وهيچ گونه تضمينى براى اجراى هيچ قانونى باقى نمىماند.
ج- سنگدلى
رشوه خوارى يكى ازموارد روشن خوردن مال حرام است كه چون سمّى كشنده حيات معنوى دل رانابودمى كند وآن را چون سنگى جامد وسخت مى گرداند كه ديگر هر گونه سخن حقّ وپند واندرزى رانمى پذيرد وآه وناله هيچ مظلومى در او اثر نمىكند. چنانكه سخن امام حسين7بر آن تصريح داشت[1]
اين حقيقت رادر زندگى روزمرّه خود مشاهده مىكنيم، افرادى هستند كه وقتى كارى را كه مى دانند صد درصد گناه است شروع مىكنند، در وهله اوّل از اين كار ناراحت هستند ولى كم كم باگناه و رشوه انس مىگيرند وديگر ناراحت نيستند و گاهى كار به جايى مىرسد كه آن را وظيفه خود بلكه وظيفه دينى خود مىپندارند.[2]
د- قبول نشدن دعا وعبادت
رشوه يكى از موانع قبولى دعا وعبادت است. رسول اكرم صلّى اللّهعليه وآله فرمود:
«مَنْ اكَلَ لُقْمَةَ حَرامٍ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلَواةٌ ارْبَعينَ لَيْلَةً وَ لَمْ تُسْتَجَبْ لَهُ دَوعْوَةٌ ارْبَعينَ صَباحاً وكُلُّ لَحْمٍ يُنْبِتُهُ الْحَرامُ فَالنَّارُ اوْلى بِهِ ...»[3]
كسى كه لقمه حرامى بخورد تا چهل شب نمازش قبول و تا چهل روز دعايش مستجاب نمىشود وهر گوشتى كه در بدن او از حرام روييده شود، پس آتش به آن سزاوارتر است.
«اذا وَقَعَتِ الْلُّقْمَةُ مِنْ حَرامٍ فِى جَوْفِ الْعَبْدِ لَعَنَهُ كُلُّ مَلَكٍ فىِالسَّمواتِ وَالْأَرْضِ»[4]
هرگاه لقمهحرامى درشكم بندهاى قرارگيرد، هرفرشتهاى درآسمانهاو زميناو رانفرين مىكند.
پس بسيار روشن است كه گناه وحرامخوارى ورشوه خوارى سبب مىشود كه
[1]- ر. ك، ص 162، همين كتاب.
[2]- اقتباس از تفسير نمونه، ج 1، ص 52.
[3]- سفينة البحار، ج 1، ص 24، بيروت.
[4]- همان مدرك، ص 244.
دعا وعبادت بىاثر شود و مورد پذيرش درگاه الهى قرارنگيرد.
ه- سختى حساب وعذاب اخروى
انسانى كه در جمع كردن ثروت توجهى به حلال و حرام نكرده وبا رشوه خوارى، ثروت اندوخته وروزى خويش رابه دست آورده است دراين دنيا در دوزخى از آه يتيمان و درماندگان زندگى مىكند كه درآخرت نيز به جهنّمى پاينده تبديل شده دمار از روزگارش درخواهد آورد. قرآن كريم مىفرمايد:
«إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً»[1]
آنهاكه اموال يتيمان را از روى ستم مى خورند، آتش در دلهاى خود مىخورند.
پيامبر اكرم6مى فرمايد:
«لا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ مَنْ نَبَتَ لَحْمُهُ مِنَ السُّحْتِ، النَّارُ اوْلى بِهِ»[2]
كسى كه گوشتش از حرامخوارى روييده باشد، داخل بهشت نخواهد شد و دوزخ براىاو سزاوارتراست.
يك نكته
اگر گفتن حقّ متوقّف بر دادن رشوه باشد، اسلام اجازه داده است براى جلوگيرى از ضرر و رسيدن به حق، انسان رشوه بدهد،[3]ولى در اين صورت باز هم گرفتن رشوه حرام است. امام خمينى قدّس سرّه مىفرمايد:
«گرفتن رشوه ودادن آن اگر منجرّ به حكمِ باطل گردد، حرام است ولى اگر كسى رسيدن به حقش متوقف بر پرداخت رشوه به قاضى باشد براى وى جايز است، امّا براى گيرنده رشوه حرام مىباشد.»[4]
[1]- نساء، آيه 10.
[2]- ميزان الحكمة، ج 2، ص 373.
[3]- وسائل الشيعه، ج 12، ص 410، داراحياء التراث العربى.
[4]- تحريرالوسيله، ج 2، ص 365، دفتر انتشارات اسلامى.
خلاصه درس
رشوه يكى از پديدههاى ناهنجار اقتصادى است كه دراسلام بشدّت مورد نكوهش قرار گرفته است.
رشوه آن مزد ومالى است كه براى از بين بردن حقّ يا جهت حقّ نمودن باطلى دريافت مىكنند.
رشوه دو قسم است:
1- رشوه در قضاوت وحكم، كه دادن وگرفتن آن حرام است و روايات اسلامى، آن را كفر به خدا شمردهاند.
2- رشوهاى كه براى راه افتادن كار و تسريع در آن داده مى شود كه ممكن است در شرايطىدادن آن اشكال نداشته باشد، ولى گرفتن آن حراماست. تغيير نام رشوه به هديه، حق حساب، حق زحمت و ... سبب نمىشود كه ماهيت رشوه، تغيير كند وزشتى آن درهر حال باقى است.
رشوه داراى پيامدهاى زيادى است از جمله: فساد مالى و ادارى، نقض قوانين وحقوق اجتماعى، سنگدلى، قبول نشدن دعا وعبادت وسختى حساب وعذاب اخروى را مىتوان نام برد.
دين مقدّس اسلام در جايى كه گرفتن حقّ با دادن رشوه ممكن باشد رشوه دادن را اجازه داده است ولى درهر حال گرفتن آن برگيرنده رشوه حرام است.
پرسش
1- مفهوم رشوه واقسام آن را بيان كنيد.
2- سخن اميرمؤمنان (ع) را دربيان حقيقت رشوه بنويسيد.
3- موضع اسلام در باره رشوه راباذكر يك آيه و روايت بيان كنيد.
4- سه نمونه از پيامدهاى رشوه رابنويسيد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
منابع و مآخد
قرآن كريم.
نهج البلاغه فيض الاسلام.
نهج البلاغه صبحى صالح.
اسدالغابه فى معرفة الصحابه.
اصول كافى مرحوم كلينى، چاپ انتشارات نور.
اربعين حديث امام خمينى (ره).
امالى شيخ طوسى، انتشارات داورى قم.
بحارالانوار علامه مجلسى، چاپ اسلاميه.
بيت المال در نهج البلاغه حسين نورى.
تاريخ التمدن.
تحرير الوسيله امام خمينى (ره).
تحف العقول چاپ سازمان تبليغات.
تحف العقول تصحيح على اكبر غفارى، اسلاميه.
ترجمه الميزان انتشارات اسلامى قم.
تفسير البرهان سيد هاشم بحرانى.
تفسيرصافى ملافيض كاشانى.
تفسير عياشى مسعودبن عياش السلمى سمرقندى، علميه اسلاميه.
تفسير مجمع البيان طبرسى، چاپ بيروت.
تفسير الميزان علامه طباطبايى.
تفسير نمونه جمعى از نويسندگان.
تفسير نورالثقلين على بن جمعه العروسى الحويزى.
تكامل درپرتو اخلاق غلامرضاسلطانى چاپ دفترانتشارات اسلامى.
جامع احاديث الشيعه مرحوم آيت الله بروجردى.
جامع السعادات مهدى نراقى.
علم اخلاق اسلامى سيد جلال الدين مجتبوى.
گفتارجوان فلسفى.
جواهرالكلام محمدحسين نجفى، بيروت.
چهل حديث امام خمينى (ره).
الحقايق فيض كاشانى، دارالكتاب العربى.
الحياة محدرضا حكيمى و ...
روضةالواعظين فتال نيشابورى، منشورات الرضى.
سيره ابن هشام چاپ داراحياء التراث العربى.
سيرى در سيره ائمه شهيد مطهرى، چاپ صدرا.
سيرى در نهج البلاغه شهيدمطهرى، انتشارات صدرا.
شرح غررالحكم و در رالكلم آمدى، چاپ دانشگاه.
شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد.
صحيفه سجاديه.
صحيفه نور چاپ وزارت ارشاد اسلامى.
صلح امام حسن ترجمه آيت الله خامنهاى.
عوائدالايام حاج ملااحمدنراقى، انتشارات بصيرتى.
عيون اخبارالرضا شيخ صدوق.
غررالحكم ترجمه محمدعلى انصارى، چاپ آرمان.
فروع كافى مرحوم كلينى، دارصعب بيروت.
فرهنگ سياح نشر اسلام.
فرهنگ عميد.
فرهنگ معين چاپ اميركبير.
قاموس قرآن على اكبرقرشى، چاپ اسلاميه.
كليات سعدى چاپ اميركبير.
كنز العمال المتقى على بن حسام الدين.
لغت نامه دهخدا على اكبر دهخدا، چاپ دانشگاه.
اللمعة الدمشقيه باتصحيح سيد محمدكلانتر.
مباحث اقتصادى شهيد مطهرى.
مبانى اقتصاد اسلامى دفتر همكارى حوزه ودانشگاه.
مجله پاسداراسلام.
مجموعه ورّام ورام بن ابى فراس.
محجّةالبيضاء ملامحسن فيض كاشانى، اعلمى، بيروت.
مستدرك الوسائل ميرزا حسين نورى طبرسى، چاپ آل البيت.
مصباح الشريعه ترجمه وشرح حسن مصطفوى، انتشارات انجمن اسلامى حكمت وفلسفه ايران.
معراج السعاده ملااحمد نراقى، چاپ رشيدى.
المفردات فى غريب القرآن راغب اصفهانى، بيروت.
مقتل الحسين عبدالرزاق مقرم، بصيرتى، قم.
مقدمه ابن خلدون ترجمه محمدپروين گنابادى.
مكارم الاخلاق طبرسى.
منازل الاخرة حاج شيخ عباس قمى.
من لايحضره الفقيه شيخ صدوق.
ميزان الحكمة محمدى رى شهرى.
نظام اقتصادى اسلام شهيدمطهرى.
نهج الفصاحه ابوالقاسم پاينده.
وسائل الشيعه شيخ حرعاملى، احياءالتراث العربى.