«... وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً»[1]
(در هنگام انفاق) دستت را بيش از حدّ مگشا كه مورد سرزنش قرار گرفته و از كار فرومانى.
بذل و بخشش زياد، انسان را در مانده كرده و از فعاليت و ضروريات زندگى باز مىدارد. پس اگر انفاق، بذل، ايثار و غيره سبب درماندگى و ناراحتى و فشار بر خود يا فرزندان گردد و نظام خانوادگى را به خطر اندازد، اسراف و ناپسند بوده و اگر به اين حدّ نرسد، پسنديده است.
ج- شأن و لياقت
اگر انسان در زندگى، چيزهايى تهيه كند، يااموال خود را در مواردى خرج كند كه لايق شأن او نيست مسرف شمرده مىشود. بنابراين، بيشتر وسائل تجملى زندگى كه اغلب مردم به آن مبتلا هستند و هيچ ملاحظه شأن و مداخل خود رانمىكنندو گرفتار قرض و پريشانى مىشوند، اسراف محسوب مىگردد.
امام صادق7در اين باره مىفرمايد:
«لِلْمُسْرِفِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: يَشْتَرى ما يَلْبَسُ لَهُ، وَ يَبْسُ مالَيْسَ لَهُ، وَ يَأْكُلُ ما لَيْسَ لَهُ.»[2]
اسراف كننده، سه نشانه دارد: 1- آنچه شايسته او نيست مىخرد. 2- آنچه در شأن او نيست مىپوشد. 3- آنچه سزاوارش نيست مىخورد.
د- نياز و كفاف
اگر انسان بيش از حد نياز و كفاف خود مصرف نمايد، اسراف محسوب مىشود.
على7فرمود:
[1]- اسراء، آيه 29.
[2]- بحارالانوار، ج 72، ص 206.
«مافَوْقَ الْكِفافِ إِسْرافٌ»[1]
آنچه بيش ازحدّ كفاف باشد، اسراف است (مانند ساختن مسكن بيش از حدّ نياز.)
بنابراين، مصرف مال در راه رفع نيازمنديهاى زندگى بقدر شأن، نياز و كفاف، اسراف شمرده نمىشود.
ه- زيان به بدن
اگر مصرف به حدّى رسيد كه موجب ضرر رسيدن به بدن شد، اسراف شمرده مىشود.
امام صادق7در اين باره فرمود:
«لَيْسَ فيما أَصْلَحَ الْبَدَنَ إِسْرافٌ ... إِنَّمَا الْإِسْرافُ فيما ... أَضَرَّ بِالْبَدَنِ»[2]
در چيزهايى كه بدن را اصلاح مىكند، اسراف نيست، بلكه اسراف درجايى است كه به بدن زيان برساند، (مانند زياده از حد خوردن).
و- نافرمانى خدا
مقدار مال و نيرويى كه صرف نافرمانى و معصيت خدامىشود، اسراف محسوب مىشود، هر چند كم باشد.
امام صادق (ع) فرمود:
كسى كه در غير راه اطاعت خداوند، خرج كند، تبذير كننده است و كسى كه در راه خدا خرج كند ميانه رو است.[3]
[1]- مستدرك وسائل، ج 15، ص 272.
[2]- بحارالانوار، ج 75، ص 303.
[3]- تفسير صافى، ج 1، ص 966.
پيامدهاى اسراف و تبذير
الف- دنيوى
1- فقر ومحروميت:
بى توجهى در مصرف و زياده روى در آن، سبب فقر و محروميت گشته، انسان را به هلاكت مىرساند. على7در اين باره مىفرمايد:
«سَبَبُ الْفَقْرِ الْإِسْرافُ»[1]
اسراف كردن سبب فقر و محروميت است.
2- ضرر جسمى:
بعضى از اقسام اسراف، سلامتى جسم را به خطر انداخته، سبب بيمارى آن مىگردد. پيامبر اكرم صلىالله عليهوآله فرمود:
«إِيَّاكُمْ وَالْبِطْنَةَ، فَإِنَّها مَفْسَدَةٌ لِلْبَدَنِ وَ مُورِثَةٌ لِلسُّقْمِ ...»[2]
از پرخورى (واسراف در خوردن) بپرهيزيد، زيرا سبب فساد بدن و بيمارى است.
3- سقوط اخلاقى:
انسان در اثر اسراف و تبذير، در مسير عيّاشى قرار گرفته و براى به گردش درآوردن زندگىِ مسرفانه خود، رشوه مىگيرد، دروغ مىگويد، عفّت و شخصيت خود را از دست مىدهد، به وعدهها وفا نمىكند، نعمتهاى خدا را كفران مىكند و در نتيجه اين سقوط اخلاقى، خسارات وارده بر خود رانمىتواند جبران كند.
على7در اين باره مىفرمايد:
«وَيْحَ الْمُسْرِفِ ما أَبْعَدَ عَنْ صَلاحِ نَفْسِهِ وَاسْتِدْراكِ أَمْرِهِ»[3]
واى بر مسرف، چقدر دور است از اصلاح نفس خود و جبران خسارت آن.
4- ضررهاى معنوى:
اسراف در بعضى موارد، اثرات نامطلوب معنوى از خود به
[1]- مستدرك الوسائل، ج 15، ص 266.
[2]- بحارالانوار، ج 62، ص 267.
[3]- غرر الحكم، ج 2، ص 782.
جا مىگذارد. بطور نمونه، دو مورد را ذكر مىكنيم:
- خاموشى نور معرفت از دلها: پيامبر اكرم صلىالله عليه وآله فرمود:
«لا تَشْبَعُوا فَيُطْفى نُورَ الْمَعْرِفَةِ مِنْ قُلُوبِكُمْ»[1]
در حدّ سيرى نخوريد، كه نور معرفت در دلهاى شما خاموش مىشود.
- قساوت قلب و هيجان شهوت: امام صادق7فرمود:
«لَيْسَ شَىْءٌ اضَرَّ بِقَلْبِ الْمُؤْمِنِ مِنْ كَثْرَةِ الْأَكْلِ وَهِىَ مُورِثَةٌ شَيْئَيْنِ: قَسْوَةُ الْقَلْبِ وَهَيَجانُ الشَّهْوَةِ»[2]
براى قلب مؤمن، چيزى زيانبارتر از پرخورى نيست، (زيرا) پرخورى قساوت قلب و هيجان شهوت را در پى دارد.
ب- اخروى
1- نابودى عمل خير:
اسراف و تبذير، باعث فقر و محروميت در زاد و توشه اخروى مىگردد. على7فرمود:
«الْإِسْرافُ يُفْنِى الْجَزيلَ»[3]
اسراف، حسنات را نابود مىكند (همان گونه كه نابودى امكانات را نيز در پى دارد).
زشتى اسراف، در حدى است كه برخى كارهاى نيك را هم تحت الشعاع قرار مىدهد و آن را بى اثر مىسازد بطور مثال، بذل و بخشش، كارى خدا پسندانه و نيكوست، ولى اگر در آن اسراف شود زشت و ناپسند مىگردد. على (ع) در اين باره مىفرمايد:
[1]- مستدرك وسائل، ج 3، ص 81.
[2]- مستدرك الوسائل، ج 3، ص 80.
[3]- شرح غرر الحكم، ج 7، ص 159.
«اقْبَحُ الْبَذْلِ السَّرَفُ»[1]
زشت ترين بخششها بذل درحد اسراف است.
2- عذاب اخروى:
با تو جه به نكوهش و نهى شديدى كه اسلام از اسراف كرده، معلوم مىشود كه مرتكب آن، نافرمان ومعصيت كار است و فرجامى جز دوزخ و عذاب اخروى نخواهد دشت. زيرا اسراف ازگناهان كبيره، شمرده شده است.[2]
نتيجه اينكه:
1- اسراف در افراد مختلف و شرايط گوناگون زمانى و مكانى، مصاديق متفاوتى پيدا مىكند.
2- اسراف در سه مورد هميشه حرام است و اختصاص به شخص، زمان و مكان خاصى ندارد:
الف- ضايع كردن مال، هر چند كم باشد.
ب- صرف مال، در چيزهايى كه به بدن ضرر برساند. مانند خوردنى، آشاميدنى و غيره.
ج- صرف مال در مصارفى كه شرع مقدس اسلام، حرام كرده است مانند خريدن شراب و غيره.
3- مصرف مال در كارهاى خير، معروف واطاعت خدا اسراف نيست چون كارهاى خير حدى ندارند كه بيش از آن زياده روى محسوب شود. پيامبراكرم6در اين باره فرمود:
«... لاسَرَفَ فِى الْخَيْرِ»[3]
در (كارهاى) خير اسراف نيست.
[1]- همان مدرك.
[2]- تحرير الوسيله، ج 1، ص 275، مطبعة الاداب فى النجف الاشرف.
[3]- بحارالانوار، ج 77، ص 169.
على7فرمود:
«فى كُلِّ شَىْءٍ يُذَمُّ السَّرَفُ، إلَّا فى صَنايِعِ الْمَعْرُوفِ وَالْمُبالَغَةِ فىِ الطَّاعَةِ»[1]
زيادهروى درهر چيزى نكوهيده است، مگر دركارهاى خير وسخت كوشى درطاعت خدا.
صرف مال در حج وعمره، تهيه عطر، صدقه دادن و مانند اينها از جمله كارهاى خير شمرده مىشود. از اين رو، در روايات معصومين خرج زياد دراين امور مورد نكوهش قرار نگرفته، بلكه امرى مجاز و پسنديده محسوب شده است.
«رَبَّنَااغْفِرْلَنا ذُنُوبَنا وَإِسْرافَنا فى أَمْرِنا وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا»
[1]- مستدرك الوسائل، ج 15، ص 271.
خلاصه درس
اسراف يعنى تجاوز از حد ميانه روى، وتبذير يعنى متفرق كردن با اسراف.
قرآن، اسراف و تبذير را سخت مورد نكوهش ونهى قرار داده است.
اسراف، گونههاى مختلفى دارد، ليكن آنچه در اينجا مورد بحث مىباشد، «اسراف درمال» است كه در دو بعد شخصى و عمومى صورت مىگيرد.
اسلام دراموال شخصى، امر به پرهيز از اسراف و تبذير كرده، حسن تدبير را مايه سعادت مىداند و دراموال عمومى و بيت المال نيز به دست اندركاران امور مالى و تداركاتى ملّت، هشدار مىدهد كه مبادا دست به اسراف و تبذير زده، حقّ ملت را ضايع كنند.
اسراف و تبذير، اثرات نامطلوبى بر روح و جسم فرد و اجتماع دارد كه عبارتند از: فقر و محروميت، ضررجسمى، سقوط اخلاقى، ضررهاى معنوى، نابودى عمل خير.
باتوجه به موارد استعمال كلمه اسراف درمتون اسلامى، مرزهاى اسراف عبارتند از: اتلاف، واماندگى، شأن و لياقت، نياز وكفاف، زيان به بدن و نافرمانى خدا، به اين معنى كه هرگاه مصرف، منجر به اتلاف، واماندگى و زيان به بدن گردد و بيش از حدّ نياز و شأن شخص باشد و نيز در جهت نافرمانى خدا صورت پذيرد، اسراف محسوب مىشود، ولى اگر به اين حدود نرسد، اسراف نخواهد بود.
پرسش
1- اسراف و تبذير يعنى چه؟
2- نظر اسلام را درباره اسراف و تبذير با ذكر آيه يا روايتى بيان كنيد.
3- گونههاى اسراف را بطور اختصار توضيح دهيد.
4- پيامدهاى اسراف رانام ببريد.
5- مرز اسراف را بيان كنيد.
درس هشتم قناعت
قناعت و ارزش آن
قناعت در لغت يعنى «اكتفا به اندك و راضى شدن به سهم خود»[1]و در اصطلاح علم اخلاق، عبارت است از «ملكهاى نفسانى كه سبب مىشود، انسان از ثروت بقدر ضرورت و نياز، اكتفا كند و در پى فزون طلبى، خود را به زحمت نيندازد.»[2]
قناعت در مقام مصرف، معنا پيدا مىكند، نه د رمقام كار و درآمد و سرمايهگذارى و توليد، يعنى اگر كار و درآمد و سرمايهگذارى و توليد انسان، بيش از نياز و كفاف شخصى باشد، نه تنها اشكالى ندارد، بلكه چه بسا مورد تشويق شرع مقدس و مطابق با
[1]- مفردات راغب، ص 413، دارالمعرفة و فرهنگ عميد، ج 2، ص 591.
[2]- جامع السعادات، ج 2، ص 104، اعلمى بيروت.