ودر سفارش به فرزند خود، محمّد بن حنَفيّه مىفرمايد:
«يابُنَّىَ! أِنّى اخافُ عَلَيْكَ الْفَقْرَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنْهُ فَانَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَةٌ لِلدّينِ، مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ داعِيَةٌ لِلْمَقْتِ»[1]
فرزندم! براى تو از فقر مىترسم پس، از آن، به خدا پناه، ببر چون فقر، موجب شكست و نقصان دين، سرگردانى عقل و دشمنى است.
لقمان حكيم نيز به فرزندش فرمود:
«اعْلَمْ اىْ بُنَىَّ! انّى قَدْ ذُقْتُ الصَّبْرَ و انْواعَ الْمُرِّ فَلَمْ ارَ امَرَّ مِنَ الْفَقْرِ ...»[2]
آگاه باش فرزندم! همانا من مزه و سختى صبر وانواع تلخيهارا چشيدهام و چيزى راتلختر از فقر نيافتم.
اولياى گرامى اسلام در دعاهاى خود از فقر وتنگدستى به خدا پناه برده و تقاضاى رفع آن را از درگاه او كردهاند واين نيز نشان منفور بودن فقر است. چنانكه اميرالمؤمنين7مىفرمايد:
«الّلهُمَّ انّى اعُوذُ بِكَ انْ افْتَقِرَ فى غِناكَ»[3]
بارخدايا به تو پناه مىبرم ازاينكه در بى نيازيت فقير وتنگدست باشم.
تأثير فقر بر اخلاق
بطور قطع، تنگدستى پيامدهاى ناگوارى دارد كه بر ا خلاق فردى واجتماعى نيز اثر مىگذارد. حضرت على7مىفرمايد:
[1]- همان مدرك، حكمت 311، ص 1238.
[2]- بحارالانوار، ج 72، ص 53.
[3]- نهج البلاغه فيض، ص 679.
«الْعُسْرُ يُفْسِدُ الْأَخْلاقَ»[1]سختى وتنگدستى، اخلاق را فاسد مىكند.
وباز مىفرمايد:
«ضَروُرَةُالْفَقْرِ تَبْعَثُ عَلى فَظيعِ الْأَمْرِ»[2]
شدّت احتياج، انسان رابه كارهاى ناروا وا مى دارد
در اينجا به بيان برخى از تأثيرات فقر بر اخلاق مىپردازيم:
الف- زيادى گناه وخطا
گناه، عواملى دارد كه يكى از آنها فقر است، وهمان طورى كه درگذشته اشاره كرديم، در انسان فقير زمينه برخى از گناهان بيشتر است. حضرت على (ع) مى فرمايد:
«لا تَلُمَّ انْساناً يَطْلُبُ قُوتَهَ، فَمَنْ عَدِمَ كَثُرَ خَطاياهُ»[3]
كسى راكه دنبال لقمهنانى مىگردد، ملامت نكن، چون آن كس كه ندارد، خطايش زياد مىشود.
امام صادق عليهالسّلام فرمود:
«غِنىً يَحْجُزُكَ عَنِ الظُّلمْ، خَيْرٌ مِنْ فَقْرٍ يَحْمِلُكَ عَلَى الْأِثْمِ»[4]
بى نيازى كه تو را از ظلم باز دارد، بهتر است از فقرى كه تو را به گناه بكشاند.
در اين كلام گهربار، علاوه بر اينكه ثروت با تهيدستى مقايسه شده، تصريح شده است كه تنگدستى، زمينه گناه است.
سعدى گويد:
«اغلب تهيدستان، دامن عصمت به معصيت آلايند و گرسنگان نان ربايند.
[1]- شرح غررالحكم، ج 1، ص 202، دانشگاه تهران.
[2]- همان مدرك، آمدى، ج 4، ص 226.
[3]- بحارالانوار، ج 72، ص 47.
[4]- وسائل الشيعه، ج 12، ص 17.
با گرسنگى، قوّت پرهيز نماند افلاس، عنان از كف تقوا بستاند»[1]
ب- ذلّت و خوارى
يكى ديگر از آثار فقر بر اخلاق، ذلّت و خوارى است. انسان فقيرى كه قانع و صابر نباشد، و به خاطر تهيدستى، دست نياز به سوى ديگران دراز كند، از چشم ديگران مىافتد، و در نظر آنان خوار و ذليل مىگردد. حضرت على عليهالسّلام مىفرمايد:
«الْفَقيرُ حَقيرٌ لا يُسْمَعُ كَلامُهُ»[2]
انسان تهيدست، خوار است و كسى به حرفش گوش نمىدهد.
حضرت امام سجّاد (ع) در روز عرفه عدّهاى را ديد كه تكدّى مىكردند، فرمود:
اينها بدترين خلق خداهستند، مردم رو به خدا آورده، تضرّع مىكنند و اينها رو به مردم آورده، گدايى مىكنند.[3]
حضرت على (ع) فرمود:
«الْقِلَّةُ ذِلَّةٌ»[4]نادارى، باعث ذلّت است.
ج- عاجز بودن از انجام عبادات
برخى از عبادات هستند كه انجام دادن آنها بستگى به مال و ثروت دارد. انسان فقيرى كه مال ندارد، بسيارى از عبادات را نمىتواند انجام دهد.
پيامبر اكرم6در دعا مىفرمايد:
«بارِكْ لَنا فى الخُبْزِ وَلا تَفَرَّقْ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُ فَلَوْ لَاالْخُبْزُ ما صَلَّيْنا وَلا صُمْنا وَلا
[1]- كليّات سعدى، ص 167، اميركبير.
[2]- بحارالانوار، ج 72، ص 47.
[3]- معراج السعاده، ص 300، رشيدى.
[4]- بحارالانوار، ج 78، ص 12.
ادَّيْنا فَرائِضَ رَبِّنا»[1]
(خدايا!) براى ما، در نان، بركت قرار ده و ميان ماو آن جدايى مينداز، اگر نان نباشد، مانه مىتوانيم نماز بخوانيم و روزه بگيريم و نه واجبات الهى را ادا مىكنيم.
سعدى دراين باره چنين سروده است:
توانگران را وقف است و نذر ومهمانى
زكات و فطره واعتاق و هدى و قربانى
توكى به دولت ايشان رسى كه نتوانى
جزاين دور كعت وآنهم به صدپريشانى[2]
د- پريشانى خاطر
انسان فقيرى كه از نظر مادّى تأمين نيست، خاطرش پريشان است، ونمىتواند با آسودگى خاطر، مطالعه، تفكّر و عبادت كند. امام سجّاد عليهالسّلام مىفرمايد:
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَهَبْ لِىَ الْعافِيَةَ مِنْ دَيْنٍ تُخْلِقُ بِهِ وَجْهى وَيُحارُ فيهِ ذِهْنى وَ يَتَشَعَّبُ لَهُ فِكْرى وَيَطُولُ بِصُمارَسَتِهِ شُغْلى»[3]
پروردگارا! بر محمّد و آلش درود فرست و مرا از رنج و غم وام، عافيت بخش، زيرا بدهى چهرهام را پير و ذهنم را پريشان وفكرم را متفرّق مىسازد و گرفتاريم باهمراهى بدهى، طولانى مىشود.
امام صادق عليهالسّلام از قول سلمان (ره) مىفرمايد:
«... انَّ النَّفْسَ قَدْ تَلْتاثُ عَلى صاحِبِها اذا لَمْ يَكُن لَها مِنَ الْعَيْشِ ما تَعْتَمِدُ عَلَيْهِ، فَاذا هِىَ احْرَزَتْ مَعيشَتَهَا اطْمَأَنَّتْ ...»[4]
همانا نفس، صاحب خود را به اشتباه و خلط كردن مىافكند در صورتى كه ازمعاش
[1]- فروع كافى، ج 5، ص 73، بيروت.
[2]- كليات سعدى، ص 164.
[3]- صحيفه سجاديه، دعاى 30.
[4]- وسائل الشيعه، ج 12، ص 320- 321.
زندگى، آن مقدار برخوردار نباشد كه بر آن تكيه كند (يعنى در صورت نادارى نفس انسان را به اضطراب و پريشانى خاطر مىكشاند) اما اگر نفس، معاش زندگى خود را به دست آورد، آرامش مىيابد.
خلاصه درس
فقر در لغت، تهيدستى، تنگدستى و درويشى و در اصطلاح، نداشتن چيزهاى مورد نياز انسان را گويند.
اسلام، فقر و تنگدستى را مورد مذمّت قرار داده و آن رامنفور مىدارد و در روايات اسلامى ازآن به عنوان مرگ بزرگتر و مانند آن ياد نموده است. اولياى گرامى اسلام نيز در ادعيه خود از فقر و عواقب وخيم آن به درگاه خداوند بزرگ پناه بردهاند كه اين نيز نشانه منفور بودن فقر مىباشد.
فقر آثار نامطلوبى براخلاق مىگذارد، ازجمله آنها عبارتند از: زيادى گناه وخطا، ذلت و خوارى، عاجز بودن از انجام عبادات.
پرسش
1- تعريف فقر را بنويسيد.
2- حديثى درباره نكوهش فقر در اسلام بيان كنيد.
3- كلام حضرت على7در تأثير فقر براخلاق را بنويسيد.
4- تأثير فقر را بر اخلاق بطور خلاصه توضيح دهيد.
5- امام سجّاد7از خدا چه مى خواهد؟
درس دهم تكاثر ثروت
تكاثر به معناى افزون شدن، فراوان شدن و به بسيارى مال و ثروت فخر كردن است.[1]همان گونه كه از تعريف راغب اصفهانى برداشت مىشود، تكاثر اختصاص به ثروت ندارد،[2]بلكه عدّهاى بر اثر زيادى فرزند و قوم و خويش، گرفتار اين صفت ناپسند مىشوند.
تكاثر ثروت از ديدگاه اسلام
اسلام اين صفت نكوهيده را بشدّت محكوم كرده است، تاجايى كه در قرآن مجيد، يك سوره به بيان اين صفت زشت و برحذر داشتن مردم از آن، اختصاص يافته
[1]- فرهنگ فارسى عميد، ص 333، اميركبير.
[2]- مفردات راغب اصفهانى، ص 426، دارالمعرفة.
است.[1]
مال و ثروت دنياكه يكى از نعمتهاى الهى است، و وجود آن در نظام خلقت، لازم است، اگر به عنوان وسيلهاى براى رسيدن به سعادت وتكامل معنوى انسان مورد بهرهبردارى قرار گيرد از هر نظر قابل ستايش است، ولى اگر ثروت به عنوان هدف- نه وسيله- مورد توجّه قرار گيرد، واز ارزشهاى معنوى و انسانى بريده شود، موجب غرور، غفلت، سركشى و ظلم ... خواهد شد كه دراين صورت، نكوهيده و مذموم است.
حضرت على على السّلام فرمود:
«مَنْ أَبْصَرَبِها بَصَّرَتْهُ، وَمَنْ أَبْصَرَ الَيْها أَعْمَتْهُ»[2]
كسى كه از دنيا وسيله بينايى جويد، او را بينا سازد، و كسى كه دراو بنگرد و خيره شود، نابينايش نمايد.
به عبارت ديگر: مَثَل دنيا، مَثَل آئينه است، همانطور كه نگاه به آئينه براى ديدن چهره، انسان را به زيباييها و زشتيهاى چهرهاش بصير و بينا مىسازد. اگر انسان دنيا را وسيله ديدن حقايق جهان خلقت و معرفت به خود ومعرفت به خالق قرار دهد دنيا او را بينا مى سازد. و همانطور كه نگاه به آيينه براى ديدن خود آيينه انسان را از ديدن چهره خود غافل مىكند و از ديدن زشتيها و زيباييهاى صورت خويش كور مىسازد، نگاه به دنيا بطور استقلالى و مشغول شدن به خود دنيا انسان را از معرفت خود، معرفت خدا و شناخت حقيقت جهان غافل و كور مىسازد.
تأثير تكاثر ثروت بر اخلاق
تكاثر ثروت براخلاق انسان، آثار ناگوار فراوانى مىگذارد و اگر انسان توجّه نداشته باشد، سبب پيدايش مسائل زير مىشود:
[1]- سوره تكاثر.
[2]- نهج البلاغه، خطبه 82.