بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 194

الف- حسابرسى دقيق‌

پيشوايان دلسوز اسلام، حساب بيت‌المال را بطور دقيق رسيدگى مى‌كردند و هيچ گاه اجازه نمى‌دادند كه يك درهم آن نابجا مصرف شود ويا حقى از كسى پايمال شود وچنين كارى راخيانت مى‌دانستند و دامن مقدس آنان از چنين كارى پاك ومنزّه است.

در تاريخ آمده است: پس از آنكه رسول خدا صلى الله‌عليه وآله از جنگ «حنين» وآزادسازى اسرا فارغ شد، رزمندگان، گرداگرد آن حضرت را گرفتند و گفتند: اى پيامبر خدا غنايم جنگى را ميان ما تقسيم كن. آن حضرت كنارشترى ايستاد و مقدارى از كرك كوهانش را كند وبه هوا افكند وفرمود:

«اى مردم به خداسوگند من از غنايم- حتى مثل اين كرك- جز خمس آن رانمى برم. كه آن هم به شما خواهد رسيد، پس (هركس هرچه برده حتى) نخ وسوزن را هم برگرداند زيرا خيانت درقيامت، براى خائن، بدترين ننگ وسبب ورود به دوزخ خواهد بود.»

پس از سخنان پيامبر6مردى از انصار گلوله‌نخى راآورد وگفت:

اى رسول خدامن اين نخهارابراى دوزندگى برداشته‌ام؟

پيامبر فرمود:

«سهم من ازآن تو باشد (ولى سهم مردم را به بيت‌المال برگردان)

آن مرد گفت:

اگر كار به اين دقيقى ومشكلى، است نيازى به اين نخها نيست،

اين را گفت وآنها را روى بيت‌المال انداخت.[1]

[1]- سيره ابن هشام، ج 4، ص 135، داراحياء التراث العربى.


صفحه 195

اين داستان بيانگر منتهاى دقّت و دلسوزى رهبر اسلام در مورد اموال عمومى و نشان دهنده سيره و طرز عمل آن حضرت در مسائل مالى است و روش اميرمؤمنان7در مورد بيت المال مانند پيامبر بزرگوار است، چنانكه نقل شده است:

در زمان خلافت ظاهرى ايشان، يكى از دخترانش، گردن بندى رابه صورت «امانت تضمينى» از بيت المال دريافت كرد تا در مراسم عيد قربان از آن استفاده كند وقتى امام از موضوع آگاه شد، مسؤول بيت المال رابه حضور طلبيد و او را بشدت سرزنش كرد واز تكرار چنين كارى بر حذر داشت. وبه دخترش فرمود:

«اگر گردن بند را به صورت عاريه وبا ضمانت دريافت نكرده‌بودى، نخستين بانوى هاشمى بودى كه انگشتان دستت به جرم سرقت از بيت‌المال قطع مى‌شد!»

دختر، كه خودرا صاحب حق مى دانست، گفت: من دختر اميرمؤمنانم! چه كسى از من به اين گردن بند شايسته تراست؟ امام در پاسخش فرمود:

«آياهمه‌بانوان مهاجر وانصار درمراسم عيد باچنين‌گردن بندى‌زينت مى‌كنند؟[1]

سيره عملى عالمان راستين ومتعهّد، بويژه حضرت امام خمينى قدّس سره هم به پيروى از رسول گرامى اسلام وائمّه اطهار در امر اموال عمومى، بيت المال و مصارف آنها از حسابرسى دقيق و فراوان آن حضرت، حكايت مى‌كند. چنانكه يكى از همراهان امام در نجف اشرف در اين باره چنين مى‌گويد:

«مرحوم حاج آقا مصطفى، فرزند امام، كه به نظر من فردى بود بى‌نظير، هفته به هفته به خدمت پدر مى‌آمد و خرج هفته‌اش را مى‌گرفت. امام به هيچ وجه، بيش از مخارج ضرورى زندگى به ا و نمى‌داد وهنگامى كه حاج آقا مصطفى خواست به مكّه مشرّف شود، از پول خانه‌اى كه در قم فروخته بود ونيز مبلغى كه تعلّق به همسرش داشت، استفاده كرد.

[1]- بحارالانوار، ج 40، ص 338.


صفحه 196

امام همواره مى‌فرمود: هيچ كس حق ندارد از اينجا به جايى تلفن شخصى كند، تلفن داخل نجف را اجازه مى‌دادند، اما به كربلا يا جاى ديگر، نمى‌توانستيم تلفن بزنيم؛ زيرا امام، تحريم كرده بود، حتى به فرزند خود فرمود: تو حق ندارى به تهران يا جاى ديگر تلفن كنى، ولى اگر در مسير انقلاب بود، مانند نشر اعلاميه به وسيله تلفن ياگرفتن خبر، اجازه مى‌داد.

مورد ديگر صرفه جويى كاغذ بود. يك بار برادرى كه مسؤول امورِ مالىِ امام بود، پشت يك پاكت چيزى نوشت و خدمتِ امام فرستاد، ايشان در يك كاغذ كوچك، جواب داد وزير آن نوشت: شما در اين قطعه كوچك هم مى توانستيد، بنويسيد. از اين رو، آن برادر، كاغذهاى خرده راجمع وجور مى‌كرد ودر كيسه‌اى مى گذاشت و هنگامى كه مى‌خواست براى امام، چيزى بنويسد، روى آن كاغذ پاره‌ها مى‌نوشت. امام هم زيرش، جواب را مى‌نوشتند.»[1]

ب- عدالت در توزيع‌

از ويژگيهاى ديگر حكومت پيامبر وعلى8«عدالت درتوزيع» بيت المال بود. آن بزرگواران سهم هر مسلمانى را از بيت‌المال بر مبناى قانون اسلام پرداخت مى‌كردند وهرگز نظر شخصى، فاميلى، پارتى بازى، تملّق‌گويى ومانند آن را در تقسيم بيت المال دخالت نمى‌دادند.

بيت المال مسلمانان متعلق به عموم مسلمانان است، همه آنان در آن سهيم و شريكند واين شركت از جهت مسلمان بودن يا رزمنده بودن آنهاست ودراين عناوين كسى بر ديگرى امتيازى ندارد، بنابراين سهم همه افراد باهم مساوى است و هر فردى حقّى مشابه حق ديگران دارد. اين مسأله از سيره پيامبراكرم6وخطبه‌ها ونامه‌ها و تاريخ زندگى اميرالمؤمنين (ع) به روشنى مستفاد مى‌شود كه بر تقسيم بالسويه بيت‌المال اصرار مى ورزيده‌اند وعلت مخالفت برخى كه ابتدا با آن حضرت، بيعت كردند، همين بود كه ديدند در عطايا فرقى بين افراد نمى‌گذارد وكسى را بخاطر

[1]- سيماى فرزانگان، رضا مختارى، ج 3، ص 423- 424، دفتر تبليغات اسلامى.


صفحه 197

سابقه‌اسلام، هجرت، جهاد و خويشاوندى پيامبر6ترجيح نمى‌دهد.[1]

حضرت امير (ع) چند روز پس از به خلافت رسيدن به خزانه دار خود «عبيداللّه بن ابى رافع» فرمود:

نخست مهاجران را صدا كن وبه هريك سه دينار بپرداز، پس از آنها به انصار نيز همين قدر پرداخت كن، سپس به هريك از مردم كه حاضر شدند، سرخ باشند يا سياه، سه دينار بده.

«سهل بن حنيف» به اين‌تقسيم عادلانه اعتراض مى‌كند وبااشاره به‌كسى مى‌گويد:

اى اميرمؤمنان! اين شخص تا ديروز غلام من بوده است كه آزادش كرده‌ام، آيا سهم من واو يكى است؟

حضرت فرمود:

«هر اندازه به تو بدهيم، به او نيز مى‌دهيم!»

و هيچ كس را برديگرى برترى نداد.[2]

طلحه وزبير نيز به چنين قانونى اعتراض كردند وحتى سهميه خود را دريافت نكردند، تا اين قانون برابرى راتغيير دهند. ولى حضرت على‌7به اعتراض آنان اعتنايى نكرد و فرمود:

من كه از نزد خود، چنين قانونى را وضع نكرده‌ام، من وشما شاهد بوديم كه رسول خدا6چنين مى‌كرد و كتاب خدا نيز گويا و گواه است.[3]

ج- صرفه جويى در مصرف‌

صرفه جويى در مصرف بيت‌المال بروشنى از سيره رسول خدا صلى‌اللّه عليه وآله وعلى مرتضى7‌پيداست، آنها كوشش مى‌كردند كه هيچ گونه اسرافى در

[1]- جزوه مبانى اقتصاد اسلامى، ص 295.

[2]- شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج 7، ص 37- 38.

[3]- شرح نهج البلاغه، ابن ابى‌الحديد، ج 7، ص 41.


صفحه 198

اموال عمومى صورت نگيرد واز كمترين هزينه، بيشترين بهره به دست آيد تاعلاوه بر حفظ بيت‌المال، اسراف وتبذير نيز در بيت‌المال به وجود نيايد ودستگاه حكومت اسلامى چون در بار پادشاهان ستمگر نشود.[1]و زندگى ساده آن بزرگواران، خود، گواه اين مطلب است.

رسول خدا6در غزوه «خيبر» گنجينه «آل ابوالحقيق» رابه غنيمت گرفت، پس از بازگشت، همسرانش درخواست كردند كه آن گنجينه را ميان ما تقسيم كن.

حضرت فرمود:

آن را طبق قانون خدا ميان مسلمانان تقسيم كردم!

آنها خشمگين شدند و سخنانى گفتند. پس از چند روز، خداوند، به پيامبر6دستور داد كه همسرانت را ميان همين زندگى ساده و طلاق مخيّركن‌[2]وفرمود:

«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها فَتَعالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَراحاً جَمِيلًا- وَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ أَجْراً عَظِيماً»[3]

اى پيامبر! به همسرانت بگو: اگر خواهان زندگى دنيا و زينتهاى آن هستيد، بياييد تا شما را بهره‌مند سازم و به وجهى نيكو رهايتان كنم؛ واگر خواهان خدا وپيامبر او و سراى آخرت هستيد، خدابه نيكوكارانتان پاداشى بزرگ خواهد داد.

اميرمؤمنان7، شبى دربيت المال حضور داشتند كه عمروبن عاص، براى كار خصوصى به حضور آن حضرت رسيد، امام چراغ بيت المال راخاموش كرد و در زيرنور ماه با او به گفتگو نشست.[4]

[1]- براى آگاهى ازبخش اسراف كاريهاى بنى‌اميه وبنى عباس رجوع كنيد به بيت‌المال در نهج البلاغه، ص 69- 88.

[2]- البرهان فى تفسير القرآن، ج 3، ص 307.

[3]- احزاب، آيات 28- 29.

[4]- مناقب، ابن شهر آشوب، ج 2، ص 110.


صفحه 199

د- شدّت عمل نسبت به متخلّفان:

امكان دارد كه در دستگاه اجرايى، كم وبيش افرادى يافت شوند كه نسبت به اموال مردم بى توجه ويا قصد سوء داشته باشند درزمان رسول خدا صلى‌الله عليه وآله كه حجم بيت المال محدود بود وسريع مصرف مى‌شد، چنين مسائلى كمتر اتفاق مى‌افتاد ولى بعدها، همراه افزايش بيت المال، آمار سوء استفاده‌ها هم فزونى گرفت.

اميرمؤمنان (ع) در برخورد باخائنان بيت المال برخوردى قاطع وخرد كننده داشت و مصمّم بود كه چنين افرادى بايد در اختيار عدالت قرار گيرند و سخت مجازات شوند. به عنوان مثال، درنامه‌اى به «زيادبن ابيه»- جانشين استاندار بصره مى‌نويسد:

«وَانّى‌ اقْسِمُ بِاللَّهِ صادِقاً لَئِنْ بَلَغَنى‌ انَّكَ خُنْتَ فى‌ فىْ الْمُسْلِمينَ شَيْئاً صَغيراً اوْ كَبيراً لَاشُدَّنَّ عَلَيْكَ شِدَّةً تَدَعُكَ قَليلَ الْوَفْرِ، ثَقيلَ الظَّهْرِ ضَئيلَ الْامْرِ وَ السَّلامُ.»[1]

به خداسوگند راستين مى خورم، اگر به من خبر رسد كه در مال مسلمين- كم يا زياد

خيانت كرده‌اى چنان برتو سخت خواهم گرفت كه تهيدست وگران بار وپريشان حال بمانى! تمام.

راههاى حفظ بيت المال‌

براى حفاظت هر چه بهتر از اموال عمومى از دستبرد، حيف وميل، جابه جايى نابجا ومانند آن راههاى زير پيشنهاد مى شود:

الف- انتخاب شايسته‌

انتخاب افراد شايسته، نخستين گام اصولى در راه حفظ اموال عمومى است كه اگر به گونه‌اى دقيق وطبق ضابطه- نه بارابطه- انجام گيرد، بسيار سودمند خواهد بود. عقل سليم نيز حكم مى‌كند كه كار را بايد به كاردان سپرد، منظور از افراد كاردان وشايسته‌

[1]- نهج البلاغه، فيض، نامه 20.


صفحه 200

كسانى‌اند كه داراى ويژگيهاى زير باشند:

1- ايمان به خدا و قيامت:

اگر حافظان اموال عمومى، اعتقاد راسخ به خدا و پيامبرصلى‌الله عليه وآله نداشته باشند به آسانى در اموال مردم دست به خيانت مى‌زنند؛ زيرا نه خدا را حاضر وناظر كارخويش مى‌دانند تا ازاو شرمشان آيد ونه قيامتى را باور دارند كه ازحساب وكتاب و عذاب آن واهمه داشته باشند.

حضرت صادق7به فرزندش سفارش مى‌كند كه اموالش را به شراب خوار ندهد؛ زيرااو با نوشيدن شراب، سفاهت ونادانى خود را اثبات كرده است.[1]

2- امانت دارى:

خصيصه امانتدارى ايجاب مى‌كند كه «امين» هيچ گاه، اموال عمومى را حيف وميل نكند وآن را طبق ضابطه وقانون به كارگيرد، ازاين رو، مسؤولين مالى اقتصادى- در هر رده بايد به زينت امانت وجوانمردى آراسته باشند تا اموال مردم را پاس دارند.

شخصى نزد حضرت صادق7شكايت كرد كه فلانى را امين دانستم و اموالى رابدو سپردم ولى او خيانت ورزيده و بكلى منكر آن شده‌است؟ امام فرمود:

«لَمْ يَخُنْكَ الْامينُ وَ لكِنِ‌ائْتَمَنْتَ انْتَ الْخائِنَ»[2]

امين به تو خيانت نكرده ولى تو به خائن اعتماد كرده‌اى.

اعتماد بر افراد خائن وسپردن دارايى مردم به آنها كارى نابخردانه و برخلاف خواست اسلام است. حضرت باقر7از نبى اكرم صلى‌الله عليه وآله چنين روايت مى‌كند:

«لا تَأْمَنِ‌الْخائِنَ وَ قَدْ جَرَّبْتَهُ»[3]

[1]- وسائل الشيعه، ج 13، ص 230.

[2]- همان مدرك، ص 228.

[3]- همان مدرك، ص 229.


صفحه 201

به كسى كه او را آزموده‌اى وخائن درآمده، اعتماد مكن.

3- تخصّص:

مهارت وكارآيى در هرشغل و حرفه‌اى يك ضرورت عقلى است وسپردن مسؤوليت به افراد ناوارد وغيرمتخصّص، سبب هدر دادن ثروتهاى عمومى، كاهش كارآيى وبرخلاف حق وعدالت است. قرآن مجيد اين ويژگى را براى مسؤولان مالى واقتصادى مملكت لازم دانسته است واز قول حضرت يوسف (ع) نقل مى‌كند:

«قالَ اجْعَلْنِي عَلى‌ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ»[1]

گفت مرا بر خزاين اين سرزمين بگمار كه من نگهبانى دانايم.

4- تيزهوشى و دقّت عمل:

علاوه بر موارد گذشته، تيز هوشى ودقت عمل نيز براى يك كارمند مالى واقتصادى ضرورى است تا با كيفيت بهترى از اموال عمومى پاسدارى كند؛ زيرا چنين صفتى سبب مى‌شود كه انسان بيشتر وبهتر مراقب اوضاع باشد، آفتهارا شناسايى كند و باكمترين هزينه، بيشترين بهره را به دست آورد.

ب- نظارت وبازرسى‌

دومين راه حفظ وسلامتى بيت المال از آفتها نظارت وبازرسى دقيق مسؤولان نظام است.

گستردگى وحسّاسيت مسائل مالى، دقّت نظر و كنترل مسؤولان رده بالا را مى‌طلبد تا جلوى هر گونه سوءاستفاده وحيف وميل يا خيانت احتمالى را سدّ كنند.

كمترين فايده چنين كارى اين است كه نخست از بروز هرگونه آفتى- در حد امكان- جلوگيرى مى‌كند وآمار خيانت وحيف وميل كاهش مى‌يابد، ديگر اينكه در صورت بروز نارسايى در مصرف بيت‌المال، در اولين فرصت، اقدام ضرورى انجام مى‌گيرد و دست خائنان كوتاه مى‌شود.

اميرمؤمنان7در اين راستا اين گونه رهنمود مى‌دهد:

[1]- يوسف آيه 55.