بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 47

الف- اخلاص‌

اداى حقوق مالى بايد مخلصانه، به دور از ريا وخودنمايى و براى خشنودى خداوند متعال انجام گيرد. قرآن كريم از مخلصان ستايش كرده، مى‌فرمايد:

«يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ»[1]

(اينها) اموال خود را براى خشنودى خداانفاق مى‌كنند.

درباره آنها كه اخلاص ندارند مى‌فرمايد:

«يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ»[2]

مال خود را براى نشان دادن به مردم انفاق مى‌كند.

نظر اسلام اين است كه عملى در پيشگاه خداوند، ارزش داشته و پذيرفته مى‌شود كه خالصانه انجام پذيرد و گرنه پشيزى نمى‌ارزد. از اين رو، على7مى‌فرمايد:

«الْعَمَلُ كُلُّهُ هَباءٌ إِلَّا ما اخْلِصَ فيهِ»[3]

تمام اعمال، غبار (باطل و بى حاصل) است، مگر آنچه درآن اخلاص باشد.

ب- بدون منّت‌

حق فقرا و محرومان بايد محترمانه وبه دور از منّت و آزار ادا گردد. قرآن كريم در اداى حقوق مالى، اجر و پاداش رابراى كسانى مى‌داند كه منّت وآزارى برگيرنده آن نمى‌نهند و مى‌فرمايد:

«الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ لا يُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذىً لَهُمْ‌

[1]- بقره، آيه 265.

[2]- بقره، آيه 264.

[3]- شرح غررالحكم، ج 1، ص 368.


صفحه 48

أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»[1]

كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى‌كنند و سپس به دنبال انفاقى كه كرده‌اند، منّت نمى‌گذارند و آزارى نمى‌رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است، ونه ترسى دارند و نه غمگين مى‌شوند.

در روايات معصومين:نيز سفارش شده كه بخشش، انفاق واداى حقوق مالى با ملايمت، مؤدّبانه و به دور از منّت و اذيت باشد. به عنوان نمونه به دو حديث زيراشاره مى‌كنيم: پيامبر اكرم6فرمود:

وقتى نيازمندى، از شما چيزى خواست، گفتار او را قطع نكنيد تا تمام مقصود خود را شرح دهد، سپس با وقار، ادب وملايمت به او پاسخ گوييد. يا چيزى كه درتوان داريد دراختيار او بگذاريد، و يا به طرز شايسته‌اى او را باز گردانيد.[2]

على7فرمود:

«ابْدُلْ مَعْرُوفَكَ وَكُفَّ أَذاكَ»[3]

نيكى و احسان خود را بذل كن و اذيت وآزار خود را (ازمردم) بازدار.

بنابراين، براى حفظ شخصيت گيرنده حقوق مالى، لازم است اين اصل اخلاقى رعايت شود تا با دادن دستمايه‌اى اندك، شخصيت او خدشه دار نگردد.

در روايتى آمده است كه امام صادق7به اسحاق بن عمّار فرمود:

وقتى هنگام اداى زكات مالت مى‌شود چه مى‌كنى؟ گفت: فقرا را خبر مى‌كنم مى‌آيند درخانه‌ام و مى‌گيرند. امام سه بار فرمود: «اتق اللّه» ازخدا بترس و مؤمن را ذليل نكن.[4]

يعنى چرا خبر مى‌كنى درخانه‌ات بيايند، برو درخانه آنها بده.

[1]- بقره، آيه 262.

[2]- نورالثقلين، ج 1، ص 283.

[3]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 175.

[4]- وسايل الشيعه، ج 6، ص 219.


صفحه 49

ج- انصاف‌

براى رسيدن به اهداف حقوق مالى، لازم است صفت انصاف در اداى آن رعايت شود كه «آنچه براى خود نمى‌پسندى براى ديگران هم مپسند» از آنجا كه بعضى مردم عادت كرده‌اند از اموال بى ارزش، بدون مصرف و نامرغوب انفاق كنند و اين گونه انفاقها نه موجب تربيت معنوى و پرورش روح انسان درانفاق كننده است ونه سود چندانى به حال نيازمندان دارد، بلكه نوعى اهانت و تحقير نسبت به آنها محسوب مى‌شود. قرآن كريم سفارش مى‌كند:

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّباتِ ما كَسَبْتُمْ وَ مِمَّا أَخْرَجْنا لَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ لا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَ لَسْتُمْ بِآخِذِيهِ إِلَّا أَنْ تُغْمِضُوا فِيهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ»[1]

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! از قسمتهاى پاكيزه اموالى كه بدست آورده‌ايد و از آنچه كه از زمين براى شما خارج ساخته‌ايم، انفاق كنيد و به سراغ قسمتهاى ناپاك نرويد تا از آن انفاق كنيد، درحالى كه خود شما (به هنگام پذيرش اموال) حاضر نيستيد آنها را بپذيريد، مگر از روى اغماض و كراهت، و بدانيد كه خداوند، بى نياز و شايسته ستايش است.

اقتصاد و ميانه روى‌

اداى حقوق مالى بايد عاقلانه و به دور از اسراف و تبذير باشد. قرآن كريم دراين باره مى‌فرمايد:

«يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ»[2]

تو سؤال مى‌كنند كه چه چيز انفاق كنند؟ بگو: عفو.

در روايات معصومين (ع) آمده است كه مراد از «عفو» حدّ ميانه و وسط است.

[1]- بقره، آيه 267.

[2]- همان سوره، آيه 219.


صفحه 50

خلاصه درس‌

اسلام، براى اداره جامعه، تعديل ثروتها، رفع نيازهاى عمومى و مانند اينها حقوقى براى اموال مردم قرار داده است كه بايد ادا گردد. دور نمايى از اين حقوق در سه قسم؛ حقوق مالى حكومت اسلامى، حقوق مالى مردم، و حقوق مالى بستگان؛ بيان گرديد.

اين حقوق، اهدافى را دنبال مى‌كند كه عبارتند از: آزمايش توانگران درايمان و حسّ نوع دوستى، تأمين نيازمنديهاى فقرا، حفظ اموال، بركت و رشداموال، تطهير وتزكيه نفس از صفت بخل و دنيا پرستى.

رعايت يك سرى مسائل اخلاقى دراداى حقوق مالى لازم است، مانند:

اخلاص، عزّت، ادب و دورى از منّت واذيّت، انصاف و ميانه روى.

رعايت نكردن اينها باعث مى‌شود كه عمل، در پيشگاه خداوند متعال بى ارزش گردد و نتيجه اجر و پاداش آن از بين برود.

پرسش‌

1- اقسام حقوق مالى را بطور خلاصه توضيح دهيد.

2- «حقّ معلوم» راتوضيح دهيد.

3- اداى حقوق مالى چگونه موجب «تطهير وتزكيه» مى‌شود؟

4- اهداف حقوق مالى را بنويسيد.

5- اخلاقى كه بايد در اداى حقوق مالى مراعات شود كدام است؟


صفحه 51

درس پنجم احترام به اموال مردم‌

ديدگاه اسلام‌

مالكيت فردى در اسلام يك امر مسلّم و بديهى است، يعنى يك فرد مسلمان، اعم از زن و مرد، مى‌تواند از راههاى مشروع، ثروت جمع كرده، مالكش گردد و هيچ كس حق تعرّض به او را ندارد. قرآن كريم مى‌فرمايد:

«لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَ لِلنِّساءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ ...»[1]

مردان نصيبى از آنچه به دست مى‌آورند دارند و زنان نصيبى.

ونيز مى‌فرمايد:

«وَ آتُوا الْيَتامى‌ أَمْوالَهُمْ ... وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى‌ أَمْوالِكُمْ‌...»[2]

[1]- نساء، آيه 32.

[2]- همان سوره، آيه 2.


صفحه 52

اموال يتيمان را به آنان بدهيد، و اموالشان را همراه با اموال خويش نخوريد.

از مطالعه در اين قبيل آيات و روايات معصومين:كه به بعضى از آنها در همين درس اشاره خواهيم كرد، ونيز دقّت در بعضى قواعد فقهى مانند «عدم جواز تصرف در مال ديگرى بدون اذن وى» و «تسلط مردم بر اموالشان» بخوبى، روشن مى‌شود كه اسلام، مالكيت فردى را به عنوان يك اصل مسلّم و فطرى پذيرفته است. از اين رو، احكامى در باره آن صادر كرده، وبراى اين اموال، حريمى قرار داده است كه بايد محترم شمرده شود.

به عبارت ديگر، در اسلام، همان گونه كه جان، ناموس و آبروى مردم، اهميّت ويژه‌اى داشته، احتياط و احترام نسبت به آنها واجب است، «اموال مردم» نيز از نظر اهميت، كمتر از جان و ناموس آنان نيست. پيامبرگرامى اسلام صلى‌الله‌عليه وآله اين موضوع مهم را د راجتماع بزرگ عيد قربان چنين ابلاغ كرد:

«... أِنَّ حُرْمَةَ امْوالِكُمْ عَلَيْكُمْ وَ حُرْمَةَ دِمائِكُمْ، كَحُرْمَةِ يَوْمِكُمْ هذا، فى‌ شَهْرِكُمْ هذا، فى‌ بَلَدِكُمْ هاذا، أِلى‌ انْ تَلْقَواْ رَبَّكُمْ، فَيَسْأَلُكُمْ عَنْ اعْمالِكُمْ ...»[1]

همانا حرمت اموال وخون شما بر يكديگر، نظير حرمت امروز در اين ماه واين سرزمين است تا پروردگارتان را ملاقات كنيد وشما را از كردارتان پرس و جو كند.

وهمچنين فرمود:

«سِبابُ الْمُؤْمِنِ فُسوُقٌ، وَ قِتالُهُ كُفْرٌ، وَ أَكْلُ لَحْمِهِ مَعْصِيَةٌ، وَ حُرْمَةُ مالِهِ كَحُرْمَة دَمِهِ»[2]

دشنام دادن مؤمن، فسق است و جنگيدن با او كفر وخوردن گوشتش (بدگويى وغيبت پشت سرش) گناه است وحرمت مالش چون حرمت خونش، محفوظ است.

بنابراين، اسلام احترام به اموال مردم را واجب كرده است، تا اموال تباه نگرد،

[1]- مستدرك‌الوسائل، ج 17، ص 87.

[2]- وسائل الشيعه، ج 8، ص 610.


صفحه 53

انسانها كشته نشوند، كينه‌توزى ونزاع درجامعه رواج پيدا نكندو بازرگانى و كسب و كار، ترك نگردد.

از نظر اسلام، حاصل تلاش و كوشش هر فرد، مال خودش بوده واو به مال خود از ديگران سزاوارتر است، از اين رو، كسانى كه به حريم اموال ديگران تجاوز مى‌كنند، تحت پيگرد قانونى قرار گرفته، در مواردى حدّ الهى در باره آنان اجرا مى‌شود. همچنين اسلام، دفاع در برابر متجاوز به اموال را مشروع دانسته و كشته اين راه را به منزله شهيد قلمداد كرده‌است‌[1]

اين ديدگاه‌اسلام، در باره احترام به اموال مردم است و بى‌احترامى در اين امور كه جزء «حقّ‌الناس» شمرده مى‌شود، پيامدهاى شومى به دنبال دارد كه در همين درس به آنها اشاره خواهيم كرد.

ابعاد احترام به اموال مردم‌

احترام به اموال مردم، ابعاد گوناگونى دارد كه به توضيح آن مى‌پردازيم:

الف- امانتدارى‌

امانتدارى، يكى از صفات برجسته‌انسانى است كه موجب جلب اعتماد عمومى مى‌گردد و در منطق اسلام، دامنه بسيار گسترده‌اى دارد وهمه شؤون اجتماعى و اخلاقى را در بر مى‌گيرد كه امانتدارى در اموال يكى از آنهاست. قرآن كريم در اين باره مى‌فرمايد:

«فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمانَتَهُ ...»[2]

اگركسى از شما ديگرى را امين دانست، آن كس كه امين دانسته شده، امانت را باز پس دهد.

پيامبر اكرم صلى‌الله عليه و آله فرمود:

[1]- دردرس سوم روايتى به اين مضمون آورديم.

[2]- بقره، آيه 283.


صفحه 54

«لا ايمانَ لِمَنْ لا أَمانَةَ لَهُ»[1]

كسى كه امانتدار نيست، ايمان ندارد.

امام سجّاد7نيز در اهميت امانتدارى مى‌فرمايد:

«عَلَيْكُمْ بِأَداءِ الْأَمانَةِ، فَوَ الَّذى‌ بَعَثَ مُحَمَّداً6بِالْحَقِّ نَبِيّاً لَوْ انَّ قاتِلَ أَبِىَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلىٍّ (ع) أِئْتَمَنَنى‌ عَلَى‌الْسَّيْفِ الَّذى‌ قَتَلَهُ بِهِ لَادَّيْتُهُ أِلَيْهِ»[2]

بر شما باد به اداى امانت. سوگند به آن كسى كه محمد6رابه پيامبرى برگزيد، اگر قاتل پدرم حسين بن على (ع) شمشيرى را كه با آن پدرم را كشت، به عنوان امانت به من مى‌سپرد، به او برمى‌گرداندم.

ازآيات قرآن و روايات اهل بيت:بخوبى استفاده مى‌شود كه اسلام با اين گونه توصيه‌ها وبرنامه هاى حياتبخش، پيروان خود را به سوى يك زندگى سعادتمند و پايدار فرا مى خواند، تاخيانت در شكلهاى مختلف از جامعه اسلامى ريشه كن شود، زيرا خيانت، اعتماد عمومى را كه اساس يك اجتماع سالم ونيرومند است، از بين مى‌برد و سعادت جامعه را به خطر مى‌اندازد. ازاين رو، اسلام خيانت در اموال مردم را حرام‌كرده است.

ب- تصرف مجاز

اسلام، براى تحكيم پيوند برادرى، ايجاد امنيت اجتماعى، عدم تباهى اموال مردم وخشكاندن ريشه فساد، تصّرفاتى را كه به رضايت خاطر و طيب نفس صورت مى‌گيرد، مجاز و حلال مى‌داند، امّا تصّرفاتى كه به رضايت مالك نباشد، جايز ندانسته و باتعبير «اكل مال به باطل» بشدّت از آن نهى كرده است. قرآن كريم مى‌فرمايد:

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ‌

[1]- بحارالانوار، ج 75، ص 116، اسلاميه.

[2]- وسائل‌الشيعه، ج 13، ص 225.