عدالت، احسان، ايثار، منع دزدى، خيانت، رشوه، همه اينها در زمينه ثروت است و يا قسمتى از قلمرو اين مفاهيم ثروت است. تا حدودِ مسائل اقتصادى روشن نشود، حدود عدالت وامانت وعفّت و احسان و همچنين حدود دزدى و خيانت و رشوه روشن نمىشود.»[1]
مسائل اخلاقى به مقدار قابل توجّهى، تحت تأثير عوامل اقتصادى قرار دارند، ممكن است اين سخن براى بعضى از علماى اخلاق، گران آيد كه اين گونه مسائل معنوى چه ارتباطى مىتواند با مسائل اقتصادى داشته باشد؟ و چه رابطهاى بين مسائل مادّى و معنوى است؟!
ولى با توجّه به اين نكته تجربى و حسّى كه «نگهدارى مبانى اخلاقى همچون شهامت، صراحت، مناعت طبع، راستگويى، امانت، و استقلال شخصيّت، و ساير صفات نيكوى اخلاقى، براى يك انسان گرسنه، كار بسيار دشوارى است» جاى هيچ گونه شگفتى باقى نمىماند.
بطور مثال: وقتى اقتصاد يك مملكت، خوب باشد، مىتواند بخش مهمّى از درآمد خود را به مطالعات و تحقيقات فضايى اختصاص دهد و به اسرار عالم آفرينش بيشتر پى ببرد، يا وقتى اقتصاد كشورى خوب باشد، و درآمد ساليانه بيش از ميزان مخارج باشد، افراد مىتوانند مقدارى از وقت خود را صرف تحقيق علم و دانش نمايند، و يا علم و دانش را تشويق كنند، و سطح انديشه و فرهنگ جامعه را بالا ببرند، به عبادت و ستايش الهى و تهذيب اخلاق و كسب فضايل اخلاقى و بهداشت و سلامتى و حفظ نيروى بدنى خود بپردازند.
از اين رو مىتوان گفت:
اقتصاد و اخلاق با يكديگر رابطه نزديك و تنگاتنگ دارند.
[1]- نظام اقتصادى اسلام، ص 16، صدرا.
خلاصه درس
اقتصاد در لغت به معناى ميانه روى واعتدال، و در اصطلاح به معناى بررسى و انتخاب روشهايى است كه بشر براى استفاده از منابع به منظور توليد كالاها و خدمات و توزيع آن جهت مصرف به كار مىبرد.
اقتصاد از اهميّت زيادى برخوردار است، واجتماع بشرى بر اساس آن استوار است. اقتصاد تأثير فراوانى بر اخلاق مىگذارد.
اقتصاد هم آثار منفى وهم آثار مثبت دارد، البتّه انسان بايد توجّه داشته باشد تا از آثار منفى آن رهايى پيدا كند.
ميان اقتصاد و اخلاق، رابطه تنگاتنگى وجود دارد. داستانهايى كه در قرآن كريم درباره ثروتمندانى چون قارون آمده است، بيانگر اين ارتباط است. اين داستانها بايد مورد توجه ما قرارگيرد و از آنها عبرت بگيريم و به تهذيب نفس و پالايش روان خود از بخل و امثال آن بپردازيم.
پرسش
1- تعريف لغوى و اصطلاحى اقتصاد را بنويسيد.
2- اهميّت اقتصاد را با استفاده از روايت امام صادق (ع) بيان كنيد.
3- علّت اينكه جريان قارون در قرآن كريم مطرح شده چيست؟
4- رابطه بين اقتصاد و اخلاق را بيان نماييد.
درس دوم كار و تلاش براى كسب روزى
تشويق اسلام به كار
اسلام براى كار و فعّاليت، ارج فراوان قائل است وآن را ازجهت كمّى و كيفى ستوده است. رسول اكرم6مىفرمايد:
«الْعِبادَةُ سَبْعُونَ جُزْءاً أَفْضَلُها طَلَبُ الْحَلالِ»[1]
عبادت، هفتاد جزء است، برترين آن به دست آوردن روزى حلال است.
در حديث ديگرى مىفرمايد:
«الْعِبادَةُ عَشَرَةُ اجْزاءٍ تِسْعَةُ اجْزاءٍ فِى طَلَبِ الْحَلالِ»[2]
عبادت، ده جزء است كه نه جزء آن به دست آوردن حلال مىباشد.
[1]- وسائل الشيعه، ج 12، ص 11.
[2]- بحارالانوار، ج 103، ص 9، اسلاميه.
معلّى بن خنيس گويد:
در محضر امام صادق عليهالسّلام بودم و ايشان احوال كسى را جويا شد.
پاسخ دادند: سخت نيازمند و درمانده است.
- اكنون چه مىكند؟
- درخانه مشغول عبادت است.
- خرج زندگىاش چگونه تأمين مىشود؟
- از سوى برخى از دوستانش.
- به خدا سوگند كسى كه مخارج زندگى او را مى دهد. از او عابدتر است.[1]
احترام ويژه براى كارگر
كارگر زحمتكش نيز در فرهنگ اسلام از ارج و منزلت ويژهاى برخوردار است و تلاش وكوشش او در راه استقلال و سازندگى ميهن اسلامى، همچون جهاد در راه خدا قلمداد شده است. حضرت صادق (ع) مىفرمايد:
«الْكادُّ عَلى عَيالِهِ كَالْمُجاهِدِ فِى سَبيلِ اللَّهِ»[2]
كسىكهباتلاش، در راهتامين هزينه خانوادهاش مىكوشد مانند مجاهد درراه خداست.
راز اين نكته نيز روشن است و آن اينكه هيچ نظامى بدون پشتوانه كار و تلاش نيروهاى توليد كننده، قادر به ادامه حيات خود نيست.
از سيره رسول خدا صلىالله عليه وآله نكته بسيار ظريف و بى نظيرى نسبت به كارگر مسلمان نقل شده كه حاكى از توجّه فراوان رهبر اسلام به اين قشر از جامعه است:
هنگامى كه آن حضرت از غزوه تبوك باز مىگشت، سعد انصارى به استقبال او شتافت و با دست خشن و پينه بستهاش با پيامبر6مصافحه كرد.
پيامبر6فرمود: «چرا دستت چنين است؟» عرض كرد: با بيل و طناب كار مىكنم و
[1]- وسائل الشيعه، ج 12، ص 14.
[2]- فروع كافى، ج 5، ص 88، دارصعب بيروت.
هزينه زندگى همسر و فرزندانم را فراهم مىسازم. در اين هنگام، پيامبر6دست پينه بسته اين كارگر باايمان را بوسيد وفرمود:
«هذِهِ يَدٌ لا تَمَسُّهَاالنَّارُ»[1]اين دستى است كه آتش دوزخ به آن نخواهد رسيد.
حضرت على عليهالسّلام نيز مىفرمايد:
«انّى لَأَرَى الرَّجُلَ فَيُعْجِبُنى فَاقُولُ: أَلَهُ حِرْفَةٌ؟ فَانْ قالُوا لا، سَقَطَ مِنْ عَيْنى»[2]
من گاهى مردى را مىبينم كه مرا شگفت زده مىكند (از او خوشم مىآيد) و مىپرسم آيا شغلى هم دارد؟ اگر گفتند: نه، از چشمم مىافتد.
پيشوايان بزرگ اسلام نيز به منظور تعميم و توسعه كار و تعظيم مقام كارگر شخصاً و بادست خويش كار مىكردند.
يكى از دوستان امام موسى بن جعفر عليهالسّلام او را مشغول كار در زمين كشاورزى خود ديد در حالى كه عرق كرده بود. تعجّب كرد وپرسيد چرا زحمت اين كار را به دوش ديگران نمىگذاريد؟ امام فرمود:
پيامبر و اميرمؤمنان و همه نياكان من با دست خويش كار مىكردند و اين برنامه همه پيامبران و رسولان و اوصياى آنها و همه بندگان صالح خداست.[3]
از سوى ديگر، اسلام «پرخوابى» «كم كارى» و «بيكارى» را بشدت محكوم كرده و دستور داده است كه از دسترنج ديگران استفاده نكنيد. پيامبراكرم6مىفرمايد:
«مَلْعُونٌ مَنْ الْقى كَلَّهُ عَلَى النَّاسِ»[4]
كسى كه سنگينى زندگى خود را بر دوش مردم بيفكند، از رحمت خدا دور است.
امام صادق7به يكى از دوستانش اخطار مىدهد كه:
[1]- اسدالغابة فى معرفة الصّحابه، ج 2، ص 269.
[2]- بحارالانوار، ج 23، ص 6.
[3]- وسائل الشيعه، ج 12، ص 23.
[4]- همان مدرك، ص 187.
«لاتَكْسَلْ عَنْ مَعيْشَتِكَ فَتَكُونَ كَلًّا عَلى غَيْرِكَ»[1]
درامر زندگى (طلب روزى) سستى مكن كه سربار ديگران شوى.
حضرت موسى بن جعفر عليهالسّلام مىفرمايد:
«انَّ اللَّهَ تَعالى لَيُبْغِضُ الْعَبْدَالنَّوامَ، انَّ اللَّهَ لَيُبْغِضُ الْعَبْدَ الْفارِغَ»[2]
همانا خداوند، بنده پرخواب و بيكار را مبغوض مىدارد.
طلب روزى
«معناى رزق (روزى) روشن و واضح است و آنچه از موارد استعمال آن به دست مىآيد، اين است كه در معناى اين كلمه، نوعى بخشش وعطا هم خوابيده، مثلًا مىگويند پادشاه به لشكريان رزق مىدهد. كه اين جمله تنها شامل موادّ غذايى لشكر مىشود ...
اين معناى اصلى و لغوى كلمه بود، ولى بعدها درمعناى آن توسعه دادند وهر غذايى را كه به آدمى مىرسد، چه دهندهاش معلوم باشد و چه نباشد رزق خواندند ... سپس توسعه ديگرى در معناى آن داده و آن را شامل هر سودى كه به انسان رسد نمودهاند هر چند كه غذا نباشد، و به اين اعتبار همه مزاياى زندگى اعمّ از مال و جاه و عشيره و ياوران و جمال، علم و غيره را رزق خواندند.»[3]
اسلامبه دستآوردن روزى رااز ضروريات زندگىدانسته ورهبرآن فرموده است:
«طَلَبُالْحَلالِفَريضَةٌ عَلى كُلِمُسْلِمٍ وَمُسْلِمَةٍ»[4]
طلب حلال بر هر مرد و زن مسلمان واجب است.
اسلام، علاوه بر پيشنهاد كارهايى چون زراعت، تجارت، صنعت وغيره، سحر خيزى، سفر وتحمّل زحمت و مشقّت در راه كسب روزى رانيز سفارش كرده است:
[1]- همان مدرك، ج 12، ص 37.
[2]- همان مدرك.
[3]- ترجمه الميزان، ج 3، ص 214، اسلامى.
[4]- بحارالانوار، ج 103، ص 187.
الف- سحر خيزى
امام صادق (ع) مىفرمايد:
«اذا ارادَ احَدُكُمْ حاجَةً فَلْيُبْكِرْ الَيْها وَلْيُسْرِعِ الْمَشْىَ الَيْها»[1]
هريك از شما كه نيازى دارد، صبح زود حركت كندو با سرعت به سراغ آن برود.
و نيز مىفرمايد:
«انى لَاحِبُّ انْ ارَى الرَّجُلَ مُتَحَرِّفاً فى طَلَبِ الرِّزْقِ، انَّ رَسُولَ اللَّهِ6قالَ:
اللَّهُمَّ بارِكْ لِامَّتى فِى بُكُورِها»[2]
من دوست دارم كه مرد براى كسب روزى خودبه اين سو وآن سو برود، پيامبر خدا6فرمود: بار خدايا به صبحگاهان امّت من بركت عطاكن.
ب- سفر
يكى ازدستورات اسلامبراى كسب روزى، سفرتجارى است. امام صادق (ع) مىفرمايد:
«انَّ اللَّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى لَيُحِبُّ الْاغْتِرابَ فِى طَلَبِ الرِّزْقِ»[3]
خداى تبارك و تعالى دورى از وطن براى كسب روزى را دوست دارد.
و در حديث ديگر مىفرمايد:
«انَّ عَلَى الْعاقِلِ انْ لا يَكُونَ ظاعِناً (اى مسافراً) الَّا فِى ثَلاثٍ: تَزَوُّدٍ لِمَعادٍ، اوْ مَرَمَّةٍ لِمَعاشٍ، اوْ لَذَّةٍ فِى غَيْرِ مُحَرَّمٍ»[4]
خردمند جز در سه مورد به سفر نمىرود: به دست آوردن توشهاى براى آخرت، يا تأمين زندگى، يا لذّتى مشروع.
[1]- وسائل الشيعه، ج 12، ص 50.
[2]- من لايحضر الفقيه، ج 3، ص 95.
[3]- وسائل الشيعه، ج 12، ص 50.
[4]- همان مدرك.
قابل توجّه است كه مسافرت، علاوه بر سود مالى و فايده عقلى، ايجاد تنوّع و نشاط را به همراه دارد.[1]
ج- تحمّل مشقّت
ابوعمرو شيبانى مىگويد:
امام صادق (ع) را ديدم كه بيلى در دست وجامه خشنى در برداشت، و در مزرعه شخصى خود كار مىكرد وعرق مىريخت. عرض كردم بيل را به من بدهيد تا كارشما را انجام دهم. فرمود:
دوست دارم كه مرد در راه به دست آوردن معاش، حرارت آفتاب را ببيند و رنج آن را تحمّل نمايد.[2]
امام باقر عليهالسّلام مىفرمايد:
«كانَ اميرُالْمُؤْمِنينَ (ع) يَخْرُجُ فِى الْهاجِرَةِ فِى الْحاجَةِ قَدْ كَفاها يُريدُ انْ يَراهُ اللَّهُ يُتْعِبُ نَفْسَهُ فِى طَلَبِ الْحَلالِ»[3]
اميرمؤمنان7در نيمروز گرم براى انجام كارهايى از منزل خارج مىشد درحالى كه ديگران بودند به جاى او آن كار را انجام دهند و قصدش اين بود كه خدا او را مشاهده كند كه در طلب حلال خود را به زحمت انداخته است.
تأثير كار برا خلاق
شغل هر فردى از يك طرف مجراى درآمد مالى و وسيله زندگى و از طرف ديگر سازنده شخصيّت اجتماعى و صفات اخلاقى اوست.
شغل هر انسانى روى شخصيّتش اثر عميق دارد و صفات اخلاقى وى بر اساس نيازمنديهاى آن شغل، ساخته مىشود. دراينجا به بيان تأثير كار براخلاق مىپردازيم:
[1]- مكارم الاخلاق، طبرسى، ص 275.
[2]- فروع كافى، ج 5، ص 76.
[3]- وسائل الشيعه، ج 12، ص 13.