خلاصه درس
بهره بردارى از ثروت يكى از موضوعات اساسى مكتبهاى اقتصادى است.
اسلام، بهرهبردارى از ثروت رادر راه انسانيت وبراى تحقق آرمانهاى بلند بشرى وبرقرارى نظام عادلانه، صحيح ومجاز مىداند و از آن به عنوان وسيلهاى براى رسيدن به اهداف اصيل انسانى بهرهمىگيرد. ازاين رو، پيروانش را به كسب روزى حلال وبهرهبردارى از آن در زمينههاى صحيح، تشويق مىكند، تاسعادت آنها را تأمين كند، به همين منظور، راههاى بهرهبردارى صحيح از مال را بيان نموده است كه عبارتند از: مصرف، سرمايهگذارى وخدمت درجهت اطاعت از خدا، كمك به محرومان، كمك به دين و دولت اسلامى و باقيات الصالحات.
اگر از ثروت به شكل صحيح و مجاز، بهرهبردارى گردد، نيكوترين اثر رادر سعادت انسان ايفا خواهد كرد و در رسيدن به فضايل اخلاقى وانسانى، ياور او خواهد بود و گوهرهاى پاك نهفته دروجود او (مانند روحيه ايثار و فداكارى، سخاوت، انساندوستى، زهد، عفت وغيره) را شكوفا مىكند وبذر محبتش را در دلها مى نشاند و او رابه عنوان الگوى اخلاق اسلامى در جامعه مشهور مىكند.
پرسش
1- بهره بردارى يعنى چه؟ اهميت آن را با ذكر يك حديث بنويسيد.
2- بهره بردارى از ثروت درچه صورت از پايههاى اقتصاد اسلامى شمرده مىشود؟
توضيح دهيد.
3- راههاى بهره بردارى صحيح ازمال رابنويسيد.
4- باقيات الصالحات راباذكر يك آيه يا روايت توضيح دهيد.
5- يك حديث در باره تأثير بهره بردارى صحيح ازثروت در اخلاق بنويسيد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
درس هفتم پرهيز از اسراف و تبذير
اسلام براى كنترل مصرف واستفاده صحيح از مواهب نظام آفرينش، قوانينى قرار دادهاست. يكى از آنها قانون «پرهيز ازاسراف و تبذير» است كه در اين درس آن را به بحث مىگذاريم.
معناى اسراف و تبذير
«اسراف» تجاوز از حدّ را مىگويند. در هر كارى كه باشد، گرچه در انفاق و صرف مال مشهورتر است.[1]و منظور از حدّ، حدّ وسط بين سخت گيرى و اسراف است كه اقتصاد و ميانه روى نام دارد.
مرحوم نراقى در اين باره مىنويسد:
[1]- مفردات، راغب اصفهانى، ص 230، بيروت.
مراد از حد وسطى كه تجاوز ازآن اسراف مىباشد، آن چيزى است كه در نظر عرف، متوسط ناميده مىشود، زيرا مرجع براى شناخت مفاهيم لغوى، مصاديق عرفى آنهااست ... وسط در نظر عرف، مصرف مال به اندازه احتياج و متناسب حال شخص مىباشد، و هر مصرفى كه اين گونه نباشد، اسراف است چه از اساس، صرف وخرج مال نباشد، بلكه تضييع و اتلاف باشد، وچه صرف مال باشد ولى مورد نياز ومناسب و لايق حال شخص نباشد.[1]
«تبذير» به معنى متفرق كردن با اسراف است، و در اصل از بذر افشانى گرفته شده و فرقى كه با آن دارد اين است كه افشاندن درآنجا به منظور استفاده و در اينجا به منظور افساد است. به همين جهت، در هر جا كه به منظور اصلاح باشد، تبذير گفته نمىشود، هر چند كه زياد باشد.[2]به عبارت ديگر «تبذير» يعنى ريخت وپاشهاى غير منطقى و ضايع كردن ناعاقلانه ثروت.
بنابراين، تبذير فراتر از اسراف است؛ به اين معنا كه هر تبذيرى، اسراف هم هست و برخى از اسرافها به تبذير مىانجامد. امام صادق7فرمود:
«... أِنَّ الْبَّبْذيرَ مِنَ الْأِسْرافِ ...»[3]
همانا تبذير، نوعى اسراف است.
نكوهش اسراف و تبذير
چون اسراف، هماهنگى و نظم عرضه و تقاضا يا تهيه و توزيع رابه هم مىزند و سبب فساد اقتصادى مىگردد اسلام آن رامحكوم كرده است. قرآن كريم، ضمن سفارش به استفاده از نعمتهاى خدادادى، ازاسراف و زيادهروى منع كرده، و كراهت خويش رااز آن ابراز داشته است:
[1]- عوائد الأيام، ص 221.
[2]- مجمعالبيان، ج 6، ص 410، بيروت.
[3]- مستدرك وسايل، ج 15، ص 410، بيروت.
«كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ»[1]
بخوريد وبياشاميد، ولى اسراف نكنيد كه خدا اسرافكاران را دوست نمىدارد.
همين طور، پيروان خويش را از تبذير، برحذر داشته و مسرفين را برادر شيطان معرفى مىكند:
«وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ»[2]
هيچ تبذير مكن كه تبذير كنندگان برادران شياطين هستند.
دامنه روايات نيز در نكوهش اسراف و تبذير، گسترده است كه تنها به يك روايت از امام على7بسنده مىكنيم:
«أَلا وَ أِنَّ أِعْطاءَ الْمالِ فى غَيْرِ حَقِّهِ تَبْذيرٌ وَ اسْرافٌ وَ هُوَ يَرْفَعُ صاحِبِهُ فىِ الدُّنْيا وَ يَضَعُهُ فِى الْآخِرَةِ وَ يُكْرِمُهُ فىِالنَّاسِ وَ يُهينُهُ عِندَاللَّهِ»[3]
آگاه باشيد كه همانا صرف كردن مال در غير مورد استحقاق، تبذير و اسراف است واين عمل، انسان را در دنيا بلند مرتبه و در آخرت، پست و حقير، درنظر مردم گرامى و نزد خدا خوار خواهد كرد.
باچنين ديدگاهى كه اسلام نسبت به اسراف و تبذير دارد، روشن است كه بايد آن راممنوع و حرام بشمارد و مرتكب آن را به جزاى سخت تهديد نمايد.
گونههاى اسراف
اسراف ممكن است در عقيده، جان، وقت، كردار، ثروت، خوردن، آشاميدن، حرف زدن و غيره، به صورت فردى يا دسته جمعى نمود پيدا كند كه هر نوع آن زيانآور و ممنوع است. در اينجا به بيان «اسراف در اموال» مىپردازيم:
[1]- اعراف، آيه 31.
[2]- اسراء، آيه 26- 27.
[3]- نهجالبلاغه، فيض خطبه 126.
اسراف درمال
اموال به خداوند تعلّق دارد كه به رسم امانت به بشر سپرده وبراى بهرهبردارى صحيح از آنها دستوراتى داده است. شخصى به نام ابان بن تغلب مىگويد: امام صادق7به من فرمود:
آيا گمان مىكنى، خدابه كسى كه ثروت عطا كرده، به خاطر احترام به او بوده، يا به كسى كه چيزى نداده به عنوان اهانت به او بوده است؟ نه، چنين نيست. مال، مال خداست وآن رابه عنوان امانت به شخصى مىسپارد واجازه داده كه بطور ميانهروى از آنها بخورد و بياشامد و لباس بپوشد و ازدواج كند وبر مركب سوار شود وزيادى آن مال را به فقرا داده و احتياجشان را رفع كند. پس هركس به اين دستور رفتار كند، آنچه را خورده وآشاميده و پوشيده و سوار شده وازدواج كرده، همه بر او حلال است واگر چنين نكرد تمام بر او حرام است. سپس آيه شريفه«وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ» را تلاوت فرمود.[1]
ممكن است اسراف مال در دومورد شخصى و عمومى صورت گيرد:
1- شخصى:
اموال شخصى هر كس گرچه ملك اوست وبرآن تسلّط دارد، ولى مجاز نيست هر طور كه دلش بخواهد آن را مصرف كند؛ از جمله آن رانابود كرده، يا با اسراف و تبذير، فاسدش نمايد. اسلام در اموال شخصى امر به پرهيز از اسراف و تبذير كرده و حسن تدبير را مايه خيرو سعادت مىداند. «حسن تدبير» در امور زندگى به اين است كه انسان در خوراك، پوشاك، مسكن، انفاق و غيره نه سخت گير باشدو نه از حد معمول، تجاوز نمايد.
على7پس از مراجعت از جنگ جمل، آگاه شد كه يكى از يارانش به نام «علاءبن زياد» بيمار و درخانه خود بسترى است. امام به عيادت او رفت. وقتى چشم حضرت به خانه وسيع او افتاد فرمود:
تو خانهاى به اين وسعت در دنيا براى چه مىخواهى؟! در حالى كه در آخرت به آن نيازمندترى.
[1]- مستدرك وسائل، ج 15، ص 270.
سپس فرمود:
آرى همين خانه وسيع مىتواند مايه وسعت خانه آخرت شود، زيرا مىتوانى در اينجا مهمان نوازى كنى، وبه بستگان خود رسيدگى نمايى، وحقوق شرعى را بپردازى. در اين صورت به آخرت (نيكو) نيز دست خواهى يافت.
پس از اين نصيحت، علاء گفت:
اى اميرمؤمنان! من از دست برادرم، عاصم، شكايت دارم؛ عبايى به تن كرده واز زندگى دست كشيده است.
امام فرمود: او راحاضر كنيد. هنگامى كه عاصم آمد به او فرمود:
«ياعُدَوّ نَفْسِهِ لَقَدِاسْتَهامَ بِكَ الْخَبيثُ، أَما رَحِمْتَ اهْلَكَ وَ وَلَدَكَ؟ أَتَرَى اللَّهَ احَلَّ لَكَ الطَّيِباتِ وَ هُوَ يَكْرَهُ أَنْ تَأْخُذَها؟ ...»[1]
اى دشمنك خود! خبيث (شيطان) سرگردانت كرده، آيا به زن و فرزندت رحم نمىكنى؟
آيا مىپندارى خدايى كه چيزهاى پاكيزه را بر تو حلال كرده، بيزار است كه تو از آن بهرهمند گردى؟
انفاق كردن به ديگران نيز بايد عاقلانه و در حد اعتدال باشد، اگر از حدّ، تجاوز كند چه بسا موجب واماندگى، تهيدستى، وارد شدن لطمه روحى وآبرويى گشته و مانع كار وفعاليت انسان گردد. قرآن كريم دراين باره مىفرمايد:
«وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً»[2]
هرگز دستت را بر گردنت زنجير مكن (ترك انفاق و بخشش منما) وبيش از حد نيز آن را مگشا كه مورد سرزنش قرارگرفته و از كارفرومانى.
امام صادق7درباره آيه«وَ آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِهِ وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ»[3]فرمود:
[1]- نهج البلاغه، فيض، خطبه 200، ترجمه آزاد.
[2]- اسراء، آيه 29.
[3]-( هنگام چيدن ميوه) حق آن را بدهيد واسراف نكنيد كه خداوند، مسرفين را دوست نمى دارد( انعام، آيه 141.)
«مردى انصارى «به نام ثابت بن قيس» زراعتى داشت؛ وقتى حاصلش به دست مىآمد، همه را صدقه مىداد، وبراى خود وعيالش چيزى باقى نمىگذاشت.
خداوند اين عمل را اسراف خواند.»[1]
2- عمومى:
اسلام، حيف وميل واسراف در اموال عمومى وبيتالمال را نيز مجاز نمىداند. فرمانروايان و بزرگان كشورها بايد كارى نكنند كه بلاى اسراف، گريبان اجتماع را بگيرد. خيانت به بيتالمال، علاوه بر عواقب شوم معنوى، باعث فروپاشى نظام حكومت وايجاد هرج ومرج مىگردد. ازاين رو، سرپرستان بيتالمال بايد امين و آگاه باشند و آن را در راه مصالح ملت، تعليم وتربيت، ارشاد جامعه، پيشرفت اقتصادى، آبادى وعمران سرزمينهاى اسلامى ورفاه عمومى به كارگيرند. رهبران الهى درانجام اين مسؤوليت بزرگ، بسيار كوشا ودقيق بودند. بطور مثال، اميرمؤمنان (ع) به كارگزاران خود مىنويسد:
«أَدِرقُّوا أَقْلامَكُمْ، وَ قارِبوُابَيْنَ سُطُورِكُمْ وَحْذِفُوا عَنّى فُضُولَكُمْ، وَ اقْصُدوُا قَصْدَ الْمَعانى، وَ أِيَّاكُمْ وَ الْأِكْثارَ، فَانَّ أَمْوالَ الْمُسْلِمينَ لا تَحْتَمِلُالْأِضْرارَ»[2]
قلمهاى خود را تيز كنيد، ونزديك به هم بنويسيدمطالب غير ضرورى را حذف كنيد، به معنا بپردازيد و از لفّاظى بپرهيزيد، زيرا اموال مسلمانان نبايد ضررببيند و حيف وميل گردد.
اين بخشنامه حكومت علوى است كه بايد در سطح مملكت اسلامى، الگوى همه دست اندركاران امور مالى و تداركاتى قرار گيرد تا خواه و ناخواه به اسراف در بيت المال دامن نزنند و نسبت به سرمايه مملكت، خيانت ناخواسته انجام ندهند تا چه رسد به ريخت وپاشهاى آشكار و اختلاس وغيره.
[1]- وسائل، ج 15، ص 263.
[2]- بحارالانوار، ج 41، ص 105.