اين صفت، از اوصاف شيعيان و پيروان اهل بيت عليهمالسّلام است. امام صادق عليهالسّلام فرمود:
«يَاابْنَ جُنْدَبْ! انَّما شيعَتُنا يُعْرَفُونَ بِخِصالٍ شَتَّى: بِالسَّخاءِ وَالْبَذْلِ لِلْاخْوانِ»[1]
اى پسر جُندب! همانا پيروان ما به وسيله خصلتهاى گوناگون شناخته مىشوند، ازجمله با سخاوت و بذل و بخشش به برادران.
ج- انجام امور خيريّه
اگر شخصى ثروتمند، اموال خود را براى رضاى خدا در كارهاى عامّ المنفعه، مثل ساختن مسجد، پل، بيمارستان و ... مصرف كند، سالها از دعاى خير مردم، بهرهمند مىشود و پرونده عمل وى حتى پس از مرگش بسته نشده و براى او حسنه نوشته مىشود. رسول اكرم6فرمود:
«اذا ماتَ الْانْسانُ انْقَطَعَ عَمَلُهُ الَّا مِنْ ثَلاثٍ: الَّا مِنْ صَدَقَةٍ جارِيَةٍ، اوْ عِلْمٍ يُنْتَفَعُ بِهِ، اوْ وَلَدٍ صالِحٍ يَدْعُوالَهُ»[2]
با مرگ انسان، نامه عملش بسته مىشود، مگر از سه چيز: صدقه جارى، (مقصود از صدقه جارى، امور خيريه با دوام مثل وقف مسجد، مدرسه، بيمارستان، كتابخانه و ...
مىباشد.) علمى كه نفعش به ديگران برسد و فرزند صالحى كه برايش دعا كند.
مفاسد مال
مال باهمه خوبيها و فوايدى كه دارد، گاهى مشكل آفرين و فساد آور است. اگر انسان به بيمارى «مال دوستى» و «دنيا طلبى» گرفتار شود، و ثروت اندوزى را هدف خود قرار دهد، از كمالات روحى و اخلاقى باز مىماند.
[1]- بحارالانوار، ج 75، ص 281.
[2]- ميزان الحكمة، ج 7، ص 14.
انسان بايد به مال، به عنوان ابزار زندگى نگاه كند و بداند كه مال براى انسان خلق شده است نه انسان براى مال، در غير اين صورت، مفاسدى كه در زير مىآوريم گريبانگير وى خواهد شد:
الف- غفلت از ياد خدا
فلسفه وجودى انسان، بندگى خدا و با ياد او زيستن است، ولى مال دوستى، انسان را از ياد خدا غافل مىكند، وچون طبيعت انسان، به مال گرايش دارد، درجمع و حفظ آن مىكوشد. مشغول شدن ذهن و دل به جمع آورى و افزودن مال با عبادت وياد خدا منافات دارد. قرآن كريم مىفرمايد:
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ»[1]
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! ثروت و فرزندانتان شما را از ياد خدا باز ندارند وكسانيكه چنين كنند، زيانكارند.
حضرت عيسى عليهالسّلام فرمود:
درمال، سه آفت است، يكى آنكه از غير حلال به دست آيد. پرسيدند: اگر ازحلال به دست آيد؟ فرمود: آفت ديگر دارد كه در غير حقّ، مصرف شود. گفتند: اگر در حقّش صرف شود؟ فرمود: نگاهدارى و پرداختن به آن، آدمى را از خدا باز مىدارد.[2]
مرحوم ملّا احمد نراقى در اين مورد مىنويسد:
نگاه داشتن مال وانجام امور مربوط به آن انسان را از ياد خدا غافل مىكند واين مفسدهاى است كه گريبانگير هر مالدارى خواهد شد، و هر چه انسان را از ياد
[1]- منافقون، آيه 90.
[2]- جامع السعادات، ج 2، ص 73- 74، ترجمه سيّد جلال الدّين مجتبوى.
خدا غافل كند، جز خسران نخواهد بود.[1]
حضرت سجّاد عليهالسّلام مىفرمايد:
اى آدمى زاده! واى برتو، بدان كه قساوتِ پرخورى، سستىِ ميل (به دنيا)، مستىِ سيرى، و نخوتِ مُلك (مرد را) از كار و كوشش باز دارد. تذكّر (خدا و عالم ديگر) را به فراموشى سپارد، و فكر نزديك شدن اجل را از سر ببرد، چنان كه گويى فرد گرفتار حبّ دنيا، ازمستى باده، عقل از كف داده است ...»[2]
حضرت امام خمينى (قدّس سرّه) در اين باره مىنويسد:
«انسان چون قلباً متوجّه به كمال مطلق است، هر چه از زخارف دنيا را جمع آورى كند، تعلّق قلبش بيشتر مىشود، حرصش رو به ازدياد گذارد و عشقش افزونتر شود و احتياجش به دنيا بيشتر گردد ....»[3]
ب- تكبّر
كبر، يكى از صفات ناپسند اخلاقى است، كه در روايات به پستترين و پايين ترين درجه برگشتاز حقّ، تعبير شده است.[4]
يكى از موجبات كبر، ثروتمندى است از اين رو، اين صفت زشت، بيشتر درميان ثروتمندان، رواج دارد. اغنيا نسبت به فقرا تكبّر مىورزند ودل آنان را با گفتار ورفتار متكبّرانه خود مىآزارند.
قرآن كريم، مال زياد را باعث طغيانگرى، عيّاشى و گردنكشى در برابر رسولان الهى مىداند و مىفرمايد:
[1]- معراج السّعادة، ص 272، چاپ رشيدى، با تصرّف.
[2]- تحف العقول، ص 431، سازمان تبليغات اسلامى.
[3]- اربعين حديث، ص 110، نشر فرهنگى رجا.
[4]- بحارالانوار، ج 73، ص 231.
«وَ ما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ»[1]
ما هيچ بيم دهندهاى را به قريهاى نفرستاديم، جز آنكه توانگران عيّاش آن قريه گفتند: مابه رسالت شما ايمان نمىآوريم.
حضرت على عليهالسّلام مىفرمايد:
«اسْتَعيذُوا بِاللَّهِ مِنْ سَكْرَةِ الْغِنى فَانَّ لَهُ سَكْرَةً بَعيدَةَ الْافاقَةِ»[2]
از مستى توانگرى به خدا پناه بريد كه مستىاى دير پا دارد.
مفاسد جمع مال، فراوان است، ازجمله: تفاخر، هلاكت، فساد دين، فساد قلب، سنگدلى، فراموشى گناه، لهو، غصب، سرقت، بخل، طمع، حرص، فريب دنيا خوردن، دشمنى تهيدستان، ترك تكليفهاى دينى واجتماعى و ....[3]
حفظ مال
نظر به اينكه مال در زندگى انسان، نقش مهمّى دارد، و انسان بايد درحفظ آن بكوشد. از اين رو، دين مقدّس اسلام براى حفظ مال و جلوگيرى از تضييع آن قوانينى را مقرّر داشته است. امام صادق عليهالسّلام مىفرمايد:
«احْتَفِظْ بِمالِكَ، فَانَّهُ قِوامُ دينِكَ»[4]
مال خود را محافظت كن، چرا كه مايه برپايى دين توست.
همچنين راههايى براى حفاظت از مال، پيشنهاد مىدهد:
[1]- سباء، آيه 34.
[2]- غررالحكم، ج 2، ص 262.
[3]- براى آگاهى بيشتر به الحياة، ج 4، ص 43، 159، مراجعه نماييد.
[4]- امالى، شيخ طوسى، ج 2، ص 292، داورى قم.
الف- نسپردن مال به نااهلان
خداوند متعال، اموال را وسيله زندگى ومايهبقاى جامعه قرار داده، و دستور داده است كه مال را به دست سفيهان نسپاريد:
«وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِياماً»[1]
اموالتان راكه خدا قوام زندگى شما قرار داده است به دست سفيهان ندهيد.
يكى از علل حرمت ربا، اين است كه باعث تضييع مال مىشود.[2]
همچنين علّت اينكه عدّهاى ازتصرّف دراموال خود ممنوع هستند، جلوگيرى از تضييع مال است.[3]
ب- تقديس حفاظت از مال
حفاظت از مال، آن قدر مهمّ است كه اسلام، كشته شدن در راه دفاع ازمال را به منزله شهادت مىداند. رسول اكرم6مىفرمايد:
«مَنْ قُتِلَ دوُنَ مالِهِ فَهُوَ شَهيدٌ»[4]
كسى كه در دفاع از مال خويش كشته شود، شهيد است.
ونيز دستور مىدهد كه براى حفظ و حراست ازمال، تا پاى جان پايدارى كنيد:
«قاتِلْ دُونَ مالِكَ حَتَّى تَحوُزَ مالَكَ اوْ تُقْتَلَ فَتَكُونَ مِنْ شُهَداءِ الْآخِرَةِ»[5]
در دفاع از مال خويش آن قدر بجنگ تا اينكه آن را حفظ نمايى يا كشته شوى تا در زمره شهداى آخرت باشى.[6]
[1]- نساء آيه 5.
[2]- عيون اخبار الرّضا( ع)، ج 2، ص 94.
[3]- براى آگاهى بيشتر به احكام حجر، به كتابهاى فقهى مراجعه نماييد.
[4]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 93.
[5]- كنزالعمال، حديث 11174.
[6]- براى آگاهى از احكام دفاع به تحرير الوسيله، ج 1، ص 487، مراجعه كنيد.
ج- رعايت اعتدال
اسلام براى حفظ مال و جلوگيرى از تضييع آن، رعايت اقتصاد را لازم دانسته واسراف و تبذير راحرام شمرده است. قرآن كريم مىفرمايد:
«وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا، وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً»[1]
وآنان كه چون هزينه مىكنند، اسراف نمىكنند وخسيسى نمىورزند، بلكه ميان اين دو، راهِ اعتدال را مىگيرند.
امام صادق عليهالسّلام فرمود:
«اتَّقِ اللَّهَ وَلا تُسْرِفْ وَلا تَقْتُرْ، وَكنْ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً ...»[2]
ازخدا بترس! و اسراف نكن، وخيلى سخت گير مباش! بلكه بين اين دو، اعتدال پيشه كن.
همچنين، آب دادن مزرعه و درختان،[3]رسيدگى به حيوانات، منزل، اتومبيل وساير وسائل زندگى كه جزو اموال هستند و ... ازدستورات دين مقدّس اسلام است.
[1]- فرقان، آيه 67.
[2]- مكارم الاخلاق، ص 117.
[3]- فقهاى اسلام فتوا دادهاند كه آب دادن مزرعه به خاطر حفظ آن از تضييع، واجب است جواهر الكلام، ج 31، ص 394، 397، داراحياء التراث العربى.
خلاصه درس
مال، چيزى است كه دل آدمى به سوى آن متمايل است.
مال، داراى فوايد فراوان و مفاسد زيادى است.
دارا به كمك مال مىتواند خدا را ستايش كند، و به عبادتهايى كه فقط با داشتن مال و ثروت انجام مىگيرد عمل كند، مثل جهاد مالى، حجّ وزيارت، اطعام مؤمنان و برآوردن نيازهاى آنان.
جمع مال به اندازه كفاف، واجب است و اضافه برآن چندان مطلوب نيست، بلكه بايد انسان مال اضافى را در راه خدا انفاق نمايد.
انسان مىتواند به كمك مال، كارهايى انجام دهد كه حتّى پس ازمرگ، از ثواب آن بهرهمند گردد.
مفاسد جمع مال، زياد است، از جمله: غفلت از ياد خدا، تكبّر، فساد در دين، فراموشى گناه و ...
چون مال در زندگى، نقش مهمّى دارد، انسان بايد در حفظ آن بكوشد و از تضييع آن خوددارى كند. از جمله تدابير دين اسلام براى حفظ مال مىتوان به:
نسپردن مال به نا اهلان، تقديس حفاظت از مال، رعايت اعتدال، رسيدگى به مزرعه، حيوانات و ... اشاره كرد.
پرسش
1- مال راتعريف كرده، بنويسيد چرابه آن مال مىگويند؟
2- فوايد اخروى مال را بيان كنيد.
3- سه آفت از آفات مال را كه در حديث حضرت عيسى (ع) آمده بيان كنيد.
4- كلام حضرت امام (ره) در باره مفاسد مال را تشريح كنيد.
5- تدابير اسلام براى حفظ مال چيست؟
درس چهارم اداى حقوق مالى
ثروت و سرمايهاى كه دراختيار انسان قرار مىگيرد، حقوقى را بر او واجب مىكند كه دراين درس به اختصار چگونگى پرداخت آن را از نظر اسلام بررسى مىكنيم:
حقوق مالى دراسلام
شريعت مقدّس اسلام براى اداره جامعه، تعديل ثروتها، رفع نيازهاى عمومى، تقويت روحيه نوع دوستى ومانند اينها، دراموال انسان حقوقى را قرار داده كه بعضى از آنها مثل زكات و خمس، واجب و بعضى ديگر مانند انفاق، صدقه و قرض الحسنه، مستحب است كه تفصيل موارد وجوب اين حقوق درجاى خود بحث شده است. آنچه در زير مىآيد دور نمايى از حقوق مالى اسلام است كه بر سه نوع تقسيم مىشود: