خلاصه درس
زهد يعنى بى ميلى وبى رغبتى به دنيا به علت كوچك دانستن آن، وقناعت كردن به يك زندگى ساده، براى رسيدن به كمال مطلوب.
اين مفهوم در تعاليم اسلامى زياد مورد سفارش قرارگرفته، و از آن به عنوان «اساس دين»، «ياور دين»، «راحتى بزرگ» ومانند اينها ياد شده است؛ زيرا كه پارسايى، قدرت روحى است، واسلام مىخواهد پيروانش رااز ناحيه روح قوى و قدرتمند كند، تا وقت توانگرى اسير وبنده مال دنيا نشوند، وهنگام تهيدستى، شكست روحى نخورند ودر عين حال درمتن اجتماع باشند، تلاش كنند وازمواهب و نعمتهاى الهى به اندازه نيازبهرهگيرند، نه چون راهبان مسيحى، از اجتماع كنارهگيرند ولذّتهاى دنيا رابرخود حرام كنند، وياراه گدايى پيش گيرند وسربارديگران باشند.
زاهد، برآنچه از دنيا به او برسد خوشحال، وبه آنچه از دستش مىرود نگران نمىشود. ستايش وناسزاگويى افراد نزد او يكسان است، دنيا و مظاهر آن راتحقير مىكند، تاقلبش لبريز از محبت وأنس با خدا باشد، روحش چنان قوى است كه باقدرت بر استفاده مال و ثروت و موقعيتهاى دنيا به نفع خود، چنين كارى نمىكند و راه ايثار پيش مىگيرد. واگر نتواند همه محرومان جامعه را بهرهمند گرداند، زندگى خودش را همسطح ديگران قرار مىدهد تا دردهاى فقر و فلاكت همنوعان خود را مرهم بگذارد. او از قيد و زنجيرهاى هوا وهوس رهاشده وسبكبال در مسير كمال انسانى قدم بر مىدارد، وموجبات خشنودى خداوند را فراهم مىكند.
پرسش
1- زهد راتعريف كرده ويك حديث در فضيلت آن بنويسيد.
2- ابعاد زهد راتوضيح دهيد.
3- دلايل و شرايطىكه زهد عملى را ايجاب مىكند، بطور خلاصه بيان كنيد.
4- ويژگيهاى زاهد كدام است؟
5- آزادى وآزادگى زاهد راتوضيح دهيد.
درس چهاردهم انفاق
انفاق در لغت ازنَفَقْ و نَفاق گرفته شده و به معناى خروج ويا تمام شدن است. انفَقَ مالَهُ يعنى مال خويش را ازملكش خارج كرد و نَفَقَالزَّادُ يعنى توشه تمام شد. بنابراين معنا، انفاق را ازآن جهت، انفاق گويند، كه شخص، مال رابدان وسيله از دستش خارج مىكند و يا فانى وتمام مىكند و دراصطلاح، خرج كردن مال در راه خدا، اعم از واجب و مستحب را انفاق مىگويند.[1]
در باره انفاقهاى واجب، در درس چهارم، تحت عنوان «اداى حقوق» مطالبى بيان شد و اشاره مختصرى نيز به انفاقهاى مستحبى كرديم اينك آن رابطور جداگانه بررسى مىكنيم:
[1]- برداشت ازقاموس قرآن، ج 7، ص 97- 98، اسلاميه.
جايگاه انفاق دراسلام
انفاق در اسلام معناى وسيعى دارد، كه هرگونه بخششى ازمال، علم، قدرت موقعيت ونفوذ اجتماعى ومانند آن را شامل مىشود، ولى در اينجا بيشتر انفاق مالى، مورد نظر است. قرآن كريم، انفاق را در رديف ايمان به غيب واقامه نماز ذكر كرده و مىفرمايد:
«الَذّينَ يُؤْمِنوُنَ بِالْغَيْبِ وَ يُقيمُونَ الصَّلوةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقوُنَ»[1]
(پرهيزگاران) كسانى هستند، كه به غيب ايمان مىآورند ونماز مىگزارند و از آنچه روزى شان كردهايم انفاق مىكنند.
وهمچنين انفاق را يكى از اوصاف پرهيزگاران شمرده و آن را در رديف صبر و راستگويى ومانند آنها ستوده است:
«الصَّابِرينَ وَ الصَّادِقينَ وَ الْقانِتينَ وَ الْمُنْفِقينَ وَ الْمُسْتَغْفِرينَ بِالْأَسْحارِ»[2]
پرهيزگاران، شكيبايان و راستگويان وفرمانبرداران وانفاق كنندگان واستغفار كنندگان در سحرگاهانند.
و از آنان به عنوان مؤمنان واقعى ياد مىكند و مىفرمايد:
«الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلوةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِفقُونَ اوُلئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقّاً لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَريمٌ»[3]
كسانى كه نماز مىگزارند واز آنچه روزى شان كردهايم، انفاق مىكنند. اينان مؤمنان حقيقى هستند، در نزد پروردگارشان صاحب درجات و مغفرت و رزقى نيكويند.
خداوند متعال به خاطر اهميت موضوع انفاق، مؤمنان را به آن امر وجهت آن را نيز مشخّص كرده است كه «فىسبيل الله» و «مُخْلِصاً لِوَجْهَ الْلَّهِ» باشد ومىفرمايد:
[1]- بقره، آيه 3.
[2]- آل عمران، آيه 17.
[3]- انفال، آيات 3- 4.
«وَ أَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ ....»[1]در راه خداانفاق كنيد.
ودر جاى ديگر مىفرمايد:
«.. وَ ما تُنْفِقُونَ إِلَّا ابْتِغاءَ وَجْهِ اللَّهِ ....»[2]
جز براى خشنودى خدا چيزى انفاق نمىكنيد.
از اين رو، براى انفاقهاى كافران ارزشى قائل نيست وآن رابه بادى كه بركشتزار قومى ستمكار وزيده وآن را نابود ساخته است، تشبيه مىكند:
«مَثَلُ ما يُنْفِقُونَ فِي هذِهِ الْحَياةِ الدُّنْيا كَمَثَلِ رِيحٍ فِيها صِرٌّ أَصابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَأَهْلَكَتْهُ ...»[3]
آنچه (كافران) در اين جهان انفاق مىكنند، همانندآن است كه تند بادى سرد، بر كشت قومى ستمكار بوزد وآن را نابود سازد.
اولياى گرامى اسلام نيز اهميت زيادى به انفاق وبذل اموال داده وبراى تقويت دين وايمان واساس جامعه اسلامى و فقر زدايى سفارشهاى زيادى به پيروان خود كردهاند، از جمله؛ على7فرمود:
خداوند به كسى كه ثروتى داده است، بايدبا آن به خويشاوندان خود كمك كند و سفره مهمانى شايسته بگستراند و اسير و گرفتار را رهايى بخشد وبه مستمند و وامدار عطا كند و براى درك ثواب خود رابه شكيبايى وادارد، كه دستيابى به اين خصلتها، سبب بزرگى وخوشنامى دنيا و رسيدن به فضيلتهاى آخرت است أِنْ شاءَاللَّهُ.[4]
[1]- بقره، آيه 195.
[2]- همان سوره، آيه 272.
[3]- آل عمران، آيه 117.
[4]- آل عمران، آيه 117.
شرايط انفاق ارزشمند
آيات و روايات، شرايط زير را براى «انفاق ارزشمند» لازم مىدانند:
الف- اخلاص
انفاق بايدبراى خشنودى خدا وتوأم با اخلاص باشد، تا نتيجه خوب بدهد وبدون آن ارزشى ندارد، و بى نتيجه است. قرآن كريم ضمن پذيرفتن انفاق خالصانه، آن رابه بوستانى كه ميوه دو چندان مىدهد تشبيه كرده است و مىفرمايد:
«وَ مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَها ضِعْفَيْنِ ...»[1]
مَثَلِ كسانى كه اموال خويش رابراى طلب رضاى خدا، از روى يقين و اعتقاد انفاق مىكنند، همانند بوستانى است بر تپهاى، كه بارانى تند وبموقع، برآن بارد و دو چندان ميوه دهد.
و على7فرمود:
«أَفْضَلُ الْعَمَلِ ما أُخْلِصَ فيهِ»[2]بهترين عمل آن است كه درآن اخلاص ورزيده شود.
ب- تقوا
تقوا شرط قبولى همه كارهاست و با توجه به گستردگى معناى آن شايد تعبير تقواى مالى در اينجا مناسبتر باشد، بدين معنا كه انفاق بايد ازمالهاى حلال باشد. به عبارت ديگر، انفاق كننده مالى را كه مىبخشد، بايد از راههاى شرعى ورعايت تقوا كسب كند تا ارزشمند باشد وگرنه اموالى كه از راه نامشروع به دست آمده هيچ گونه
[1]- بقره، آيه 265.
[2]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 386.
ارزشى ندارد، زيرا قرآن مىگويد:
«إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ»[1]
خداوند تنها ازپرهيزگاران قبول مىكند.
از سوى ديگر، انفاق وهر عمل ديگرى اگر توأم با تقوا باشد، هر چند در ظاهر كم وكوچك باشد ولى در واقع بزرگ وبا ارزش خواهد بود على7مىفرمايد:
«لايَقِلُّ عَمَلٌ مَعَ تَقْوىً وَ كَيْفَ يَقِلُّ ما يُتَقَبَّلُ»[2]
هيچ عملى با پرهيزگارى كم نيست وچگونه آنچه قبول مىشودكم باشد؟
ج- رعايت اولويتها
يكى ديگر از شرايط انفاق ارزشمند، رعايت اولويتهاست، وتشخيص آن برعهده شخص انفاق كننده است، كه بطور مثال، بايستى خويشان ونزديكان خود را مقّدم دارد وشدّت نياز و گرفتارى افراد را ارزيابى كند و «محتاجتر» را بر «محتاج» مقدّم دارد و همين طور زمان و موقعيت خود و نيازمندان رادر نظر بگيرد.
همچنين از نظر اوقات شبانه روز و آشكار ونهان بودن انفاق، بايدارزيابى كند، در چه حالتى انفاق مؤثرتر وبه خشنودى خدا واخلاص نزديكتر است؛ هرگاه انفاق به نيازمندان، ضرورى نباشد كه فاش شود، بايد براى حفظ آبروى آنان و خلوص بيشتر بطور مخفى انفاق كنند و درآنجا كه پاى مصلحتهايى همانند بزرگداشت مراسم مذهبى وتشويق ديگران، دركار باشد و باعث هتك حُرمت مسلمانى نشود، آشكارا انفاق كنند.
دراينجا به سه نمونه از آيات قرآنى در باره رعايت اولويتها اشاره مىكنيم:
1- قرآن كريم در باره انفاق به كسانى كه سخت نيازمندند مى فرمايد:
[1]- مائده، آيه 27.
[2]- شرح غررالحكم، ج 6، ص 407.
«.. لِلْفُقَراءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ»[1]
(انفاق شما بويژه) براى نيازمندانى (باشد) كه در راه خداناتوان وبيچاره شدهاند.
2- يكى از اولويتهاى اساسى، پيشگامى در كمك به دولت اسلامى بويژه هنگام اضطرار، جنگ و دفاع است. قرآن مجيد مىفرمايد:
«لا يَسْتَوِي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَلَ أُولئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِينَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَ قاتَلُوا ....»[2]
ازميان شما آنان كه پيش از پيروزى انفاق كرده و به جنگ رفته با آنان كه بعد از پيروزى انفاق كرده وبه جنگ رفتهاند، برابر نيستند، درجات آنان فراتر است.
3- درباره انفاق آشكار ونهان، باتوجه به اختلاف موارد آن از نظر اولويت مىفرمايد:
«إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَ إِنْ تُخْفُوها وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَراءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ ...»[3]
اگر انفاقها را آشكار كنيد، خوب است واگر آنها را مخفى كنيد و به نيازمندان بدهيد، براى شما بهتر است.
د- انفاق بهترينها
انفاق از بهترين، پاكيزهترين و محبوبترين اموال، شرط ديگر انفاق ارزشمنداست.
قرآن كريم در اين باره مىفرمايد:
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّباتِ ما كَسَبْتُمْ ...»[4]
اى كسانى كه ايمان ورده ايد، از دستاوردهاى نيكوى خويش انفاق كنيد.
[1]- بقره آيه 273.
[2]- حديد، آيه 10.
[3]- بقره، آيه 271.
[4]- همان سوره، آيه 267.