«... ايَّاكُمْ وَ مُجالَسَةَ الْمُلوُكِ وَ ابْناءَ الدُّنْيا ... وَ انْظُرْ الى مَنْ هُوَ دوُنَكَ فَتَكوُنَ لِأَنْعُمِ اللَّهِ شاكِراً، وَ لِمَزيدِهِ مُسْتَوْجِباً ...»[1]
ازهمنشينى با پادشاهان وفرزندان دنيا دورى كنيد ... ونگاه كن به پايين تر از خود تا اين كه از نعمتهاى خدا قدردانى كنى، ولايق نعمتهاى فراوان خداشوى ....
امام باقر7فرمود:
«لا تُجالِسِ الْأَغْنِياءَ فَانَّ الْعَبْدَ يُجالِسُهُمْ وَ هُوَ يَرى انَّ لِلَّهِ عَلَيْهِ نِعْمَةٌ فَمايَقُومُ حَتّى يَرى انْ لَيْسَ لِلَّهِ عَلَيْهِ نِعْمَةٌ»[2]
با ثروتمندان مجالست نكن، چرا كه انسان با آنها نشست وبرخاست مىكند درحالى كه اذعان داشته خداوند به او نعمت داده است، وليكن (پس از همنشينى باآنها) بر مىخيزد ومى پندارد خداوند به او هيچ نعمتى نداده است.
د تحمّل فقر
خوب است كه غير فقير با فقرا همنشينى كند و سختى ومشكلات زندگى آنها را ازنزديك ببيند، تااگر روزى گرفتار فقر شد، بتواندآن راتحمّل كند. سعدى مىگويد:
هرگز از دور زمان نناليده بودم و روى از گردش آسمان درهم نكشيده مگر وقتى كه پايم برهنه مانده بود واستطاعت پاى پوشى نداشتم، به جامع كوفه درآمدم دلتنگ، يكى را ديدم كه پاى نداشت، سپاس نعمت حق به جاى آوردم و بر بىكفشى صبر كردم.
مرغ بريان به چشم مردم سير
كمتر از برگ تره بر خوان است
و ان كه را دستگاه و قوت نيست
شلغم پخته مرغ بريان است.[3]
ه- بهره مندى ازشفاعت
انسانهايىكه در دنيا بامحرومان هم غذا شده و همنشينى كردهاند، در آخرت
[1]- مستدرك الوسائل، حاجى نورى، ج 12، ص 310.
[2]- بحارالانوار، ج 74، ص 194.
[3]- كليّات سعدى، ص 107.
ازمحبّت وشفاعت محرومان ومستضعفان برخوردار مىگردند. پيامبر اكرم6فرمود:
«با فقرا بسيار آشنايى كنيد و در نزد ايشان دستى داشته باشيد كه براى آنان دولتى خواهد بود «گفتند يارسول اللّه، دولت آنها چيست؟ فرمود: «در روز قيامت به ايشان گويند: بنگريد هركه به شما خوردنى يا آشاميدنى ياپوشيدنى داده دستش رابگيريد و به بهشت بريد.»[1]
و نجات از جهنّم
همنشينى با محرومان ودعوت آنها به منزل باعث مىشود كه خداوند انسان را مورد آمرزش خويش قرار دهد. امام صادق7مى فرمايد:
«... انَّهُمْ اذا دَخَلوُا مَنْزِلَكَ دَخَلوُا بِمَغْفِرَتِكَ وَ مَغْفِرَةِ عَيالِكَ وَ اذا خَرَجوُا مِنْ مَنْزِلِكَ خَرَجوُا بِذُنُوبِكَ وَ ذُنُوبِ عَيالِكَ»[2]
فقرا با آمدن به خانه تو مغفرت الهى را براى تو وخانوادهات مىآورند وهنگامى كه ازخانهات خارج مى شوند باعث خارج شدن گناهان تو و خانوادهات مى شوند.
پيامبر اكرم6فرمود:
«انَّ لِكُلِّ شْىءٍ مِفْتاحاً وَ مِفْتاحُ الْجَنَّةِ حُبُّ الْمَساكينِ وَالْفُقَراءِ الصَّابِرينَ وَهُمْ جُلَساءُ اللَّهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ»[3]
همانا هرچيزى داراى كليدى است، وكليد بهشت دوستى مسكينان وفقيران صابر است، اينان روز قيامت همنشينان خداوند خواهند بود.
به اميد آن كه فرمايش قرآن كريم و راه و روش معصومين (ع) را الگوى زندگى خويش قرار دهيم وبا همنشينى بافقرا، يتيمان ومسكينان خود را از رذايل اخلاقى پاك كنيم وبه صفات پسنديده آراسته شويم.
[1]- ترجمه جامعالسعّادات، مجتبوى، ج 2، ص 115، حكمت.
[2]- بحارالانوار، ج 75، ص 459.
[3]- جامع السّعادات، ج 2، ص 89.
خلاصه درس
در آيات قرآن كريم و روايات معصومين (ع) زياد به همنشينى با محرومان سفارش شده است وامام سجّاد (ع) از خدا مىخواهد كه همنشينى بامحرومان رامحبوب او گرداند.
همنشينى با محرومان داراى آثار فراوانى است از جمله: الفت و همدردى كردن با محرومان، قناعت، قدردانى از نعمتها، تحمّل فقر، بهرهمندى از شفاعت محرومان و نجات از جهنم را مىتوان نام برد.
پرسش
1- ديدگاه اسلام در برابر همنشينى با محرومان چيست؟
2- يك آيه و حديث براى تشويق به همنشينى با محرومان بنويسيد.
3- چگونه همنشينى با محرومان باعث الفت و يكپارچگى جامعه مىشود؟
4- سه اثر از آثار همنشينى با محرومان رابا ذكر، روايت بيان كنيد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس هفدهم حرص و طمع
تعريف حرص و طمع
حرص به معناى زيادت جويى و آزمندى است.[1]
طمع به معناى چشمداشت وتوقّع در اموال مردم است.[2]و در اصطلاح، حرص صفتى نفسانى است كه انسان را به گرد آوردن آنچه بدان نياز ندارد برمىانگيزد، بى آن كه به حدّ و مقدار معيّنى اكتفا كند.[3]
وطمع عبارت است ازتوقّع داشتن در اموال مردم.[4]
[1]- لغت نامه دهخدا، ج 19، ص 440.
[2]- همان مدرك، ج 32، ص 316.
[3]- ترجمه جامع السّعادات، مجتبوى، ج 2، ص 137، حكمت.
[4]- همان مدرك، ص 147.
ديدگاه اسلام
از آنجايى كه حرص و طمع داراى مفاسد زيادى هستند و باعث بوجود آمدن فرومايگيهاى اخلاقى مى شوند، دين مقدّس اسلام آنهارا مورد نكوهش قرارداده است.
پيامبراكرم6مىفرمايد:
«لَوْ كانَ لِابْنِ آدَمَ وادِيانِ مِنْ ذَهَبٍ لَابْتَغى وَ راءَهُما ثالِثاً وَ لا يَمْلَاءُ جَوْفَ ابْنِ آدَمَ الَّاالتُّرابُ وَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلى مَنْ تابَ»[1]
اگر براى فرزند آدم دو درّه از طلا بود به حقيقت دنبال سوّمى مىگشت وپر نمى كند شكم فرزند آدم را مگر خاك، وخداوند هر كسى را كه توبه كند، مى پذيرد.
ونيز مى فرمايد:
«... انَّهُ لَنْ تَمُوتَ نَفْسٌ حَتّى تَسْتَكْمِلَ رِزْقُها، فَاجْمِلُوا فىِ الطَّلَبِ ...»[2]
همانا هرگز جاندارى نمىميرد، مگر اينكه همه روزى مقدّر خود را دريافت كند. پس در طلب روزى نيكو عمل كنيد.
انسان، موظّف است كه در پى كسب روزى برود ولى در طلب روزى اقدام او بايد اقدام نيكو وجميل باشد، عمل نيكو و روش پسنديده در طلب روزى، به ترك حرص و طمع است. حضرت على7مىفرمايد:
«الْحِرْصُ رَأْسُ الْفَقْرِ وَ اسُّ الشَّرِ»[3]حرص سبب فقر وپريشانى وريشه بدى است.
ودرجاى ديگر مىفرمايد:
«لا يُفْسِدُ الدّينَ كالطَّمَعِ»[4]چيزى مثل طمع، دين را تباه نمىسازد.
[1]- جامع السعادات، ج 2، ص 103، اعلمى بيروت.
[2]- بحارالانوار، ج 77، ص 145، اسلاميه.
[3]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 5.
[4]- همان مدرك، ج 6، ص 367.
ريشههاى حرص وطمع
حرص يك نيرويى است كه بر وجود انسان چيره گشته، او را به جمع آورى ثروت وا مىدارد چنان كه قرآن كريم مىفرمايد:
«إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً»[1]
انسان حريص آفريده شده است. هنگامى كه بدى به او رسد، بى تابى مىكند و هنگامى كه خوبى به او رسد مانع استفاده ديگران مىشود.
مهمترين ريشههاى حرص دوچيز است:
الف- بى اعتمادى به خدا
انسانى كه فكر مىكند بايد هرچه توانايى دارد، براى انباشتن مال صرف كند، واز قدرت خويش بهره ببرد، يقين ندارد كه خداوند روزى رسان واقعى است وبه تعبير حضرت على7انسان حريص به خدا اعتماد ويقينى ندارد.
«عَلىَالشَّكِّ وَ قِلَّةِ الثِّقَةِ بَاللَّهِ مَبْنىَ الْحِرْصِ وَ الشُّحِّ»[2]
بناى حرص وبخل بر كم اعتمادى به خدا وشكّ به او نهاده شده است.
مرحوم ملَّا احمد نراقى مىنويسد:
«هر آزمندى اعتمادش به مردم زيادتر ازاعتماد به خداست، زيرا اگر اعتماد او به خدا بيشتر بود به غير او طمع نداشت سپس اين داستان را مىآورد: درويشى تنگدست به درِ خانه ثروتمندى رفت وگفت: شنيدهام مالى در راه خدا نذر كردهاى كه به درويشان بدهى، من نيز درويشم، ثروتمند گفت: من نذر نابينايان كردهام تو كه نابينا نيستى، درويش گفت: نابيناى واقعى من هستم كه درگاه خداى كريم را گذاشته به درِ خانه چون تو گدايى آمدهام!»[3]
[1]- معارج، آيه 19- 21.
[2]- شرح غررالحكم، ج 4، ص 316.
[3]- معراج السّعادة، ص 308، انتشارات رشيدى، با اندك تغيير.
ب- هدف انگاشتن دنيا
انسانى كه دنيا ومادّيات را هدف خويش قرار داده است، درانباشتن ثروت وطمع به مال ديگران زياده روى مىكند، بطورى كه دوستى مال ومادّيات تمام قلبش را فرا مىگيرد، ومكارم اخلاقى و صفات انسانى را فراموش مىكند. قرآن كريم مىفرمايد:
«كَلَّا بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ وَ لا تَحَاضُّونَ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ وَ تَأْكُلُونَ التُّراثَ أَكْلًا لَمًّا وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا.[1]
نه چنان است. شما يتيم راگرامى نمىداريد، ويكديگر را به خوراندن مسكين ترغيب نمىكنيد، وميراث را حريصانه مى خوريد، ومال را زياد دوست داريد.
ولى اگر ديده بصيرت انسان بينا باشد ودرپى اين دنياى فانى، سراى باقى رانظاره كند، نه تنها به پستى حرص و طمع تن در نمىدهد، بلكه بسيارى از امور مادّى را نيز به ديده حقارت مىنگرد. حضرت على7فرمود:
«لَوْ رَاى الْعَبْدُ اجَلَهُ وَ سُرْعَتَهُ الَيْهِ ابْغَضَ الْأَمَلَ وَ تَرَكَ طَلَبَ الدُّنْيا»[2]
اگرانسان مرگ و شتاب آن را مىديد، آرزوها رادشمن مىداشت ودنيا طلبى راترك مىكرد.
آثار حرص و طمع
آزمندى وتوقّع داشتن در اموال مردم آثار ناهنجارى را در پى دارد، از آن جمله:
الف- خوارى و گرفتارى
انسان طمعكار و آزمند، خوار و ذليل ديگران است و به خاطر اين كه مالى به دست آورد، آبرو و شخصّيت خويش را از دست مىدهد. حضرت على (ع) مى فرمايد:
[1]- فجر، آيه 17- 20.
[2]- بحارالانوار، ج 73، ص 95.