«وَ ما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ»[1]
ما هيچ بيم دهندهاى را به قريهاى نفرستاديم، جز آنكه توانگران عيّاش آن قريه گفتند: مابه رسالت شما ايمان نمىآوريم.
حضرت على عليهالسّلام مىفرمايد:
«اسْتَعيذُوا بِاللَّهِ مِنْ سَكْرَةِ الْغِنى فَانَّ لَهُ سَكْرَةً بَعيدَةَ الْافاقَةِ»[2]
از مستى توانگرى به خدا پناه بريد كه مستىاى دير پا دارد.
مفاسد جمع مال، فراوان است، ازجمله: تفاخر، هلاكت، فساد دين، فساد قلب، سنگدلى، فراموشى گناه، لهو، غصب، سرقت، بخل، طمع، حرص، فريب دنيا خوردن، دشمنى تهيدستان، ترك تكليفهاى دينى واجتماعى و ....[3]
حفظ مال
نظر به اينكه مال در زندگى انسان، نقش مهمّى دارد، و انسان بايد درحفظ آن بكوشد. از اين رو، دين مقدّس اسلام براى حفظ مال و جلوگيرى از تضييع آن قوانينى را مقرّر داشته است. امام صادق عليهالسّلام مىفرمايد:
«احْتَفِظْ بِمالِكَ، فَانَّهُ قِوامُ دينِكَ»[4]
مال خود را محافظت كن، چرا كه مايه برپايى دين توست.
همچنين راههايى براى حفاظت از مال، پيشنهاد مىدهد:
[1]- سباء، آيه 34.
[2]- غررالحكم، ج 2، ص 262.
[3]- براى آگاهى بيشتر به الحياة، ج 4، ص 43، 159، مراجعه نماييد.
[4]- امالى، شيخ طوسى، ج 2، ص 292، داورى قم.
الف- نسپردن مال به نااهلان
خداوند متعال، اموال را وسيله زندگى ومايهبقاى جامعه قرار داده، و دستور داده است كه مال را به دست سفيهان نسپاريد:
«وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِياماً»[1]
اموالتان راكه خدا قوام زندگى شما قرار داده است به دست سفيهان ندهيد.
يكى از علل حرمت ربا، اين است كه باعث تضييع مال مىشود.[2]
همچنين علّت اينكه عدّهاى ازتصرّف دراموال خود ممنوع هستند، جلوگيرى از تضييع مال است.[3]
ب- تقديس حفاظت از مال
حفاظت از مال، آن قدر مهمّ است كه اسلام، كشته شدن در راه دفاع ازمال را به منزله شهادت مىداند. رسول اكرم6مىفرمايد:
«مَنْ قُتِلَ دوُنَ مالِهِ فَهُوَ شَهيدٌ»[4]
كسى كه در دفاع از مال خويش كشته شود، شهيد است.
ونيز دستور مىدهد كه براى حفظ و حراست ازمال، تا پاى جان پايدارى كنيد:
«قاتِلْ دُونَ مالِكَ حَتَّى تَحوُزَ مالَكَ اوْ تُقْتَلَ فَتَكُونَ مِنْ شُهَداءِ الْآخِرَةِ»[5]
در دفاع از مال خويش آن قدر بجنگ تا اينكه آن را حفظ نمايى يا كشته شوى تا در زمره شهداى آخرت باشى.[6]
[1]- نساء آيه 5.
[2]- عيون اخبار الرّضا( ع)، ج 2، ص 94.
[3]- براى آگاهى بيشتر به احكام حجر، به كتابهاى فقهى مراجعه نماييد.
[4]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 93.
[5]- كنزالعمال، حديث 11174.
[6]- براى آگاهى از احكام دفاع به تحرير الوسيله، ج 1، ص 487، مراجعه كنيد.
ج- رعايت اعتدال
اسلام براى حفظ مال و جلوگيرى از تضييع آن، رعايت اقتصاد را لازم دانسته واسراف و تبذير راحرام شمرده است. قرآن كريم مىفرمايد:
«وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا، وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً»[1]
وآنان كه چون هزينه مىكنند، اسراف نمىكنند وخسيسى نمىورزند، بلكه ميان اين دو، راهِ اعتدال را مىگيرند.
امام صادق عليهالسّلام فرمود:
«اتَّقِ اللَّهَ وَلا تُسْرِفْ وَلا تَقْتُرْ، وَكنْ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً ...»[2]
ازخدا بترس! و اسراف نكن، وخيلى سخت گير مباش! بلكه بين اين دو، اعتدال پيشه كن.
همچنين، آب دادن مزرعه و درختان،[3]رسيدگى به حيوانات، منزل، اتومبيل وساير وسائل زندگى كه جزو اموال هستند و ... ازدستورات دين مقدّس اسلام است.
[1]- فرقان، آيه 67.
[2]- مكارم الاخلاق، ص 117.
[3]- فقهاى اسلام فتوا دادهاند كه آب دادن مزرعه به خاطر حفظ آن از تضييع، واجب است جواهر الكلام، ج 31، ص 394، 397، داراحياء التراث العربى.
خلاصه درس
مال، چيزى است كه دل آدمى به سوى آن متمايل است.
مال، داراى فوايد فراوان و مفاسد زيادى است.
دارا به كمك مال مىتواند خدا را ستايش كند، و به عبادتهايى كه فقط با داشتن مال و ثروت انجام مىگيرد عمل كند، مثل جهاد مالى، حجّ وزيارت، اطعام مؤمنان و برآوردن نيازهاى آنان.
جمع مال به اندازه كفاف، واجب است و اضافه برآن چندان مطلوب نيست، بلكه بايد انسان مال اضافى را در راه خدا انفاق نمايد.
انسان مىتواند به كمك مال، كارهايى انجام دهد كه حتّى پس ازمرگ، از ثواب آن بهرهمند گردد.
مفاسد جمع مال، زياد است، از جمله: غفلت از ياد خدا، تكبّر، فساد در دين، فراموشى گناه و ...
چون مال در زندگى، نقش مهمّى دارد، انسان بايد در حفظ آن بكوشد و از تضييع آن خوددارى كند. از جمله تدابير دين اسلام براى حفظ مال مىتوان به:
نسپردن مال به نا اهلان، تقديس حفاظت از مال، رعايت اعتدال، رسيدگى به مزرعه، حيوانات و ... اشاره كرد.
پرسش
1- مال راتعريف كرده، بنويسيد چرابه آن مال مىگويند؟
2- فوايد اخروى مال را بيان كنيد.
3- سه آفت از آفات مال را كه در حديث حضرت عيسى (ع) آمده بيان كنيد.
4- كلام حضرت امام (ره) در باره مفاسد مال را تشريح كنيد.
5- تدابير اسلام براى حفظ مال چيست؟
درس چهارم اداى حقوق مالى
ثروت و سرمايهاى كه دراختيار انسان قرار مىگيرد، حقوقى را بر او واجب مىكند كه دراين درس به اختصار چگونگى پرداخت آن را از نظر اسلام بررسى مىكنيم:
حقوق مالى دراسلام
شريعت مقدّس اسلام براى اداره جامعه، تعديل ثروتها، رفع نيازهاى عمومى، تقويت روحيه نوع دوستى ومانند اينها، دراموال انسان حقوقى را قرار داده كه بعضى از آنها مثل زكات و خمس، واجب و بعضى ديگر مانند انفاق، صدقه و قرض الحسنه، مستحب است كه تفصيل موارد وجوب اين حقوق درجاى خود بحث شده است. آنچه در زير مىآيد دور نمايى از حقوق مالى اسلام است كه بر سه نوع تقسيم مىشود:
الف- حقوق مالى حكومت اسلامى
كه شامل زكات، خمس، جزيه، خراج وانواع مالياتهاست. با توجه به اينكه اسلام، عنايت خاصى به حمايت ازمحرومان و كم كردن فاصله طبقاتى دارد، روشن مىشود كه اداى اين حقوق در اين جنبه، داراى نقش مهمّى است. هر جامعهاى داراى افراد ازكار- افتاده، بيمار، يتيم، بى سرپرست، معلول ومانند آنها مىباشد كه بايد مورد حمايت قرار گيرند، همچنين براى حفظ موجوديت خود در برابر هجوم دشمن، نياز به ارتش قوى دارد كه خرج آنها برعهده حكومت است و نيز كارمندان حكومت اسلامى، قضات، وسائل تبليغاتى و مراكز دينى، هر كدام نيازمند صرف هزينهاى است كه بدون پشتوانه مالى منظم ومطمئن، سامان نمىپذيرد. به هيمن دليل، حقوق مالى در حكومت اسلامى از اهميت ويژهاى برخوردار است. بطور مثال، امام صادق7درباره اهميت زكات كه يكى از اين حقوق است مىفرمايد:
«... وَلَوْ أَنَّ النَّاسَ ادُّوا زَكاةَ أَمْوالِهِمْ ما بَقِىَ مُسْلِمٌ فَقيراً مُحْتاجاً ... وَأَنَّ النَّاسَ مَاافْتَقَرُوا، وَلَااحْتاجُواْ، ولا جاعُوا، وَلا عُرُوا، إِلَّا بِذُنُوبِ الْأَغْنِياءِ ...»[1]
اگر همه مردم، زكات اموال خود را بپردازند، مسلمانى فقير و نيازمند باقى نخواهد ماند، و مردم، فقير، محتاج، گرسنه و برهنه نمىشوند مگر به خاطر گناهان ثروتمندان.
ب- حقوق مالى مردم
كه شامل مطالبات آنها «حق معلوم»، «انفاق» و ساير كمكهاى مالى مىشود.
پيامبر اكرم6دراين باره مىفرمايد:
«مَطَلُ الْغَنِىِّ ظُلْمٌ»[2]
مسامحه دارا (در اداى بدهى) ظلم است.
[1]- وسائل الشيعه، ج 6، ص 4.
[2]- مستدرك الوسائل، ج 13، ص 397، آل البيت.
در اسلام براى از بين بردن اختلافات غير عادلانهاى كه درا ثر بى عدالتيهاى اجتماعى در ميان طبقه ثروتمند و فقير پيدا مىشود و بالا آوردن سطح زندگى محرومان و فقرا، علاوه بر وضع مالياتهاى اسلامى از قبيل زكات، خمس و مانند آن، حقوق ديگرى وجود دارد كه «حق معلوم» ناميده مىشود.
قرآن كريم در دو مورد از «حق معلوم» ياد مىكند؛ در سوره معارج بعد از ذكر نماز كه از بهترين اعمال مؤمنان است به دومين ويژگى آنها پرداخته، مىافزايد:
«وَ الَّذِينَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ. لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ»[1]
كسانى كه دراموالشان «حق معلومى» براى تقاضا كنندگان ومحرومان است.
ودر سوره ذاريات درباره صفات اهل بهشت، آن گاه كه در دنيا بودند، مىفرمايد:
«وَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ»[2]
در اموال آنها حقى براى سائل و محروم بود.
از روايات معصومين (ع) استفاده مىشود كه «حق معلوم» چيزى غير از حقوق واجب مانند زكات است وحتى انفاق، قرض الحسنه، صله رحم وغيره را نيز شامل مىشود. امام صادق عليهالسّلام فرمود:
«وَ لكِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ فى امْوالِ الْأَغْنِياءِ، حُقُوقاً غَيْرَ الزَّكاةِ، فَقالَ عَزَّ وَ جَلَ«وَ الَّذِينَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسَّائِلِ»فَالْحَقُّ الْمَعْلُومُ غَيْرُ الزَّكاةِ وَهُوَ شَىْءٌ يَفْرُضُهُ الرَّجُلُ عَلى نَفْسِهِ فى مالِهِ يَجِبُ عَلَيْهِ أَنْ يُفْرُضَهُ عَلى قَدْرِ طاقَتِهِ وَسِعَةِمالِهِ فَيُؤَدِّى الَّذى فَرَضَ عَلى نَفْسِهِ إِنْ شاءَ فى كُلِّ يَوْمٍ، وَانْ شاءَ فى كُلِّ جُمُعَةٍ، وَانْ شاءَ فى كُلِّ شَهْرٍ ...»[3]
[1]- معارج، آيه 24 و 25.
[2]- ذاريات، آيه 19.
[3]- وسائل الشيعه، ج 6، ص 27.
خداوندمتعال دراموال ثروتمندان، حقوقى غير از زكات قرار داده، از جمله فرموده است:
«دراموال آنها براى سائل، (و محروم) حق معلومى است». بنابراين حق معلوم غير از زكات است و آن چيزى است كه انسان بر خود لازم مىكند كه به اندازه توان خويش و بطور روزانه، هفتگى و ياماهانه، به مستمندان بپردازد.
ج- حقوق مالى بستگان
كه شامل نفقه همسر، اولاد، پدر ومادر و كمك مالى به ساير بستگان مىباشد.
اسلام براى خانواده و بستگان از نظر مالى، حقوقى قرارداده كه بايد ادا شود. بطور مثال:
نفقه پدر ومادر، فرزندان وهمسر را بقدر كفايت، اعم از خوراك، پوشاك ومسكن با شرايطى واجب كرده است و سهل انگارى دراداى آن را گناه شمرده است.
على عليهالسّلام از پيامبراكرم6نقل مىكند كه فرمود:
«كَفى بِالْمَرْءٍ إِثْماً انْ يُضَيِّعَ مَنْ يَقُوتُ»[1]
همين گناهبراى مرد بساست كه نانخور خود را ضايع كند (وهزينه زندگى او راتأمين نكند)
اين، خلاصه سه قسم حقوق مالى دراسلام بود كه ذكر شد و لازم است بطور جدّى رعايت شود. در بيانات اولياى گرامى اسلام، اموالى كه حقوقش ادا نشده به «شرّ الأموال» كه بركت ندارد وخيرى در آن نيست تعبير شده است. على (ع) مىفرمايد:
«شَرُّالْمالِ ما لَمْ يُنْفَقْ فى سَبيلِ اللَّهِ مِنْهُ وَلَمْ تُؤَدَّ زَكوتُهُ»[2]
بدترين مال، آن است كه بخشى از آن در راه خدا انفاق نشود و زكات آن پرداخت نگردد.
بنابراين، هركه مىخواهد اموالش، عارى از شرّ باشد، لازم است كه علاوه بر رعايت موازين شرعى در به دست آوردن آنها، به قانون اداى حقوق مالى هم عمل كند كه پيامبر اكرم6فرمود:
[1]- مستدرك الوسائل، ج 15، ص 256.
[2]- شرح غررالحكم، ج 4، ص 165.