بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 60

خلاصه درس‌

د اسلام، اموال مردم: چون جان، ناموس وآبروى آنان محترم بوده و از اهميت خاصّى برخوردار است. اسلام براى اموال مردم، مرزى قرار داده كه بايد محترم شمرده شود. آنان كه به حق‌الناس بى احترامى كرده واين حريم را مى شكنند، طبق قوانين اسلام، تحت پيگرد قانونى قرار خواهند گرفت ودر موارد اجتماع شرايط، حد الهى در باره فرد متخلّف، اجرا مى‌گردد و روز قيامت در گردنه «حق الناس» گرفتار مى شوند، مگر اينكه آن حق را اداكنند يا دل صاحبش را به دست آورند.

احترام به اموال، ابعادى دارد كه عبارتند از: امانتدارى، تصرّف مجاز، پرداخت حقوق مردم و حفظ ونگهدارى آن. به بيان ديگر، نگاه داشتن حرمت اموال مردم به معناى اين است كه د راموالشان خيانت نشود، بدون اجازه و رضايت خاطر مورد تصرّف قرار نگيرد، حقوق مالى آنان پرداخت شود و حبس نگردد.

كسى كه توان پرداخت بدهى خود رادارد، بايد مسامحه وسهل انگارى نكند و درحفظ و نگهدارى اموالى كه نزدش به امانت، رهن، اجاره ومانند آن قرار داده شده، كوشا باشد.

پرسش‌

1- يك روايت در باره‌احترام به اموال مردم بنويسيد.

2- ابعاد احترام به اموال مردم رابيان كنيد.

3- جنبه تصرّف مجاز را با يك حديث توضيح دهيد.

4- بى احترامى به اموال مردم چه پيامدى دارد؟

5- تفسير امام صادق7را در باره آيه‌«إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ» بنويسيد.


صفحه 61

درس ششم بهره‌بردارى از ثروت‌

اهميت بهره‌بردارى صحيح از مال‌

«بهره‌بردارى» در لغت به معنى «استفاده ازسود چيزى، عمل برداشتن حاصل زراعت ... تمتّع بردن از عايدات هر عمل» است.[1]

مسأله ثروت و بهره‌بردارى از آن يكى از موضوعات مهم واساسى مكتبهاى اقتصادى است. اسلام نيز ثروت را در راه انسانيت وتحقق آرمانهاى بلند بشرى به كار مى‌برد وآن را وسيله رسيدن به سعادت واقعى مى‌داند. از اين رو، پيروانش رابه كسب و بهره‌بردارى ازمال در آن جهت مقّدس، تشويق كرده است.

بهره بردارى از ثروت، وقتى به شكل صحيح و در طريق اهداف اصيل انسانى باشد وانسان را در اقامه عدالت وايجاد روابط برادرى، يارى كند، از پايه‌هاى اقتصاد

[1]- لغت نامه دهخدا، ج 11، ص 422، دانشگاه.


صفحه 62

اسلامى شمرده مى‌شود و تلاش در مسير آن، در بينش اسلامى، عبادت بوده و انحراف از آن موجب طغيان و سركشى، هلاكت و وبال صاحبش خواهد شد. در ديدگاه اسلام، جريان ثروت در جامعه و بهره‌بردارى ازآن، به شكل صحيح، اهميت ويژه‌اى دارد و در مقابل، ركود وانباشته شدن ثروت امرى ناپسند و محكوم شناخته شده است.

رسول خدا6فرمود:

«نِعْمَ الْمالُ الصَّالِحُ لِلرَّجُلِ الصَّالِحِ»[1]

چه نيكوست مال خوب دردست مرد صالح.

على7فرمود:

«أَلْمالُ وَبالٌ عَلى‌ صاحِبِهِ أِلَّا ماقُدِّمَ مِنْهُ»[2]

مال، وبالى برصاحبش است، مگر آنچه ازآن پيش فرستاده باشد (يعنى در كار خيرى صرف كرده باشد).

امام صادق7فرمود:

«لاخَيْرَ فيمَنْ لايُحِبُّ جَمْعَ الْمالِ مِنْ حَلالٍ، يَكُفُّ بِهِ وَجْهَهُ وَيَقْضى‌ بِهِ دَيْنَهُ وَ يَصِلُ بِهِ رَحِمَهُ»[3]

كسى كه جمع آورى مال را، از راه حلال، به منظور حفظ آبرو و اداى قرض وصله رحم، دوست نداشته باشد خيرى در او نيست.

بنابراين، ثروت بايد به شكل صحيح و مشروع در جريان باشد و مردم نيز از عايداتش به نحو صحيح بهره گيرند تا استقلال اقتصادى و زدودن ريشه فقر ومحروميت رابه ارمغان بياورد.

[1]- مجموعه ورّام، ج 1، ص 158.

[2]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 90.

[3]- وسائل الشيعه، ج 12، ص 19.


صفحه 63

راههاى بهره بردارى ازمال‌

در قرآن كريم ازاموال به «خير» تعبير شده است و خير بودن اموال، وقتى تحقق پيدا مى‌كند كه در جهت صحيح ومشروع، به كار گرفته شود ودر راهى كه خدا فرموده مصرف گردد، تا پس اندازى جاودان باشد. قرآن مجيد مى‌فرمايد:

«وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ‌»[1]

آنچه ازخير (اطاعت خداوكارنيك) براى خويش مى فرستيد، نزد خدا خواهيد يافت.

از طرف ديگر، براى اينكه ازمفاسد ناشى از توانگرى ومال، ايمن بوده و به تعبير اميرمؤمنان7ازمصداقهاى «رُبَّ رابِعٍ خاسِرٌ»[2]نباشيم، لازم است راههاى صحيح بهره‌بردارى ازمال را شرح دهيم:

الف- مصرف‌[3]

اسلام براى بهره بردارى صحيح از مال، براى مصرف آن، حدّ ومرزى تعيين كرده است. بدين معنا كه برخى از مصارف را واجب، برخى را پسنديده و مطلوب و بعضى ديگر را حرام يا مكروه مى‌شمارد. از باب نمونه در اسلام، مقدارمصرفى كه براى ادامه حيات و حفظ نفس‌از ابتلا به امراض و ناراحتيهاى بدنى و روحى لازم است، از نظر اسلام براى افراد واجب مى‌باشد. ديگر از مصارف واجب، مصارفى است كه مربوط به افراد تحت تكفّل انسان مى‌باشد و انسان بايد نيازهاى متعارف زندگى همسر و فرزندان وساير افراد تحت تكفّل خود را تأمين كند. در اين زمينه بايد شرايط جغرافيايى واجتماعى، براى ميزان مصارف آنان مورد نظر قرار گيرد.

شهيد اوّل قدّس سره مى‌نويسد:

[1]- بقره، آيه 110 ومزمل، آيه 20.

[2]- شرح غررالحكم، ج 4، ص 56، چه بسا سود كننده‌اى كه زيان كننده است.

[3]- اقتباس از كتاب درآمدى بر اقتصاد اسلامى، ج 1، ص 377 به بعد.


صفحه 64

برمرد واجب است چيزهايى از قبيل خوراك، پوشاك، مسكن، كُلْفَت، وسائل آرايش و نظافت كه همسرش به آن نياز دارد، برايش فراهم كند، بگونه‌اى كه در مورد زنان امثال وى، عادت و رسم است. و در زمستان، لباسهاى گرم و غيره تهيه كند و حتى درصورت نياز، لباسهاى زينتى و تجمّلى به حسب متعارف برايش فراهم نمايد.[1]

امام خمينى قدّس سره نيزمى‌فرمايد:

در نفقه نزديكان، اندازه معيّنى نيست، بلكه مقدار كفايت از نان و خورش وپوشش و مسكن، واجب است، باملاحظه حال وشأن و زمان و مكان، برحسب آنچه درنفقه زوجه گذشت.[2]

و همچنين ازنظر شرع، استفاده از نعمتهاى الهى با رعايت شرايط و ضوابط آن، مانند حلال بودن منبع درآمد، نبودن اسراف و تبذير واداى حقوق ديگران، پسنديده و مطلوب است نظير استعمال عطر و بوى خوش، انفاقها، صدقات مستحب و هديه‌هايى كه انسان به ديگران مى‌دهد، اطعامها، اكرامها و پذيراييهاى دوستانه مؤمنان نسبت به يكديگر و ....

ب- سرمايه‌گذارى‌

سرمايه‌گذارى در جهت راه اندازى كارهاى توليدى وتوسعه آن نيز يكى ديگر از راههاى صحيح بهره‌بردارى از ثروت است؛ كارهاى توليدى به اندازه‌اى اهميت دارد كه حتى رهبران الهى بااينكه حق تأمين زندگى خود را از بيت المال داشتند، به كارهاى توليدى مى‌پرداختند، تا از بيت‌المال بى نياز گردند. چنانكه در سيره عملى امامان معصوم:نيز بخوبى نمايان است. على7مى‌فرمايد:

[1]- اللمعة الدمشقيه، به تصحيح سيد محمد كلانتر، ج 5، ص 469- 471، تلخيص.

[2]- تحريرالوسيله، ج 2، ص 321.


صفحه 65

خداوند به حضرت داود (ع) وحى فرستاد كه تو خوب بنده‌اى هستى؛ اما تنها اشكال كارت اين است كه از بيت المال مى‌خورى و با دست خود كار نمى‌كنى.

او به دنبال اين جريان، چهل سال گريست، تا اينكه خداوند، آهن را برايش نرم كرد و هر روز يك زره مى‌ساخت و آن رابه هزار درهم مى‌فروخت، و سيصد وشصت زره ساخته و آن را به سيصدوشصت هزار درهم فروخت و از اين طريق از بيت المال بى نياز شد.[1]

درباره اهميّت و ارزش كارهاى توليدى، صنعت، كشاورزى و خودكفايى در اين زمينه سفارشهاى زيادى از پيشوايان اسلام وجود دارد. از جمله اينكه اميرمؤمنان7در فرمان معروفش به مالك اشتر توصيه مى‌كند:

«... ثُمَّ اسْتَوْصِ بِالتُّجَّارِ وَذَوِى الصِّناعاتِ وَ اوْصِ بِهِمْ خَيْراً، الْمُقيمِ مِنْهُمْ وَ الْمُضْطَرِبِ بِمالِهِ وَالْمُتَرَفِّقِ بِبَدَنِهِ، فَانَّهُمْ مَوادُّ الْمَنافِعِ وَاسْبابُ الْمَرافِقِ، وَجُلَّابُها مِنَ الْمَباعِدِ وَالْمَطارِحِ فى بَرِّكَ وَ بَحْرِكَ، وَسَهْلِكَ وَجَبَلِكَ، وَ حَيْثُ لا يَلْتَئِمُ النَّاسُ لِمَواضِعِها وَلا يَجْتَرِؤُونَ عَلَيْها ...»[2]

سفارش درباره تاجران و صنعتگران را بپذير و درباره نيكى كردن به آنان، سفارش كن، كسى را از ايشان كه مقيم است و آنكه با مال و دارايى خود، در رفت و آمد است و آنكه از بدن خود سود مى‌رساند (صنعتگران). زيرا ايشان سبب و ريشه‌هاى سودها هستند و به دست آورنده آن از راههاى سخت و جاهاى دور در بيابان و دريا و زمين هموار و كوهستان قلمرو تو، و از جاهايى كه مردم درآن گرد نمى‌آيند و به رفتن آن مواضع جرأت نمى‌كنند.

گذشته از اين گونه سفارشات، در فقه اسلامى نيز ابوابى تحت عنوان مضاربه، مزارعه، مساقات و اجاره وجود دارد كه از سرمايه‌گذارى در كارهاى توليدى، و تجارى و بهره‌بردارى از ثروت در اين امور سخن مى‌گويد كه تفصيلش در كتابهاى فقهى ذكر شده‌

[1]- وسائل الشيعه، ج 12، ص 22.

[2]- نهج البلاغه، فيض، نامه 53، ص 1017.


صفحه 66

است.

مطالب بالا بيانگر اين نكته است كه يكى از راههاى مهمّ و صحيح بهره‌بردارى از مال كه دراستقلال اقتصادى، خودكفايى و ريشه‌كن كردن فقر و محروميت، نقش اساسى ايفا مى‌كند، به جريان انداختن ثروت در كارهاى توليدى و سرمايه‌گذارى در اين جهت است.

ج- خدمت‌

ديگر از راههاى بهره‌بردارى از ثروت، بكارگيرى آن درجهت خدمت در مسير اطاعت خدا، كمك به دين خداو دولت اسلامى، باقيات صالحات و كمك به محرومان و بينوايان جامعه‌مى‌باشد.

الف- در راه اطاعت خدا:

بهره‌بردارى از مال در مسير اطاعت و بندگى خداوند متعال، يكى از نعمتهاى بزرگ محسوب مى‌شود و هر چه دراين راه مصرف گردد، باقى بوده و سعادت دنيا و آخرت انسان را تأمين خواهد كرد، امّا ثروتى كه در مسير اطاعت خدا به كار نرود، رو به فنا و نابودى بوده و مايه رنج ومحنت انسان مى‌شود.

پيامبر اكرم6فرمود:

«يَقُولُ ابْنُ آدَمَ: مالى‌ مالى‌، هَلْ لَكَ مِنْ مالِكَ إِلَّا ما تَصَدَّقْتَ فَأَبْقَيْتَ، اوْ أَكَلْتَ فَأَفْنَيْتَ، اوْ لَبِسْتَ فَأَبْلَيْتَ»[1]

فرزند آدم مى‌گويد: مال من، مال من. آيا از مال تو جز آنچه صدقه دادى و باقى گذاشتى براى توست؟ يا آنچه كه خوردى و فانى كردى، يا آنچه كه پوشيدى و پوسيده كردى؟!

(يعنى آنچه نمى‌خورى ونمى‌پوشى و صدقه نمى‌دهى، بلكه باقى مى‌گذارى براى ديگران، مال تو نيست، پس يا بايد از مال، بهره‌گرفت، يا بايد بهره رساند، آن هم در قالب انفاقات و خيرات). على7فرمود:

[1]- مجموعه ورّام، ج 1، ص 156، بيروت.


صفحه 67

«إِنَّ إِنْفاقَ هذَا الْمالِ فى‌ طاعَةِ اللَّهِ أَعْظَمُ نِعْمَةٍ، وَإِنَّ إِنْفاقَهُ فى‌ مَعاصيةِ أَعْظَمُ مِحْنَةٍ»[1]

همانا صرف كردن اين مال در طاعت و فرمانبردارى خدا، بزرگترين نعمت و در معصيت و نافرمانى بزرگترين محنت است.

ب- كمك به محرومان:

خداوند متعال، فقرا و محرومان را در ثروت توانگران شريك قرار داده، بگونه‌اى كه اگر حق آنان ادا گردد، ديگر فقيرى در جامعه پيدا نخواهد شد. در اين زمينه، علاوه بر آيات قرآنى، احاديث زيادى از معصومين:رسيده است كه به بعضى ازآنهااشاره مى‌كنيم: على7فرمود:

«مَنْ اوْسَعَ اللَّهُ عَلَيْهِ نِعْمَةً وَجَبَ عَلَيْهِ انْ يُوَسِّعَ النَّاسَ انْعاماً»[2]

لازم است بر هر كس كه خدا نعمتى را بر او وسعت داده، مردم را به انعامى وسعت دهد.

امام صادق7فرمود:

«... وَيَحِقُّ عَلَى الْمُسْلِمينَ الْإِجْتِهادُ فِى التَّواصُلِ، وَالتَّعاوُنُ عَلَى التَّعاطُفِ، وَالْمُواساةُ لِأَهْلِ الْحاجَةِ وَتَعاطُفُ بَعْضِهِمْ عَلى بَعْضٍ، حَتَّى تَكُونُوا كَما امَرَكُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ رُحَماءُ بَيْنَكُمْ ...»[3]

حق است كه مسلمانان، در رسيدگى به يكديگر، تعاون برمهربانى، مواسات نسبت به نيازمندان ومحبت به يكديگر تلاش كنند. تا آن گونه كه خداى بزرگ فرمانتان داده در ميان همديگر مهربان باشيد.

در جاى ديگر فرمود:

«مِنْ أَحَبِّ الْأَعْمالِ إِلَى اللَّهِ إِشْباعُ جُوْعَةِ الْمُؤْمِنِ اوْ تَنْفيسُ كُرْبَتِهِ اوْ قَضاءُ دَيْنِهِ»[4]

[1]- غررالحكم، ترجمه محمد على انصارى، ج 1، ص 216، آرمان.

[2]- شرح غرر الحكم، ج 5، ص 446.

[3]- بحارالانوار، ج 74، ص 256.

[4]- وسائل الشيعه، ج 16، ص 464.