خَيْرٌ أَمَلًا»[1]
مال و فرزندان، زينت زندگى دنيااست و باقيات صالحات نزد پروردگارت بسى بهتر و عاقبت آن نيكوتراست.
پيامبراكرم6نيز فرمود:
«سَبْعَةُ اسْبابٍ يُكْتَبُ لِلْعَبْدِ ثَوابُها بَعْدَ وَفاتِهِ: رَجُلٌ غَرَسَ نَخْلًا، أَوْحَفَرَ بِئْراً، أَوْ اجْرى نَهْراً، اوْ بَنى مَسْجِداً، أَوْ كَتَبَ مُصْحَفاً، اوْ وَرَّثَ عِلْماً، اوْ خَلَفَ وَلَداً صالِحاً يَسْتَغْفِرُ لَهُ بَعْدَ وَفاتِهِ»[2]
هفت چيز است كه ثوابش بعد ازمرگ براى بنده نوشته مىشود: مردى كه درخت خرمايى بكارد، يا چاهى بكند، يارودى جارى كند يا مسجدى بنا كند، يا كتابى بنويسد، ياعلمى رابه ارث بگذارد، يا فرزند صالحى از او باقى بماند كه بعد از مرگش (در پيشگاه خدا) برايش طلب استغفار و آمرزش كند.
تاثير بهرهبردارى صحيح از ثروت در اخلاق
بهره بردارى صحيح از ثروت، علاوه بر تأثير در استقلال اقتصادى، خودكفايى، زدودن فقر و محروميت، حفظ نظام اسلامى وترويج دين ومانند آن، آثار معنوى و روحى بر اخلاق انسان مىگذارد در بينش اسلامى، بهترين مالها مالى است كه نيكوترين اثر را در سعادت انسان داشته باشد و او را در مكارم اخلاقى وكارهاى خير، يارى كند.
على7مى فرمايد:
«أَفْضَلُالْأَمْوالِ أَحْسَنُها أَثَراً عَلَيْكَ»[3]
بهترين اموال آن است كه نيكوترين اثر را برايت داشته باشد.
[1]- كهف، آيه 42.
[2]- ميزانالحكمة، ج 7، ص 14، به نقل از مجموعه ورّام.
[3]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 428.
ونيز مىفرمايد:
«خَيْرُ الْأَمْوالِ ما أَعانَ عَلَىالْمَكارِمِ»[1]
بهترين اموال آن است كه بر مكارم (و كارهاى خير) يارى كند.
همان گونه كه بهرهبردارى از ثروت در راههاى نادرست و غيرمجاز مانند مصرف آن در كارهاى حرام، ستيزه جويى با دين خدا و رهبران الهى، عيّاشى و خوشگذرانى- روحيات پليد انسانى و روح آلوده به رذايل اخلاقى او را آشكار مىكند، بهره بردارى ازثروت در راههاى صحيح نيز گوهرهاى پاك انسانى مانند شرافت، جوانمردى، سخاوت، عفّت، صبرو غيرهرا ظاهر مىكند. چنانكه اميرمؤمنان7فرمود:
«الْمالُ يُبْدى جَواهِرَ الْرِّجالِ وَ خَلائِقَها»[2]
مالهاى گوهرهاى مردان وطبيعتهاى آنان را ظاهر مىكند.
چون بهرهبردارى ازمال در هر يك از راههاى ياد شده ممكن است اثر مخصوصى بر اخلاق داشته باشد، ازاين رو، به خاطر رعايت اختصار فقط به دوحديث ازامام على (ع) درباره بذل وبخشش و رسيدگى به بينوايان ومحرومان و بهرهبردارى ازمال در جهت رفاه حال آنان اكتفا مىكنيم:
«أَلسَّخاءُ يَكْسِبُ الْمَحَبَّةَ وَ يُزَيِّنُ الْأَخْلاقَ»[3]
سخاوت وبخشش، دوستى مىآورد و اخلاق (خويها وخصلتها) رازينت مىدهد.
«كَثْرَةُ الْبَذْلِ ايَةُ النُّبْلِ»[4]
بسيارى بذل و بخشش، نشانه شرافت و نجابت است.
[1]- همان مدرك، ج 3، ص 428.
[2]- همان مدرك، ج 1، ص 302.
[3]- شرح غررالحكم، ج 2، ص 10.
[4]- همان مدرك، ج 4، ص 598.
خلاصه درس
بهره بردارى از ثروت يكى از موضوعات اساسى مكتبهاى اقتصادى است.
اسلام، بهرهبردارى از ثروت رادر راه انسانيت وبراى تحقق آرمانهاى بلند بشرى وبرقرارى نظام عادلانه، صحيح ومجاز مىداند و از آن به عنوان وسيلهاى براى رسيدن به اهداف اصيل انسانى بهرهمىگيرد. ازاين رو، پيروانش را به كسب روزى حلال وبهرهبردارى از آن در زمينههاى صحيح، تشويق مىكند، تاسعادت آنها را تأمين كند، به همين منظور، راههاى بهرهبردارى صحيح از مال را بيان نموده است كه عبارتند از: مصرف، سرمايهگذارى وخدمت درجهت اطاعت از خدا، كمك به محرومان، كمك به دين و دولت اسلامى و باقيات الصالحات.
اگر از ثروت به شكل صحيح و مجاز، بهرهبردارى گردد، نيكوترين اثر رادر سعادت انسان ايفا خواهد كرد و در رسيدن به فضايل اخلاقى وانسانى، ياور او خواهد بود و گوهرهاى پاك نهفته دروجود او (مانند روحيه ايثار و فداكارى، سخاوت، انساندوستى، زهد، عفت وغيره) را شكوفا مىكند وبذر محبتش را در دلها مى نشاند و او رابه عنوان الگوى اخلاق اسلامى در جامعه مشهور مىكند.
پرسش
1- بهره بردارى يعنى چه؟ اهميت آن را با ذكر يك حديث بنويسيد.
2- بهره بردارى از ثروت درچه صورت از پايههاى اقتصاد اسلامى شمرده مىشود؟
توضيح دهيد.
3- راههاى بهره بردارى صحيح ازمال رابنويسيد.
4- باقيات الصالحات راباذكر يك آيه يا روايت توضيح دهيد.
5- يك حديث در باره تأثير بهره بردارى صحيح ازثروت در اخلاق بنويسيد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس هفتم پرهيز از اسراف و تبذير
اسلام براى كنترل مصرف واستفاده صحيح از مواهب نظام آفرينش، قوانينى قرار دادهاست. يكى از آنها قانون «پرهيز ازاسراف و تبذير» است كه در اين درس آن را به بحث مىگذاريم.
معناى اسراف و تبذير
«اسراف» تجاوز از حدّ را مىگويند. در هر كارى كه باشد، گرچه در انفاق و صرف مال مشهورتر است.[1]و منظور از حدّ، حدّ وسط بين سخت گيرى و اسراف است كه اقتصاد و ميانه روى نام دارد.
مرحوم نراقى در اين باره مىنويسد:
[1]- مفردات، راغب اصفهانى، ص 230، بيروت.
مراد از حد وسطى كه تجاوز ازآن اسراف مىباشد، آن چيزى است كه در نظر عرف، متوسط ناميده مىشود، زيرا مرجع براى شناخت مفاهيم لغوى، مصاديق عرفى آنهااست ... وسط در نظر عرف، مصرف مال به اندازه احتياج و متناسب حال شخص مىباشد، و هر مصرفى كه اين گونه نباشد، اسراف است چه از اساس، صرف وخرج مال نباشد، بلكه تضييع و اتلاف باشد، وچه صرف مال باشد ولى مورد نياز ومناسب و لايق حال شخص نباشد.[1]
«تبذير» به معنى متفرق كردن با اسراف است، و در اصل از بذر افشانى گرفته شده و فرقى كه با آن دارد اين است كه افشاندن درآنجا به منظور استفاده و در اينجا به منظور افساد است. به همين جهت، در هر جا كه به منظور اصلاح باشد، تبذير گفته نمىشود، هر چند كه زياد باشد.[2]به عبارت ديگر «تبذير» يعنى ريخت وپاشهاى غير منطقى و ضايع كردن ناعاقلانه ثروت.
بنابراين، تبذير فراتر از اسراف است؛ به اين معنا كه هر تبذيرى، اسراف هم هست و برخى از اسرافها به تبذير مىانجامد. امام صادق7فرمود:
«... أِنَّ الْبَّبْذيرَ مِنَ الْأِسْرافِ ...»[3]
همانا تبذير، نوعى اسراف است.
نكوهش اسراف و تبذير
چون اسراف، هماهنگى و نظم عرضه و تقاضا يا تهيه و توزيع رابه هم مىزند و سبب فساد اقتصادى مىگردد اسلام آن رامحكوم كرده است. قرآن كريم، ضمن سفارش به استفاده از نعمتهاى خدادادى، ازاسراف و زيادهروى منع كرده، و كراهت خويش رااز آن ابراز داشته است:
[1]- عوائد الأيام، ص 221.
[2]- مجمعالبيان، ج 6، ص 410، بيروت.
[3]- مستدرك وسايل، ج 15، ص 410، بيروت.
«كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ»[1]
بخوريد وبياشاميد، ولى اسراف نكنيد كه خدا اسرافكاران را دوست نمىدارد.
همين طور، پيروان خويش را از تبذير، برحذر داشته و مسرفين را برادر شيطان معرفى مىكند:
«وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ»[2]
هيچ تبذير مكن كه تبذير كنندگان برادران شياطين هستند.
دامنه روايات نيز در نكوهش اسراف و تبذير، گسترده است كه تنها به يك روايت از امام على7بسنده مىكنيم:
«أَلا وَ أِنَّ أِعْطاءَ الْمالِ فى غَيْرِ حَقِّهِ تَبْذيرٌ وَ اسْرافٌ وَ هُوَ يَرْفَعُ صاحِبِهُ فىِ الدُّنْيا وَ يَضَعُهُ فِى الْآخِرَةِ وَ يُكْرِمُهُ فىِالنَّاسِ وَ يُهينُهُ عِندَاللَّهِ»[3]
آگاه باشيد كه همانا صرف كردن مال در غير مورد استحقاق، تبذير و اسراف است واين عمل، انسان را در دنيا بلند مرتبه و در آخرت، پست و حقير، درنظر مردم گرامى و نزد خدا خوار خواهد كرد.
باچنين ديدگاهى كه اسلام نسبت به اسراف و تبذير دارد، روشن است كه بايد آن راممنوع و حرام بشمارد و مرتكب آن را به جزاى سخت تهديد نمايد.
گونههاى اسراف
اسراف ممكن است در عقيده، جان، وقت، كردار، ثروت، خوردن، آشاميدن، حرف زدن و غيره، به صورت فردى يا دسته جمعى نمود پيدا كند كه هر نوع آن زيانآور و ممنوع است. در اينجا به بيان «اسراف در اموال» مىپردازيم:
[1]- اعراف، آيه 31.
[2]- اسراء، آيه 26- 27.
[3]- نهجالبلاغه، فيض خطبه 126.
اسراف درمال
اموال به خداوند تعلّق دارد كه به رسم امانت به بشر سپرده وبراى بهرهبردارى صحيح از آنها دستوراتى داده است. شخصى به نام ابان بن تغلب مىگويد: امام صادق7به من فرمود:
آيا گمان مىكنى، خدابه كسى كه ثروت عطا كرده، به خاطر احترام به او بوده، يا به كسى كه چيزى نداده به عنوان اهانت به او بوده است؟ نه، چنين نيست. مال، مال خداست وآن رابه عنوان امانت به شخصى مىسپارد واجازه داده كه بطور ميانهروى از آنها بخورد و بياشامد و لباس بپوشد و ازدواج كند وبر مركب سوار شود وزيادى آن مال را به فقرا داده و احتياجشان را رفع كند. پس هركس به اين دستور رفتار كند، آنچه را خورده وآشاميده و پوشيده و سوار شده وازدواج كرده، همه بر او حلال است واگر چنين نكرد تمام بر او حرام است. سپس آيه شريفه«وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ» را تلاوت فرمود.[1]
ممكن است اسراف مال در دومورد شخصى و عمومى صورت گيرد:
1- شخصى:
اموال شخصى هر كس گرچه ملك اوست وبرآن تسلّط دارد، ولى مجاز نيست هر طور كه دلش بخواهد آن را مصرف كند؛ از جمله آن رانابود كرده، يا با اسراف و تبذير، فاسدش نمايد. اسلام در اموال شخصى امر به پرهيز از اسراف و تبذير كرده و حسن تدبير را مايه خيرو سعادت مىداند. «حسن تدبير» در امور زندگى به اين است كه انسان در خوراك، پوشاك، مسكن، انفاق و غيره نه سخت گير باشدو نه از حد معمول، تجاوز نمايد.
على7پس از مراجعت از جنگ جمل، آگاه شد كه يكى از يارانش به نام «علاءبن زياد» بيمار و درخانه خود بسترى است. امام به عيادت او رفت. وقتى چشم حضرت به خانه وسيع او افتاد فرمود:
تو خانهاى به اين وسعت در دنيا براى چه مىخواهى؟! در حالى كه در آخرت به آن نيازمندترى.
[1]- مستدرك وسائل، ج 15، ص 270.