بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 164

با توجه به اينكه خانواده يك واحد كوچكتر از اجتماع محسوب مى‌شود، خرابى آن به اجتماع سرايت مى‌كند. از اين رو، وقتى فضايل اخلاقى درخانواده‌ها از بين رفت نبايد از فساد جامعه و تخريب امنيت آن ايمن بود. امام رضا (ع) در بيان علّت تحريم سرقت فرمود:

«... اگر دزدى مباح و مشروع بود، اموال فاسد مى‌شد وقتل نفوس پديد مى‌آمد.

از اين رو، غصب وچپاول كه منجرّ به كشتار ونزاع و كشمكش وحسد مى‌شود حرام گرديد. ...»[1]

2- ركود اقتصادى ورواج بى بندوبارى:

وقتى درجامعه كسب‌هاى حرام وجود داشته باشد، مردم دست از فعاليت و كار مفيد برمى‌دارند، و اين بيكارى باعث رواج گناه و بى بند وبارى درجامعه مى‌شود. بنابراين، امام رضا (ع) درعلت تحريم ربا مى‌فرمايد:

«اگر ربا حلال بود مردم تجارت را رها مى‌كردند.»[2]

3- از بين رفتن فضايل:

در فلسفه تحريم ربا، تعبيرات مختلف است. يكى ازآنها اين است كه امام باقر (ع) فرمود:

«إِنَّما حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الرِّبا لِئَلَّا يَذْهَبَ الْمَعْرُوفُ»[3]

خداوند عز وجل ربا را حرام كرده تا كارهاى معروف «نيك» از بين نرود.

همه فضايل اخلاقى معروف شمرده مى‌شود، ولى دو فضيلت اخلاقى است كه اين حديث بيشتر به آن عنايت دارد، وآن مواسات و بشر دوستى است كه قرض الحسنه، اين دو فضيلت را تقويت مى‌كند. اما رباخوارى به آن دو، ضربه مى‌زند. قرض الحسنه موجب محبت، حسن تفاهم، نشر عطوفت و الفت بين قلبهاست و روح اتحاد، برادرى و تعاون را درجامعه تقويت مى‌كند، اما ربا موجب كينه، دشمنى، اختلاف و سنگدلى‌

[1]- همان مدرك، ص 481.

[2]- همان مدرك، ج 12، ص 424.

[3]- وسائل الشيعه، ج 12، ص 425.


صفحه 165

است. و روح برادرى واتحاد را از بين مى‌برد.

4- هلاكت اجتماع:

رواج معاملات نامشروع باعث مى‌شودنيّتها عوض شود.

هركس به فكر تقلّب وگول زدن ديگرى باشدتا از اين راه درآمدى تهيه كند، واين باعث از بين رفتن اجتماع مى‌گردد. پيامبراكرم6دراين باره مى‌فرمايد:

«إِذا أَرادَاللَّهُ بِقَوْمٍ هَلاكاً ظَهَرَ فيهِمُ الرِّبا»[1]

اگر خداوند اراده كند ملتى راهلاك كند ربا ميان ايشان آشكار شود.

بنابراين، اگر درامر كسب روزى، حدود الهى رعايت نشود. نه تنها فرد را از انسانيت ساقط، و نسل انسانى را فاسد مى‌كند، بلكه اجتماع را به مخاطره مى‌اندازد و اصول اخلاق اجتماعى راجدا شود از هم مى‌پاشد. دراثر فروپاشى اصول اخلاقى، جامعه دچار هرج و مرج وبى بندوبارى مى‌شود.

اين درس را با سخنى هشدار دهنده از رسول اكرم6به پايان مى‌بريم:

«إِنَّ أَخْوَفَ ما أَخافُ عَلى امَّتى‌ هذِهِ الْمَكاسِبَ الْحَرامَ ...»[2]

بيمناكترين چيزى كه برامت خود از آن مى‌ترسم اين درآمدهاى حرام است.

[1]- همان مدرك، ج 12، ص 427.

[2]- وسائل الشيعه، ج 12، ص 52.


صفحه 166

خلاصه درس‌

اسلام بسيارى از فعاليتهاى اقتصادى را كه از ديدگاه مكاتب اقتصادى شرق وغرب مجاز است، به خاطر داشتن مفسده فردى يا اجتماعى ممنوع كرده است. اين فعاليتهاى نا مشروع درواقع، منطقه ممنوعه و قُرق الهى است كه نبايد اين قرق شكسته شود، وگرنه، درآمدهايى كه از آنها به دست مى‌آيد علاوه برحرمت تكليفى، اثرات نامطلوبى هم براخلاق فردى واجتماعى خواهد گذاشت.

باتوجه‌به اينكه درآمدهاى حرام، ازنظرپليدى در يك درجه نيستند، اثرات آنها دراخلاق هم شدت و ضعف خواهد داشت؛ ولى به هر حال، همه آنها در از بين بردن فضيلتهاى انسانى نقشى مخرّب دارند. اثرات نامطلوب اين درآمدها براخلاق فردى عبارتند از: سياهى دل، لااباليگرى وعيّاشى، پستى همت، پليدى نسل و خطرات معنوى و غيره. و چه بسا از اين رهگذر انسان براى به دست آوردن خرج زندگى تن‌به دين فروشى بدهد و درنتيجه اين بى‌بند وبارى‌ها گرفتار عذاب اخروى شود.

وهمچنين اثرات نامطلوب اين درآمدها براخلاق اجتماعى عبارتند از: سلب امنيت اجتماعى، ركود اقتصادى و رواج بى بندوبارى، از بين رفتن فضايل و در نتيجه هلاكت اجتماع. چه اينكه وقتى حدودالهى درجامعه رعايت‌نشود اخلاق اجتماعى و اصول انسانى از هم مى‌پاشد و جامعه را دچار هرج و مرج مى‌كند.

پرسش‌

1- اكل سُحت يعنى چه؟ و چند نمونه از درآمدهاى حرام را نام ببريد.

2- آيا درآمدهاى حرام همه دريك درجه‌اند يانه؟ توضيح دهيد.

3- نقش درآمدهاى حرام را بر اخلاق فردى بنويسيد.

4- پيامدهاى اخروى درآمدهاى حرام كدام است؟

5- نقش درآمدهاى حرام را بر اخلاق اجتماعى بنويسيد.


صفحه 167

درس شانزدهم همنشينى با محرومان‌

در جوامع مادّى و مكتبهاى مادّه‌گرا، ثروت را معيار ارزش وبزرگى مى‌دانند و تهيدستان را تحقير مى‌كنند و نه تنها آنها را از ثروت خويش بهره‌مند نمى‌سازند، بلكه حاضر نيستند كه با آنان رفت وآمد داشته باشند و يا لحظه‌اى كنارشان بنشينند. چنين فرهنگى از خوى زشت تكبّر و فخر فروشى منشأ مى‌گيرد و سبب فاصله عميق طبقاتى در جوامع بشرى مى‌شود واين فاصله تا آنجا عميق شده كه علاوه بر شكاف ظاهرى، رفتار، فرهنگ وحتّى طرز تفكّر دارا و درويش هم با هم تفاوت پيدا مى‌كند.

سخنسراى شيراز مى‌نويسد:

توانگر زاده‌اى را ديدم بر سر گور پدر نشسته وبا درويش بچّه‌اى در پيوسته كه صندوق تربت پدرم سنگين است وكتابه رنگين، و فرش رخام انداخته وخشت پيروزه درو به كار برده گور پدرت را چه ماند، خشتى دو فراهم آورده و مشتى دو خاك برآن پاشيده؟ درويش پسر اين بشنيد وگفت: تا پدرت زير آن‌


صفحه 168

سنگهاى گران برخود بجنبيده باشد، پدر من به بهشت رسيده بوده»[1]

ديدگاه اسلام‌

دين مقدّس اسلام، نه تنها ثروتمندى وتهيدستى را معيار ارزش انسانها نمى‌داند، بلكه به پيروانش دستور مى‌دهد باافراد فقير ومحروم بگونه‌اى آبرومندانه ودلسوزانه رفتار كنند وثروت وشادى خويش رابا آنان تقسيم كنند.

قرآن كريم مى‌فرمايد:

«وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا ...»[2]

نفس خويش راهمراه كسانى پايدار بدار كه خداى خود را به صبح وشام مى‌خوانند و وجه خدا راخواهانند ودر طلب زينت زندگى دنيا چشمان (نظر وتوجّه) خود را از آنان مگردان.

پيامبر اكرم6از طرف دشمنان مستكبرواشراف در فشار بود كه گروه مؤمنان فقير را از خود دور سازد. ازاين رو، خداوند دستور مى دهد كه در برابر اين فشار فزاينده، صبر واستقامت كن و هرگز تسليم آنها مشو.[3]

رهبر بزرگ اسلام، هنگام رحلت به علىّ7چنين وصيّت كرد:

«اوُصيكَ بِالصَّلاةِ عِنْدَ وَقْتِها ... وَ حُبِّ الْمَساكينِ وَ مُجالِسَتِهِمْ»[4]

تورا به نماز اوّل وقت ودوستى وهمنشينى با درماندگان سفارش مى‌كنم.

امام سجّاد7نيز در دعا از خدا چنين مى خواهد:

[1]- كليّات سعدى، ص 163.

[2]- كهف، آيه 28.

[3]- اقتباس از تفسير نمونه، ج 12، ص 416.

[4]- امالى، شيخ طوسى، ج 1، ص 6، داورى قم.


صفحه 169

«اللَّهُمَّ حَبِّبْ الىَّ صُحْبَةَ الْفُقَراءِ وَ اعِنّى‌ عَلى‌ صُحْبَتِهِمْ بِحُسْنِ الصَّبْرِ»[1]

اى خداى من! رفاقت وهمنشينى فقيران را محبوب من گردان و مرا با صبرى نيكو برهمنشينى آنها يارى فرما.

استاد شهيد مرتضى مطّهرى (قده) مى فرمايد:

«زين العابدين (ع) پيك محبّت بود. راه مى رفت، هرجا كسى را مى‌ديد، هر جا غريبى را، فقير ومستمندى را مى‌ديد به خانه خودش مى‌آورد، خانه اوخانه مسكينان ويتيمان بود.»[2]

آثار همنشينى با محرومان‌

همنشينى با افراد باعث انس گرفتن به آنهاست. نشست وبرخاست با محرومان داراى فوايد وآثار خوبى است كه درزير به چند نمونه اشاره مى‌كنيم:

الف- الفت و يكپارچگى جامعه‌

همنشينى با محرومان باعث مى‌شود تا جامعه طبقاتى كه مورد نكوهش دين مقدّس اسلام قرار گرفته است از بين برود، وانسان، خود را شريك غم آنها بداند، واز تكبّر وخودپسندى دورى كند.

ائمّه اطهار (ع) به خاطر اين كه احساس همدردى رابه مردم ياد دهند، با فقرا ومحرومان هم غذا مى‌شدند وبه خانه آنها مى‌رفتند.

امام حسن مجتبى7گروهى از فقرا را ديد كه در حال غذا خوردن بودند، آنها امام رادعوت كردند وامام نيز قبول كرد وبا آنها غذا خورد. بعد فرمود:

[1]- صحيفه‌سجّاديه، دعاى 30.

[2]- سيرى در سيره ائمّه، ص 112، صدرا، با اندك تغيير.


صفحه 170

«إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ‌»[1]خداوند مستكبران را دوست ندارد.

امام خمينى قدّس سرّه مى‌فرمايد:

«اگر (نفس) تأنّف مى‌كند از مجالست با فقرا ومساكين، تو دماغ او رابه خاك ماليده، با فقرا مجالست كن، هم‌غذا شو، همسفر شو، مزاح كن ....»[2]

ب- قناعت‌

رفت وآمد بابينوايان ومشاهده زندگى آنها از نزديك سبب مى‌شود كه انسان از وضع زندگى خويش خشنود شود و روحيه قناعت وبى نيازى در او تقويت گردد برعكس، همنشينى با مترفين وثروتمندان، سبب افزونى حرص وآز مى‌شود.

امام باقر7فرمود:

«ايَّاكَ انْ تَطْمَحَ بَصَرَكَ الى‌ مَنْ هُوَ فَوْقَكَ ...»[3]

مبادا به بالا دست خود چشم بدوزى.

وهمچنين براى به دست آوردن، صفت قناعت مى‌فرمايد:

«اگر مى خواهى به اندك اكتفا نمايى، زندگى رسول خدا6را به ياد آور، كه خوراك او جو وشيرينى او خرما وهيزمش پوست درخت خرما بود، اگر به دست مى‌آورد.»[4]

ج- قدردانى از نعمتها

همنشينى با محرومان سبب مى‌شود تا انسان ازنعمتهاى الهى كه در اختيار او قرار گرفته است قدردانى كند. حضرت علىّ7فرمود:

«جالِسِ الْفُقَراءَ تَزْدَدْ شُكْراً»[5]با فقرا همنشينى كن تا سپاسگزارى راافزون كنى.

امام صادق7مى فرمايد:

[1]- بحارالانوار، ج 43، ص 352.

[2]- چهل حديث، ص 84، نشر فرهنگى رجا.

[3]- جامع‌السعّادات، ج 2، ص 105، اعلمى بيروت.

[4]- جامع‌السعادات، ج 2، ص 105.

[5]- شرح‌غررالحكم، ج 3، ص 357.


صفحه 171

«... ايَّاكُمْ وَ مُجالَسَةَ الْمُلوُكِ وَ ابْناءَ الدُّنْيا ... وَ انْظُرْ الى‌ مَنْ هُوَ دوُنَكَ فَتَكوُنَ لِأَنْعُمِ اللَّهِ شاكِراً، وَ لِمَزيدِهِ مُسْتَوْجِباً ...»[1]

ازهمنشينى با پادشاهان وفرزندان دنيا دورى كنيد ... ونگاه كن به پايين تر از خود تا اين كه از نعمتهاى خدا قدردانى كنى، ولايق نعمتهاى فراوان خداشوى ....

امام باقر7فرمود:

«لا تُجالِسِ الْأَغْنِياءَ فَانَّ الْعَبْدَ يُجالِسُهُمْ وَ هُوَ يَرى‌ انَّ لِلَّهِ عَلَيْهِ نِعْمَةٌ فَمايَقُومُ حَتّى‌ يَرى‌ انْ لَيْسَ لِلَّهِ عَلَيْهِ نِعْمَةٌ»[2]

با ثروتمندان مجالست نكن، چرا كه انسان با آنها نشست وبرخاست مى‌كند درحالى كه اذعان داشته خداوند به او نعمت داده است، وليكن (پس از همنشينى باآنها) بر مى‌خيزد ومى پندارد خداوند به او هيچ نعمتى نداده است.

د تحمّل فقر

خوب است كه غير فقير با فقرا همنشينى كند و سختى ومشكلات زندگى آنها را ازنزديك ببيند، تااگر روزى گرفتار فقر شد، بتواندآن راتحمّل كند. سعدى مى‌گويد:

هرگز از دور زمان نناليده بودم و روى از گردش آسمان درهم نكشيده مگر وقتى كه پايم برهنه مانده بود واستطاعت پاى پوشى نداشتم، به جامع كوفه درآمدم دلتنگ، يكى را ديدم كه پاى نداشت، سپاس نعمت حق به جاى آوردم و بر بى‌كفشى صبر كردم.

مرغ بريان به چشم مردم سير

كمتر از برگ تره بر خوان است‌

و ان كه را دستگاه و قوت نيست‌

شلغم پخته مرغ بريان است.[3]

ه- بهره مندى ازشفاعت‌

انسانهايى‌كه در دنيا بامحرومان هم غذا شده و همنشينى كرده‌اند، در آخرت‌

[1]- مستدرك الوسائل، حاجى نورى، ج 12، ص 310.

[2]- بحارالانوار، ج 74، ص 194.

[3]- كليّات سعدى، ص 107.