بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 189

2- خشم و غضب الهى:

دومين اثر سوء حيف وميل بيت المال، برانگيخته شدن خشم الهى است؛ زيرا خداوند نسبت به عموم مردم مهربان است و هركس نسبت به آنان، كمترين ستمى روا دارد، دچار خشم او مى‌شود. حضرت على صلوات اللّه عليه به يكى از كسانى كه اموال عمومى را به يغما برده بود مى‌نويسد:

«فَقَدْ بَلَغَنى‌ عَنْكَ امْرٌ انْ كُنْتَ فَعَلْتَهُ فَقَدْ سْخَطْتَ رَبَّكَ وَعَصَيْتَ امامَكَ وَاخْزَيْتَ امانَتَكَ»[1]

ازتوبه من خبرى رسيده است كه اگر چنان كرده باشى (كه من شنيده‌ام) پروردگارت را به خشم آورده، امام خود را نافرمانى كرده وامانتت را بى ارزش كرده‌اى.

3- محروميتهاى معنوى:

كسى كه به گناه خيانت آلوده گردد و حقوق و اموال مردم را پايمال كند به طور قطع از روحيه معنوى محروم خواهد شد وزيانى كه از اين ناحيه عايدش مى‌شود با سودى كه از دستبرد به بيت‌المال نصيبش شده است قابل قياس نيست، او سرمايه معنوى وجاودانى خويش را با اندكى از مال دنيا كه پست وناپايدار است، معامله كرده وبا بهبودى زندگى مادّى خود، حال دعا و راز نياز باخدا را از دست مى دهد و از اين رهگذر نزد خدا بى اعتبار مى‌شود، به نكبت وبدبختى دچار مى‌شود و در اثر گناه خيانت، اگر عمل نيكى داشته باشد، عملش نابود مى‌شود.

اميرمؤمنان7پس از آن كه حقوق مردم را از بيت المال مى‌پرداخت، دستور مى داد آنجا را جارو كنند وبعد چند ركعت نماز مى‌خواند و چنين دعا مى‌كرد:

«اللّهُمَّ انّى‌ اعوُذُ بِكَ مِنْ ذَنْبٍ يُحْبِطُ الْعَمَلَ، وَ اعوُذُ بِكَ مِنْ ذَنْبٍ يُعَجِّلُ النِّقَمَ وَ اعوُذُ بِكَ مِنْ ذَنْبٍ يَمْنَعُ الدُّعاءَ»[2]

پرورگارا! از گناهى كه عمل را نابود مى‌كند و نكبت را تسريع مى‌كند ومانع پذيرفته‌شدن دعا مى شود به تو پناه مى‌برم.

[1]- نهج البلاغه، فيض، نامه 40.

[2]- بحارالانوار، ج 94، ص 93.


صفحه 190

بعيد نيست كه تؤام بودن چنين دعايى با پرداخت حقوق مردم و در كنار بيت‌المال، نشانگر اين نكته باشد كه گناهانى كه آن پيامدهاى ناگوار را در پى دارد، در رابطه باحيف وميل وخيانت به بيت المال صورت مى‌پذيرد و كسانى كه به اموال عمومى خيانت ورزند دچار چنين نكبتهايى مى شوند و از حال معنوى محروم خواهند شد.

4- آتش دوزخ:

حرام خوارى از گناهان بسيار زشتى است كه در اسلام بسيار مورد نكوهش قرار گرفته است و مصر شخصى بيت المال از بارزترين مصداقهاى آن است، كسانى كه اموال عمومى را به ناحق مى‌خورند، در آخرت در آتش قهر خدا گرفتار خواهند شد.


صفحه 191

خلاصه درس‌

بيت‌المال، به اموالى كه به هر طريقى در اختيار دولت قرار دارد، اطلاق مى‌شود. اولين بيت‌المال به دست رسول اكرم صلى اللّه عليه وآله و درخانه آن حضرت تشكيل شد و هر چه برقلمرو وتشكيلات حكومت اسلامى افزوده شد، بيت المال نيز وسعت يافت.

بيت المال به يك تعبير «حق الله» وبه تعبيرى ديگر «حق الناس» است و حفظ و مصرف بجاى آن اهميتى حياتى دارد وضرورت دارد كه همه دست اندركاران مالى- اقتصادى مملكت منتهاى تلاش و كوشش خويش را در كار برد صحيح آن به كار گيرند و بدانند كه بيت المال امانتى در دست آنهاست وهرگونه سهل انگارى نسبت به آن خيانتى نابخشودنى به حساب مى‌آيد وآثار ناهنجار فردى و اجتماعى آن به سختى قابل جبران است: مانند هرج ومرج اجتماعى، عدم امنيت مالى، سقوط ملّلى، فقر و درماندگى، خشم و غضب الهى محروميت از معنويتها و ورود به دوزخ.

براى رهايى از اين پيامدهاى شوم بايد تلاش شود كه بيت المال در جاى قانونى خود هزينه شود و كمترين سهل انگارى، حيف وميل وخداى ناكرده خيانت درآن انجام نگيرد.

پرسش‌

1- بيت المال چيست؟

2- بيت المال ازآن كيست؟

3- قرآن نسبت به امانتدارى چه مى‌فرمايد؟

4- پيامدهاى شوم خيانت دربيت المال را بنويسيد.


صفحه 192

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 193

درس نوزدهم حفظ بيت المال (2)

درس گذشته پيرامون معناى بيت المال حساسيت آن وپيامدهاى خيانت در بيت المال بود در اين درس سيره پيامبر وعلى8وراههاى حفظ بيت‌المال را بررسى مى‌كنيم.

سيره پيامبرو على (ع)

رسول خدا6واميرمؤمنان7با دقّت بيش از حد به امور بيت‌المال رسيدگى مى‌كردند تا مبادا درهمى بر خلاف رضاى خدا و حقوق مردم مصرف شود. اينك به گوشه‌اى از دقت وسخت گيرى آن دو رهبر معصوم مى‌پردازيم‌[1]

[1]- محدود كردن اين كار در زندگى پيامبروعلى8بدين جهت است كه ديگر امامان:حكومت ظاهرى نداشتند و بيت المال درزمان آنها در دست غاصبان بود.


صفحه 194

الف- حسابرسى دقيق‌

پيشوايان دلسوز اسلام، حساب بيت‌المال را بطور دقيق رسيدگى مى‌كردند و هيچ گاه اجازه نمى‌دادند كه يك درهم آن نابجا مصرف شود ويا حقى از كسى پايمال شود وچنين كارى راخيانت مى‌دانستند و دامن مقدس آنان از چنين كارى پاك ومنزّه است.

در تاريخ آمده است: پس از آنكه رسول خدا صلى الله‌عليه وآله از جنگ «حنين» وآزادسازى اسرا فارغ شد، رزمندگان، گرداگرد آن حضرت را گرفتند و گفتند: اى پيامبر خدا غنايم جنگى را ميان ما تقسيم كن. آن حضرت كنارشترى ايستاد و مقدارى از كرك كوهانش را كند وبه هوا افكند وفرمود:

«اى مردم به خداسوگند من از غنايم- حتى مثل اين كرك- جز خمس آن رانمى برم. كه آن هم به شما خواهد رسيد، پس (هركس هرچه برده حتى) نخ وسوزن را هم برگرداند زيرا خيانت درقيامت، براى خائن، بدترين ننگ وسبب ورود به دوزخ خواهد بود.»

پس از سخنان پيامبر6مردى از انصار گلوله‌نخى راآورد وگفت:

اى رسول خدامن اين نخهارابراى دوزندگى برداشته‌ام؟

پيامبر فرمود:

«سهم من ازآن تو باشد (ولى سهم مردم را به بيت‌المال برگردان)

آن مرد گفت:

اگر كار به اين دقيقى ومشكلى، است نيازى به اين نخها نيست،

اين را گفت وآنها را روى بيت‌المال انداخت.[1]

[1]- سيره ابن هشام، ج 4، ص 135، داراحياء التراث العربى.


صفحه 195

اين داستان بيانگر منتهاى دقّت و دلسوزى رهبر اسلام در مورد اموال عمومى و نشان دهنده سيره و طرز عمل آن حضرت در مسائل مالى است و روش اميرمؤمنان7در مورد بيت المال مانند پيامبر بزرگوار است، چنانكه نقل شده است:

در زمان خلافت ظاهرى ايشان، يكى از دخترانش، گردن بندى رابه صورت «امانت تضمينى» از بيت المال دريافت كرد تا در مراسم عيد قربان از آن استفاده كند وقتى امام از موضوع آگاه شد، مسؤول بيت المال رابه حضور طلبيد و او را بشدت سرزنش كرد واز تكرار چنين كارى بر حذر داشت. وبه دخترش فرمود:

«اگر گردن بند را به صورت عاريه وبا ضمانت دريافت نكرده‌بودى، نخستين بانوى هاشمى بودى كه انگشتان دستت به جرم سرقت از بيت‌المال قطع مى‌شد!»

دختر، كه خودرا صاحب حق مى دانست، گفت: من دختر اميرمؤمنانم! چه كسى از من به اين گردن بند شايسته تراست؟ امام در پاسخش فرمود:

«آياهمه‌بانوان مهاجر وانصار درمراسم عيد باچنين‌گردن بندى‌زينت مى‌كنند؟[1]

سيره عملى عالمان راستين ومتعهّد، بويژه حضرت امام خمينى قدّس سره هم به پيروى از رسول گرامى اسلام وائمّه اطهار در امر اموال عمومى، بيت المال و مصارف آنها از حسابرسى دقيق و فراوان آن حضرت، حكايت مى‌كند. چنانكه يكى از همراهان امام در نجف اشرف در اين باره چنين مى‌گويد:

«مرحوم حاج آقا مصطفى، فرزند امام، كه به نظر من فردى بود بى‌نظير، هفته به هفته به خدمت پدر مى‌آمد و خرج هفته‌اش را مى‌گرفت. امام به هيچ وجه، بيش از مخارج ضرورى زندگى به ا و نمى‌داد وهنگامى كه حاج آقا مصطفى خواست به مكّه مشرّف شود، از پول خانه‌اى كه در قم فروخته بود ونيز مبلغى كه تعلّق به همسرش داشت، استفاده كرد.

[1]- بحارالانوار، ج 40، ص 338.


صفحه 196

امام همواره مى‌فرمود: هيچ كس حق ندارد از اينجا به جايى تلفن شخصى كند، تلفن داخل نجف را اجازه مى‌دادند، اما به كربلا يا جاى ديگر، نمى‌توانستيم تلفن بزنيم؛ زيرا امام، تحريم كرده بود، حتى به فرزند خود فرمود: تو حق ندارى به تهران يا جاى ديگر تلفن كنى، ولى اگر در مسير انقلاب بود، مانند نشر اعلاميه به وسيله تلفن ياگرفتن خبر، اجازه مى‌داد.

مورد ديگر صرفه جويى كاغذ بود. يك بار برادرى كه مسؤول امورِ مالىِ امام بود، پشت يك پاكت چيزى نوشت و خدمتِ امام فرستاد، ايشان در يك كاغذ كوچك، جواب داد وزير آن نوشت: شما در اين قطعه كوچك هم مى توانستيد، بنويسيد. از اين رو، آن برادر، كاغذهاى خرده راجمع وجور مى‌كرد ودر كيسه‌اى مى گذاشت و هنگامى كه مى‌خواست براى امام، چيزى بنويسد، روى آن كاغذ پاره‌ها مى‌نوشت. امام هم زيرش، جواب را مى‌نوشتند.»[1]

ب- عدالت در توزيع‌

از ويژگيهاى ديگر حكومت پيامبر وعلى8«عدالت درتوزيع» بيت المال بود. آن بزرگواران سهم هر مسلمانى را از بيت‌المال بر مبناى قانون اسلام پرداخت مى‌كردند وهرگز نظر شخصى، فاميلى، پارتى بازى، تملّق‌گويى ومانند آن را در تقسيم بيت المال دخالت نمى‌دادند.

بيت المال مسلمانان متعلق به عموم مسلمانان است، همه آنان در آن سهيم و شريكند واين شركت از جهت مسلمان بودن يا رزمنده بودن آنهاست ودراين عناوين كسى بر ديگرى امتيازى ندارد، بنابراين سهم همه افراد باهم مساوى است و هر فردى حقّى مشابه حق ديگران دارد. اين مسأله از سيره پيامبراكرم6وخطبه‌ها ونامه‌ها و تاريخ زندگى اميرالمؤمنين (ع) به روشنى مستفاد مى‌شود كه بر تقسيم بالسويه بيت‌المال اصرار مى ورزيده‌اند وعلت مخالفت برخى كه ابتدا با آن حضرت، بيعت كردند، همين بود كه ديدند در عطايا فرقى بين افراد نمى‌گذارد وكسى را بخاطر

[1]- سيماى فرزانگان، رضا مختارى، ج 3، ص 423- 424، دفتر تبليغات اسلامى.