بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 29

درس سوّم جمع و حفظ مال‌

تعريف مال‌

مال، چيزى است كه مورد توجّه انسان قرار گيرد، وانسان بخواهد مالك آن شود، گويا اين كلمه از مصدر «ميل» گرفته شده است، چون مال، چيزى است كه دل آدمى به سوى آن متمايل مى‌شود.[1]

فوايد مال‌

مال، مانند مارى است كه هم داراى زهر كشنده و هم داراى پادزهر است، يعنى ممكن است انسان به وسيله آن مسموم شود وهم ممكن است دفع مسموميّت نمايد.[2]

[1]- ترجمه الميزان، ج 2، ص 74، دفتر انتشارات اسلامى، با تصرف.

[2]- حقايق، فيض كاشانى، ص 109، دارالكتاب العربى.


صفحه 30

بنابراين، همان طور كه مال، ناهنجاريهايى را در ظاهر و باطن آدمى، ايجاد مى‌كند، فايده‌هايى نيز دارد كه زيانهاى ناشى از آن را بر طرف مى‌سازد. بخشى ازفوايد مال را به اختصار بيان مى‌كنيم.

فوايد مال به دودسته تقسيم مى‌شود: دنيوى و اخروى.

فوايد دنيوى مال، نيازى به يادآورى و توضيح ندارد، زيرا همه مردم از آن با خبرند، به دليل اينكه بيشتر مردم، بخش مهمّ عمر خويش را در راه جمع آورى مال، صرف مى‌كنند وزن ومرد، خرد و كلان، خود را به آب و آتش مى‌زنند تا ثروتى به دست آورند. از اين رو، تنها به بيان فوايد اخروى (دينى) مال مى‌پردازيم:

فوايد اخروى‌

الف- وسيله كسبِ آخرت‌

مال مى‌تواند انسان را در انجام بندگى خدا كمك كند. به عبارت ديگر، انسان به وسيله مال، مقدّماتى را فراهم مى‌سازد تا راه بندگى خدا بر او آسان شود. حضرت صادق عليه‌السّلام مى‌فرمايد:

«غِنىً يَحْجُزُكَ عَنِ الظُّلْمِ، خَيْرٌ مِنْ فَقْرٍ يَحْمِلُكَ عَلَى الْاثْمِ»[1]

آن ثروتى كه ترا از ستم باز دارد، بهتر ازفقرى است كه ترا به گناه وا دارد.

علاوه بر اين، عبادتهاى بزرگى دراسلام تشريع شده كه جز از عهده ثروتمندان بر نمى‌آيد مانند: جهاد بامال در راه خدا، حجّ و زيارت، خمس و زكات، اطعام مؤمن و برآوردن نيازهاى او، قرض الحسنه و غيره.

بطور مثال، قرآن درباره قرض الحسنه مى‌فرمايد:

[1]- فروع كافى، ج 5، ص 72.


صفحه 31

«مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِيرَةً»[1]

كيست كه به خدا قرض الحسنه دهد، تاخدا برآن چند برابر بيفزايد؟

همينطور، انجام برخى كارها با داشتن خانه بزرگ امكان پذير است، چنان كه نقل شده است على عليه‌السّلام وقتى واردخانه وسيع «علاءبن زياد» شد به او فرمود:

اگربخواهى مى‌توانى باهمين خانه، آخرت را به دست آورى؛ اگر در آن مهمانى كنى، صله رحم نمايى و حقوق لازم را بپردازى، در اين صورت با اين خانه به آخرت رسيده‌اى.[2]

ب- كمك به ديگران‌

ثروتمندان مى‌توانند به همنوعان خودكمك كنند، و با دادن صدقه و بخششِ مال، رضايت الهى را كسب نمايند. قرآن كريم مى‌فرمايد:

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ»[3]

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! از آنچه به شما روزى داده‌ايم، انفاق كنيد.

روايات بسيارى به «انفاق» دعوت مى‌كند و براى انفاق كنندگان، پاداشهاى عظيم بر مى‌شمارد. اين گونه انفاقها، علاوه براينكه به رفاه حال محرومان كمك مى‌كند، خصلت نيكول بذل و بخشش را در دل مؤمن ايجاد مى‌كند و صفت ناپسند بخل و حرص را از آن مى‌زدايد. رسول اكرم6فرمود:

«لَمْ نُبْعَثْ لِجَمْعِ الْمالِ وَلكِنْ بُعِثْنا لِانْفاقِهِ»[4]

ما نه براى ثروت اندوزى، بلكه براى انفاق مال، مبعوث شده‌ايم.

[1]- بقره، آيه 244.

[2]- نهج البلاغه، فيض، خطبه 20.

[3]- بقره، آيه 254.

[4]- الحياة، ج 5، ص 443، به نقل ازمشكات الانوار.


صفحه 32

اين صفت، از اوصاف شيعيان و پيروان اهل بيت عليهم‌السّلام است. امام صادق عليه‌السّلام فرمود:

«يَاابْنَ جُنْدَبْ! انَّما شيعَتُنا يُعْرَفُونَ بِخِصالٍ شَتَّى: بِالسَّخاءِ وَالْبَذْلِ لِلْاخْوانِ»[1]

اى پسر جُندب! همانا پيروان ما به وسيله خصلتهاى گوناگون شناخته مى‌شوند، ازجمله با سخاوت و بذل و بخشش به برادران.

ج- انجام امور خيريّه‌

اگر شخصى ثروتمند، اموال خود را براى رضاى خدا در كارهاى عامّ المنفعه، مثل ساختن مسجد، پل، بيمارستان و ... مصرف كند، سالها از دعاى خير مردم، بهره‌مند مى‌شود و پرونده عمل وى حتى پس از مرگش بسته نشده و براى او حسنه نوشته مى‌شود. رسول اكرم6فرمود:

«اذا ماتَ الْانْسانُ انْقَطَعَ عَمَلُهُ الَّا مِنْ ثَلاثٍ: الَّا مِنْ صَدَقَةٍ جارِيَةٍ، اوْ عِلْمٍ يُنْتَفَعُ بِهِ، اوْ وَلَدٍ صالِحٍ يَدْعُوالَهُ»[2]

با مرگ انسان، نامه عملش بسته مى‌شود، مگر از سه چيز: صدقه جارى، (مقصود از صدقه جارى، امور خيريه با دوام مثل وقف مسجد، مدرسه، بيمارستان، كتابخانه و ...

مى‌باشد.) علمى كه نفعش به ديگران برسد و فرزند صالحى كه برايش دعا كند.

مفاسد مال‌

مال باهمه خوبيها و فوايدى كه دارد، گاهى مشكل آفرين و فساد آور است. اگر انسان به بيمارى «مال دوستى» و «دنيا طلبى» گرفتار شود، و ثروت اندوزى را هدف خود قرار دهد، از كمالات روحى و اخلاقى باز مى‌ماند.

[1]- بحارالانوار، ج 75، ص 281.

[2]- ميزان الحكمة، ج 7، ص 14.


صفحه 33

انسان بايد به مال، به عنوان ابزار زندگى نگاه كند و بداند كه مال براى انسان خلق شده است نه انسان براى مال، در غير اين صورت، مفاسدى كه در زير مى‌آوريم گريبانگير وى خواهد شد:

الف- غفلت از ياد خدا

فلسفه وجودى انسان، بندگى خدا و با ياد او زيستن است، ولى مال دوستى، انسان را از ياد خدا غافل مى‌كند، وچون طبيعت انسان، به مال گرايش دارد، درجمع و حفظ آن مى‌كوشد. مشغول شدن ذهن و دل به جمع آورى و افزودن مال با عبادت وياد خدا منافات دارد. قرآن كريم مى‌فرمايد:

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ»[1]

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! ثروت و فرزندانتان شما را از ياد خدا باز ندارند وكسانيكه چنين كنند، زيانكارند.

حضرت عيسى عليه‌السّلام فرمود:

درمال، سه آفت است، يكى آنكه از غير حلال به دست آيد. پرسيدند: اگر ازحلال به دست آيد؟ فرمود: آفت ديگر دارد كه در غير حقّ، مصرف شود. گفتند: اگر در حقّش صرف شود؟ فرمود: نگاهدارى و پرداختن به آن، آدمى را از خدا باز مى‌دارد.[2]

مرحوم ملّا احمد نراقى در اين مورد مى‌نويسد:

نگاه داشتن مال وانجام امور مربوط به آن انسان را از ياد خدا غافل مى‌كند واين مفسده‌اى است كه گريبانگير هر مالدارى خواهد شد، و هر چه انسان را از ياد

[1]- منافقون، آيه 90.

[2]- جامع السعادات، ج 2، ص 73- 74، ترجمه سيّد جلال الدّين مجتبوى.


صفحه 34

خدا غافل كند، جز خسران نخواهد بود.[1]

حضرت سجّاد عليه‌السّلام مى‌فرمايد:

اى آدمى زاده! واى برتو، بدان كه قساوتِ پرخورى، سستىِ ميل (به دنيا)، مستىِ سيرى، و نخوتِ مُلك (مرد را) از كار و كوشش باز دارد. تذكّر (خدا و عالم ديگر) را به فراموشى سپارد، و فكر نزديك شدن اجل را از سر ببرد، چنان كه گويى فرد گرفتار حبّ دنيا، ازمستى باده، عقل از كف داده است ...»[2]

حضرت امام خمينى (قدّس سرّه) در اين باره مى‌نويسد:

«انسان چون قلباً متوجّه به كمال مطلق است، هر چه از زخارف دنيا را جمع آورى كند، تعلّق قلبش بيشتر مى‌شود، حرصش رو به ازدياد گذارد و عشقش افزون‌تر شود و احتياجش به دنيا بيشتر گردد ....»[3]

ب- تكبّر

كبر، يكى از صفات ناپسند اخلاقى است، كه در روايات به پست‌ترين و پايين ترين درجه برگشت‌از حقّ، تعبير شده است.[4]

يكى از موجبات كبر، ثروتمندى است از اين رو، اين صفت زشت، بيشتر درميان ثروتمندان، رواج دارد. اغنيا نسبت به فقرا تكبّر مى‌ورزند ودل آنان را با گفتار ورفتار متكبّرانه خود مى‌آزارند.

قرآن كريم، مال زياد را باعث طغيانگرى، عيّاشى و گردنكشى در برابر رسولان الهى مى‌داند و مى‌فرمايد:

[1]- معراج السّعادة، ص 272، چاپ رشيدى، با تصرّف.

[2]- تحف العقول، ص 431، سازمان تبليغات اسلامى.

[3]- اربعين حديث، ص 110، نشر فرهنگى رجا.

[4]- بحارالانوار، ج 73، ص 231.


صفحه 35

«وَ ما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ»[1]

ما هيچ بيم دهنده‌اى را به قريه‌اى نفرستاديم، جز آنكه توانگران عيّاش آن قريه گفتند: مابه رسالت شما ايمان نمى‌آوريم.

حضرت على عليه‌السّلام مى‌فرمايد:

«اسْتَعيذُوا بِاللَّهِ مِنْ سَكْرَةِ الْغِنى فَانَّ لَهُ سَكْرَةً بَعيدَةَ الْافاقَةِ»[2]

از مستى توانگرى به خدا پناه بريد كه مستى‌اى دير پا دارد.

مفاسد جمع مال، فراوان است، ازجمله: تفاخر، هلاكت، فساد دين، فساد قلب، سنگدلى، فراموشى گناه، لهو، غصب، سرقت، بخل، طمع، حرص، فريب دنيا خوردن، دشمنى تهيدستان، ترك تكليفهاى دينى واجتماعى و ....[3]

حفظ مال‌

نظر به اينكه مال در زندگى انسان، نقش مهمّى دارد، و انسان بايد درحفظ آن بكوشد. از اين رو، دين مقدّس اسلام براى حفظ مال و جلوگيرى از تضييع آن قوانينى را مقرّر داشته است. امام صادق عليه‌السّلام مى‌فرمايد:

«احْتَفِظْ بِمالِكَ، فَانَّهُ قِوامُ دينِكَ»[4]

مال خود را محافظت كن، چرا كه مايه برپايى دين توست.

همچنين راههايى براى حفاظت از مال، پيشنهاد مى‌دهد:

[1]- سباء، آيه 34.

[2]- غررالحكم، ج 2، ص 262.

[3]- براى آگاهى بيشتر به الحياة، ج 4، ص 43، 159، مراجعه نماييد.

[4]- امالى، شيخ طوسى، ج 2، ص 292، داورى قم.


صفحه 36

الف- نسپردن مال به نااهلان‌

خداوند متعال، اموال را وسيله زندگى ومايه‌بقاى جامعه قرار داده، و دستور داده است كه مال را به دست سفيهان نسپاريد:

«وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِياماً»[1]

اموالتان راكه خدا قوام زندگى شما قرار داده است به دست سفيهان ندهيد.

يكى از علل حرمت ربا، اين است كه باعث تضييع مال مى‌شود.[2]

همچنين علّت اينكه عدّه‌اى ازتصرّف دراموال خود ممنوع هستند، جلوگيرى از تضييع مال است.[3]

ب- تقديس حفاظت از مال‌

حفاظت از مال، آن قدر مهمّ است كه اسلام، كشته شدن در راه دفاع ازمال را به منزله شهادت مى‌داند. رسول اكرم6مى‌فرمايد:

«مَنْ قُتِلَ دوُنَ مالِهِ فَهُوَ شَهيدٌ»[4]

كسى كه در دفاع از مال خويش كشته شود، شهيد است.

ونيز دستور مى‌دهد كه براى حفظ و حراست ازمال، تا پاى جان پايدارى كنيد:

«قاتِلْ دُونَ مالِكَ حَتَّى تَحوُزَ مالَكَ اوْ تُقْتَلَ فَتَكُونَ مِنْ شُهَداءِ الْآخِرَةِ»[5]

در دفاع از مال خويش آن قدر بجنگ تا اينكه آن را حفظ نمايى يا كشته شوى تا در زمره شهداى آخرت باشى.[6]

[1]- نساء آيه 5.

[2]- عيون اخبار الرّضا( ع)، ج 2، ص 94.

[3]- براى آگاهى بيشتر به احكام حجر، به كتابهاى فقهى مراجعه نماييد.

[4]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 93.

[5]- كنزالعمال، حديث 11174.

[6]- براى آگاهى از احكام دفاع به تحرير الوسيله، ج 1، ص 487، مراجعه كنيد.