«لاتَكْسَلْ عَنْ مَعيْشَتِكَ فَتَكُونَ كَلًّا عَلى غَيْرِكَ»[1]
درامر زندگى (طلب روزى) سستى مكن كه سربار ديگران شوى.
حضرت موسى بن جعفر عليهالسّلام مىفرمايد:
«انَّ اللَّهَ تَعالى لَيُبْغِضُ الْعَبْدَالنَّوامَ، انَّ اللَّهَ لَيُبْغِضُ الْعَبْدَ الْفارِغَ»[2]
همانا خداوند، بنده پرخواب و بيكار را مبغوض مىدارد.
طلب روزى
«معناى رزق (روزى) روشن و واضح است و آنچه از موارد استعمال آن به دست مىآيد، اين است كه در معناى اين كلمه، نوعى بخشش وعطا هم خوابيده، مثلًا مىگويند پادشاه به لشكريان رزق مىدهد. كه اين جمله تنها شامل موادّ غذايى لشكر مىشود ...
اين معناى اصلى و لغوى كلمه بود، ولى بعدها درمعناى آن توسعه دادند وهر غذايى را كه به آدمى مىرسد، چه دهندهاش معلوم باشد و چه نباشد رزق خواندند ... سپس توسعه ديگرى در معناى آن داده و آن را شامل هر سودى كه به انسان رسد نمودهاند هر چند كه غذا نباشد، و به اين اعتبار همه مزاياى زندگى اعمّ از مال و جاه و عشيره و ياوران و جمال، علم و غيره را رزق خواندند.»[3]
اسلامبه دستآوردن روزى رااز ضروريات زندگىدانسته ورهبرآن فرموده است:
«طَلَبُالْحَلالِفَريضَةٌ عَلى كُلِمُسْلِمٍ وَمُسْلِمَةٍ»[4]
طلب حلال بر هر مرد و زن مسلمان واجب است.
اسلام، علاوه بر پيشنهاد كارهايى چون زراعت، تجارت، صنعت وغيره، سحر خيزى، سفر وتحمّل زحمت و مشقّت در راه كسب روزى رانيز سفارش كرده است:
[1]- همان مدرك، ج 12، ص 37.
[2]- همان مدرك.
[3]- ترجمه الميزان، ج 3، ص 214، اسلامى.
[4]- بحارالانوار، ج 103، ص 187.
الف- سحر خيزى
امام صادق (ع) مىفرمايد:
«اذا ارادَ احَدُكُمْ حاجَةً فَلْيُبْكِرْ الَيْها وَلْيُسْرِعِ الْمَشْىَ الَيْها»[1]
هريك از شما كه نيازى دارد، صبح زود حركت كندو با سرعت به سراغ آن برود.
و نيز مىفرمايد:
«انى لَاحِبُّ انْ ارَى الرَّجُلَ مُتَحَرِّفاً فى طَلَبِ الرِّزْقِ، انَّ رَسُولَ اللَّهِ6قالَ:
اللَّهُمَّ بارِكْ لِامَّتى فِى بُكُورِها»[2]
من دوست دارم كه مرد براى كسب روزى خودبه اين سو وآن سو برود، پيامبر خدا6فرمود: بار خدايا به صبحگاهان امّت من بركت عطاكن.
ب- سفر
يكى ازدستورات اسلامبراى كسب روزى، سفرتجارى است. امام صادق (ع) مىفرمايد:
«انَّ اللَّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى لَيُحِبُّ الْاغْتِرابَ فِى طَلَبِ الرِّزْقِ»[3]
خداى تبارك و تعالى دورى از وطن براى كسب روزى را دوست دارد.
و در حديث ديگر مىفرمايد:
«انَّ عَلَى الْعاقِلِ انْ لا يَكُونَ ظاعِناً (اى مسافراً) الَّا فِى ثَلاثٍ: تَزَوُّدٍ لِمَعادٍ، اوْ مَرَمَّةٍ لِمَعاشٍ، اوْ لَذَّةٍ فِى غَيْرِ مُحَرَّمٍ»[4]
خردمند جز در سه مورد به سفر نمىرود: به دست آوردن توشهاى براى آخرت، يا تأمين زندگى، يا لذّتى مشروع.
[1]- وسائل الشيعه، ج 12، ص 50.
[2]- من لايحضر الفقيه، ج 3، ص 95.
[3]- وسائل الشيعه، ج 12، ص 50.
[4]- همان مدرك.
قابل توجّه است كه مسافرت، علاوه بر سود مالى و فايده عقلى، ايجاد تنوّع و نشاط را به همراه دارد.[1]
ج- تحمّل مشقّت
ابوعمرو شيبانى مىگويد:
امام صادق (ع) را ديدم كه بيلى در دست وجامه خشنى در برداشت، و در مزرعه شخصى خود كار مىكرد وعرق مىريخت. عرض كردم بيل را به من بدهيد تا كارشما را انجام دهم. فرمود:
دوست دارم كه مرد در راه به دست آوردن معاش، حرارت آفتاب را ببيند و رنج آن را تحمّل نمايد.[2]
امام باقر عليهالسّلام مىفرمايد:
«كانَ اميرُالْمُؤْمِنينَ (ع) يَخْرُجُ فِى الْهاجِرَةِ فِى الْحاجَةِ قَدْ كَفاها يُريدُ انْ يَراهُ اللَّهُ يُتْعِبُ نَفْسَهُ فِى طَلَبِ الْحَلالِ»[3]
اميرمؤمنان7در نيمروز گرم براى انجام كارهايى از منزل خارج مىشد درحالى كه ديگران بودند به جاى او آن كار را انجام دهند و قصدش اين بود كه خدا او را مشاهده كند كه در طلب حلال خود را به زحمت انداخته است.
تأثير كار برا خلاق
شغل هر فردى از يك طرف مجراى درآمد مالى و وسيله زندگى و از طرف ديگر سازنده شخصيّت اجتماعى و صفات اخلاقى اوست.
شغل هر انسانى روى شخصيّتش اثر عميق دارد و صفات اخلاقى وى بر اساس نيازمنديهاى آن شغل، ساخته مىشود. دراينجا به بيان تأثير كار براخلاق مىپردازيم:
[1]- مكارم الاخلاق، طبرسى، ص 275.
[2]- فروع كافى، ج 5، ص 76.
[3]- وسائل الشيعه، ج 12، ص 13.
الف- بى نيازى
اگر انگيزه كار و به دست آوردن مال، تأمين معاش و بى نيازى از ديگران باشد، آن كار، مقدّس و آن مال، ممدوح و صاحبش مورد احترام است.
روزى رسول اكرم صلىالله عليهوآله با اصحاب خود نشسته بودند. جوان توانا و نيرومندى را ديدند كه اوّل صبح به كار و كوشش، مشغول شده است. كسانى كه در محضر آن حضرت بودند، گفتند: اين جوان شايسته مدح و تمجيد بود اگر جوانى و نيرومندى خود را در راه خدا به كار مىانداخت. رسول خدا6فرمود:
اين سخن رانگوييد اگر اين جوان براى معاش خود كار مىكند كه در زندگى محتاج ديگران نباشد و از مردم بى نياز گردد، با اين عمل در راه خدا قدم بر مىدارد ....[1]
عبدالأعلى مىگويد:
در يك روز بسيار گرم تابستان در يكى از جادّههاى مدينه به امام صادق (ع) برخورد كردم گفتم: فدايت شوم، مقام شمانزد پروردگار و خويشاوندى شما با رسول خدا6معيّن وبلند است و شما اين گونه براى خودتان فعّاليت و كوشش داريد آن هم در مانند چنين روز گرمى؟ فرمود:
«يا عَبْدَالْأَعْلى خَرَجْتُ فِى طَلَبِ الرِّزْقِ لِأَسْتَغْنِىَ بِهِ عَنْ مِثْلِكَ»[2]
اى عبدالاعلى! (بدان) براى كسب روزى ازمنزل خارج شدم تا از امثال تو بى نياز گردم.
ب- حفظ دين
انسان مىتواند با كار و تلاش، زندگى خود را تأمين نمايد و از فقر، كه منشأ بسيارى از رذايل اخلاقى است، رهايى يابد و با بهبود وضع اقتصادى، بسيارى از اعمال دينى خود را انجام دهد. امام صادق7مىفرمايد:
[1]- محجّة البيضا، ج 3، ص 140، اعلمى بيروت.
[2]- وسائل الشيعه، ج 12، ص 10.
«لاتَدَعْ طَلَبَ الرِّزْقِ مِنْ حِلِّهِ، فَانَّهُ عَوْنٌ لَكَ عَلى دينِكَ»[1]
طلب رزق از راه حلال را ترك نكن، چون كمك خوبى براى دين توست.
تنبلى، كاهلى، فقر و بى چيزى نيز، مانع تكامل مادّى ومعنوى و باعث گرفتاريهاى اخلاقى مىشود. امام باقر عليهالسّلام مىفرمايد:
«الْكَسَلُ يَضُرُّ بِالدّينِ وَالدُّنْيا»[2]تنبلى به دين و دنياى انسان، ضرر مىرساند.
ج- عزّت نفس
عزّت و شرافت هر فردى در گرو كار و تلاش اوست. زراره مىگويد:
مردى به حضور امام صادق (ع) آمد و عرض كرد: من با دستم نمىتوانم كارى انجام دهم، ازعهده تجارت هم بر نمىآيم. ومحروم ونيازمندم. امام (ع) فرمود:
با سرت باربرى كن تا از مردم بى نياز باشى.[3]
امام رضا (ع) به مصادف مىفرمايد:
«اغْدُ الى عِزِّكَ، اعْنِى السُّوقَ»[4]بامداد به سوى عزّتت يعنى بازار بشتاب.
بنابراين كار و كوشش، كه خود ممدوح و پسنديده است، اثر مستقيم بر مسائل مادّى، روحيه واخلاق انسان دارد وهر چه كسب و كار، شريفتر وبا ارزشتر باشد، ارزش اخلاقى فرد را افزون مىكند.
آنچه در اين درس آمد، تنها براى يادآورى و اثبات مطلب بود و گرنه تحليل و بررسى آثار كار وتلاش براخلاق فردى يا اجتماعى، مجال بيشترى مىطلبد.
[1]- امالى، شيخ طوسى، ج 1، ص 196، داورى قم.
[2]- تحف العقول، ص 219.
[3]- محجّة البيضا، ج 3، ص 143.
[4]- وسائل الشيعه، ج 12، ص 4.
خلاصه درس
اسلام، مردم را به كار و تلاش، تشويق كرده است، وكار گر زحمتكش در فرهنگ اسلام، ارج و منزلت ويژهاى دارد، تا جايى كه كار براى تأمين معاش همانند جهاد در راه خدا قلمداد شده است.
رسول خدا براى ارج نهادن به مقام كارگر، دست پينه بسته كارگر را مىبوسد و مىفرمايد: آتش جهنّم چنين دستى را نمىسوزاند.
پرخوابى، كم كارى و بيكارى درتعليمات اسلام به شدّت محكوم شده است، و كسى كه از دسترنج ديگران استفاده كند، ملعون است.
اسلام، طلب روزى را به منظور تأمين زندگى، واجب مىداند، و به سحر خيزى، سفر وتحمّل سختى در راه كسب روزى، سفارش كرده است.
كار، علاوه بر رفع نيازهاى مادّى انسان، داراى اثرات زيادى بر اخلاق انسانى است كه مىتوان به بى نيازى از ديگران، حفظ دين وعزّت نفس، اشاره كرد.
پرسش
1- كارگر در اسلام داراى چه منزلتى است؟
2- معناى رزق چيست؟
3- اسلام چگونه مسلمانان را به طلب روزى، تشويق كرده است؟
4- سه اثر از آثار كار بر اخلاق را بنويسيد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس سوّم جمع و حفظ مال
تعريف مال
مال، چيزى است كه مورد توجّه انسان قرار گيرد، وانسان بخواهد مالك آن شود، گويا اين كلمه از مصدر «ميل» گرفته شده است، چون مال، چيزى است كه دل آدمى به سوى آن متمايل مىشود.[1]
فوايد مال
مال، مانند مارى است كه هم داراى زهر كشنده و هم داراى پادزهر است، يعنى ممكن است انسان به وسيله آن مسموم شود وهم ممكن است دفع مسموميّت نمايد.[2]
[1]- ترجمه الميزان، ج 2، ص 74، دفتر انتشارات اسلامى، با تصرف.
[2]- حقايق، فيض كاشانى، ص 109، دارالكتاب العربى.