ب- بزرگ شمردن انفاق
يكى ديگر از آفتهاى انفاق بزرگ شمردن آن است. قرآن كريم مىفرمايد:
«وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ»[1]
منت مگذار وفزون مشمار. (يعنى آن را بزرگ مشمار).
واميرمؤمنان (ع) فرمود:
«مَنْ أَعْجَبَ بِعَمَلِهِ احْبَطَ اجْرَهُ»[2]
كسى كه به عملش عجب بورزد، ثوابش رانابود مىكند.
ج- اسراف و تبذير
آفت سوّم، زيادهروى در انفاق است. على (ع) فرمود:
«آفَةُ الْجُودِ التَّبْذيرُ»[3]تبذير وزياده روى، آفت بخشش است.
همچنين فرمود:
«اقْبَحُ الْبَذْلِ السَّرَفُ»[4]اسراف، زشت ترين بخشش است.
آثار انفاق
انفاق علاوه بر اينكه تأثير زيادى در اقتصاد جامعه، فقر زدايى وثوابهاى فراوان دنيوى واخروى دارد، آثار مهمّى درتحكيم اخلاق و روابط اجتماعى مىگذارد كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
[1]- مدّثر، آيه 6.
[2]- شرح غررالحكم، ج 5، ص 310.
[3]- همان مدرك، ج 3، ص 111.
[4]- همان مدرك، ج 2، ص 372.
الف- ايجاد دوستى
انفاق، بذر محبت و دوستى را درجامعه مىكارد، صفا و صميميت افراد رانسبت به يكديگر بيشتر مىكند و روابط اجتماعيشان رامحكمتر مىسازد. حضرت على7در اين باره فرمود:
«السَّخاءُ يَزْرَعُ الْمَحَبَّةَ»[1]سخاوت محبت را (در دلها) مىكارد.
ب- سيادت وآقايى
اثر ديگر انفاق، ايجاد عظمت وبزرگوارى براى شخص انفاق كنندهاست كه بدين وسيله در دل افراد جامعه نفوذ مىكند و مردم او را بزرگ وگرامى مىدارند. على (ع) در اين باره فرمود:
«سَبَبُ الْسِّيادَةِ السَّخاءُ»[2]سخاوت، سبب بزرگى است.
ونيز فرمود:
«بِالْجُودِ يُبْتَنَى الْمَجْدُ ...»[3]مجد وبزرگى، بر جود وبخشش بناشده است.
ج- پوشاندن بديها
پوشاندن عيبها يكى ديگر از آثار انفاق است. چنانچه اميرمؤمنان (ع) فرمود:
«بِالسَّخاءِ تُسْتَرُ الْعُيُوبُ»[4]عيبها به سبب سخاوت، پوشانده مىشود.
[1]- شرح غررالحكم، ج 1، ص 82.
[2]- همان مدرك، ج 4، ص 122.
[3]- همان مدرك، ج 3، ص 236.
[4]- همان مدرك، ص 228.
خلاصه درس
انفاق يعنى خارج كردن مال از مِلكِ خويش.
قرآن كريم، انفاق را در رديف ايمان به غيب واقامه نماز ذكر كرده است واز انفاق كنندگان به عنوان مؤمنان راستين ياد مىكند از اين رو، سفارش مىكند كه مؤمنان از انفاق مال در راه رضاى خداو همدردى باهمنوعان خود دريغ نورزند، تا بدين وسيله به درجات بالا ومغفرت ورزق الهى نايل گردند.
انفاقى نزد خدا ارزش دارد وانسان رابه اين مقام مىرساند، كه داراى ويژگيهاى زيرباشد:
1- توأم با اخلاص باشد. 2- تقوا درآن مراعات شود. 3- اولويتهااز نظر شرايط زمان، مكان وافراد درآن رعايت شود. 4- از پاكيزه ترين ومحبوبترين اموال باشد و دراين مسير، منّت واذيت، بزرگ شمردن انفاق واسراف وتبذير درآن، آفتهايى هستند كه انفاق را تهديد وآن رابى ارزش وبى اثر مىكنند.
انفاق گذشته از تأثير در فقر زدايى وثوابهاى فراوان اخروى، آثار مهمّى در تحكيم اخلاق و روابط اجتماعى دارد كه برخى ازآنها عبارتند از: ايجاد دوستى، سيادت و آقايى وپوشاندن عيبها وبديها.
پرسش
1- انفاق يعنى چه؟ وجايگاه آن را دراسلام توضيح دهيد.
2- شرايط انفاق ارزشمند رانام ببريد.
3- تقوا ورعايت اولويتها، چگونه شرط انفاق ارزشمنداست؟
4- آفتهاى انفاق رابنويسيد.
5- سه اثر انفاق كه درتحكيم اخلاق وروابط اجتماعى مؤثر است، چيست؟
درس پانزدهم نقش درآمدهاى حرام در اخلاق
در مكتب اسلام، انسان يك موجود اصيل وچند بعدى است و نيازهاى اقتصادى، يكى از ابعاد وجود او را تشكيل مىدهد. درحقيقت اين نيازها مقدمهاى براى رسيدن به هدف بالاترى است. هدف، كمال يابى و رسيدن به درجه قرب الهى است.
كسى مىتواند به اين درجه برسد كه نيازهاى معنوى خود را بر آورد وقلبِ خود را به كرامتهاى اخلاقى آراسته كند تا با قلبى سليم، به جوار قدس الهى باريابد.[1]
دراسلام، مسائل اخلاقى از مسائل اقتصادى جدا نيست، وبسيارى از فعاليتهاى اقتصادى كه از ديدگاه مكاتب اقتصادى شرق و غرب مُجاز است، دراسلام ممنوع مىباشد. علت ممنوع بودن نيز داشتن مفسده فردى يا اجتماعى است، گرچه فلسفه آن را ما درك نكرده باشيم وچون مسائل اخلاقى در اين مكتب اصالت دارد، رسيدن به
[1]- يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونٌ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَليمٍ( شعراء، آيه 89).
نيازهاى مادى نبايد، فضايل اخلاقى را به خطر اندازد.
در اين درس آثار درآمدهاى حرام دراخلاق را شرح مىدهيم ولى پيش از آن، شناخت اجمالى درآمدهاى حرام ضرورت دارد.
درآمدهاى حرام
ازنظراسلام، درآمدهاى اقتصادى به سه دسته تقسيم مىشود: حلال، حرام و مشكوك؛ درآمد حلال آن است كه از راههايى كه اسلام آنها را مجاز شمرده است به دست آيد، مثل: زراعت، تجارت، حرفه وصنعت، ارث، بخشش وغيره. درآمدهاى حرام آنهايى است كه اسلام بطور صريح آنها را حرام شمرده و پيروان خويش را ازآنها منع كرده است. و درآمدهاى مشكوك به آنهايى گفته مىشود كه مشروعيت يا ممنوعيت آن روشن نيست.
با توجه به سخن رسول خدا صلى الله عليهوآله كه فرمود:
«إِنَّ لِكُلِّ مَلِكٍ حِمىً، وَ حِمَى اللَّهِ فِى الْارْضِ مَحارِمُهُ»[1]
هر پادشاهى قرقگاهى دارد، و قرقگاه خدا در زمين محرّمات اوست.
بايد گفت كارهاى حرام مانند منطقه ممنوعهاى است كه ورود به آن نافرمانى و شكستن قرق الهى محسوب مىشود، و در به دست آوردن روزى هم دادوستدهاى حرام، قرق ومرز است كه بايد محترم شمرده شود. درآمدى هم كه از راه دادوستدهاى حرام به دست مىآيد، نامشروع و غيرقابل مصرف است.
عنوان كلى اين بحث درمتون اسلامى «سُحْت» و مصرف آن «أَكْل سُحت» يعنى خوردن مال حرام است. مراد از خوردن مال حرام، مطلق است، خواه به مصرف خوردن
[1]- نهج الفصاحه، ص 12، ح 65.
وآشاميدن برسد، يا به مصرف لباس ومسكن وغيره، يا اينكه آن را تصرف كرده، مصرف نكند. به همه اين موارد عنوان «أكل سحت» يا «حرامخورى» داده مىشود.
نمونههايى از درآمدهاى حرام دراسلام عبارتند از: درآمد حاصل از شراب، قمار، دزدى، كم فروشى، ربا، رشوه، فحشا، خيانت وغيره. همين طور همه كارهايى راكه موجب سود برخى وزيان برخى ديگر شود، حرام وگناه شمرده و براى آنها كيفر سخت وعده داده است.
در اينجااين سؤال پيش مىآيد كه: آيا درآمدهاى حرام همه در يك درجهاند يانه؟
در پاسخ بايد گفت: درآمدهاى حرام همه ازنظر اسلام خبيثند و باعث فساد اخلاق مىشوند. امّا در خباثت درجاتى دارند. بعضى، ازپليدى بيشتر واثرات كشندهترى در از بين بردن فضيلتهاى انسانى برخوردارند و برخى كمتر؛ به طور مثال كم فروشى و رباخوارى هر دو از درآمدهاى حرام محسوب مىشود، ولى پليدى آنها يكسان نيست.
رباخوار از نظر قرآن كريم، حكم محارب با خدا را دارد.[1]و به تعبير امام باقر7:
«أَخْبَثُ الْمَكاسِبِ كَسْبُ الرِّبا»[2]خبيثترين درآمدها، درآمد ربااست.
ولى درباره كم فروشان به ترساندن و سرزنش آنان بسنده كرده و فرموده است:
«وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ»[3]واى به حال كم فروشان.
خلاصه اينكه، درجه پليدى درآمدهاى حرام يكسان نيست، و شدّت وضعف دارد، ولى بطور كلى همه آنها در فضايل انسانى و اخلاقى نقش مخرّب دارند كه به توضيح آن مىپردازيم:
[1]- بقره، آيه 279.
[2]- وسائل الشيعه، ج 12، ص 423.
[3]- مطففين، آيه 1.
تأثير درآمدهاى حرام دراخلاق
تأثير ناهنجار درآمدهاى حرام بر اخلاق در دوجنبه اخلاق فردى و اجتماعى مطرح مىشود:
الف- فردى
كسب مال حرام و دورى نكردن از آن، باعث هلاكت انسان مىشود و بسيارى از افراد به سبب آلوده شدن به آن، از سعادت محروم مىشوند و توفيق رسيدن به درجات كمال را پيدا نمىكنند و در نتيجه به نكبتهاى دنيا و آخرت دچار مىشوند:
1- سياهى دل:
خوراك پليد و حرام دل را سياه مىكند و دراثر آن، اميد خير درانسان از بين مىرود، به صورتى كه پند و اندرز در او اثرنمىكند و سختترين حادثه هاى دردناك، او را متأثّر نمىكند. چنانكه امام حسين7به لشكريان ابن سعد فرمود:
«فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ مِنَ الْحَرامِ وَطُبِعَ عَلى قُلُوبِكُمْ ...»[1]
شكمهايتان از حرام پر شده و بردلهايتان مُهر خورده است (وديگر حق را نمىپذيريد).
2- لااباليگرى وعيّاشى:
درآمدهاى حرام باعث عيّاشى مىشود براى اينكه هركه از راههاى نامشروع مالى به دست مىآورد، مقيّد به اصول انسانى هم نيست.
امام صادق7دراين باره مىفرمايد:
«مَنْ جَمَعَ مالًا مِنْ مَهاوِشَ اذْهَبَهُ اللَّهُ فى نَهابِرَ»[2]
هر كس مالى رااز راههاى نامشروع به دست آورد، خداوند آن را درراههاى نامشروع نابود مىكند.
[1]- بحارالانوار، ج 45، ص 8.
[2]- همان مدرك، ج 103، ص 8.
3- تباهى عمر:
امام صادق (ع) در اين باره مىفرمايد:
«مَنْ كَسَبَ مالًا مِنْ غَيْرِ حِلِّهِ سُلِّطَ عَلَيْهِ الْبِناءُ وَالْماءُ وَالطّينُ»[1]
هر كس مالى را از راه نامشروع به دست آورد، ساختمان و آب و گل براو مسلّط مىشود.
يعنى به فكرش خطور مىكند كه ساختمان درست كند و دنياى خود را آباد سازد و مال و عمر خود را در آب و گل صرف كند و از سعادت اخروى غافل بماند.
4- پليدى نسل:
اثر نامطلوب ديگر در آمد نامشروع درنسل حرامخوار ظاهر مىگردد. امام صادق (ع) دراين باره مىفرمايد:
«كَسْبُ الْحَرامِ يَبينُ فىِ الذُّريَّةِ»[2](اثر) درآمد حرام در نسل (آدمى) آشكار مىشود.
5- خطر معنوى:
درآمد حرام بركت ندارد و حال معنوى را ازانسان مىگيرد، بطورى كه عبادتش بى اثر مىشود و دعايش برآورده نمىشود. همچنين توفيق توبه پيدا نمىكند و همواره اضطراب درونى دارد، وچون تكيه گاه معنوى خود را ازدست داده است زندگيش دچار تزلزل مىشود. پيامبر اكرم6فرمود:
«الْعِبادَةُ مَعَ اكْلِ الْحَرامِ كَالْبِناءِ عَلَى الرَّمْلِ»[3]
عبادت پس از غذاى حرام مانند ساختمان ساختن بر رَمْل و شن است.
6- تباهى عمل:
يكى از شرايط قبولى عمل، داشتن تقواست، و حرامخوارى با تقوا ناسازگار است. كسى كه درمسائل اقتصادى تقوا ندارد، وخرج زندگيش را از راههاى نامشروع به دست مىآورد، شرط قبولى عمل را از دست داده است وعملش نابود مىشود. پيامبراكرم صلىالله عليه وآله دراين باره فرمود:
«خداوند فرشتهاى داردكه هر شب در بيت المقدس ندا مىدهد: هركس غذاى حرامى بخورد، خداونداعمال واجب و مستحب او را قبول نمىكند.»[4]
[1]- همان مدرك.
[2]- وسائل الشيعه، ج 12، ص 53.
[3]- سفينة البحار، ج 1، ص 299.
[4]- همان مدرك.