بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 44

گرسنه نشود مگر به سبب منع توانگرى، و خداوند توانگران را بدين خاطر باز خواست خواهد كرد.

ج- حفظ اموال‌

براى اموال آفتهايى است كه ممكن است به آن آفتهاى آسمانى يا زمينى مانند سيل، زلزله، غرق دردريا، يا سرقت، غصب و آتش سوزى دچار شود، زكات بيمه‌اى است الهى براى حفظ اموال. در روايت آمده است:

«ما ضاعَ مالٌ فِى بَرٍّ أَوْ بَحْرٍ إِلَّا بِتَضْييعِ الزَّكاةِ»[1]

هيچ مالى در خشكى و دريا ضايع نشد مگر با ندادن زكات.

بعلاوه، عدّه‌اى از ثروتمندان، گرفتار فساد اخلاق، گمراهى، عيّاشى و خوشگذرانى، اسراف و تبذير بوده، چه بسا اموالشان حيف وميل مى‌گردد و اين نتيجه نپرداختن حقوق مالى است. امام صادق (ع) فرمود:

«مَنْ مَنَعَ حَقَّاً لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْفَقَ فى‌ باطِلٍ مِثْلَيْهِ»[2]

هر كس حق خدا را مانع شود (يعنى حقى از حقوق الهى را نپردازد) دو برابر آن را در باطل صرف خواهد كرد.

از اين رو، مقيّد بودن به اداى حقوق مالى، جلوى نابودى اموال را گرفته و مانع عيّاشى و ريخت و پاشهاى غير عاقلانه مى‌شود. به عبارت ديگر، اثر وضعى پرداخت حقوق الهى، حفاظت از دارايى وثروت موجود است.

امام كاظم7دراين باره مى‌فرمايد:

«حَصِّنُوا أَمْوالَكُمْ بِالزَّكاةِ»[3]اموال خود را با اداى زكات حفظ كنيد.

[1]- وسائل الشيعه، ج 6، ص 15.

[2]- وسائل الشيعه، ج 6، ص 25.

[3]- همان مدرك، ص 4.


صفحه 45

د- رشد اموال‌

بركت و رشد ثروت و بالا رفتن سطح توليد، يكى ديگر از فلسفه‌هاى حقوق مالى است. اداى حقوق مالى، موجب مى‌شود كه ثروت در ميان اقشار مختلف جامعه، جريان پيدا كرده و اقتصاد، شكوفا گردد. امام كاظم7مى‌فرمايد:

«إِنَّما وُضِعَتِ الزَّكاةُ ... تَوْفيراً لِأَمْوالِهِمْ»[1]

همانا زكات، وضع شده تا موجب زيادى و رشد اموال مسلمانان باشد.

ه- تطهير و تزكيه‌

يكى ديگر از اهداف حقوق مالى، پاك شدن نفس از صفت بخل و شفا يافتن اين بيمارى است. امام صادق7درباره گرفتن خمس از مردم فرمود:

«إِنى لَاخُذُ مِنْ أَحَدِكُمُ الدِّرْهَمَ وَإِنى لِمَنْ اكْثَرِاهْلِ الْمَدينَةِ مالًا ما اريدُ بِذلِكَ إِلَّا انْ تُطَهَّرُوا»[2]

با اينكه از بيشتر اهل مدينه داراترم، يك درهم (خمس) راهم از شما مى‌گيرم واز اين كار، قصدى جز پاك شدن شما ندارم.

با اداى حقوق مالى، روحِ نوع دوستى ودگر خواهى در انسان رشد كرده، خودپسندى، خودخواهى و بخل از بين مى‌رود. از اين بيان، روشن مى‌شود كه اثر اداى حقوق مالى و بذل مال، به خود شخص بر مى‌گردد. از اين رو، قرآن كريم مى‌فرمايد:

«وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلِأَنْفُسِكُمْ ...»[3]

آنچه از خوبيها انفاق مى‌كنيد، به نفع خودتان است.

[1]- همان مدرك.

[2]- وسائل الشيعه، ج 6، ص 337.

[3]- بقره، آيه 272.


صفحه 46

و پيشرفت اسلام‌

دوام، پايدارى و پيشرفت اسلام و مسلمانان يكى ديگر از اهداف حقوق مالى است. اگر ثروتمندان، حقوق مالى خود را به افراد صلاحيت دار بپردازند، نيازمندان تأمين شده، بعلاوه مساجد، مدارس، بيمارستانها، مراكز تبليغى و غيره تأسيس گشته، مبلّغان و نويسندگان لايق تربيت مى‌شوند و با تهيّه وسائل تبليغاتىِ روز، برنامه‌هاى اسلام، درجهان ترويج مى‌گردد. و سهل انگارى دراين امر، باعث به خطرافتادن اسلام و مسلمانان خواهد شد. امام صادق7فرمود:

«إِنَّ مِنْ بَقاءِ الْمُسْلِمينَ وَبَقاءِ الْإِسْلامِ انْ تَصيرَالْأَمْوالُ عِنْدَ مَنْ يَعْرِفُ فيهَاالْحَقَّ وَيَصْنَعُ (فيهَا) المَعْرُوفَ. فَإِنَّ مِنْ فَناءِ الْأِسْلامِ وَ فَناءِ الْمُسْلِمينَ أَنْ تَصيرَ الْأَمْوالُ فى‌ ايْدى‌ مَنْ لا يَعْرِفُ فيهَا الْحَقَّ وَلا يَصْنَعُ فيهَاالْمَعْرُوفَ»[1]

دوام وپايدارى مسلمانان واسلام‌به اين است كه ثروتها دردست افرادى قرارگيرد كه حق آن را بشناسند و در راه نيك، صرف نمايند، و نابودى اسلام و مسلمانان به اين بستگى دارد كه اموال دراختيار كسانى قرار گيرد كه حق ثروت خود را نشناخته، كار نيك انجام ندهند.

امام رضا7درباره خمس فرمود:

«إِنَّ الْخُمْسَ عَوْنُنا عَلى دينِنا وَعَلى عَيالاتِنا وَعَلى مَوالينا»[2]

همانا خمس، كمكى براى اهداف دينى ما، وكمكى براى زندگى خانواده و دوستان ماست.

اخلاق در اداى حقوق مالى‌

چون اثر و نتيجه اداى حقوق مالى به خودانسان بر مى‌گردد، از اين رو براى اينكه عمل انسان، رنگ الهى داشته، اجر و پاداش آن باطل نشود، و نيز بخل، دنيا پرستى، تكبر و غرور ناشى از توانگرى، ريشه كن گردد، لازم است يك سرى مسائل اخلاقى دراداى اين حقوق مراعات شود:

[1]- فروع كافى، ج 4، ص 25.

[2]- جامع احاديث الشيعة، ج 8، ص 581.


صفحه 47

الف- اخلاص‌

اداى حقوق مالى بايد مخلصانه، به دور از ريا وخودنمايى و براى خشنودى خداوند متعال انجام گيرد. قرآن كريم از مخلصان ستايش كرده، مى‌فرمايد:

«يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ»[1]

(اينها) اموال خود را براى خشنودى خداانفاق مى‌كنند.

درباره آنها كه اخلاص ندارند مى‌فرمايد:

«يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ»[2]

مال خود را براى نشان دادن به مردم انفاق مى‌كند.

نظر اسلام اين است كه عملى در پيشگاه خداوند، ارزش داشته و پذيرفته مى‌شود كه خالصانه انجام پذيرد و گرنه پشيزى نمى‌ارزد. از اين رو، على7مى‌فرمايد:

«الْعَمَلُ كُلُّهُ هَباءٌ إِلَّا ما اخْلِصَ فيهِ»[3]

تمام اعمال، غبار (باطل و بى حاصل) است، مگر آنچه درآن اخلاص باشد.

ب- بدون منّت‌

حق فقرا و محرومان بايد محترمانه وبه دور از منّت و آزار ادا گردد. قرآن كريم در اداى حقوق مالى، اجر و پاداش رابراى كسانى مى‌داند كه منّت وآزارى برگيرنده آن نمى‌نهند و مى‌فرمايد:

«الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ لا يُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً لَهُمْ‌

[1]- بقره، آيه 265.

[2]- بقره، آيه 264.

[3]- شرح غررالحكم، ج 1، ص 368.


صفحه 48

أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»[1]

كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى‌كنند و سپس به دنبال انفاقى كه كرده‌اند، منّت نمى‌گذارند و آزارى نمى‌رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است، ونه ترسى دارند و نه غمگين مى‌شوند.

در روايات معصومين:نيز سفارش شده كه بخشش، انفاق واداى حقوق مالى با ملايمت، مؤدّبانه و به دور از منّت و اذيت باشد. به عنوان نمونه به دو حديث زيراشاره مى‌كنيم: پيامبر اكرم6فرمود:

وقتى نيازمندى، از شما چيزى خواست، گفتار او را قطع نكنيد تا تمام مقصود خود را شرح دهد، سپس با وقار، ادب وملايمت به او پاسخ گوييد. يا چيزى كه درتوان داريد دراختيار او بگذاريد، و يا به طرز شايسته‌اى او را باز گردانيد.[2]

على7فرمود:

«ابْدُلْ مَعْرُوفَكَ وَكُفَّ أَذاكَ»[3]

نيكى و احسان خود را بذل كن و اذيت وآزار خود را (ازمردم) بازدار.

بنابراين، براى حفظ شخصيت گيرنده حقوق مالى، لازم است اين اصل اخلاقى رعايت شود تا با دادن دستمايه‌اى اندك، شخصيت او خدشه دار نگردد.

در روايتى آمده است كه امام صادق7به اسحاق بن عمّار فرمود:

وقتى هنگام اداى زكات مالت مى‌شود چه مى‌كنى؟ گفت: فقرا را خبر مى‌كنم مى‌آيند درخانه‌ام و مى‌گيرند. امام سه بار فرمود: «اتق اللّه» ازخدا بترس و مؤمن را ذليل نكن.[4]

يعنى چرا خبر مى‌كنى درخانه‌ات بيايند، برو درخانه آنها بده.

[1]- بقره، آيه 262.

[2]- نورالثقلين، ج 1، ص 283.

[3]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 175.

[4]- وسايل الشيعه، ج 6، ص 219.


صفحه 49

ج- انصاف‌

براى رسيدن به اهداف حقوق مالى، لازم است صفت انصاف در اداى آن رعايت شود كه «آنچه براى خود نمى‌پسندى براى ديگران هم مپسند» از آنجا كه بعضى مردم عادت كرده‌اند از اموال بى ارزش، بدون مصرف و نامرغوب انفاق كنند و اين گونه انفاقها نه موجب تربيت معنوى و پرورش روح انسان درانفاق كننده است ونه سود چندانى به حال نيازمندان دارد، بلكه نوعى اهانت و تحقير نسبت به آنها محسوب مى‌شود. قرآن كريم سفارش مى‌كند:

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّباتِ ما كَسَبْتُمْ وَ مِمَّا أَخْرَجْنا لَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ لا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَ لَسْتُمْ بِآخِذِيهِ إِلَّا أَنْ تُغْمِضُوا فِيهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ»[1]

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! از قسمتهاى پاكيزه اموالى كه بدست آورده‌ايد و از آنچه كه از زمين براى شما خارج ساخته‌ايم، انفاق كنيد و به سراغ قسمتهاى ناپاك نرويد تا از آن انفاق كنيد، درحالى كه خود شما (به هنگام پذيرش اموال) حاضر نيستيد آنها را بپذيريد، مگر از روى اغماض و كراهت، و بدانيد كه خداوند، بى نياز و شايسته ستايش است.

اقتصاد و ميانه روى‌

اداى حقوق مالى بايد عاقلانه و به دور از اسراف و تبذير باشد. قرآن كريم دراين باره مى‌فرمايد:

«يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ»[2]

تو سؤال مى‌كنند كه چه چيز انفاق كنند؟ بگو: عفو.

در روايات معصومين (ع) آمده است كه مراد از «عفو» حدّ ميانه و وسط است.

[1]- بقره، آيه 267.

[2]- همان سوره، آيه 219.


صفحه 50

خلاصه درس‌

اسلام، براى اداره جامعه، تعديل ثروتها، رفع نيازهاى عمومى و مانند اينها حقوقى براى اموال مردم قرار داده است كه بايد ادا گردد. دور نمايى از اين حقوق در سه قسم؛ حقوق مالى حكومت اسلامى، حقوق مالى مردم، و حقوق مالى بستگان؛ بيان گرديد.

اين حقوق، اهدافى را دنبال مى‌كند كه عبارتند از: آزمايش توانگران درايمان و حسّ نوع دوستى، تأمين نيازمنديهاى فقرا، حفظ اموال، بركت و رشداموال، تطهير وتزكيه نفس از صفت بخل و دنيا پرستى.

رعايت يك سرى مسائل اخلاقى دراداى حقوق مالى لازم است، مانند:

اخلاص، عزّت، ادب و دورى از منّت واذيّت، انصاف و ميانه روى.

رعايت نكردن اينها باعث مى‌شود كه عمل، در پيشگاه خداوند متعال بى ارزش گردد و نتيجه اجر و پاداش آن از بين برود.

پرسش‌

1- اقسام حقوق مالى را بطور خلاصه توضيح دهيد.

2- «حقّ معلوم» راتوضيح دهيد.

3- اداى حقوق مالى چگونه موجب «تطهير وتزكيه» مى‌شود؟

4- اهداف حقوق مالى را بنويسيد.

5- اخلاقى كه بايد در اداى حقوق مالى مراعات شود كدام است؟


صفحه 51

درس پنجم احترام به اموال مردم‌

ديدگاه اسلام‌

مالكيت فردى در اسلام يك امر مسلّم و بديهى است، يعنى يك فرد مسلمان، اعم از زن و مرد، مى‌تواند از راههاى مشروع، ثروت جمع كرده، مالكش گردد و هيچ كس حق تعرّض به او را ندارد. قرآن كريم مى‌فرمايد:

«لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَ لِلنِّساءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ ...»[1]

مردان نصيبى از آنچه به دست مى‌آورند دارند و زنان نصيبى.

ونيز مى‌فرمايد:

«وَ آتُوا الْيَتامى‌ أَمْوالَهُمْ ... وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى‌ أَمْوالِكُمْ‌...»[2]

[1]- نساء، آيه 32.

[2]- همان سوره، آيه 2.