّلات» به معنى «وسايل زينت و آرايش، آنچه موجب نشان دادن شأن و شكوه و زيبايى باشد»، بكار مىرود.[1]و كلمه «گرايى» و «گراييدن» يعنى «آهنگ كردن، ميل و رغبت كردن».[2]
باتوجه به اين معنى «تجمّل گرايى» ميل و رغبت كردن به تجمّلات و توجّه به ظواهر زندگى را مىگويند، كه گاهى به جاى آن، كلمه «تجمّل پرستى» به كار برده مىشود، كه براى بيان مقصود گوياتر است، و درجه وابستگى و بندگى تجمّل پرستان را نسبت به وسايل لوكس، زينتى و تشريفاتى بيشتر مىرساند.
تاريخ پيدايش روحيه تجمّل گرايى درتاريخ اسلام به زمان بنى اميّه بر مىگردد،
[1]- لغت نامه دهخدا، ج 14، ص 399.
[2]- فرهنگ فارسى عميد، ص 862.
چنانچه جرجى زيدان مىنويسد:
«تجمّل پرستى و گرايش به ظاهر سازى از زمان بنى اميّه آغاز شد؛ زيرا آنان علاقه زيادى به دنيا و زينتهايش داشته، خلافت را به يك نوع سلطنت تبديل كردند، و به اندوختن زر و سيم و اسراف درآن پرداختند، بويژه «وليد بن يزيد» بقدرى گردن بندجواهر تهيه كرده بود، كه هر روز همانند تعويض لباس يك نوع و يك مدل مخصوص آن را به گردن مىانداخت».[1]
بعد از بنى اميّه «عبّاسيان» نيز به تقليد و پيروى از دولتهاى گذشته، دست به عيّاشى و خودكامگى زده، و گوى سبقت درتجمّل گرايى را ربودند و الگوى ساير دولتهاى اسلامى درمصر، شام، مغرب و اندلس شدند و رفته رفته اين رسم شوم، كه باعث غارت بيت المال به دست زمامداران خودكامه و ستمگر مىشد، ضربات مهلكى به جوامع اسلامى وارد آورد.
حال ببينيم، ديدگاه اسلام درباره تجمّل گرايى چيست؟ و چه خطراتى از اين ناحيه انسان را تهديد مىكند؟
تجمّل گرايى از ديدگاه اسلام
اسلام و قرآن به جمال، زيبايى، تجمّل و خودآرايى توجّه مخصوصى دارند، و در ضمنِ پرورشِ كليه تمايلات فطرى بشر، حسّ جمال دوستى مردم را نيز مورد حمايت و تربيت قرار داده، و استفاده صحيح از زيباييهاى طبيعت وتجمّلات را به پيروان خود توصيه كردهاند. قرآن كريم مىفرمايد:
«قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ ...»[2]
بگو، چه كسى زينتهاى الهى را، كه براى بندگان خود آفريده، حرام كرده است؟
لباس زيبا پوشيدن، مسواك كردن، شانه و روغن مالى كردن موها، معطّر بودن، و
[1]- تاريخ تمدن، ج 5، ص 125.
[2]- اعراف، آيه 31.
خلاصه، خود را آراستن، درحال عبادت و در معاشرت با مردم، درمسجد ومحيط كار و زندگى، از مستحباتى است كه زياده روى درآن تأكيد شده و جزء برنامه روزانه مسلمانان است. وسيره عملى پيشوايان معصوم نيز دليل بر مجاز بودن استفاده از تجمّلات در حدّ معمول است، چنانچه درتاريخ زندگى امام حسن مجتبى7مىخوانيم كه:
بهترين لباسهاى خود را درموقع نماز مىپوشيد. از وى پرسيدند: چرا بهترين لباس خود را مىپوشيد؟ در پاسخ فرمود:
«إِنَّ اللَّهَ جَميلٌ يُحِبُّ الجَمالَ فَأَتَجَمَّلُ لِرَبّى وَ هُوَ يَقُولُ:خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ»
خداوند زيباست و زيبايى را دوست دارد، به اين جهت، من لباس زيبا را براىراز و نياز با پروردگارم مىپوشم و هم او دستور داده است كه زينت خود را به هنگام رفتن به مسجد برگيريد.[1]
وامام صادق7مىفرمايد:
«إنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ يُحِبُّ الْجَمالَ وَالتَّجَمُّلَ وَ يُبْغِضُ الْبُؤْسَ وَالتَّباؤُسَ»[2]
هماناخداوند، زيبايى وتجمل (خودآرايى) را دوست دارد واز فقر و فقرنمايى بدش مىآيد.
چنانكه پيامبراكرم6نيز مىفرمايد:
«انَّ اللَّهَ يُحِبُّ اذا انْعَمَ عَلى عَبْدٍ انْ يَرى اثَرَ نِعْمَتِهِ عَلَيْهِ ...»
همانا خداوند وقتى نعمتى به بندهاى داد، دوست دارد، اثر نعمتش را براو ببيند.
از اين موارد مىتوان نتيجه گرفت كه تزيين و تجمّل از نظر اسلام، نه تنها كارى پسنديده است بلكه مورد علاقه خداوند بوده و بر ارزش عبادت مىافزايد. اين جنبه مثبت استفاده ازتجمّلات است، كه پيروان اسلام مىتوانند با بكار بستن اين دستور،
[1]- تفسير نمونه، ج 6، ص 151.
[2]- فروع كافى، ج 6، ص 440، اسلاميه.
زمينه خشنودى خداوند بزرگ رافراهم آورند.
اما نكته مهم اين است كه خواهش فطرى تجمّل وخود آرايى انسان بايد تحت مراقبت كامل قرار گيرد و به دور از هرگونه افراط وتفريط ارضا شود. اسلام دردستورات خود، حسّ خودآرايى مسلمانان را به راه صحيح و بى خطر هدايت كرده و برجلوه و جمال آنها افزوده است. ولى اگر توجّه به ظواهر زندگى و به كارگيرى تجمّلات از حدّ، تجاوز كند بطورى كه انسان به آن وابسته شود و به صورت هدف درآيد، مورد نكوهش اسلام است.[1]از اين رو، اسلام بعد از ذكر حكم اين مسأله كه استفاده از زيبائيهاى طبيعت و تجمّلات جايزاست، مسلمانان را از زياده روى دراين امر برحذر مىدارد و از اين طريق كارهاى مسرفان و تجمّل پرستان رامحكوم مى كند وزياده روى را حتى درتجمل نهى كرده است كه نمونههايش در درس هفتم گذشت. دراينجا به يك روايت بسنده مىكنيم: امام على7مى فرمايد:
«الإِسْرافُ مَذْمُومٌ فى كُلِّ شَىْءٍ، الَّا فى افْعالِ الْبِرِّ»[2]
اسراف درهر چيزى، بجز كارهاى نيك، مذموم است.
آثار شوم تجمّل گرايى
تجمّل گرايى وتوجّه به ظواهر زندگى آثار شوم و نامطلوبى برفرد واجتماع دارد كه بطور خلاصه آن را بررسى مىكنيم:
الف- بازماندن ازتعهّدات اجتماعى
باتوجّه به اين كه اسلام انسان را مسؤول مىداند، از اين رو، هرچه امكانات و توانايى او بيشتر باشد بر مسؤوليتش افزوده مىشود، دراين صورت كسى كه درتجمّل
[1]- برداشت از جوان فلسفى، ج 1، ص 38- 45.
[2]- مستدرك الوسائل، ج 15، ص 271.