بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 160

تأثير درآمدهاى حرام دراخلاق‌

تأثير ناهنجار درآمدهاى حرام بر اخلاق در دوجنبه اخلاق فردى و اجتماعى مطرح مى‌شود:

الف- فردى‌

كسب مال حرام و دورى نكردن از آن، باعث هلاكت انسان مى‌شود و بسيارى از افراد به سبب آلوده شدن به آن، از سعادت محروم مى‌شوند و توفيق رسيدن به درجات كمال را پيدا نمى‌كنند و در نتيجه به نكبتهاى دنيا و آخرت دچار مى‌شوند:

1- سياهى دل:

خوراك پليد و حرام دل را سياه مى‌كند و دراثر آن، اميد خير درانسان از بين مى‌رود، به صورتى كه پند و اندرز در او اثرنمى‌كند و سخت‌ترين حادثه هاى دردناك، او را متأثّر نمى‌كند. چنانكه امام حسين7به لشكريان ابن سعد فرمود:

«فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ مِنَ الْحَرامِ وَطُبِعَ عَلى قُلُوبِكُمْ ...»[1]

شكمهايتان از حرام پر شده و بردلهايتان مُهر خورده است (وديگر حق را نمى‌پذيريد).

2- لااباليگرى وعيّاشى:

درآمدهاى حرام باعث عيّاشى مى‌شود براى اينكه هركه از راههاى نامشروع مالى به دست مى‌آورد، مقيّد به اصول انسانى هم نيست.

امام صادق7دراين باره مى‌فرمايد:

«مَنْ جَمَعَ مالًا مِنْ مَهاوِشَ اذْهَبَهُ اللَّهُ فى‌ نَهابِرَ»[2]

هر كس مالى رااز راههاى نامشروع به دست آورد، خداوند آن را درراههاى نامشروع نابود مى‌كند.

[1]- بحارالانوار، ج 45، ص 8.

[2]- همان مدرك، ج 103، ص 8.


صفحه 161

3- تباهى عمر:

امام صادق (ع) در اين باره مى‌فرمايد:

«مَنْ كَسَبَ مالًا مِنْ غَيْرِ حِلِّهِ سُلِّطَ عَلَيْهِ الْبِناءُ وَالْماءُ وَالطّينُ»[1]

هر كس مالى را از راه نامشروع به دست آورد، ساختمان و آب و گل براو مسلّط مى‌شود.

يعنى به فكرش خطور مى‌كند كه ساختمان درست كند و دنياى خود را آباد سازد و مال و عمر خود را در آب و گل صرف كند و از سعادت اخروى غافل بماند.

4- پليدى نسل:

اثر نامطلوب ديگر در آمد نامشروع درنسل حرامخوار ظاهر مى‌گردد. امام صادق (ع) دراين باره مى‌فرمايد:

«كَسْبُ الْحَرامِ يَبينُ فىِ الذُّريَّةِ»[2](اثر) درآمد حرام در نسل (آدمى) آشكار مى‌شود.

5- خطر معنوى:

درآمد حرام بركت ندارد و حال معنوى را ازانسان مى‌گيرد، بطورى كه عبادتش بى اثر مى‌شود و دعايش برآورده نمى‌شود. همچنين توفيق توبه پيدا نمى‌كند و همواره اضطراب درونى دارد، وچون تكيه گاه معنوى خود را ازدست داده است زندگيش دچار تزلزل مى‌شود. پيامبر اكرم6فرمود:

«الْعِبادَةُ مَعَ اكْلِ الْحَرامِ كَالْبِناءِ عَلَى الرَّمْلِ»[3]

عبادت پس از غذاى حرام مانند ساختمان ساختن بر رَمْل و شن است.

6- تباهى عمل:

يكى از شرايط قبولى عمل، داشتن تقواست، و حرامخوارى با تقوا ناسازگار است. كسى كه درمسائل اقتصادى تقوا ندارد، وخرج زندگيش را از راههاى نامشروع به دست مى‌آورد، شرط قبولى عمل را از دست داده است وعملش نابود مى‌شود. پيامبراكرم صلى‌الله عليه وآله دراين باره فرمود:

«خداوند فرشته‌اى داردكه هر شب در بيت المقدس ندا مى‌دهد: هركس غذاى حرامى بخورد، خداونداعمال واجب و مستحب او را قبول نمى‌كند.»[4]

[1]- همان مدرك.

[2]- وسائل الشيعه، ج 12، ص 53.

[3]- سفينة البحار، ج 1، ص 299.

[4]- همان مدرك.


صفحه 162

امام باقر7مى‌فرمايد:

«مردى كه مالى حرام و نامشروع به دست آورد و با آن حج و عمره انجام دهد و يا صله رحم كند از او قبول نمى‌شود ....»[1]

7- عذاب اخروى:

قرآن مجيد حرامخوارى را از صفات يهود شمرده،[2]و به حرامخواران وعده دوزخ داده و فرموده است:

«إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى‌ ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً»[3]

آنان كه اموال يتيمان را به ستم مى‌خورند در حقيقت در شكم خود آتش فرو مى برند و بزودى درآتش فروزان خواهند افتاد.

پيامبر اكرم6نيز مى‌فرمايد:

«خداوند عز وجل فرموده است: كسى كه اهميت ندهد از چه راهى درهم و دينار به دست آورد. روز قيامت اهميتى نخواهم داد كه از كدام در دوزخ واردش سازم.»[4]

تا اينجا نقش درآمدهاى حرام دراخلاق فردى انسان، مطرح بود، و روشن شد كه زمينه فساد اخلاق براى افراد حرامخوار بيشتر است. كسى كه دركسب روزى لاابالى است و به حدود الهى بى توجه است، تن به هر خيانتى مى‌دهد؛ دروغ مى‌گويد، حيله وتقلّب مى‌كند، روحيه طغيان وتكبّر دراو پيدا مى‌شود، رحم و مروّتش از بين مى‌رود و بالأخره فضيلتهاى اخلاقى دروجودش از بين مى‌رود. اين اثرات درنسل او هم ظاهر مى‌شود. از اين رو، قرآن كريم سفارش مى‌كند:

[1]- بحارالانوار، ج 103، ص 11.

[2]- مائده، آيات 67- 68.

[3]- نساء، آيه 10.

[4]- بحارالانوار، ج 103، ص 11.


صفحه 163

«فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‌ طَعامِهِ»[1]انسان بايد به غذاى خود نگاه كند.

بنابر تفسيرى مى‌شود گفت كه منظور از نگاه كردن به مواد غذايى اين است كه وقتى سرسفره مى‌نشيند، بطور دقيق بنگرد كه آنها را از چه راهى تهيه كرده است؟ حلال يا حرام؟ مشروع يا نامشروع؟ يعنى طبق اين تفسير، قرآن ما را به جنبه‌هاى اخلاقى وتربيتى درآمدها آگاه مى‌كند.[2]

ب- اجتماعى‌

كسب مال حرام اصول اخلاق اجتماعى را از هم مى‌پاشد. بطورى كه حرامخوار براى به دست آوردن خرج زندگى، تن به هر ذلّتى مى‌دهد. نيت افراد تغيير مى‌كند و هر كس به فكر اين مى‌افتد كه چگونه جيب ديگران راخالى كند. روح برادرى و نوعدوستى از جامعه رخت بر مى‌بندد ودر نتيجه، اخلاق اجتماعى درجامعه به خطر مى‌افتد، چه اينكه تغيير سرنوشت اجتماع در گرو تغييراخلاق و رفتار مردم است.

بنابراين، درآمدهاى حرام يكى از عواملى است كه بررفتار واخلاق اجتماعى اثر نامطلوب دارد كه به بعضى ازآنهااشاره مى‌كنيم:

1- سلب امنيت اجتماعى:

درآمدهاى حرام درجامعه، منشاء ايجاد كينه ودشمنى مى‌شود و صلح و صفا را از بين مى‌برد. اسلام نمى‌خواهد امنيت جامعه از بين برود، از اين رو، راههايى را كه امنيت اجتماعى را به خطر مى‌اندازند، ممنوع كرده است.

پيامبر اكرم6مى‌فرمايد:

«چهار چيزاست كه به هر خانه‌اى وارد شود آن را خراب مى‌كند و با بركت نيز ترميم نمى‌شود: خيانت، دزدى، شراب خوارى و زنا»[3]

[1]- عبس، آيه 24.

[2]- تفسير نمونه، ج 26، ص 145.

[3]- وسائل الشيعه، ج 18، ص 482.


صفحه 164

با توجه به اينكه خانواده يك واحد كوچكتر از اجتماع محسوب مى‌شود، خرابى آن به اجتماع سرايت مى‌كند. از اين رو، وقتى فضايل اخلاقى درخانواده‌ها از بين رفت نبايد از فساد جامعه و تخريب امنيت آن ايمن بود. امام رضا (ع) در بيان علّت تحريم سرقت فرمود:

«... اگر دزدى مباح و مشروع بود، اموال فاسد مى‌شد وقتل نفوس پديد مى‌آمد.

از اين رو، غصب وچپاول كه منجرّ به كشتار ونزاع و كشمكش وحسد مى‌شود حرام گرديد. ...»[1]

2- ركود اقتصادى ورواج بى بندوبارى:

وقتى درجامعه كسب‌هاى حرام وجود داشته باشد، مردم دست از فعاليت و كار مفيد برمى‌دارند، و اين بيكارى باعث رواج گناه و بى بند وبارى درجامعه مى‌شود. بنابراين، امام رضا (ع) درعلت تحريم ربا مى‌فرمايد:

«اگر ربا حلال بود مردم تجارت را رها مى‌كردند.»[2]

3- از بين رفتن فضايل:

در فلسفه تحريم ربا، تعبيرات مختلف است. يكى ازآنها اين است كه امام باقر (ع) فرمود:

«إِنَّما حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الرِّبا لِئَلَّا يَذْهَبَ الْمَعْرُوفُ»[3]

خداوند عز وجل ربا را حرام كرده تا كارهاى معروف «نيك» از بين نرود.

همه فضايل اخلاقى معروف شمرده مى‌شود، ولى دو فضيلت اخلاقى است كه اين حديث بيشتر به آن عنايت دارد، وآن مواسات و بشر دوستى است كه قرض الحسنه، اين دو فضيلت را تقويت مى‌كند. اما رباخوارى به آن دو، ضربه مى‌زند. قرض الحسنه موجب محبت، حسن تفاهم، نشر عطوفت و الفت بين قلبهاست و روح اتحاد، برادرى و تعاون را درجامعه تقويت مى‌كند، اما ربا موجب كينه، دشمنى، اختلاف و سنگدلى‌

[1]- همان مدرك، ص 481.

[2]- همان مدرك، ج 12، ص 424.

[3]- وسائل الشيعه، ج 12، ص 425.


صفحه 165

است. و روح برادرى واتحاد را از بين مى‌برد.

4- هلاكت اجتماع:

رواج معاملات نامشروع باعث مى‌شودنيّتها عوض شود.

هركس به فكر تقلّب وگول زدن ديگرى باشدتا از اين راه درآمدى تهيه كند، واين باعث از بين رفتن اجتماع مى‌گردد. پيامبراكرم6دراين باره مى‌فرمايد:

«إِذا أَرادَاللَّهُ بِقَوْمٍ هَلاكاً ظَهَرَ فيهِمُ الرِّبا»[1]

اگر خداوند اراده كند ملتى راهلاك كند ربا ميان ايشان آشكار شود.

بنابراين، اگر درامر كسب روزى، حدود الهى رعايت نشود. نه تنها فرد را از انسانيت ساقط، و نسل انسانى را فاسد مى‌كند، بلكه اجتماع را به مخاطره مى‌اندازد و اصول اخلاق اجتماعى راجدا شود از هم مى‌پاشد. دراثر فروپاشى اصول اخلاقى، جامعه دچار هرج و مرج وبى بندوبارى مى‌شود.

اين درس را با سخنى هشدار دهنده از رسول اكرم6به پايان مى‌بريم:

«إِنَّ أَخْوَفَ ما أَخافُ عَلى امَّتى‌ هذِهِ الْمَكاسِبَ الْحَرامَ ...»[2]

بيمناكترين چيزى كه برامت خود از آن مى‌ترسم اين درآمدهاى حرام است.

[1]- همان مدرك، ج 12، ص 427.

[2]- وسائل الشيعه، ج 12، ص 52.


صفحه 166

خلاصه درس‌

اسلام بسيارى از فعاليتهاى اقتصادى را كه از ديدگاه مكاتب اقتصادى شرق وغرب مجاز است، به خاطر داشتن مفسده فردى يا اجتماعى ممنوع كرده است. اين فعاليتهاى نا مشروع درواقع، منطقه ممنوعه و قُرق الهى است كه نبايد اين قرق شكسته شود، وگرنه، درآمدهايى كه از آنها به دست مى‌آيد علاوه برحرمت تكليفى، اثرات نامطلوبى هم براخلاق فردى واجتماعى خواهد گذاشت.

باتوجه‌به اينكه درآمدهاى حرام، ازنظرپليدى در يك درجه نيستند، اثرات آنها دراخلاق هم شدت و ضعف خواهد داشت؛ ولى به هر حال، همه آنها در از بين بردن فضيلتهاى انسانى نقشى مخرّب دارند. اثرات نامطلوب اين درآمدها براخلاق فردى عبارتند از: سياهى دل، لااباليگرى وعيّاشى، پستى همت، پليدى نسل و خطرات معنوى و غيره. و چه بسا از اين رهگذر انسان براى به دست آوردن خرج زندگى تن‌به دين فروشى بدهد و درنتيجه اين بى‌بند وبارى‌ها گرفتار عذاب اخروى شود.

وهمچنين اثرات نامطلوب اين درآمدها براخلاق اجتماعى عبارتند از: سلب امنيت اجتماعى، ركود اقتصادى و رواج بى بندوبارى، از بين رفتن فضايل و در نتيجه هلاكت اجتماع. چه اينكه وقتى حدودالهى درجامعه رعايت‌نشود اخلاق اجتماعى و اصول انسانى از هم مى‌پاشد و جامعه را دچار هرج و مرج مى‌كند.

پرسش‌

1- اكل سُحت يعنى چه؟ و چند نمونه از درآمدهاى حرام را نام ببريد.

2- آيا درآمدهاى حرام همه دريك درجه‌اند يانه؟ توضيح دهيد.

3- نقش درآمدهاى حرام را بر اخلاق فردى بنويسيد.

4- پيامدهاى اخروى درآمدهاى حرام كدام است؟

5- نقش درآمدهاى حرام را بر اخلاق اجتماعى بنويسيد.


صفحه 167

درس شانزدهم همنشينى با محرومان‌

در جوامع مادّى و مكتبهاى مادّه‌گرا، ثروت را معيار ارزش وبزرگى مى‌دانند و تهيدستان را تحقير مى‌كنند و نه تنها آنها را از ثروت خويش بهره‌مند نمى‌سازند، بلكه حاضر نيستند كه با آنان رفت وآمد داشته باشند و يا لحظه‌اى كنارشان بنشينند. چنين فرهنگى از خوى زشت تكبّر و فخر فروشى منشأ مى‌گيرد و سبب فاصله عميق طبقاتى در جوامع بشرى مى‌شود واين فاصله تا آنجا عميق شده كه علاوه بر شكاف ظاهرى، رفتار، فرهنگ وحتّى طرز تفكّر دارا و درويش هم با هم تفاوت پيدا مى‌كند.

سخنسراى شيراز مى‌نويسد:

توانگر زاده‌اى را ديدم بر سر گور پدر نشسته وبا درويش بچّه‌اى در پيوسته كه صندوق تربت پدرم سنگين است وكتابه رنگين، و فرش رخام انداخته وخشت پيروزه درو به كار برده گور پدرت را چه ماند، خشتى دو فراهم آورده و مشتى دو خاك برآن پاشيده؟ درويش پسر اين بشنيد وگفت: تا پدرت زير آن‌