است.
مطالب بالا بيانگر اين نكته است كه يكى از راههاى مهمّ و صحيح بهرهبردارى از مال كه دراستقلال اقتصادى، خودكفايى و ريشهكن كردن فقر و محروميت، نقش اساسى ايفا مىكند، به جريان انداختن ثروت در كارهاى توليدى و سرمايهگذارى در اين جهت است.
ج- خدمت
ديگر از راههاى بهرهبردارى از ثروت، بكارگيرى آن درجهت خدمت در مسير اطاعت خدا، كمك به دين خداو دولت اسلامى، باقيات صالحات و كمك به محرومان و بينوايان جامعهمىباشد.
الف- در راه اطاعت خدا:
بهرهبردارى از مال در مسير اطاعت و بندگى خداوند متعال، يكى از نعمتهاى بزرگ محسوب مىشود و هر چه دراين راه مصرف گردد، باقى بوده و سعادت دنيا و آخرت انسان را تأمين خواهد كرد، امّا ثروتى كه در مسير اطاعت خدا به كار نرود، رو به فنا و نابودى بوده و مايه رنج ومحنت انسان مىشود.
پيامبر اكرم6فرمود:
«يَقُولُ ابْنُ آدَمَ: مالى مالى، هَلْ لَكَ مِنْ مالِكَ إِلَّا ما تَصَدَّقْتَ فَأَبْقَيْتَ، اوْ أَكَلْتَ فَأَفْنَيْتَ، اوْ لَبِسْتَ فَأَبْلَيْتَ»[1]
فرزند آدم مىگويد: مال من، مال من. آيا از مال تو جز آنچه صدقه دادى و باقى گذاشتى براى توست؟ يا آنچه كه خوردى و فانى كردى، يا آنچه كه پوشيدى و پوسيده كردى؟!
(يعنى آنچه نمىخورى ونمىپوشى و صدقه نمىدهى، بلكه باقى مىگذارى براى ديگران، مال تو نيست، پس يا بايد از مال، بهرهگرفت، يا بايد بهره رساند، آن هم در قالب انفاقات و خيرات). على7فرمود:
[1]- مجموعه ورّام، ج 1، ص 156، بيروت.
«إِنَّ إِنْفاقَ هذَا الْمالِ فى طاعَةِ اللَّهِ أَعْظَمُ نِعْمَةٍ، وَإِنَّ إِنْفاقَهُ فى مَعاصيةِ أَعْظَمُ مِحْنَةٍ»[1]
همانا صرف كردن اين مال در طاعت و فرمانبردارى خدا، بزرگترين نعمت و در معصيت و نافرمانى بزرگترين محنت است.
ب- كمك به محرومان:
خداوند متعال، فقرا و محرومان را در ثروت توانگران شريك قرار داده، بگونهاى كه اگر حق آنان ادا گردد، ديگر فقيرى در جامعه پيدا نخواهد شد. در اين زمينه، علاوه بر آيات قرآنى، احاديث زيادى از معصومين:رسيده است كه به بعضى ازآنهااشاره مىكنيم: على7فرمود:
«مَنْ اوْسَعَ اللَّهُ عَلَيْهِ نِعْمَةً وَجَبَ عَلَيْهِ انْ يُوَسِّعَ النَّاسَ انْعاماً»[2]
لازم است بر هر كس كه خدا نعمتى را بر او وسعت داده، مردم را به انعامى وسعت دهد.
امام صادق7فرمود:
«... وَيَحِقُّ عَلَى الْمُسْلِمينَ الْإِجْتِهادُ فِى التَّواصُلِ، وَالتَّعاوُنُ عَلَى التَّعاطُفِ، وَالْمُواساةُ لِأَهْلِ الْحاجَةِ وَتَعاطُفُ بَعْضِهِمْ عَلى بَعْضٍ، حَتَّى تَكُونُوا كَما امَرَكُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ رُحَماءُ بَيْنَكُمْ ...»[3]
حق است كه مسلمانان، در رسيدگى به يكديگر، تعاون برمهربانى، مواسات نسبت به نيازمندان ومحبت به يكديگر تلاش كنند. تا آن گونه كه خداى بزرگ فرمانتان داده در ميان همديگر مهربان باشيد.
در جاى ديگر فرمود:
«مِنْ أَحَبِّ الْأَعْمالِ إِلَى اللَّهِ إِشْباعُ جُوْعَةِ الْمُؤْمِنِ اوْ تَنْفيسُ كُرْبَتِهِ اوْ قَضاءُ دَيْنِهِ»[4]
[1]- غررالحكم، ترجمه محمد على انصارى، ج 1، ص 216، آرمان.
[2]- شرح غرر الحكم، ج 5، ص 446.
[3]- بحارالانوار، ج 74، ص 256.
[4]- وسائل الشيعه، ج 16، ص 464.
سير كردن گرسنگى مؤمن يا زدودن غم او يا اداى قرض او از محبوبترين كارها در پيشگاه خداوند است.
از مطالعه در اين گونه سفارشها بخوبى روشن مىشود كه يكى از راههاى صحيح بهرهبردارى از ثروت، پر كردن خلأ فقر ومحروميت جامعه اسلامى است.
ج- كمك به دين خدا و دولت اسلامى:
يكى ديگر از راههاى ارزشمند استفاده از ثروت اين است كه آن را در جهت ترويج و تبليغ دين، تعليم و تربيت اسلامى، نشر كتابها و مجلّات مفيد، تأسيس مراكز تبليغاتى وتحقيقاتى مانند: مساجد، مدارس، دانشگاهها و مانند آن به كار گيرند، تا پايههاى دين و دولت اسلامى در جامعه، استوار گردد و در مقابل تهاجم فرهنگى دشمنان اسلام، همچون دژى محكم، ايستادگى كرده و دين وايمان مردم را از دستبرد بيگانگان حفظ كند. مصرف مال درموارد بالااز نمونههاى روشن انفاق در راه خداست كه قرآن مىفرمايد:
«وَ أَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ ...»[1]
در راه خدا انفاق كنيد.
د- باقيات الصالحات:
يكى ديگر از راههاى صحيح بهرهبردارى از ثروت، مصرفِ آن در جهت «باقيات الصالحات» است. تمام كارهاى نيك، كه تفصيل آن در دين مقدس اسلامآمده، جزء باقيات الصالحات مىباشند.[2]اما منظور ما در اينجا اين است كه بهرهبردارى از اموال در جهت امور خيريه و عامالمنفعه مانند ساختن مدرسه، كتابخانه، راه، بيمارستان، دانشگاه، حمام وغيره، يكى از مصداقهاى بارز باقيات الصالحات است كه همواره باقى بوده و خيرش به ديگران مىرسد و صاحب آن كار نيز بعد از وفاتش از آن بهرهمند خواهد گشت. قرآن كريم مىفرمايد:
«الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ
[1]- بقره، آيه 195.
[2]- قاموس قرآن، ج 1، ص 21، اسلاميه، برداشت.
خَيْرٌ أَمَلًا»[1]
مال و فرزندان، زينت زندگى دنيااست و باقيات صالحات نزد پروردگارت بسى بهتر و عاقبت آن نيكوتراست.
پيامبراكرم6نيز فرمود:
«سَبْعَةُ اسْبابٍ يُكْتَبُ لِلْعَبْدِ ثَوابُها بَعْدَ وَفاتِهِ: رَجُلٌ غَرَسَ نَخْلًا، أَوْحَفَرَ بِئْراً، أَوْ اجْرى نَهْراً، اوْ بَنى مَسْجِداً، أَوْ كَتَبَ مُصْحَفاً، اوْ وَرَّثَ عِلْماً، اوْ خَلَفَ وَلَداً صالِحاً يَسْتَغْفِرُ لَهُ بَعْدَ وَفاتِهِ»[2]
هفت چيز است كه ثوابش بعد ازمرگ براى بنده نوشته مىشود: مردى كه درخت خرمايى بكارد، يا چاهى بكند، يارودى جارى كند يا مسجدى بنا كند، يا كتابى بنويسد، ياعلمى رابه ارث بگذارد، يا فرزند صالحى از او باقى بماند كه بعد از مرگش (در پيشگاه خدا) برايش طلب استغفار و آمرزش كند.
تاثير بهرهبردارى صحيح از ثروت در اخلاق
بهره بردارى صحيح از ثروت، علاوه بر تأثير در استقلال اقتصادى، خودكفايى، زدودن فقر و محروميت، حفظ نظام اسلامى وترويج دين ومانند آن، آثار معنوى و روحى بر اخلاق انسان مىگذارد در بينش اسلامى، بهترين مالها مالى است كه نيكوترين اثر را در سعادت انسان داشته باشد و او را در مكارم اخلاقى وكارهاى خير، يارى كند.
على7مى فرمايد:
«أَفْضَلُالْأَمْوالِ أَحْسَنُها أَثَراً عَلَيْكَ»[3]
بهترين اموال آن است كه نيكوترين اثر را برايت داشته باشد.
[1]- كهف، آيه 42.
[2]- ميزانالحكمة، ج 7، ص 14، به نقل از مجموعه ورّام.
[3]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 428.
ونيز مىفرمايد:
«خَيْرُ الْأَمْوالِ ما أَعانَ عَلَىالْمَكارِمِ»[1]
بهترين اموال آن است كه بر مكارم (و كارهاى خير) يارى كند.
همان گونه كه بهرهبردارى از ثروت در راههاى نادرست و غيرمجاز مانند مصرف آن در كارهاى حرام، ستيزه جويى با دين خدا و رهبران الهى، عيّاشى و خوشگذرانى- روحيات پليد انسانى و روح آلوده به رذايل اخلاقى او را آشكار مىكند، بهره بردارى ازثروت در راههاى صحيح نيز گوهرهاى پاك انسانى مانند شرافت، جوانمردى، سخاوت، عفّت، صبرو غيرهرا ظاهر مىكند. چنانكه اميرمؤمنان7فرمود:
«الْمالُ يُبْدى جَواهِرَ الْرِّجالِ وَ خَلائِقَها»[2]
مالهاى گوهرهاى مردان وطبيعتهاى آنان را ظاهر مىكند.
چون بهرهبردارى ازمال در هر يك از راههاى ياد شده ممكن است اثر مخصوصى بر اخلاق داشته باشد، ازاين رو، به خاطر رعايت اختصار فقط به دوحديث ازامام على (ع) درباره بذل وبخشش و رسيدگى به بينوايان ومحرومان و بهرهبردارى ازمال در جهت رفاه حال آنان اكتفا مىكنيم:
«أَلسَّخاءُ يَكْسِبُ الْمَحَبَّةَ وَ يُزَيِّنُ الْأَخْلاقَ»[3]
سخاوت وبخشش، دوستى مىآورد و اخلاق (خويها وخصلتها) رازينت مىدهد.
«كَثْرَةُ الْبَذْلِ ايَةُ النُّبْلِ»[4]
بسيارى بذل و بخشش، نشانه شرافت و نجابت است.
[1]- همان مدرك، ج 3، ص 428.
[2]- همان مدرك، ج 1، ص 302.
[3]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 10.
[4]- همان مدرك، ج 4، ص 598.
خلاصه درس
بهره بردارى از ثروت يكى از موضوعات اساسى مكتبهاى اقتصادى است.
اسلام، بهرهبردارى از ثروت رادر راه انسانيت وبراى تحقق آرمانهاى بلند بشرى وبرقرارى نظام عادلانه، صحيح ومجاز مىداند و از آن به عنوان وسيلهاى براى رسيدن به اهداف اصيل انسانى بهرهمىگيرد. ازاين رو، پيروانش را به كسب روزى حلال وبهرهبردارى از آن در زمينههاى صحيح، تشويق مىكند، تاسعادت آنها را تأمين كند، به همين منظور، راههاى بهرهبردارى صحيح از مال را بيان نموده است كه عبارتند از: مصرف، سرمايهگذارى وخدمت درجهت اطاعت از خدا، كمك به محرومان، كمك به دين و دولت اسلامى و باقيات الصالحات.
اگر از ثروت به شكل صحيح و مجاز، بهرهبردارى گردد، نيكوترين اثر رادر سعادت انسان ايفا خواهد كرد و در رسيدن به فضايل اخلاقى وانسانى، ياور او خواهد بود و گوهرهاى پاك نهفته دروجود او (مانند روحيه ايثار و فداكارى، سخاوت، انساندوستى، زهد، عفت وغيره) را شكوفا مىكند وبذر محبتش را در دلها مى نشاند و او رابه عنوان الگوى اخلاق اسلامى در جامعه مشهور مىكند.
پرسش
1- بهره بردارى يعنى چه؟ اهميت آن را با ذكر يك حديث بنويسيد.
2- بهره بردارى از ثروت درچه صورت از پايههاى اقتصاد اسلامى شمرده مىشود؟
توضيح دهيد.
3- راههاى بهره بردارى صحيح ازمال رابنويسيد.
4- باقيات الصالحات راباذكر يك آيه يا روايت توضيح دهيد.
5- يك حديث در باره تأثير بهره بردارى صحيح ازثروت در اخلاق بنويسيد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس هفتم پرهيز از اسراف و تبذير
اسلام براى كنترل مصرف واستفاده صحيح از مواهب نظام آفرينش، قوانينى قرار دادهاست. يكى از آنها قانون «پرهيز ازاسراف و تبذير» است كه در اين درس آن را به بحث مىگذاريم.
معناى اسراف و تبذير
«اسراف» تجاوز از حدّ را مىگويند. در هر كارى كه باشد، گرچه در انفاق و صرف مال مشهورتر است.[1]و منظور از حدّ، حدّ وسط بين سخت گيرى و اسراف است كه اقتصاد و ميانه روى نام دارد.
مرحوم نراقى در اين باره مىنويسد:
[1]- مفردات، راغب اصفهانى، ص 230، بيروت.